مجله اینترنتی زیتونی یک شبکه خوشمزه!

بیوگرافی امیل زولا

بیوگرافی امیل زولا

هاسپیتل-اپلیکیشن هوشمند مشاوره تلفنی با پزشک

از خود می پرسید چرا امیل زولا، چرا از میان مکین، آلنده، همت و… به آغوش کلمات زولا پرتاب شده ام؟ امیل زولا شاید یکی از آخرین نویسندگان کلاسیک قرن نوزده فرانسه باشد که با توجه به سبک و سیاق خاص خود و گاهی سیاسی نویسی اش، هنوز هم مورد توجه است. او که مکتب ناتورالیسم را با خود به اوج رسانید، نقطه شروعی برای انبوهی از نویسندگان بعد از خود بود. سبک زولا که در زمان خود انقلابی ادبی به شمار می رفت، به مبارزه و نبرد با ادبیات حاکم بر جامعه اشرافی فرانسه رفت. بعد از مرگ زولا، بسیاری از نویسندگان جهان مفهوم صریح و بی پرده ناتورالیسم او را به وام گرفته و داستان های خود را نوشتند. تئودور درایزر، جان اشتین بک، چزاره پاوزه و. . . از دسته این نویسندگان هستند.
نگاهی به جهان داستانی امیل زولا
اینکه ناتورالیسم چیست در حوصله این متن نمی گنجد و تنها می توان به صورت گذرا آن را سبکی دانست که می کوشد با محور قرار دادن «تورات» و جبر اخلاقی، داستان زندگی شخصیت هایش را روایت کند. چون که امیل زولا این مفهوم را در کنار نوعی رئالیسم سیاه و بی پروا همراه کرده بود، توانست جامعه فرانسه را دچار لرزش کند. . . امیل زولا در سال ۱۸۴۰ در پاریس به دنیا آمد. پس از درگذشت پدر زولا، وی و خانواده او ساکن «رکسل آن پرووانس» شدند. تقابل و نزدیکی زولا با فقر مردم و خشونت آشکار زندگی ایشان در همین دوره شکل می گیرد. او در دوران تحصیل با پل سزان (نقاش بزرگ امپرسیونیست) هم کلاس بود و با او از مدرسه گریخت. زولای جوان نتوانست تحصیلات متوسطه را به پایان برساند. او در نهایت تنگدستی و نکبت در پاریس ساکن شد و توانست در روزنامه ها با دفاع از نقاشان امپرسیونیست نامی دست و پا کند. نخستین رمان او یعنی ترزراکن (۱۸۶۶) توسط منتقدان به لجن تشبیه شد. او پس از مدتی مجموعه چند قسمتی خود با نام «روگن ماگار» را آغاز کرد. معروف ترین آثار امیل زولا هم در این مجموعه است: آثاری مانند زمین (۱۸۸۶) دکتر پاتلال (۱۸۹۳) نانا (۱۸۸۵)، ژرمینال (۱۸۸۰) از به یاد ماندنی ترین آثار این مجموعه هستند. زولا بعد از محبوبیت و شهرت به خاطر سکته قلبی در سال ۱۸۸۶ زمین گیر شد.
سلسله رمان های روگن ماگار در سال ۱۸۹۳ به پایان رسیدند. در این حین یکی از به یاد ماندنی ترین وقایع قرن نوزده فرانسه پیش آمد. محکومیت افسری به نام دریفوس که به ناحق به جاسوسی متهم شده بود. این اتفاق خشم بسیاری از روشنفکران را برانگیخت و زولا با نوشتن مقاله معروف «من متهم می کنم» از دریفوس دفاع کرد. تبعات این دفاع خطرناک بود. زولا به انگلستان رفت و بعد از مدتی به فرانسه بازگشت، دریفوس عفو شد. این مسئله زولا را خسته و پیر کرد به طوری که نتوانست سومین جلد مجموعه «انجیل ها» را تکمیل کند. او در سال ۱۹۰۲ بر اثر مسمومیت ناشی از بسته شدن لوله بخاری اتاقش درگذشت، بسیاری از صاحبنظران مرگ زولا را ترور می دانند، تروری که به خاطر دفاع از دریفوس نصیب او شد. زولا هم اکنون در پانتئون مدفون است. از او ۲۸ رمان کامل، هشت جلد مجموعه مقالات، سه جلد داستان کوتاه در یک جلد نمایشنامه باقی مانده است.
