بایگانی دسته بندی ها: موفقیت

افزایش فروش سایت بدون افزایش ترافیک

اغلب صاحبان سایت به افزایش فروش سایتشان علاقه دارند، ولی دوست  ندارند بر افزایش ترافیک کار کنند. در این مقاله می خواهم شما را با علمی به نام «افزایش نرخ تبدیل» آشنا کنم که کمک می کند بدون افزایش ترافیک، فروشتان را افزایش دهید!

نرخ تبدیل چیست؟

نرخ تبدیل که معمولا با درصد بیان می شود، نشان می دهد در سایت چند نفر از هر ۱۰۰ نفر، اقدام دلخواه ما را انجام می دهند. این اقدام می تواند وارد کردن ای‌میل، عضویت در سایت، خرید از سایت و… باشد. اگر از هر ۱۰۰ نفری که صفحه محصول ما را بازدید می کنند، سه نفر خرید کنند، نرخ تبدیل سه درصد است. چرا بسیاری از وب سایت ها در تبدیل به اندازه کافی موفق نیستند؟ مشکل اغلب آن است که ما مثل بازدیدکنندگانمان فکر نمی کنیم و همین طور مثل بازدیدکنندگان سایتمان تصمیم نمی گیریم. پس اگر در دفترمان بنشینیم و تصمیم های مربوط به سایت را با سلیقه خودمان بگیریم، نمی توانیم به موفقیت های بزرگ برسیم؛ پس راه حل چیست؟
افزایش فروش سایت بدون افزایش ترافیک
آزمون دو گزینه ای
تنها راه کاربردی افزایش نرخ تبدیل آن است که در سایت خود آزمایش هایی انجام دهیم و ببینیم در دنیای واقعی چه مواردی باعث افزایش نرخ تبدیل سایت می شوند. یکی از ساده ترین و معروف ترین تست ها، «آزمون دوگزینه ای» نام دارد. در «آزمون دوگزینه ای» از یک صفحه سایتمان، دو نسخه متفاوت درست می کنیم که تفاوت های بسیار کمی با یکدیگر دارند و کاری می کنیم که برخی از بازدیدکنندگان نسخه اول را ببینند و برخی دیگر نسخه دوم را! سپس به وسیله ابزارهای آنلاین خاص می سنجیم و بررسی می کنیم که کدام یک از این دو نسخه موفق تر عمل می کند.
تغییرات این دو نسخه می تواند در یک یا چند پارامتر باشد. مثلا رنگ دکمه ها می تواند متفاوت باشد، عنوان صفحه محصول عوض شود، عکس محصول عوض شود یا هر مورد دیگری که فکر می کنیم اثرگذار است. پس در «آزمون دو گزینه ای»، به وسیله ابزارهایی که توضیح خواهم داد، دو نسخه متفاوت از یک صفحه درست می کنیم و اثربخشی هرکدام را می سنجیم تا ببینیم کدام موفق تر است و بعد از مدت مشخصی از نسخه ای استفاده می کنیم که موفق تر عمل می کند. به همین سادگی می توانیم نرخ تبدیل سایت را افزایش دهیم!

چهار قدم برای اجرای آزمون دو گزینه ای

۱٫ انتخاب صفحه
نخستین قدم، انتخاب صفحه ای است که می خواهیم آزمون را روی آن اجرا کنیم. مسلما همه صفحات سایت این ارزش را ندارند که وقت زیادی را به آنها اختصاص دهیم و سعی کنیم که آنها را بهینه کنیم. شاید بهترین گزینه این باشد که صفحه های پرفروش ترین محصولاتمان و شاید یک یا دو صفحه فروش را هم انتخاب کنیم و آزمون را فقط روی این صفحات اجرا کنیم و سعی کنیم این صفحات را بهبود دهیم. بنابراین نخستین و مهمترین قدم در برگزاری آزمون دو گزینه ای، انتخاب صفحات کلیدی و اثرگذار سایت است.

۲٫ انتخاب اجزای آزمون

دومین قدم، انتخاب اجزای روی صفحه است. منظور از اجزای روی صفحه، دکمه ها، عکس های روی صفحه، عنوان مطالب، رنگ هایی که استفاده کردیم و هر المان یا موردی است که امکان تغییر آن وجود دارد. بنابراین می آییم حدس می زنیم که چه اجزایی شاید در افزایش فروش اثرگذار باشند و یکی از آن اجزا را انتخاب می کنیم و تغییرش می دهیم. شاید برای شروع بهتر باشد که عنوان صفحات محصول یا حتی نوشته روی دکمه های خرید را تغییر دهیم. این موارد اغلب بر میزان روش تاثیر می گذارد.

۳٫ انتخاب نتیجه

قدم سوم، تعیین کردن نتیجه مورد نظر است. فرض کنیم یکی از اجزای صفحه محصول را تغییر داده ایم، مثلا عنوان صفحه محصول را تغییر داده ایم، چه انتظاری از این تغییر داریم؟ آیا انتظار داریم که دکمه های خرید بیشتر کلیک شود؟ پس نتیجه مورد نظر ما تعداد کلیک های دکمه خرید است؛ اگر انتظار داریم بازدیدکنندگان در صفحه محصول، ویدئوی خاصی را مشاهده کنند، نتیجه مورد نظر ما تعداد مشاهده آن ویدئو است.

۴٫ بررسی نتایج

پس از پایان آزمون که می تواند چند روز یا حتی یک ماه باشد، تصمیم می گیریم که کدام نسخه موفق تر است و از کدام نسخه استفاده کنیم. شاید با توضیحاتی که تا اینجا داده شد، به این فکر افتاده باشید که پیاده سازی چنین چیزی چطور ممکن است؟ چطور می توانیم کاری کنیم که از یک صفحه سایت، دو نسخه متفاوت داشته باشیم و نتایج را بررسی کنیم؟
افزایش فروش سایت بدون افزایش ترافیک
ابزارهای آزمون دوگزینه ای
در دنیای بازاریابی اینترنتی برای اجرای مطالب گفته شده، ابزارهایی حرفه ای وجود دارد. منظورم از ابزار، سایت ها یا سرویس هایی هستند که این خدمات را ارائه می دهند و همین طور برای سایت های وردپرسی افزونه هایی وجود دارد که کمک می کند این کار را راحت تر انجام بدهید. شاید معروف ترین سایت در این زمینه سایت optimizely.com باشد. اگر سایتی با بازدید بسیار بالا یا سازمان بسیار بزرگی دارید، می توانید از خدمات وب سایتی به نام Convert.com استفاده کنید که مسلما مبلغ هایی که باید بپردازید، بسیار بیشتر است.
تمام این سایت ها پولی هستند، ولی هرکدام از اینها امکان تست رایگان را به شما می دهند؛ بنابراین می توانید حداقل یک ماه به صورت رایگان در آن عضو شوید و این آزمون ها را انجام دهید و از همین فرصت یک ماهه می توانید به خوبی استفاده کنید. در ادامه می خواهم در چند دقیقه، طرز کار سایت optimizely.com را به شما نشان دهم و ببینید کار چقدر راحت است و چطور می توانید در کمتر از پنج دقیقه، یک آزمون دوبخشی یا Split test درست و در سایتتان برگزار و نتیجه را بررسی کنید.

اگر وردپرسی هستید!

اگر سایت شما با وردپرس درست شده است، می توانید به جای استفاده از این سرویس ها، از پلاگین های آزمون دوگزینه ای استفاده کنید. یکی از معروف ترین پلاگین ها در این زمینه، Simple Page Tester است که نسخه رایگان دارد؛ البته می توانید نسخه پولی آن را تهیه کنید که امکانات بیشتری را به وب سایتتان اضافه می کند. می توانید به سایت SimplePageTester.com مراجعه کنید و تفاوت های نسخه رایگان و پولی را ببینید.

چند پیشنهاد مدیر سبز

۱٫ تمرکز بر صفحات فرود و محصول
سایت شما شاید دارای صفحات زیادی باشد. اگر می خواهید بر بهینه سازی نرخ تبدیل کار کنید، توصیه می کنم در آغاز فقط بر صفحات فرود و صفحات محصول کار کنید. اگر ده ها محصول دارید، شاید بهتر باشد یک یا دو محصول را انتخاب کنید و فقط بر بهینه سازی این موارد کار کنید.

۲٫ ایجاد فقط یک تغییر

در یک صفحه چندین تغییر ایجاد نکنید! این امکان وجود دارد که در یک صفحه ده تغییر ایجاد کنید و آن را ذخیره کنید، ولی بعد متوجه نخواهید شد که موفقیت شما نتیجه کدام یک از این موارد بوده است. پس خیلی عجله نکنید و فقط یک المان را تغییر دهید، بررسی کنید و سپس سراغ موارد دیگر بروید.

۳٫ اختصاص زمان کافی برای بررسی

برای گرفتن نتیجه درست، زمان کافی اختصاص دهید. شاید اگر دو نسخه از یک صفحه را درست کرده اید، نتایج مشاهده شده بعد از ۲۴ ساعت خیلی قابل استناد نباشد؛ شاید لازم باشد چند هفته صبر کنید تا ببینید کدام نسخه واقعا موفق تر عمل می کند و بعد تصمیم بگیرید که از کدام نسخه به صورت دائمی استفاده کنید.

