بایگانی دسته بندی ها: سرگرمی

روح انسان در کدام بخش از جسمش قرار دارد؟

روح انسان از دیر باز به عنوان موضوعی اسرار آمیز مورد بحث و جدل بوده است. باور اکثر مردم این است که انسان بجز بُعد جسمانی که فناپذیر است، دارای جنبه ای غیر مادی است که با مرگ جسمانی هیچگاه از بین نرفته و همیشه تا ابد زنده خواهد ماند که این موجود غیر مادی به عنوان روح آدمی شناخته میشود. اما روح انسانها در کجای جسم مادی آنها قرار دارد؟ برای یافتن این پرسش نگاهی به آناتومی و ساختار چشم می اندازیم. .

eye1

روح انسان در کدام بخش از جسمش قرار دارد؟ همانطور که از تصویر معلوم است، وقتی به محیط اطراف نگاه می کنیم، تصویری سه بعدی از اجسام پس از عبور از مردمک در شبکیه تشکیل شده و از آنجا از طریق رشته های عصب بینایی به مغز منتقل می شوند. مکانیزم ارسال تصویر به مغز بسیار شبیه انتقال اطلاعات کامپیوتری است. به عبارت دیگر وقتی شما به اجسام نگاه می کنید، اطلاعات رنگها و اجسام بصورت داده های الکتریکی و با حجم چندین مگاپیکسل در هر لحظه از چشم به مغز منتقل می شود و در مغز مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

اما این تصاویر و اطلاعات دیداری چگونه در نهایت توسط ما درک می شوند و دیده می شوند؟ حقیقت این است که مجموعه جسم انسان و بخش هدایتگر آن یعنی مغز، دقیقاً همانند یک کامپیوتر، برای کار کردن نیاز به نرم افزاری دارند که بتواند بخشهای مختلف را در حالت عملیاتی قرار دهد و این نرم افزار چیزی نیست جز همان “روح”. روح در واقع بخش کوآنتومی انسان است که بُعد مادی ندارد و برای زنده کردن انسان در کالبد وی قرار میگیرد.

در مثال بالا نیز وقتی داده ها از طریق رشته های عصبی به مغز منتقل می شوند، طی عملیاتی بسیار پیچیده، تصاویر توسط روح انسان دیده و درک می شوند. البته باید گفت که روح انسان بخودی خود قادر به درک شهودی است اما چون تا زمان زنده بودن انسان، در کالبد جسمانی گرفتار است، باید از طریق سخت افزار بدن اقدام به دیدن و درک محیط اطراف کند. این موضوع زمانی مشخص تر می گردد که به مکانیزم خوابیدن فکر کنیم. وقتی می خوابیم، روح بصورت موقت از بدن خارج می شود به همین دلیل است که وقتی کسی بصورتی خوابیده که چشم هایش نیمه باز است، قادر به دیدن چیزی نیست چون نرم افزار لازم (روح) جهت درک تصاویر دریافتی از چشم موقتاً وجود ندارد.

وقتی خواب می بینیم معمولاً تصاویر واضح و طبیعی هستند چون اکثر رویاها توسط روح دیده میشوند. در صورتی که هیچگاه نمی توانید در حالت بیداری چشم های خود را ببندید و مثلاً چهره کسی را بصورت کاملاً واضح در ذهن خود مجسم کنید. شاید یکی از دلایلی که انسان ها بدون بستن چشم نمی توانند بخوابند این باشد که تعامل روح و مغز وقتی چشم باز است هیچگاه متوقف نمی شود و روح امکان خروج از بدن را نمی یابد. در مورد شنیدن هم دقیقاً وضعیت به همین صورت است.

وقتی شخصی خواب است. ممکن است صداهایی در محیط وجود داشته باشد اما چون روح خارج از بدن است صداها توسط فرد شنیده نمی شود در حالی که هم گوش فعال است و هم مغز. بنابراین میتوان نتیجه گیری کرد که آنچه که ما می بینیم و می شنویم نه توسط مغز، بلکه توسط روح است که درک می شود و مغز تنها نقش پردازش اطلاعات را به عهده دارد و به نوعی میتوان دریافت که محل قرار گرفتن روح انسان در مغز اوست و در واقع یک جنبه از روح، مجموعه دستورالعمل هایی است که سخت افزار مغز را بکار می اندازد.