امیل زولا و طغیان فرانسوی
امیل زولا در دوره ای نوشتن را آغاز کرد که سایه بالزاک و ادبیات او به همراه اشرافیت دوستدار ادبیات فرانسه را دچار خط و سیری مشخص کرده بود. با آغاز قرن نوزدهم و ظهور هوگو، دوما، شاتو بریان، بالزاک، استاندال و. . . ادبیات فرانسه به چند شاخصه توجه عمیقی داشت: نخست اینکه رئالیسم تازه پای آن دوران نوعی واقعیت گرایی تغزلی بود که با خلق داستان های شاعرانه، روایتی زمانمند و هدفمند را به آن اضافه می کرد، اگر ادبیات بالزاک را دقیق تر نگاه کنیم، درمی یابیم که او استاد پرداخت داستان هایی با محورهای رمانتیک است که همسو شدن آن با واقعیت های زمانی و توجه نویسنده به تاریخ و حافظه این آدم ها، رویکردی شاعرانه پیدا می کنند. در واقع رئالیسم بالزاک می کوشید تا با بریدن قطعاتی از واقعیت روزمره، لحظاتی را بسازد که آدم هایش برخلاف آن روزمرگی «جاودان» باشند.
بیوگرافی امیل زولا
بیوگرافی امیل زولا
نکته بعدی در جریان ادبی دوره زولا طبقه بندی ادبیات بود. ادبیات چون ذاتا در فرانسه، جوهری اشرافی داشت و نویسندگان در محافل اشرافی، بلوغ نوشتن را به دست می آوردند، طبیعتا به همین فرقه بازمی گشت، از لحاظ زبانی و مفاهیم درونی «معمولا» ادبیات ماقبل زولا، ادبیاتی بریده از جامعه و در اختیار قشر اشرافی فرانسه بود. نویسندگان و شعرای روز فرانسه با حفظ میراث رمانتیسم و پذیرش رئالیسم جدید ترکیبی شیرین را به وجود آورده بودند که اگر از دل جامعه هم روایت می کرد باز هم مخاطبان اشرافی خود را داشت. می توان این گونه گفت که مفاهیم درونی داستان ها مانند بابا گوریو و یا صومعه پارم، مفاهیمی بود که لوازم خود را از مردم کوچه و بازار به وام می گرفت و با هنر زبان شاعرانه و خاص پسند، توسط مخاطبان اشرافی و عموما تحصیل کرده خود خوانده می شد. زولا طغیان گری بود که با ناتورالیسم خود، این فضا را به هم زد و جهانی نو و در عین حال واقعی را پدید آورد. در این مقاله کوتاه به سه محور اصلی در آثار این نویسنده اشاره می کنم.
تجربه گرایی و به کنار زدن پرده های رمانتیسم
زولا در جهان داستان های خودمحوری را مدنظر می گیرد که با توجه به ناتورالیسم وحشی و تندروی او اسکلت روایی داستان های او را بازآفرینی می کند، این محور برخورد او با رئالیسم دوره خود است. زولا برای ساختن واقعیت به مفهوم واقعیت، از نوعی روایت مستند و امپرسیونیستی به همراه انبوهی از رنگ، بو و صدا سود می جوید. او درصدد کمرنگ کردن تخیل شاعرانه و به کارگیری موبه مو و لحظه به لحظه واقعیت داستان هایش است. زولا ریشه این واقعیت را در نوعی فساد جبری می دید که با بن مایه های دلخراش خشونت خلط شده باشد. فضاهای او عموما متفاوت هستند. او همان طور که از دغدغه کارگران معدن زغال سنگ (ژرمینال) می نویسد به دل خانه های اشراف رده بالای فرانسه هم سری می زند (سهم سگان شکاری) بنابراین او تحکمی برای یکسان نمایی فضاها و مکان های داستانی اش ندارد.
او آدم هایش را کالبدشکافی می کند. آدم هایی که در خانواده روگن ماگار، هریک به ایفای نقشی اجبار می شوند. زولا حمله اصلی خود را به اخلاق انسانی و اصولا اومانیسم آزادی نگر قرن نوزده آغاز می کند. آدم های او به خاطر قرار گرفتن در موقعیت های طبیعی و روزمره باید زندگی کنند، آنها به هیچ بر دل واقعیت برجسته نشده اند. این زندگی که معیارهایش براساس جبر طبیعی قدرت است آنها را از خود به دور کرده و هیچ سرانجام کلاسیکی برایشان مقدر نمی نماید. یکی از معروف ترین شخصیت های ژان در رمان زمین است که به جنگ طبیعت و باورهای اطراف خود می رود، او از این روایت شکست می خورد و تاب ته نشین شدن در متن را نمی آورد.