۴٫ تحلیل و نتیجه گیری

آخرین پیشنهادم این است که پس از انجام هر آزمایش، نتایج را بررسی کنید و سعی کنید قوانینی را بیابید که در سایت شما موثر است. مثلا به این نتیجه می رسید که در سایت شما اگر اندازه نوشته ها بزرگ تر باشد، احتمال خرید بیشتر می شود! البته همین نکته شاید در سایت دیگران صدق نکند! بنابراین بعد از هر آزمایش، سعی کنید نتیجه گیری هایی را انجام دهید که در صفحات محصول بعدی استفاده کنید و لازم نباشد هر مورد را از اول بسنجید.

استارتاپ‌های پیچیده، اما شگفت انگیز

حوزه های استارت آپی قبلی، عمدتا بر خدمات، بازارهای دوسویه و… مبتنی بود. امروز نیز البته ایده ها عمدتا خدماتی است اما وجه تکنولوژیک و پیچیدگی فنی آن بیشتر است. پیچیدگی هایی که ممکن است برای برخی مخاطبان خسته کننده و برای برخی دیگر بدیع و شگفت انگیز و بسیار جذاب باشد.
امروز درباره حوزه های استارت آپی آینده، ابتدا سری به دنیای فین تک ها می زنیم و با فناوری جالب بلاک چین آشنا می شویم. ایده های پیشنهادی کارآفرینی در این حوزه را نیز معرفی خواهیم کرد.
فین تک چیست و چه می کند؟
فین تک (fin tech) مخفف Financial technology است یعنی فناوری مالی. استارت آپ های این حوزه به مردم کمک می کنند تا امور مالی خود را راحت تر انجام دهند. مثل:
استارت آپ های پیچیده اما شگفت انگیز

· پرداخت های داخلی و انتقال بین المللی پول
· مدیریت مالی شخصی
· کمک به قرض دادن و تامین سرمایه دسته جمعی و کمک به نیازمندان
· کارهای مربوط به بانک داری روزمره و بانک های بدون شعبه
· امور مربوط به بیمه
· و البته خدمات مربوط به ارزهای دیجیتال یا رمزنگاری شده مثل بیت کوین و…

استارت آپ های این حوزه زیرساخت هایی فراهم می کنند تا این کارها با امنیت و سهولت بیشتری انجام شود و از این محل کسب درآمد می کند. سیستم های امن نقل و انتقال اینترنتی وجوه، جزو ابتدایی ترین فین تک ها هستند که نیاز به تشریح ندارند. مثال هایی که در ادامه مطلب می آید حوزه های بکرترِ فین تک ها را روشن می کند.
کمک به نیازمندان با خیال راحت
اجازه بدهید ایده ها را از امور خیریه شروع کنیم. حتما هنگام کمک به برخی متکدیان با این سوالات مواجه شده اید که آیا او واقعا نیازمند است؟ آیا کمک من موجب ترغیب این کودک به تکدی گری و… نمی شود؟ برخی استارت آپ ها تلاش می کنند این مشکل را با استفاده از فناوری حل کنند. هم اکنون در دنیا و بعضا در ایران، اپلیکیشن هایی شکل گرفته است که در آن قابلیت های مختلفی وجود دارد.
مثلا در برخی نهادهای حمایتی در آن عضو هستند و افرادی که نیازمندی آن ها سنجیده و تایید شده است به شما معرفی می شوند. برخی نیز برای شما این قابلیت را ایجاد می کند که به صورت منظم پرداخت هایی به خیریه برای مقاصد خاص داشته باشید. اپلیکیشن یاری رسان از این جمله است که آشنایی با قابلیت های آن خالی از لطف نیست؛ از صفحه شخصی کودکان نیازمند تا امکان درج توضیح یا تصویر هنگام کمک.
مدیریت مالی شخصی
تعداد بسیار زیادی از اپلیکیشن ها هم کارشان مدیریت مالی شخصی (PFM) برای شماست؛ کاری که اکثر افراد انجام نمی دهند و به همین دلیل در تنظیم دخل و خرج خود به مشکل می خورند و کسانی هم که به صورت دستی این کار را انجام می دهند باید وقت زیادی صرف آن کنند. برخی از این اپلیکیشن ها به راحتی با بانک یا پیامک های آن ارتباط می گیرد و هزینه ها و دریافتی های شما را ثبت می کند.
شما آخر هفته یا آخر ماه می توانید فهرست هزینه ها را مرور و بررسی کنید که کدام دسته از هزینه ها بیشتر بوده و کدام قابل صرفه جویی است. برخی از آن ها حتی رفتار مالی شما را هم تحلیل و پیشنهادهایی در حوزه پس انداز ارائه می کند. برخی از این نرم افزارها هم برای مدیریت مالی کسب و کارهای خرد، فروشگاه ها و… شکل گرفته است که حسابدار و سیستم حسابداری ندارند. کسبه، پارمیس، فاکتورکن، پولام و نیو از جمله این نرم افزارهاست.
ارزهای رمزنگاری شده و ورود به یک دنیای شگفت انگیز
این روزها بعید است که درباره بیت کوین نشنیده باشید و حتی ممکن است درباره نحوه ایجاد و تبادل آن هم کنجکاو شده باشید. واقعیت این است که بیت کوین بر دو پایه اساسی استوار است؛ یک الگوریتم که افراد متخصص می توانند رمزهای جدیدی کشف و بر تعداد بیت کوین ها بیفزایند (که البته تعداد آن محدود است) و دوم فناوری بلاک چین که با استفاده از آن، نقل و انتقالات بیت کوین بدون وجود نهاد ناظر مرکزی (مثل دولت یا بانک مرکزی)، رصد، صحت سنجی و اعتبار بخشی انجام می شود. ما در این جا به بیت کوین و نحوه استخراج آن (ماینینگ) کاری نداریم اما درباره بلاک چین به عنوان یک ابزار و بستر کارآفرینی حرف بسیار است. همان گونه که از نامش پیداست، بلاک چین، مجموعه ای از بلوک هاست که در آن اطلاعات نقل و انتقالات (DATA) ثبت می شود و به دلیل ثبت رمزگونه هایی به اسم HESH در هر بلوک، امکان تغییر اطلاعات وجود ندارد.
ایده هایی برای تسهیل خرید و فروش و مبادلات با بلاک چین
در این جا قصد آموزش جزئیات بلاک چین را نداریم، بلکه صرفا کافی است بدانیم که بلاک چین یک ابزار غیرمتمرکز و اشتراکی است که در آن همه اعضای شبکه در بستر اینترنت این بلوک ها و اطلاعات آن را می بینند و خودشان به آن اعتباربخشی می کنند، بدون این که بتوانند تغییری در آن ایجاد کنند. یعنی یک بستر امن برای نقل و انتقال انواع دارایی ها. آن چه مهم به نظر می رسد آن است که بلاک چین، بستری است که انبوهی از ایده ها روی آن شکل می گیرد. شما برای نقل و انتقال هر نوع دارایی می توانید بلاک چین تعریف کنید؛ حتی دارایی های شخصی.
بلاک چین می تواند جانشین همه “مرکزی ها” شود؛ همان گونه که بیت کوین رقیب بانک مرکزی می شود، می تواند جانشین شرکت های دولتی یا مرکزی توزیع انرژی، شرکت های تاکسی آنلاین و… شود. مثلا به جای این که نیاز به یک شرکت مثل اوبر یا اسنپ برای اعتبارسنجی رانندگان و اتصال آن ها با مسافران باشد، همه کارها را بلاک چین انجام می دهد! این توضیح خالی از لطف نیست که بلاک چین و به طور کلی فین تک ها را قیام علیه سرمایه داری می نامند؛ یعنی گرفتن حق طبقه متوسط از نهادهایی چون بانک ها که با انجام کار اندک و ایجاد ارزش افزوده حداقلی، پول های گزاف دریافت می کنند.
چگونه وارد دنیای فین تک ها شوم؟
واقعیت این است که دنیای فین تک ها و به خصوص دنیای ارزهای رمزنگاری شده و بلاک چین، در عین جذابیت و شگفتی، پیچیدگی هم دارد. بنابراین برای ورود به این حوزه باید برنامه ریزی بلندمدت داشته باشید. آن چه ما گفتیم صرفا مرور ایده ها و زدن جرقه اولیه بود. اگر در ذهن شما هم جرقه ای خورده یا علاقه مند هستید، ابتدا آشنایی خود را با استارت آپ های فعال این حوزه تکمیل کنید. برای این منظور نشریات تخصصی مثل راه پرداخت (way2pay.ir) را مطالعه کنید. در گام بعد ایده های مختلف را دسته بندی کنید با بررسی نیازها ی مردم و البته رقبا، بهترین حوزه ها را انتخاب کنید. در گام بعد حتما نیاز به تیمی خبره دارید که مجموعه ای از تخصص ها را در خود داشته باشد؛ از آشنایی با مباحث مالی و قوانین مربوط تا مباحث تخصصی مربوط به بلاک چین و همچنین زیرساخت های ارتباطی و برنامه نویسی های لازم.
 استارت آپ های پیچیده اما شگفت انگیز
اینترنت اشیا چه می کند؟
به این فکر کنید که وقتی از خواب بیدار می شوید، چای ساز یا قهوه جوش شروع به کار می کند و تا شما به آشپزخانه می رسید، نوشیدنی آماده است. یا این که یخچال تاریخ انقضای مواد غذایی یا کمبود برخی مواد غذایی را خبر می دهد. یا حتی این که منزل هوشمند شما، اطلاعات مربوط به وضعیت سلامتی، فشار خون و چربی را برای پزشکتان می فرستد و دستورهای سلامتی لازم را هم روی گوشی به اطلاعتان می رساند. همه این ها آن چیزی است که به اینترنت اشیا معروف است؛ یعنی مجهز کردن ابزارآلات و وسایل اطرافمان به حسگرها و البته اینترنت برای انجام خودکار امور.
استارت آپ ها در این حوزه به دنبال حل مسائل روزمره با این فناروی ها هستند؛ از گم کردن سوئیچ خودرو تا یادآوری کارهای مهم، افزایش امنیت منزل و بهینه سازی مصرف انرژی. البته با واردکردن اینترنت به کسب و کارها، برای مدیریت انبار، ثبت ورود و خروج ها، ایجاد امنیت و حتی حسابداری، کسب و کارهای متعددی شکل می گیرد که در آینده بیشتر درباره آن ها خواهیم شنید.
اما شبکه های اجتماعی
ارتباط؛ کلیدواژه اصلی شبکه های اجتماعی است. شبکه هایی که با تسهیل اطلاع رسانی به مردم کمک می کنند تا به راحتی مشورت بگیرند، اطلاعات دریافت کنند و نیازهای اجتماعی-ارتباطی خود را برطرف کنند. نیازی به شمردن نمونه های موفق نیست فقط کافی است درباره نوآورانه های این حوزه بگوییم. برخی به شبکه اجتماعی برای خردسالان (با همه سختی هایش) فکر می کنند و برخی به بسترهای ارتباطی جدید برای فروم های تخصصی قدیمی؛ از اعضای یک صنف تا علاقه مندان به داستان سرایی و شعر. شاید یک بستر اجتماعی برای ثبت دلنوشته ها، داستانک ها و شعرها در صفحه شخصی و گرفتن بازخورد از بقیه اعضا یک ایده جذاب باشد. به خصوص که در این بستر مسابقه ای هم برای نویسندگان برتر ایجاد کند و پله ای باشد برای کشف استعدادها و شناساندن آن ها.