اگر روح درون انسان نبود، همانند کامپیوتری که فاقد نرم افزار است، عملاً جسم با تمام پیچیدگی هایش فاقد حرکت، احساس و اندیشه می شد. این روح است که باعث میشود انسانها بتوانند درکی همه جانبه از محیط اطراف خود داشته باشند و به زندگی ادامه دهند و در انتها این مرگ است که باعث جدایی روح از انسان می شود. روح همیشه وجود خواهد داشت و هرگز با مرگ از بین نخواهد رفت.

متن کامل اعترافات طنز گونه یک قلیان!

پوریا عالمی در شرق نوشت؛«قهوه‌خانه‌داران در اعتراض به پلمب مغازه‌هایشان به‌دلیل ارایه قلیان مقابل مجلس تجمع کردند.» به همین مناسبت ترتیب گفت‌وگوی زیر را دادیم؛

– خودت را معرفی کن و بگو چرا دستگیر و پلمب شدید؟

: قل‌قل… من تنباکو قلیان‌چاق‌کنیان هستم و با چاق‌کردنم باعث تدخین جوانان و تدفین پیران می‌شوم.

– آیا خودتان خودتان را چاق می‌کردید یا افرادی هدایت‌شده شما را چاق می‌کردند؟

: همان‌طور که شما گفتید افرادی هدایت‌شده می‌آمدند و با استفاده از شلنگ من را چاق می‌کردند.

– قبول دارید که عامل گردهمایی‌های غیرمجاز بودید؟

: بله. من را می‌گذارند وسط و گرد من هم می‌آیند و نشست برگزار می‌کنند.

– فکر می‌کنی چرا اینجایی؟

: تا جوانان ذهنشان درگیر این موضوع شود که چرا من ممنوع هستم. قل‌قل… قل…

– قل‌قل اضافه نکن.

: چشم… قل…

– بعد از جنبش تنباکو کجا بودید و چه‌کار می‌کردید؟

: ما مدت‌ها همچون عشق در پستوی خانه نهان بودیم.

– و آیا این درست است که خانوادگی فعالیت می‌کنید؟

: نه درست نیست. چون فقط پدربزرگم که در تحریم تنباکو دچار رکود شد، سابقه دارد.

– آیا قبول داری که با غرغرکردن تلاش مذبوحانه داشتی؟

: خیر. من غرغر نمی‌کنم، قل‌قل می‌کنم. قل‌قل… قل…

– مثل اینکه این قلیان کام نمی‌دهد، سریع آن زغال را بیاورید چاقش کنیم…

: بله‌بله. من دارم غرغر می‌کنم.

– سازوکارت چه بود؟

: سازوکار من اینطوری است که یک پارچ آب می‌ریزند توی دلم، بعد یک شلنگ وصل می‌کنند. سپس با گذاشتن زغال گداخته، جوانان مردم را فریب می‌دادم تا بنشینند و قلیان بکشند تا اینطوری از انواع سرگرمی‌های شبانه‌روزی که مسوولان برایشان در نظر گرفته‌اند دور شوند.

– در پایان از همه‌چیز عذرخواهی کن و بگو برای جبران گذشته چطوری می‌خواهی آینده‌ات را اصلاح کنی؟

: من در پایان از همه‌چیز عذرخواهی می‌کنم. من حاضرم به‌خاطر جبران گذشته، از این به‌بعد به‌عنوان آفتابه به جوانان خدمت کنم. قل‌قل… قل… ببخشید بی‌زحمت این زغال من را کم کنید، دیگر دارم جوش می‌آورم…

اولین مرسدس بنز طلایی وارد ایران شد +عکس

مرسدس بنز طلایی رنگی که به تازگی از گمرک بندر عباس وارد شده است سر و صدای زیادی در شبکه های اجتماعی به راه انداخته اما هنوز مشخص نیست که این خودرو دارای برچسب کروم طلایی رنگ بوده یا اینکه بدنه ای از جنس آب طلا دارد.

زیتونی-بنز طلاییجام نیوز

پیرزنی ۶۹ ساله، پیرترین DJ جهان +عکس

روت فلاورز پیرزنی است که دست به کاری زده است که کمتر کسی آن را انجام می‌دهد. این زن ۶۹ساله به عنوان پیرترین دی‌جی جهان شناخته می‌شود.