نگاهی به جهان داستانی امیل زولا
فساد در جهان بینی زولا نوعی تخطی از روایت های مقابل روی انسان است. این فساد ندرتا معنی بی بندوباری می دهد و بشتر به مفهوم سرکوبی روح آزادی خواه انسان است. شاید زولا از نخستین کسانی باشد که اخلاق عمومی یک ملت را به هجو کشیده است او با شکستن خط قرمزهای موجود در نوشتن، قدرت بیان تعفن پیکره اصلی جامعه فرانسه را به خود می دهد. ناتورالیسم او کمتر مفهوم متافیزیک دارد، اصولا زولا به مانند نیچه به پای بندی های پوسیده دوره خود حمله می برد. در رمان شکست که شرح پیروزی قوای آلمان ۱۸۶۰ بر فرانسه مغرور است او مولفه های شکست جمعی را در فروپاشی سنت های درون فردی روایت می کند.
زولا از جان رمانتیسم چه می خواهد: از دیدگاه این نویسنده نگاه شاعرانه به جهان و قهرمان باوری داستانی منجر به فراموش کردن ساختارهای اصلی هر جامعه می شود. نگاه تغزلی مولف را به نوعی مالیخولیا و توهم هدایت می کند که بافت آن از جامعه دوره خود دور است. زولا نویسنده بسیار متعهدی است. او اگرچه زبانی عامیانه و لحظاتی اشمئزازآور دارد اما این نوع روایت برای دستیابی به جهانی است که در آن ریشه های رمانتسیم به هجو و لجن کشیده می شوند. زولا با این نگاه یک تجربه گرای تمام عیار است. او برای نوشتن هر رمان، ابتدا آن را تجربه می کرد. به معادن زغال سنگ می رفت. با زنان به گفت وگو می نشست و. . . اصولا هیچ نوع خلاقیت تغزلی در آثار او دیده نمی شود ۲ ـ از دیگر شاخصه های جهان امیل زولا، هجوم او به معصومیت جهان ادبی است، جهانی پاک که اگر از سیاهی می گفت برای رسیدن به یک پایان سپید بود.
البته این جریان با استاندال شروع می شود. او در سرخ و سیاه قهرمانش را می کشد و این مرگ حاوی اولین جرقه های نهیلیسم فرانسوی است. با این حال آدم های استاندال معصوم هستند و حتی فساد و بی بندوباری ایشان نیز رنگی از تقدس و عشق دارد. زولا تخریب این معصومیت تاریخی را در دستور کار خود قرار داد. برای بیان خشونت جهان، زولا نیازی به شوالیه ها و کنت های فرانسوی ندارد. عصمت جهان پیش از او توسط آدم هایی نابود می شود که نه متفکرند نه سودای قهرمانی در سر دارند.
جهان بینی بیماری شان و جبر قدرت حاکم بر سرشان از آنها مجانینی داستانی ساخته است. اخلاق که دیگر یک شوخی تکراری است. زولا به خاطر نگاه مدرنش به نقاشی و تصویرسازی دوره خود، امپرسیونیست ها را تأیید می کرد ساختار بصری آثار او نیز دقیقا به همین شکل ساخته شده است. زولا آدم هایش را از هر قشری انتخاب می کند، اما مهم ترین شخصیت های او از قشر فرودست جامعه هستند. او آنها را به میان خیابان ها و مکان ها بازمی آورد و با استفاده از زبانی پر از غلط و به قول منتقدان آن روز غیرادبی ایشان را تصویر می کند. نوشتن از عمق جامعه مترادف با انبوهی از زبان و رنگ است. زولا با سود بردن از این همه هارمونی رنگی، از هر چیز و از هر گونه شی موجود در داستان شخصیت های داستانی می آفریند. او از عمق و بطن پاریس می نویسد. بنابراین گونه ای هرزگی اجتماعی که در زبان و فرم روایی داستان نقش می بندد، توجیه پذیر به نظر می رسد. آدم های زولا طی روالی زمانمند، فروپاشیده و جای خود را به دیگری می دهند، نمونه شاهکار این نگاه در رمان «آسوموار» اتفاق می افتد. جایی که ریشه های سقوط نسل حال و عدل سقوط اغراق آمیز نسل بعد روایت می شود، وقتی این سقوط با دیدگاه های زولا به توارث منتهی می شود.