با این کارها فروش‌تان دو برابر می‌شود

دو روش ابتدایی برای افزایش میزان فروش وجود دارد: یا باید بیشتر بفروشید یا معامله های بزرگ تری انجام دهید. بیشتر فروشندگان سعی می کنند بیشتر بفروشند، اما موفق ترین فروشندگان آنهایی هستند که تلاش می کنند با مشتریان بهتر و غول های صنعتشان کار کنند.
البته مشکلی وجود دارد! اگر می خواهید به مشتریان سطح بالا یا سازمان های بزرگ دسترسی پیدا کنید، نمی توانید فقط با تماس گرفتن یا ارسال ای میل آنها را متقاعد به خرید کنید. بلکه باید یک استراتژی صد در صد موفق را به کار بگیرید: یک کمپین کامل و برنامه ریزی شده به شما کمک خواهد کرد که فروشتان را به بیش از دو برابر افزایش دهید و نسبت به رقبایتان برتری پیدا کنید.

۱٫ ۱۰ مشتری ایده آلتان را فهرست کنید.
ایرادی ندارد اگر بخواهید ده سازمان یا شرکت ایده آلی را که می خواهید با آنها در زمینه فروش همکاری داشته باشید، فهرست کنید، اما باید دیدگاه استراتژیک تری را در پیش بگیرید. افراد مشخصی را که باید با آنها ملاقات یا تماس داشته باشید، شناسایی کنید. وقتتان را با مدیران سطح دوم و سوم هدر ندهید. به سراغ نایب روسا، مدیران سطح دوم و سوم هدر ندهید. به سراغ نایب روسا، مدیران عامل یا اجرایی بروید که قدرت لازم برای تصمیم گیری در مورد پیشنهاد شما را داشته باشد.
تنها استراتژی ای که می تواند فروش تان را بیش از دو برابر کند
۲٫ از قبل برای بخش ارتباطتان با این افراد برنامه داشته باشید.
زمانی که می خواهید به سراغ مشتریان ارزشمندتری بروید، تماس های تلفنی از پیش تعیین شده بدترین روش ممکن خواهد بود. این افراد روزانه با صدها نفر صحبت می کنند. به منظور اینکه خود را نسبت به بقیه متمایز کنید، قبل از برقراری تماس یا ارسال ایمیل، هر قسمت از پیام و برنامه ارتباطی تان با آنها را مشخص کنید.

۳٫ غیرمتعارف فکر کنید.
سپس باید هفت روش متفاوت را برای تاثیرگذاری روی این مشتریان خارق العاده پیدا کنید. تماس تلفنی و ای میل در این هفت مورد جایی ندارند. روش هایی منجر به فرد پیدا کنید تا بتوانید ارزشی واقعی به آنها ارائه دهید و توجهشان را جلب کنید.

۴٫ شبکه ارتباطی تان را گسترش دهید.
اگر یکی از مشتریان یا شرکای تجاری مشتری مورد نظرتان بتواند شما را به مدیرعامل معرفی کند، قطعا مسیر ساده تری برای اولین ملاقات با او خواهید داشت. همچنین می توانید برای پیدا کردن شبکه های ارتباطی، از شبکه اجتماعی لینکدین استفاده کنید.

۵٫ بسته های شخصی سازی شده برایشان ارسال کنید.
زمانی که دارید به هفت روش تاثیرگذاری فکر می کنید، به دنبال راه هایی نیز باشید که چیز باارزش و شخصی سازی شده ای را برای مشتری مورد نظرتان بفرستید. گزارش ها، نمونه ها، مطالعات موردی، یادداشت های دست نویس و دعوت نامه به همایش های بزرگ و پراهمیت نمونه های خوبی از این راه های ارتباطی هستند. درعوض، این پیشنهادهای باارزش و پر از اطلاعات شما را به عنوان یک متخصص در ذهن مشتری تان جا می اندازند. زمانی که می خواهید فروش بسیار زیادی داشته باشید، باید با صرف مقداری زمان و هزینه، این بسته های شخصی سازی شده را تهیه کنید.

۶٫ همه چیز را از طریق پست پیشتاز بفرستید.
باور کنید من در اداره پست کار نمی کنم! اما مشخص است که هر کسی آنقدر کنجکاو هست که بخواهد داخل بسته های پست پیشتاز، یا از آن بهتر، بسته های ارسالی به وسیله پیک را باز کند. حتی مدیران عامل شرکت های بزرگ نیز نمی توانند در مقابل این کنجکاوی مقاومت کنند. این کار روشی عالی برای اطمینان از این موضوع است که مخاطبتان حتما این بسته ها را باز خواهدکرد و چشمش به بسته سفارشی شما، خواهدافتاد که آنقدر بادقت برنامه ریزی و شخصی سازی شده است.

۷٫ حالا می توانید تماس بگیرید یا ای میلی بفرستید.
زمانی که بسته سفارشی تان را فرستادید، می توانید به وسیله تماس تلفنی یا ارسال ای میل آن را پیگیری کنید. به دلیل آنکه مشتری مورد نظرتان اسم شما و بسته باارزشی را که برایش فرستاده اید، دیده است، تمایل خیلی بیشتری برای شناخت و برقراری ارتباطی با شما خواهدداشت. این کار شروع مکالمه را برایتان بسیار آسان تر کرده و جو صمیمانه تری را ایجاد خواهدکرد.

۸٫ تسلیم نشوید.
برخی از مشتریان به سرعت به شما پاسخ مثبت می دهند. برخی دیگر این طور نیستند. فقط کافی است به تاثیرگذاری خود ادامه دهید. اگر اصلا پاسخی دریافت نکردید، به سراغ یک مشتری سطح بالای دیگر در همان سازمان بروید و دوباره تلاش کنید. بستن قراردادهای بزرگ نیازمند مداومت در کار و صبوری است، اما قطعا دو برابر کردن میزان فروش، ارزش این صبر و پشتکار را خواهدداشت.

چرا مشتریانم از من خرید نمی‌کنند؟

هرچقدر هم که فروشنده خوبی باشید، نرخ فروشتان هیچ گاه به صد در صد نخواهد رسید. اما اگر مدتی است که نمی توانید مشتری بگیرید، احتمالا دلیل خاصی دارد. خوشبختانه می توانید مطمئن باشید که وقتی مشکل مورد نظر را شناسایی کردید، می توانید فرآیند فروشتان را بهبود ببخشید و در نهایت نتایج بهتری کسب کنید.

۵ دلیل اصلی عدم خرید مشتریان از شما:
چرا مشتریانم از من خرید نمی کنند؟
۱٫ سعی می کنید محصولاتتان را به همه مردم بفروشید.
یک روند خوب فروش بیشتر در مورد کیفیت مصداق دارد، نه کمیت. اگر مشتریانتان از شما خرید نمی کنند، صلاحیت مشتریانتان را بررسی کنید. آیا آنها را به خوبی هدف قرار داده اید؟ آیا می دانید که چرا آنها گزینه های خوبی برای فروش هستند؟ یا آیا فقط سعی می کنید به هر کسی که سر راهتان قرار گرفت و کوچک ترین علاقه ای به محصولاتتان نشان داد، چیزی بفروشید؟ اگرچه شاید این طور به نظر برسد که کنار گذاشتن برخی مشتریان کار عاقلانه ای نیست، اما محدود کردن دامنه تمرکزتان به مشتریانی که حداقل صلاحیت لازم برای خرید از شما را دارند، باعث موفقیت هرچه بیشترتان خواهدشد. نه تنها احتمال بیشتری دارد که این مشتریان از شما خرید کنند، بلکه شما نیز زمان بیشتری برای گفت و گو با مشتریان مناسب در اختیار خواهیدداشت و می توانید بیانیه فروشتان را برای هرکدام از آنها به صورت شخصی سازی شده تدوین کنید و موقعیت های فروش فوق العاده ای برای خود رقم بزنید.