او که هم اکنون لقب «مادر راک» را دارا می‌باشد کارهای جالبی انجام می‌دهد. او لباس‌های ورزشی و اسپرت به تن می‌کند و همواره خود را همراه مد روز پیش می‌برد.

روت ملیتی انگلیسی دارد اما هم اکنون در کلوب‌های فرانسه توانسته طرفداران زیادی بدست آورد.

زیتونی- پیرترین DJ جهان
ماجرای دی.جی شدن این خانم به جشن تولد نوه‌اش مربوط می‌شود. ۴سال پیش یعنی زمانی که او ۶۵ سال داشت به جشن تولد نوه‌اش در یک کلوب شبانه در لندن برگزار شد رفت و در آنجا به موسیقی علاقمند شد. او با نوه‌اش صحبت کرد و گفت که می‌خواهد به یک دی.جی تبدیل شود.

او می‌گوید مدتی طول کشید تا نوه‌اش را متقاعد کند اما سرانجام اصول اولیه موسیقی را آموخت و هم اکنون به یک دی.جی حرفه‌ای تبدیل شده است. او می‌خواهد در یک خانه سالمندان کنسرتی را برگزار کند!!

جام نیوز

پسر آهن ربایی ایرانی+عکس

مورد عجیب «متین جلیل زاده» یک مورد منحصر به فرد نیست؛  «آدم های جذاب مغناطیسی». اما موضوع عجیبی که در مورد او وجود دارد این است که در حالی که بیشتر افراد مشابه او، اشیاء فلزی را جذب می کنند، او می تواند اجسام پلاستیکی را هم جذب کند.

تا همین چند روز پیش، حرفی از کار عجیب آقا متین نبود تا اینکه شیطنت و کنجکاوی های متین گل کرد. ماجرا برمی گردد به زمانی که خانواده متین پای یکی از برنامه های مستند نشسته بودند؛ برنامه ای که در مورد انسان های شگفت انگیز جهان بود و توانایی خارق العاده آنها را نمایش می داد. یکی می توانست با دندان هایش یک کامیون را بکشد، دیگری بازوهای پولادین داشت و …

اما بخشی از این فیلم مربوط می شد به یک پسربچه مغناطیسی؛ پسربچه ای که اجسام فلزی به بدنش می چسبید. دیدن این صحنه ها متین و پدر و مادرش را خیلی متعجب کرد. نمایش های عجیب آن پسربچه تمام شد اما این قسمت فیلم، ذهن متین را حسابی مشغول کرده بود. «هنوز پای تلویزیون نشسته بودیم که متین دوید و رفت داخل آشپزخانه. چند لحظه ای گذشت تا اینکه متین آمد جلوی ما نشست؛ در حالی که یک مشت قاشق و چنگال در دست داشت، این کارش خیلی عجیب بود. متین اصرار داشت که من و مادرش به او توجه کنیم. می گفت من هم می توانم.»

اینها را قاسم جلیل زاده، پدر متین می گوید. به گفته آقای جلیل زاده آن موقع، آنها اصلا تصورش را هم نمی کردند که یک آزمایش ساده بچگانه، نتیجه اش این بشود.

رویایی که به حقیقت پیوست

متین می خواست مانند پسربچه خارق العاده توی فیلم، شانسش را امتحان کند و ببیند که آیا قاشق و چنگال ها به بدنش می چسبند یا نه؟

پدر و مادر متین این کار پسرشان را گذاشتند پای سادگی های بچگانه و البته کمی هم حسادت کودکانه. به اصرار متین، پدر و مادر هم دست از فیلم نگاه کردن کشیدند و میخکوب نشستند تا ببینند که پسرشان می خواهد چه نمایشی برایشان اجرا کند.

«باید به احساسات فرزندمان توجه می کردیم. اولش من و همسرم تصور می کردیم به خاطر اینکه ما از آن پسربچه آهن ربایی فیلم خوشمان آمده، متین حسادت کودکانه اش برانگیخته شده است، متین درست حرکات آن پسربچه را تقلید می کرد. اول پیراهنش را درآورد و بعد قاشقی برداشت و روی سینه اش گذاشت. آرام آرام قاشق را رها کرد. باورکردنی نبود. قاشق روی بدن متین چسبید.»