جامعه ای که امیل زولا از آن می نوشت تدریجا سقوطی همگانی را آغاز می کند و رمان معروف «شکست» دلیلی بر این مدعا است. زولا از بزرگ ترین دشمنان مکاتبی مانند اصالت وجود است. او با بیان این نکته که انسان زیر فشار تاریخ و اخلاق، وحشی شده است، نخستین منتقد جدی مدرنیسم است. نظام نوشتاری او به گونه ای تدوین شده است که آدم ها در موقعیت های مختلف داستانی از مفاهیم قراردادی اجتماعی دورتر و دورتر شده و آن ریشه وجودی خود یعنی انسان وحشی را نمایان می سازند. شاید مهم ترین اثر زولا در این باره رمانی با همین نام «انسان وحشی» است که از معدود رمان های جنایی او به شمار می آید. او حتی به باورهای مدرن تر نیز رحم نمی کند و هر آنچه را که ممکن است برای انسان دوره او مفهوم «سنت» را پیدا کند به تیغ نقد می سپارد. زولا در رمان شاهکار به نقاشی امپرسیونیسم حمله ای سخت کرده و بیماری آدم های این سبک را عیان می کند.
نگاهی به جهان داستانی امیل زولا
این نگاه رواقی از کجا آمده است؟ باید بگویم که زولا در قرنی زندگی کرد که فرانسه در آن سه انقلاب خونین را از سر گذراند. انقلاب کبیر فرانسه که در اواخر قرن ۱۸ صورت گرفت و تا سال ۱۸۱۴ که پایان ناپلئون اول به شمار می آید، جهنمی تاریخی بود. سرکوب مردم و بستن مجلس در سال ۱۸۵۱ که در آن مردم بسیاری به خاک و خون کشیده شدند. در آخر نبرد مفتضحانه ۱۸۶۰ و شکست فرانسه از نیروهای آلمان که منجر به سقوط آخرین امپراتوری فرانسه شد. زولا در این قرن شرحه شرحه شده از مفهوم انسان رمانتیک، معصوم و شاعرمسلک، انسانی وحشی و خشمگین آفریده که درنده خویی او، بنیادها و نگره های تعریف شده اخلاقی، اجتماعی و عاطفی را لگدمال می کند. او به دنبال رابطه ای علی و معلولی بود تا بتواند سیر این سقوط را تدوین کند. ناتورالیسم و پای گذاشتن در عمق جامعه فرانسه، تلاشی بود که او برای گزارش این نظام انتخاب کرد. جامعه ادبی فرانسه زولا را تکفیر کرد و ذهن باشکوه و انسان گرای این جامعه تحمل، انسان تهوع آور امیل زولا را نیاورد، اما این نویسنده توانست جریان جدیدی را بیافریند که با آن سیر ادبیات فرانسه را تغییر داد. زولا یکی از اولین روشنفکران جهان است.
او به عنوان یک آزادیخواه فرانسوی و با تکیه بر پشتوانه ای به نام نوشتن در جامعه خود حضور داشت و می کوشید تا به عنوان یک منتقد قدرت با طبقه حاکم نبرد کند ۳ ـ با این گفتار کوتاه نمی توان اهمیت ادبیات زولا را گوشزد کرد اما با نگاهی اجمالی تأثیر عمیق او را بر ادبیات قرن بیستم درمی یابیم. درست است که جهان بینی زولا با نوعی دگماتیسم فکری همراه است، اما ارزش آثار او را می توان در ادبیات آمریکا درک کرد. فضاهای سیاه و از هم گسیخته آثارش را می توان در تراژدی آمریکایی درایزر احساس کرد. دادائیسم مدیون آنارشیسم تلطیف شده زولا است و او به عنوان یکی از عصیان گران ادبی فرانسه راه را برای زایش مکاتب نو گشود تا به امروز هر آن کس که به سراغ مفاهیم اجتماعی با نگاهی منتقدانه می رود، به وام گیری از ادبیات زولا مشهور می شود. به هر حال قصه ضدکلاسیک با رویکردهای زولا به متن جامعه پیرامونش آغاز می شد. لوکاچ تئوریسین چپ معروف در نقش زولا در ادبیات اجتماعی، تأکید فراوانی کرده است. هیچ انگاری سیاه دهه های بعد از امیل زولا را می توان در راستای نقش ادبی او به راحتی تکوین و توجیه کرد.