۲٫ خودتان مشتریان را از خود می رانید.
دلیلی وجود دارد که دیگر بیشتر مردم به تماس شماره های ناشناس پاسخ نمی دهند. چرا که نمی خواهند به اجبار چیزی به آنها فروخته شود. اگر فروشندگان بخواهند از ایمیل نیز به عنوان بازاری مزاحم کنند، دیگر پیام های الکترونیکی از سوی مخاطبان ناشناس نیز خوانده نخواهندشد (اتفاقی که هم اکنون نیز تا حدودی رخ می دهد.) اشتیاق مصنوعی خود را کنار بگذارید. از اعمال فشار روی مشتریان دست بردارید. در عوض، رفتاری واقعی در پیش بگیرید و ارزشی واقعی به مشتری اعطا کنید. شاید بهتر باشد که خود را به عنوان یک مشاور در نظر بگیرید، نه فروشنده. همچنین باید تا می توانید در مورد مشتریانتان اطلاعات کسب کنید تا با پرسیدن سوالات ساده، وقت آنها را نگیرید.

۳٫ از پاسخ منفی می ترسید و سعی می کنید با آن رو به رو نشوید.
متوجه شدم. رو به رو شدن با پاسخ منفی کار سخت و ترسناکی است. اما واقعیت این است که نمی توانید پاسخ های منفی را به طور صد در صد کنار بگذارید، چرا که اگر به طور مستقیم نیز با آنها رو به رو نشوید، باز هم می دانید که وجود دارند. بهترین زمان برای رفع این دغدغه ها این است که در مراحل ابتدایی یا میانی فروش، که هنوز ذهن مشتری کاملا باز است، دست به کار شوید. برای اینکه بدانید چه چیزی مانع از خرید مشتری تان شده، از او بپرسید: اگر تمایلی به خرید ندارید، می توانید دلیلش را به من بگویید؟ ما در مورد دلایل علاقه شما به این محصول صحبت کردیم. آیا می توانید کمی وقت بگذارید و به من بگویید که چه چیزی باعث عدم تمایلتان به خرید شده؟ طبیعی است که قبل از خرید چنین محصولی کمی احساس نگرانی کنید. اگر دوست داشته باشید، می توانید دغدغه هایتان را به من بگویید تا کاری در جهت رفع آنها انجام دهم. در مورد مزایای این محصول صحبت کردیم. به نظرتان چه معایبی ممکن است شما را از خرید بازدارد؟

۴٫ احساس ضرورت ایجاد نکرده اید.
محصولی که عرضه می کنید، شاید مهم ترین چیزی باشد که ذهنتان را به خود مشغول کرده است. اما این محصول برای مشتری فقط یکی از آن هم چیزهایی است که قرار است توجه او را به خود جلب کند. اگر دلیلی برای خرید به موقع به مشتری ندهید، او احتمالا به طور کلی پیشنهاد فروش شما را فراموش می کند. آیا می خواهید تلاشتان برای جذب مشتری ثمره ای داشته باشد؟ پس سوالاتی بپرسید که مشتری متقاعد شود کسب و کارش یا رفاه زندگی اش به محصول شما بستگی دارد: اگر تا فلان زمان این محصول را نداشته باشید، چه اتفاقی می افتد و چه چیزی را از دست می دهید؟ می توانید از عواقب نداشتن این محصول برایم بگویید؟ آیا خرید این محصول برای شما اولویت به حساب می آید؟ این محصول چندمین اولویت شماست؟ چه مدت است که به خرید این محصول فکر می کنید؟
۵٫ اجازه نمی دهید مشتری احساس امنیت کند.
هیچ کس دلش نمی خواهد کاری کند که به آن صد در صد اطمینان ندارد. این موضوع باعث متوقف شدن بسیاری از فرآیندهای فروش می شود. بالاخره این را نیز در نظر بگیرید که مشتری تصمیم به خرید بگیرد، بودجه لازم را گردآوری کند، زمان بگذارد، انرژی بگذارد و از محصول شما استفاده کند، اما در نهایت متوجه شود که آن محصول نه تنها کارایی و سودی برایش ندارد، بلکه کاملا به دردنخور بوده است. به همین خاطر یکی از وظایف شما به عنوان نماینده فروش این است که کاری کنید مشتریان نسبت به هزینه ای که می کنند، احساس امنیت و آسودگی خاطر داشته باشند. به روش های گوناگونی این کار امکان پذیر است.
یکی از بهترین روش های اطمینان بخش این است که شرکتتان شرایط خرید خاصی را برای مشتریان منظور کند: بازگشت پول در صورت عدم کسب نتایج خاص یا دوره آزمایشی استفاده از محصول مورد نظر. اینکه بدانید مشکل عدم فروش تقصیر مشتری نیست و همه چیز به خودتان ارتباط دارد، شاید ناراحت کننده باشد، اما حالا که لااقل دلایل این مسئله را متوجه شده اید، می توانید گام مناسبی در جهت رفع مشکلتان بردارید.

اگر پاسخ‌تان به این ۷ سوال مثبت است، موفق و خوشحالید

 اعداد می آیند و می روند، ولی احساسات دائمی هستند، به خصوص اگر احساسات شامل این باشد که راجع به خود چه حسی دارید.
بعضی وقت ها مقایسه می تواند مفید باشد… ولی اگر پای حس رضایت و شادی شما در میان باشد، مسلماً مقایسه می تواند نتیجه معکوس به دنبال داشته باشد.
مثل اینکه مدام خود را با بقیه مردم مقایسه کنید. کافی است این کار را انجام دهید، و خواهید دید که چقدر راحت احساس ناموفق بودن به شما دست می دهد. اگر شما کارآفرین باشید و خوتان را با ریچارد برانسون مقایسه کنید، احساس شکست خواهید کرد. اگر خواننده باشید و خودتان را با تیلور سویفت مقایسه کنید، احساس شکست خواهید کرد. اگر هدف شما این باشد که دنیا را تغییر دهید و خودتان را با استیو جابز مقایسه کنید…
 اگر پاسخ شما به هر یک از این 7 سوال مثبت است، پس بسیار موفق تر از چیزی هستید که فکر می کنید
مشکل مقایسه همین است. هر چقدر هم موفق باشید، همیشه کسی وجود دارد که موفق تر از شماست. همیشه کسی بهتر، یا باهوش تر، یا پولدارتر، یا (ظاهراً) خوشحال تر وجود دارد.
پس دست از مقایسه بردارید. فقط روی خودتان تمرکز کنید. سپس به دنبال این نشانه ها باشید که نشان می دهد شما موفق تر، و احتمالاً خوشحال تر، از آن چیزی هستید که فکر می کنید.
۱٫ آیا من دوستان نزدیکی دارم؟
دوستان نزدیک همیشه کمیاب هستند. یک بررسی در این مورد نشان داده که پاسخ دهندگان احساس می کردند تعداد دوستانی که می توانند مسائل مهم خود را با آن ها در میان بگذارند، در بیست سال گذشته به طور میانگین از ۲٫۹۴ به ۲٫۰۸ کاهش پیدا کرده است. اگر شما بیش از دو یا سه دوست نزدیک دارید، خوشحال باشید. نه فقط به خاطر ارتباط اجتماعی، بلکه چون اثر مثبت رابطه دوستی روی طول عمر شما دو برابر بیشتر از چیزی است که از ورزش کردن نصیبتان می شود.
۲٫ آیا من می توانم افراد دور و بر خودم را انتخاب کنم؟
بعضی ها کارکنانی دارند که آن ها را به معنای واقعی دیوانه می کنند. بعضی ها مشتریانی دارند که شدیداً نفرت انگیز هستند. بعضی ها آشنایانی معمولی دارند که بسیار خودخواه و خودپسند هستند. نکته اینجاست که این افراد، خودشان آن آدم ها را انتخاب می کنند. آن آدم ها در زندگی حرفه ای یا شخصی شان هستند چون که به آن ها اجازه می دهند باقی بمانند.
افراد موفق، افراد موفق را جذب می کنند. افراد سخت کوش، افراد سخت کوش را جذب می کنند. افراد مهربان با افراد مهربان در ارتباط هستند. کارکنان خوب می خواهند که برای رییس های خوب کار کنند. اگر آدم های دور و بر شما کسانی هستند که خودتان می خواهید کنارتان باشند، موفق هستید. و اگر این طور نیست، پس وقتش رسیده که تغییراتی به وجود آورید.
 اگر پاسخ شما به هر یک از این 7 سوال مثبت است، پس بسیار موفق تر از چیزی هستید که فکر می کنید
۳٫ آیا من پول کافی برای انتخاب های مثبت دارم؟
خیلی از مردم زندگی خود را با فیش حقوقی ماهانه شان می گذرانند. بدتر از آن، خیلی ها مجبور هستند بین مایحتاج اصلی زندگی خود انتخاب کنند (مثلاً اینکه هزینه نسخه داروخانه برای قرص آنتی بیوتیک را پرداخت کنند یا پول بنزین ماشینشان را.)
اگر پول کافی در می آورید، و خیلی زیاد پول خرج نمی کنید، که بتوانید انتخاب های مثبتی در مورد نحوه خرج کردن مقداری از آن پول داشته باشید (مثلاً سرمایه گذاری، با رفتن به تعطیلات، یا شرکت در کلاسی که علاقمندید… هر کاری که می خواهید انجام دهید و نه اینکه مجبور باشید)، پس موفق هستید.
۴٫ آیا من شکست را فقط به عنوان نوعی تمرین می بینم؟
شکست سخت است، ولی همچنین می تواند بهترین راه برای یادگیری و رشد باشد. همیشه آزمایش، چالش، و موانع وجود دارد، ولی در نهایت پشتکار همیشه برنده می شود. هر انسان موفقی بارها شکست خورده است. (بیشتر آن ها خیلی بیشتر از شما هم شکست خورده اند. به همین خاطر است که حالا بسیار موفق هستند.)
اگر شما از هر شکست استقبال کنید، آن را مال خود بدانید، از آن یاد بگیرید، و مسئولیت کامل قبول کنید که دفعه بعد اوضاع حتماً به شکل متفاوتی پیش برود، پس شما موفق هستید. و به مرور زمان، شما حتی موفق تر هم خواهید بود چرا که هیچ وقت از تلاش برای بهتر شدن از چیزی که امروز هستید متوقف نمی شوید.
۵٫ آیا من بخشنده هستم؟
همه ما این لحظه را تجربه کرده ایم: مکالمه ای خوب با کسی داریم، متوجه نقطه نظرات مشترکی با فرد مقابل می شویم… و ناگهان: آن شخص عبارت «من به چیزی احتیاج دارم» را مطرح می کند. و همه چیز در مورد این تعامل تغییر پیدا می کند. چیزی که در ابتدا دوستانه به نظر می رسید حالا حالت نیاز پیدا می کند… و احتمالاً اگر نتوانید کمک کنید احساس گناه به شما دست می دهد (به خصوص اگر تصمیم بگیرید که نمی خواهید کمک کنید.)
مردم معمولاً به دو دسته تقسیم می شوند: بعضی ها گیرنده هستند، و بعضی ها بخشنده.
و جای تعجب نیست که کسانی که معمولاً بیشتر احساس موفق بودن می کنند، گیرنده ها نیستند. افراد موفق اگر بهشان پیشنهاد کمک شود آن را قبول می کنند، ولی حس نمی کنند که نیاز دارند چیزی را از کسی بخواهند. در واقع، آن ها روی این تمرکز می کنند که چه کاری می توانند برای بقیه انجام دهند.
 اگر پاسخ شما به هر یک از این 7 سوال مثبت است، پس بسیار موفق تر از چیزی هستید که فکر می کنید
۶٫ آیا من دیگران را در معرض دید و توجه قرار می دهم؟
درست است، شاید تمام کار اصلی را شما انجام دادید، شاید شما کوه را جابجا کردید، شاید شما همه رقبا را کنار زدید.
ولی اگر به دنبال تحسین یا تقدیر نیستید، معنیش این است که شما موفق هستید. معنیش این است که شما در درون خودتان احساس افتخار می کنید، که مهم تر از هر چیز دیگری است. معنیش این است که شادی شما از موفقیت دیگران حاصل می شود. شما نیاز به شکوه و افتخار ندارید، خودتان می دانید که به چه چیزی دست پیدا کرده اید. اگر شما از تأیید شدن دیگران لذت می برید ولی به تأیید شدن توسط دیگران نیاز ندارید، شما موفق هستید.
۷٫ آیا من واقعاً حس هدفمندی دارم؟
افراد موفق هدف دارند. در نتیجه، آن ها هیجان زده، متعهد، پر اشتیاق، و بی باک هستند. و آن ها اشتیاق خود را با دیگران به اشتراک می گذرانند. اگر شما هدفی را پیدا کرده اید، اگر شما چیزی را پیدا کرده اید که الهام بخشتان است، به شما انرژی می دهد، شما را هیجان زده می کند که بیدار شوید، بیرون روید و تلاش کنید، پس شما موفق هستید، صرف نظر از اینکه چقدر پول در می آورید یا دیگران چه فکری می کنند.
چرا؟
چرا که شما زندگی را به شیوه خود سپری می کنید، و این بهترین نشانه برای موفقیت است.