خاصیت عجیب و غریب بدن این پسربچه همه را به تعجب واداشته است

پدر و مادر متین بعد از دیدن این صحنه تصور کردند که پسرشان بلایی سر خودش آورده و این احتمال را می دادند که متین با چسب این کار را انجام داده. به همین خاطر جلوتر رفتند و قاشق را از سینه پسرشان جدا کردند اما ماده چسبنده ای وجود نداشت.

خطرناک نیست

متین و پدر و مادرش در آن لحظه بسیار هیجان زده شده بودند. بارها این کار را تکرار کردند. واقعا اجسام به بدن پسرشان می چسبید و فرزندشان یک انسان مغناطیسی بود. «مثل یک رویا بود. تصورش را بکنید که در یک بازی کودکانه، یکدفعه مشخص شود که فرزندتان یک آدم خارق العاده است. حس آن روز را اصلا نمی توانم توصیف کنم، راستش را بخواهید من و همسرم خیلی ترسیده بودیم. می ترسیدیم که نکند این ویژگی متین برای سلامتی اش خطرناک باشد یا اینکه اصلا این خاصیت، نشاندهنده یک بیماری باشد. این فکرها مثل خوره به جانمان افتاد تا اینکه تصمیم گرفتیم متین را نزد پزشک متخصص ببریم.»

آقای جلیل زاده پسرش را نزد چندین پزشک برد. حتی برای اینکه مطمئن شود خطری پسرش را تهدید نمی کند، او را بارها به بیمارستان برد تا چکاپ کامل شود اما همه پزشکان یک نظر مشابه داشتند، اینکه این ویژگی متین، عجیب و باورنکردنی است اما اصلا خطرناک نیست و او سالم و سلامت است.

بدن پلاستیک ربا!

کم کم این موضوع به گوش اقوام و در و همسایه ها رسید. به گفته آقای جلیل زاده، همه می آمدند تا از نزدیک مغناطیسی بودن متین را ببینند. جالب اینکه همه شان در ابتدا تصور می کردند که متین، بدنش را به یک ماده چسبنده نامرئی آغشته کرده و تا وقتی که از نزدیک و با دستان خودشان بدن متین و اجسام را لمس نمی کردند، نظرشان عوض نمی شد.

برخی هم نظر جالب تری داشتند و می گفتند این کار یک تردستی ماهرانه است. چیزی نگذشت که این موضوع رسانه ای شد و پای عکاسان و خبرنگاران هم به منزل آقای جلیل زاده باز شد. «گزارشگران از ما کنجکاوتر بودند. بارها اجسام مختلف را مورد آزمون قرار دادند.»

البته این آزمایشات خالی از لطف نبود و باعث کشف عجیب تری شد. «بدن متین علاوه بر فلزات، به اجسام پلاستیکی هم واکنش نشان می دهد و آنها را جذب می کند. جذب اجسام پلاستیکی، ویژگی است که تنها در متین دیده شده چرا که اگرچه انسان های مغناطیسی دیگری هم در دنیا وجود دارند اما تنها فلزات به بدنشان می چسبد.»

آزمون های عجیب و غریب

جالب است بدانید سنگین ترین شیءای که تا به حال به بدن پسربچه مغناطیسی چسبیده و آن را نگه داشته، یک جاروبرقی شارژی ۴ کیلوگرمی بوده است. «پسرم از موقعی که این ویژگی را کشف کرده، مشتاقانه آزمون های زیادی را انجام می دهد. مثلا با آزمایشاتی که انجام داده متوجه شدیم که هنگام صبح، بدن متین خاصیت مغناطیسی اش بیشتر از اوقات دیگر است.»

متین برادر ۱۶ ساله ای هم دارد اما این ویژگی اصلا در او دیده نمی شود. پدر و مادر متین می گویند بعد از اینکه اقوام و بستگانشان از این موضوع باخبر شده اند بعضی حدس زده اند که شاید این ویژگی در آنها هم وجود داشته باشد و به عبارتی آنها هم یک آدم مغناطیسی باشند، به همین خاطر میزان جذابیت مغناطیسی بدنشان را امتحان کرده اند اما هیچ کدام شان مغناطیسی نبودند. «این موضوع نشان داد که مغناطیسی بودن بدن اصلا ارثی نیست.»

همشهری