چگونه قبل از ۳۰ سالگی میلیونر شویم؟

گرنت کاردون، کارشناس فروش بین الملل که از سوی روزنامه نیویورک تایمز به عنوان پرفروش ترین ناشر شناخته شده یکی از موفق ترین کارآفرینان دنیا است. شوی رادیویی این فرد ثروتمند با عنوان Cardone Zone یکی از محبوب ترین برنامه های رادیویی است. او تاکنون موسس سه شرکت تحت عناوین کاردون اینترپرایز، هلدینگ املاک کاردون و گروه کاردون بوده است. او دیدگاه های کارشناسانه خود در زمینه فروش و تجارت را به عنوان یک فرد موفق برای ایجاد انگیزه در افراد در پنج جلد کتاب منتشر کرده است. کتاب های او شامل فروش برای نجات، راهنمای نجات از مخمصه، اگر اول نباشی آخر می شوی، قوانین ۱۰X و بفروش یا به حراج برو می شود.
کاردون اخیرا برای سایت شناخته شده کارآفرینی، مطلبی نوشته که در آن ۱۰ راز میلیونرشدن را آموزش می دهد. در ادامه نکات این نویسنده سرمایه دار را می خوانیم. پولدار شدن و میلیونر شدن همیشه یک تابو بوده است. از نظر عمده مردم میلیونرشدن و یک فرد پولدار بودن تا قبل از ۳۰ سالگی بیشتر یک فانتزی است تا یک واقعیت. اما از نظر منطق این موضوع نه تنها فانتزی نیست، بلکه ممکن و قابل دسترس است. من در سن ۲۱ سالگی، از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، تقریبا ورشکسته و تا خرخره در قرض؛ اما در سن ۳۰ سالگی به یک میلیونر تبدیل شدم. در سن ۲۱ سالگی فکر نمی کردم که یک روز اینقدر پولدار باشم. نه این که آرزویی در سر نداشته باشم اما همیشه فکر می کردم کاری پیدا کنم که بتوانم خرج زندگی ام را دربیاورم. بعد از آن که وضع زندگی ام بهبود پیدا کرد و یک سرمایه دار شدم، همیشه در ذهنم کارهایی را که در این مدت انجام داده بودم، مرور می کردم و این که چه نکاتی منجر به این موفقیتم شد. حالا می خواهم ۱۰ گام برای تضمین میلیونر شدن تا سن ۳۰ سالگی را با شما به اشتراک بگذارم. شاید به دردتان بخورد.
چگونه قبل از 30 سالگی میلیونر شویم؟
۱٫ دنبال پول بروید
در شرایط اقتصادی دنیای امروز شما نمی توانید یک مسیر برای پولدارشدن داشته باشید و چشم به میلیونر شدن بدوزید. دوران تلاش برای یک درآمد و تضمین آن و به رفاه رسیدن به سر رسیده است. دیگر نمی توان در یک اداره ماند و سخت کار کرد و به رفاه رسید. حالا هر فرد باید برای سرمایه دار شدن نقشه راه داشته باشد و براساس برنامه ریزی عمل کند. اولین گام برای میلیونر شدن این است که درآمد خود را افزایش دهید و این افزایش را همیشه در نظر داشته باشید و هر روز با خود تکرار کنید. درآمد من ۹ سال پیش ۳۰۰۰ دلار در ماه بود و حالا به ۲۰ هزار دلار در ماه رسیده است. از همین امروز به دنبال پول بروید. این کار شما را مجبور می کند درآمدهای خود را کنترل کنید و فرصت ها را بیابید. منظور از افزایش درآمد این است که شما در هر روز باید به فکر یک منبع درآمد جدید باشید نه آن که فقط در یک کار فروش تان را بیشتر کنید، بلکه راه های کسب درآمدتان را افزایش دهید.

۲٫ تظاهر نکنید؛ واقعا پولدار شوید
من اولین ماشین یا حتی اولین ساعت لوکسم را تا زمانی که درآمد خوب نداشتم، تهیه نکردم. زمانی این کار را برای خودم کردم که چندین منبع درآمدی مطمئن داشتم. حتی وقتی به یک میلیونر تبدیل شدم، ماشین قدیمی خودم را سوار می شدم. این که شما سعی کنید خود را پولدار نشان دهید، چیزی به شما نمی افزاید، یا حتی این که دیگران فکر کنند شما پولدار هستید. سعی کنید شما را به خاطر چارچوب های کاری تان بشناسند، نه برای زرق و برق هایی که به زندگی تان می افزایید.

۳٫ برای سرمایه گذاری پس انداز کنید، نه برای مواقع  اضطراری
تنها دلیل پس انداز استفاده از آن برای سرمایه است. پول پس اندازتان را در یک حساب امن و غیرقابل دسترس بگذارید. هیچ وقت از این حساب برای کار دیگری استفاده نکنید، حتی برای موارد اورژانسی. این کار شما را وادار می کند که مرحله یک را دنبال کنید. یعنی برای نیازهای اورژانسی و سایر نیازها به دنبال درآمد دیگری باشد، نه آن که به پس اندازتان تکیه کنید. تا امروز من هر سال تقریبا دو بار ورشکسته شده ام. دلیلش این بوده که مازاد پولم را در حسابی گذاشته ام که نتوانم به آن دسترسی داشته باشم. این سرمایه قرار است برای شما درآمد بیافریند نه این که تنها زخمی را درمان کند و از بین برود. به این فکر کنید که اگر این سرمایه در اختیارتان نباشد و برای شما درآمد نیافریند، ممکن است در آینده جدا از دورماندن از آرزوهاتان، چالش های مالی داشته باشید که با درآمد روزمره شما حل نشود. فکر کنید اگر این پول را خرج کنید، پدر نان آور خانه را کشته اید و حالا کسی نیست که تامین تان کند. یا فکر کنید که شما گاوی در خانه دارید که شیر می دهد و هر سال برای شما گوساله ای می زاید، شاید فروشش بتواند سقف بالای سرتان شود، اما قطعا از روز بعد از فروش شما گرسنه خواهیدماند.
۴٫ از وام های بدون کاربرد دوری کنید
برای خودتان یک قانون بگذارید که هیچ قوتی پولی را قرض نگیرید که برای شما سودی ندارد. من برای خرید یک ماشین پول قرض گرفتم و دلیلش این بود که آن ماشین برای من درآمد داشت. بیشتر افراد برای جامه عمل پوشاندن به آرزوهای کوچک شان وام هایی می گیرند که سال ها اقتصاد آنها را به چالش می کشد، خرید ماشین، خرید تلویزیون ال سی دی، یا حتی مسافرت رفتن دلیل خوبی برای گرفتن وام نیست. وام باید سرمایه زایشی شما را افزایش دهد، نه آن که تنها بر بدهی های شما بیافزاید تا به اصطلاح تفریحی به زندگی شما افزوده شود. افراد پولدار فقط در صورتی وام می گیرند که بخواهند آن را سرمایه کنند و منبع درآمدهای شان را افزایش دهند. مردم فقیر وام می گیرند تا چیزهایی بخرند که مردم پولدار را پولدارتر کنند.
چگونه قبل از 30 سالگی میلیونر شویم؟
۵٫ با پول همچون یک عاشق حسود برخورد کنید
میلیون ها نفر آرزوی آزادی مالی دارند، اما تنها آنهایی که آن را اولویت خود قرار می دهند، میلیون می شوند. برای آن که پولدارشوید و پولدار بمانید، باید این کار را اولویت خود قرار دهید. پول همچون یک عاشق حسود است. به آن بی توجه شوید، آن هم به شما بی توجه می شود، شاید حتی بدتر از شما؛ شما را ترک می کند و به سراغ کسی می رود که پول اولویتش باشد. پول با کسی می  ماند که پول را دوست دارد و برای نگه داشتنش برنامه می چیند. خود را بی نیاز از درآمد بدانید، پول از شما دوری می کند.

۶٫ پول هیچ وقت نمی خوابد
پول چیزی راجع به ساعت، برنامه ریزی یا تعطیلات نمی داند؛ پس شما هم آنها را فراموش کنید. پول عاشق مردمی است که چارچوب های کاری قوی دارند. وقتی من ۲۶ سالم بود، در فروشگاهی کار می کردم که تا ساعت هفت باز بود، اما همیشه می توانستید تا ساعت ۱۱ شب من را در حال فروش بیشتر از تایم معمول پیدا کنید. هیچ وقت تلاش نکنید که زرنگ ترین یا خوش شانس ترین فرد باشید. تا جایی که می توانید کارکنید تا تضمین دهید که از همه بیشتر کار می کنید. کارکردن بیشتر به شرط داشتن درآمد بیشتر. هیچ وقت در شرایطی نباشید که کار می کنید ولی درآمدی را برای خود متصور نشوید.

۷٫ فقر هیچ معنایی ندارد
زمانی من فقیر بودم و این خیلی حس بدی داشت. همیشه به قدر قناعت پول داشتم و این واقعا برایم دردآور بود. باید همه ایده ها و مسائلی که منجر به فقر شما می شود را حذف کنید. به قول بیل گیتس این که شما فقیر به دنیا بیایید، تقصیر شما نیست اما اگر فقیر از دنیا روید، دیگر کسی جز خودتان مقصر نیست. شما باید واژه فقر را برای خود بی معنا کنید. باید جوری عمل کنید که همیشه درآمد لازم برای نیازها و حتی بیشتر داشته باشید و در کنار آن راهی برای پس انداز و سرمایه گذاری هم باشد.
چگونه قبل از 30 سالگی میلیونر شویم؟
۸٫ یک مربی میلیونر پیدا کنید
بیشتر ما در طبقه متوسط یا فقیر جامعه به دنیا می آییم و همیشه خودمان را در محدودیتها و ایده های همان گروه نگه می داریم. من همیشه کارهای میلیونرها را مطالعه می کنم و آن کارها را دوبرابر برای خودم اجرایی می کنم. برای خودتان یک مربی شخصی میلیونر بیابید و همیشه کارهای شان را مطالعه کنید. بیشتر افراد پولدار شدیدا سخاوتمند هستند و دانش و منابع خود را با دیگران به اشتراک می گذارند. ایده ها و افکار یک میلیونر شاید نتواند برای شما کسب و کار شود اما قطعا می تواند شما را در مسیر کسب و کار فعلی تان جلو بیندازد. همیشه ایده های خوب، ذهن را باز می کنند.

۹٫ از پول خود برای برداشتن وزنه های سنگین استفاده کنید
سرمایه گذاری درواقع جام مقدس میلیون شدن است. این جام را باید سربکشید تا کامیاب شوید. این واقعیت را سرلوحه خود کنید که سرمایه شما باید درآمد بیشتری از کار شما بیافریند. اگر شما درآمد مازاد نداشته باشید، نمی توانید سرمایه گذاری کنید. دومین جایی که من کارم را در آن شروع کردم، شرکتی بود که ۵۰ هزار دلار برای سرمایه گذاری از من طلب کرد؛ آن شرکت در ۱۰ سال گذشته هر ماه به من ۵۰ هزار دلار سود می دهد. سومین سرمایه گذاری من در حوزه املاک بود، جایی که من با ۳۵۰ هزار دلار سرمایه آغاز به کار کردم، آن پول تقریبا بخش بزرگی از دارایی های من بود؛ اما همچنان آن سرمایه را امروز دارم و برای من درآمدزایی دارد. سرمایه گذاری تنها دلیل برای انجام دیگر گام های میلیونرشدن است و پول شما باید- باید- کار کند و وزنه های سنگین را برای شما بردارد.

۱۰٫ برای ۱۰ میلیون دلار گام بردارید، نه یک میلیون دلار
تنها اشتباه مالی من در طول عمرم این بود که به اندازه کافی بزرگ فکر نکردم. شما را تشویق می کنم که به بیش از یک میلیون دلار فکر کنید. روی این سیاره خاکی اصلا قحطی پول نیست، تنها تعداد کمی از افراد هستند که به اندازه کافی بزرگ فکر می کنند. آن قدر بزرگ که شاید اگر آن را به دیگران بگویید، فکر کنند شما دچار جنون شده اید. آرزوها باید بزرگ و باورآفرین باشند. باید فرد را نگران کنند. نگران اینکه به آن آرزو دست نیافته است. اگر این طور باشد هر ساعت به دنبال آن می رود و همچون قسطی که باید پرداخت شود برای آن بال بال می زند.
این ۱۰ گام را دنبال کنید، من تضمین می دهم که شما پولدار شوید. سعی کنید از افرادی که می گویند آزادی مالی یک طمع ذاتی است، دوری کنید. از طرح های یک شبه پولدار شدن دوری کنید، چارچوب کاری داشته باشید و هیچ وقت تسلیم نشوید و زمانی که این کار را کردید و میلیونر شدید، برای کمک به دیگران اشتیاق داشته باشید و به همه کمک کنید که به یک میلیونر تبدیل شوند.

سادگی کسب و کار در این پیتزا فروشی!

شعبه پیتزافروشی ای به نام «برانکس» در سن دیه گو وجود دارد که کارت اعتباری قبول نمی کند و تحول درب منزل نیز ندارد. خبری از نان سیر یا بال سوخاری نیز نیست. درواقع منوی آنها خیلی ساده است: پیتزا کامل. برش پیتزا و کالزونه. ضمنا فقط یک اندازه پیتزا در آن جا یافت می شود. دیگر ساده تر از این نمی شود! در انتهای منوی پیتزافروشی برانکس نوشته شده است:
«همین و تمام! ما حداکثر تلاشمان را کرده ایم تا همه چیز در اینجا ساده باشد. ساده تر و راحت تر برای شما و برای ما. تمام پیتزاها یک اندازه هستند. ۴۵ سانتی متری هستند و به هشت قسمت تقسیم شده اند. یک پیتزا برای سه تا چهار نفر کافی است. زمانی که می خواهید سفارش خود را ثبت کنید، به نکات زیر توجه داشته باشید:
• فقط پول نقد پذیرفته می شود. کارت خوان نداریم!
• ما روی پیتزاهایمان گوشت مرغ، آناناس، فلفل جالاپنو و بیکن نمی گذاریم.
• آن پنیری که روی پیتزا می بینید، پنیر ریکوتاست، نه پنیر فتا.
• ما سالادهایمان و سس مخصوصشان را به سوپرمارکت سر کوچه سپرده ایم! از آنجا تهیه کنید.
• لطفا تقاضای بال سوخاری نکنید.
• تلفنی سفارش نمی گیریم.»
سادگی کسب و کار در این پیتزا فروشی!
به هوای خوردن پیتزا بیرون رفته بودم که سر از برانکس درآوردم. موقع بازگشت تمام ذهنم درگیر سادگی بی نظیر آنها بود. پیتزافروشی برانکس محصولاتی ساده و خارق العاده ارائه می کند و از این بابت به خود می بالد. همه ما می توانیم درس هایی را از آنها بیاموزیم. همه شنیده ایم که می گویند «کسب و کار خود را ساده نگه دارید»، اما چند نفر از ما واقعا این موضوع را در کسب و کار خود پیاده کرده ایم؟ خیلی ساده ممکن است دچار این تفکر شده باشیم که با پیشرفت کسب و کار باید آن را پیچیده تر نیز بکنیم. اما حقیقت این است که پیچیدگی فقط باعث ایجاد آشفتگی می شود.
به این مثال توجه  کنید: مک دونالد سال ها تلاش کرده است تا منوی خود را با افزودن غذاهایی مثل «مک لابستر» یا «مک اسپاگتی» پر و پیمان تر نشان دهد، اما هیچ کس توقع ندارد که این برند بتواند این غذاها را نیز به اندازه همبرگرهایش مشهور کند و تعجبی نداشت که آنها موفق نشدند. اما اخیرا مک دونالد تصمیم گرفته است که کاری واقعا ساده انجام دهد: تمام روز صبحانه ارائه کند! و حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ میزان فروش آنها از حد تصورشان نیز بالاتر رفت. نیازی نیست که متخصصانی استخدام شوند تا روی یک ایده عجیب، پیچیده و احتمالا ناموفق کار کنند، بلکه ایده ساده ای مطرح و انجام شد و به موفقیت رسید.

چرا ساده گرایی امر مهمی است؟
من به این مشهورم که اغلب سخت ترین راه ممکن را برای انجام دادن کارها انتخاب می کنم. اگر مسئله ای پیش بیاید، من از قبل نقشه و راه حل پیچیده ای برایش دارم! تا این که یک نفر سر برسد و به راه حل ساده تری اشاره کند و با تعجب از من بپرسد که چرا آن کار را انجام ندادم! ساده تر همیشه بهتر است. استراتژی بازاریابی خود را در نظر بگیرید. اگر بخواهید در آن واحد پنج کار انجام دهید، چطور می توانید متوجه شوید که نتایجی که به دست آورده اید، حاصل کدام تاکتیک است؟ و کدام یک شما را از مسیر موفقیت دور می سازد؟
اما اگر در هر بازه زمانی روی یک تغییر متمرکز شوید، می توانید به خوبی آن را بسنجید، ارزیابی کنید و سپس به سراغ تغییر بعدی بروید. ارائه گزینه های بیش از حد به مشتریان باعث کلافه شدن آنها می شود و حتی ممکن است آنها قید خرید از شما را به طور کلی بزنند. این مسئله را «تحلیل فلج کننده» می نامند. فقط کافی است بخواهید چیزی از آمازون بخرید. من می خواستم یک کیف موبایل برای گوشی ام تهیه کنم و به همین خاطر به سراغ آمازون رفتم. در نتیجه جست و جوی من حدود ۱٫۲ میلیون کیف موبایل پیش رویم قرار گرفت. صفحه مرورگر را بستم و به سراغ فروشگاه نزدیک خانه مان رفتم که گزینه های محدودتری داشت.

چه چیزی را می توانید ساده کنید؟
از شما می خواهم که نگاهی به کسب و کار خود بیندازید و از خود بپرسید که چه چیزی بیش از حد و به شکلی غیرضروری پیچیده است. هر بار که می خواهید با این مسائل پیچیده برخورد کنید، چه میزان استرس به خود وارد می کنید؟ فراموش نکنید که همه چیز را از دید مشتری نیز ببینید. شاید مراحل ثبت سفارش بیش از حد طولانی باشد. هیچ دلیلی برای این مسئله وجود ندارد. کوتاه ترش کنید و سوال کمتری از مشتری بپرسید. زمانی که چیزهای بیش از حد پیچیده را شناسایی کردید، روش هایی برای ساده سازی آنها پیشنهاد کنید. شاید کمی سخت باشد، چرا که روش های پیچیده قبلی در ذهنتان خانه کرده اند و ممکن است نتوانید با رویکرد متفاوتی به مسائل نگاه کنید. بنابراین شاید بهتر باشد که از کارمندان، دوستان و همکاران خود نظر بپرسید، سپس بهترین روش را انجام دهید. باید بدانید اگرچه ممکن است ساده سازی مسائل کمی زمان ببرد، اما در طولانی مدت متوجه ارزش این سرمایه گذاری زمانی خواهیدشد.

۱۲ پیش بینی «اکونومیست» درباره سال ۲۰۱۸

 سال ۲۰۱۷ زمینه ساز تحولات بسیاری بود که در یک سال آینده جهان شاهد آنها خواهدبود. به این بهانه و در آستانه سال نو میلادی، نشریه «اکونومیست» ویژه نامه سالانه خود را تحت عنوان «جهان در سال ۲۰۱۸» را منتشر و در آن ۱۲ پیش بینی را برای سال میلادی پیش رو ارائه کرده است.
اکونومیست در توصیف سال ۲۰۱۸ از عبارت «اعصاب خردکن» استفاده و اعلام کرده است: سال آینده، سال تلاش مردم دنیا برای گریز از تنش های سیاسی و آشفتگی های تکنولوژیک خواهدبود. البته اکونومیست برای سال ۲۰۱۸ نوید رشد اقتصادی قابل قبولی را نیز داده است. به نوشته این نشریه، چالش هسته ای کره شمالی، گفت و گوهای «برگزیت»، اصلاحات اقتصادی چین، انتخابات میان دوره ای آمریکا و انتخابات ریاست جمهوری در برزیل و مکزیک، سال ۲۰۱۸ را به سالی حیاتی تبدیل کرده است. این نشریه پیش بینی کرده در سال آینده میلادی شاهد نبردهای جذاب برای اثرگذاری و ایده ها باشیم. در کل تحولات سال ۲۰۱۸ در قالب ۱۲ رویداد دسته بندی شده است.
12 پیش بینی «اکونومیست» درباره سال 2018
در کنار رویدادهای سیاسی مورد اشاره، المپیک زمستانی کره جنوبی و جام جهانی فوتبال روسیه نیز از دیگر روندهای کلیدی سال ۲۰۱۸ هستند. اما جالب ترین بخش این گزارش، پیش بینی خداحافظی با برخی رهبران جهان در این سال است. نشریه انگلیسی «اکونومیست» جدیدترین ویژه نامه سالانه خود را تحت عنوان «جهان در سال ۲۰۱۸» منتشر کرد. به گزارش این نهاد سال ۲۰۱۸، سالی «اعصاب خردکن» خواهدبود. در سال آینده تلاش مردم دنیا در راستای گریز از تنش های سیاسی و آشفتگی های تکنولوژی است. البته در سال ۲۰۱۸ می توان نیم نگاهی به رشد اقتصادی قابل قبول و رویدادهای جهانی شامل المپیک زمستانی و جام جهانی فوتبال داشت. در این رابطه دنیل فرانکلین، ویراستار «جهان در ۲۰۱۸»، می گوید: «سال آینده در بسیاری از جنبه ها همچون چالش هسته ای کره شمالی، گفت و گوهای «برگزیت»، اصلاحات اقتصادی چین، انتخابات میان دوره ای آمریکا و انتخابات ریاست جمهوری در برزیل و مکزیک، حیاتی خواهدبود. در این سال شاهد نبردهای جذاب برای اثرگذاری، ایده ها و رهبری خواهیم بود.» در جدیدترین گزارش سالانه «اکونومیست»، ۱۲ روند مهم جهانی برای سال ۲۰۱۸ پیش بینی شده است که در ادامه این گزارش به طور اجمالی توضیح داده خواهندشد.

۱٫ ترامپیسم و مکرونیسم
در سال ۲۰۱۸ شامل دو نوع جهان بینی متفاوت خواهیم بود که در رقابت با یکدیگر قرار دارند. دونالد ترامپ با اولویت قرار دادن آمریکا، شعار «نخست آمریکا» را در دستور کار خود قرار داده است. امانوئل مکرون اما نوعی از قراردادهای اجتماعی را که منطبق با جهانی شدن هستند، قول داده است، قراردادهایی که در کنار افزایش رقابت و کارآفرینی از کارگرهایی که شغل های خود را از دست داده اند، حمایت خواهد کرد. به گزارش «اکونومیست»، ماکرون نمونه امروزی شده تدی روزولت است؛ رییس جمهوری اسبق آمریکا که بیشترین سهم را در «عصر ترقی» داشت.

۲٫ انتخابات تعیین کننده؛ برزیل، مکزیک، ایتالیا و میان دوره ای آمریکا
هر ۱۲ سال یک بار، دو انتخابات مهم و تعیین کننده آمریکای لاتین، برزیل و مکزیک، همزمان می شوند. در بزرگ ترین سال انتخاباتی منطقه آمریکای لاتین، در این دو کشور و سایر کشورهای منطقه، رای دهندگان نوسازی سیاسی و پایان فساد را طلب خواهندکرد. از طرفی یک انتخابات آشفته در ایتالیا، بهبود اقتصادی این کشور را با چالش رو به رو خواهدساخت. در آمریکا، دموکرات ها می توانند در رقابتی نزدیک برای تصاحب کرسی های «مجلس نمایندگان» پیروز شوند و راه را برای به دادگاه کشاندن ترامپ فراهم سازند.

۳٫ سور و سات سیاسی و اقتصادی المپیک زمستانی کره جنوبی و جام جهانی فوتبال در روسیه
این دو رقابت بسیار مهم، توجه جامعه جهانی را به خود جلب خواهدکرد. کره جنوبی المپیک زمستانی را در سایه برنامه های هسته ای کره شمالی برگزار خواهدکرد. روسیه نیز در برهه حساسی از روابط این کشور با غرب و اندکی پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری که نتیجه آن پیروزی ولادیمیر پوتین است، رقابت های  جام جهانی فیفا را برگزار می کند. در هر دوی این رویدادها، شاهد تقابل ورزش با سیاست خواهیم بود.

۴٫ خداحافظی با رهبران فرسوده ژاپن، کوبا و عربستان سعودی
امپراتور ژاپن، آکیهیتو، رییس جمهوری کوبا رائول کاسترو و پادشاه عربستان، شاه سلمان رهبرانی هستند که در سال جدید آماده می شوند تا از سمت خود کناره گیری کنند. در این رابطه تعداد زیادی از رهبران جهان که مدت ها است بر مسند قدرت تکیه زده اند (همچون نیکولاس مادورو در ونزوئلا) سعی خواهندکرد همچنان موضع خود را حفظ کنند.
12 پیش بینی «اکونومیست» درباره سال 2018
۵٫ رشد اقتصادی متوازن شده جهان
۱۰ سال پس از بحران مالی ۲۰۰۸، یک حس خوشایند فراگیر در اقتصاد جهان شروع خواهدشد. گرچه برای بسیاری سال ۲۰۱۸ می تواند به معنای آغاز بهبود واقعی اقتصاد باشد، اما در واقعیت ممکن است روند بهبود به انتهای خود رسیده باشد: به عقیده کارشناسان، اقتصاد جهان تمایل دارد هر ۸ تا ۱۰ سال، وارد رکودی عمیق شود. آخرین رکود مربوط به سال ۲۰۰۸ است. پرسشی که مطرح می شود این است که دلیل اصلی رکود بعدی چیست؟ اتخاذ سیاست های انقباضی شدید و سریع توسط بانک های مرکزی.

۶٫ زمانی حساس برای سیاست جهان؛ برگزیت، نفتا و کره شمالی
گفت و گوهای پراسترس «برگزیت» در پاییز ۲۰۱۸- زمانی که توافق نهایی جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا باید صورت گرفته باشد- به اوج خواهدرسید، چرا که پارلمان ها باید در زمان مقرر یعنی مارس ۲۰۱۹ آن را به تصویب برسانند. بنابراین احتمال دست نیافتن به توافق برگزیت بالا است. در سال ۲۰۱۸ مشخص خواهدشد که آیا توافق تجارت آزاد «نفتا» از فشارهای حمایت گرایانه دونالد ترامپ نجات پیدا خواهدکرد یا خیر. مهم تر از همه، در سال آینده رییس جمهوری ترامپ باید درخصوص برنامه های هسته ای کره شمالی تصمیم بگیرد.

۷٫ سال کلمات مخفف
در سال آینده قوانین جدید اتحادیه اروپا در مورد داده ها (GDPR) و تامین مالی (PSD, MiFID2) اجرایی خواهدشد. کنفرانس تغییرات آب و هوایی در لهستان (COP24) نیز در راستای فرآیند توافق پاریس برگزاری می شود. بوتان قصد دارد برنامه «خوشبختی عظیم ملی (GNH)» را برای کسب و کارهای خود اجرایی کند. پیشرفت های تکنولوژی مهم همچون نسل جدیدی از تکنولوژی های تلفن همراه (۵G) با شروع المپیک زمستانی رونمایی خواهندشد. هوش مصنوعی (AI) نیز در مناطق بیشتری به کار گرفته خواهدشد.

۸٫ روند معکوس تکنولوژی:
سیاستمداران با وضع جریمه ها، مقررات و تفسیر سختگیرانه تر از قوانین رقابتی (سیاستی که معادل امروزی دوران آنتی تراست آمریکا است) غول های تکنولوژی همچون فیسبوک، گوگل و آمازون را به تکاپو خواهندانداخت. همچنین فشارهای بیشتری برای شفافبت منبع و درستی محتوای آنلاین به وجود خواهدآمد. شرکت هایی که به دنبال تملک دارایی هستند نیز تحت نظر بیشتر سازمان های آنتی تراست قرار خواهندگرفت.

۹- کشورهای آسیایی در صدر لیگ ها
در سال ۲۰۱۸ قهرمانی برای کشورهای آسیایی است، نه در فوتبال بلکه در بسیاری از زمینه های دیگر. بر این اساس پیش بینی شده است رشد اقتصادی بوتان در جهان سرآمد باشد؛ چین جایگاه ایتالیا را از لحاظ تعداد میراث های جهانی به ثبت رسیده در یونسکو بگیرد و هند برنامه بلندترین مجسمه جهان خود را تکمیل کند.

۱۰٫ نشانه هایی از زمان؛ از اوج زاد و ولد تا ماجراجویی در فضا و دریا
در سال ۲۰۱۸، تعداد نوزادان متولدشده در سراسر جهان کاهشی چشمگیر خواهدداشت (مفهوم peak baby)؛ تعداد سفینه هایی خصوصی برای فرستادن توریست به ماه افزایش خواهدیافت، ترجیحات مصرف کنندگان به خودروهای بزرگ اسپرت فروش انواع دیگر خودروهای جدید را قبضه خواهدکرد و از بزرگ ترین کشتی جهان «Prelude FLNG» رونمایی خواهدشد.

۱۱٫ دوره جدید پزشکی
مورخان علم پزشکی معتقدند سال ۲۰۱۸ پیشرفت های پزشکی- همچون درمان براساس ِDNA- محقق خواهند شد. برجسته ترین اتفاق سال ۲۰۱۸، تایید اولین دستکاری دارویی RNA. که یک کلاس جدید از داروها را معرفی می کند خواهدبود. درمان های ژنی و تغییرات ژنی از دیگر پیشرفت های پزشکی در سال های ۲۰۱۸ است.

۱۲٫ کلمه سال
فیلم «مری پاپینز باز می گردد» با بازی امیلی بلانت، همزمان با صدمین سالروز تحقق حقوق زنان در بریتانیا اکران خواهدشد. خانم بنکس، حامی حقوق زنان در این فیلم، مطمئن است فرآیندهای سیاسی که توسط زنان از سال ۱۹۶۴ ایجاد شده در این فیلم نشان داده خواهدشد.

اصول بازاریابی پیامکی

بازاریابی پیامکی بر اساس ارسال پام های کوتاه روی گوشی های موبایل مشتریان است. باید بدانیم طبق پیش بینی ها تا  سال ۲۰۲۰، ۹۰ درصد مردم جهان گوشی همراه خواهند داشت.

این امر بازاریابی پیامکی را به امری جذاب برای شرکت های کوچک و بزرگ تبدیل کرده است.باید بدانیم که استفاده از اینترنت موبایل دیگر جای موبایل کامپیوتر شخصی را گرفته است.بیشتر جستجوهای اینترنتی از طریق گوشی های موبایل انجام می شوند. بازاریابی پیامکی یک از دسته های بازاریابی مستقیم دسته بندی می شود.

چطور بدانیم این مدل بازاریابی برای مناسب است یا خیر. درست است که هزینه ی پیامک تبلیغات بسیار کم است اما باید قبل از شروع کارهای زیادی را انجام بدهیم.

 بازاریابی پیامکی
کارهایی که باید از شروع پیامک تبلیغاتی انجام بدهیم

  •     چگونه باید شماره ها را جمع آوری کنم.
  •     قبل از شروع بازاریابی پیامکی از چه اشتباهاتی باید اجتناب کنیم.
  •     چگونه پیامک های تبلیغاتی خود را خواهید فرستاد.

جمع اوری شماره های موبایل برای بازاریابی پیامکی

باید بدانید بسیاری از مشتریان حاضر نیستند شماره موبایل خود را بدهند.در حالی که ایمیل خود را براحتی می دهند.

برای گرفتن شماره ی موبایل آنها باید به شما اعتماد زیادی داشته باشند.در ضمن آنها باید بدانند پیشنهادی که برای آنها از پیام کوتاه می فرستید یک پیشنهاد ویژه است، نه آن چیزی که از طریق ایمیل می فرستید.

با مشتریان روراست باشید و برای معرفی پیام کوتاه های خود به مشتری از گام های زیر استفاده کنید.

راهنمایی اول:

پیغام ها بسیار کم ارسال خواهند شد. شاید حداکثر دو بار در ماه.

راهمایی دوم:

پیشنهادات کاملا اختصاصی خواهند بود و برای کسانی که شماره شان را با شما سهیم شده اند ارسال خواهند شد.

راهنمایی سوم:

پیامک ها برای مواردی مانند سفارشات جدید، یادآوری قرارها، و یا یادآوری خدمات است.با این راهنمایی ها شما شانس زیادی داردی که شماره موبایل آنها را بگیرید.

شما می توانید این کار را با یک برگه ی ثبت نام، یا وقتی با آنها پشت گوشی صحبت می کنید، یا با اجازه دادن به آنها برای ارسال یک فرم به سایت شما انجام دهید.می توانید به آنها شماره ای بدهید تا به آن پیام کوتاه بفرستند.

با پشتکار وظیفه ی خود را انجام بدهید

وقتی کار کمپین پیامکی خود را شروع کردید، باید مطمئن شوید وقتی یک مشتری تقاضای خارج شدن از لیست کرد باید او را سریعا خارج کنید.نگه داشتن او در لیست شما غیرقانونی خواهد بود.یک سری قوانین هست که وقتی بازارایابی پیامکی می کنید باید از آنها آگاه باشید.

فقط انتخاب کنید

شما باید قبل از ارسال پیامک رضایت او را داشته باشید.

لغو اشتراک

شما باید با هر ارسال خود یک گزینه ی لغو اشتراک را نیز در نظر بگیرید.

اگر آن گزینه را انتخاب کردند باید سریعا لغو اشتراک شوند.

از هزینه ها آگاه باشید

برای مشتریان با برنامه ی پیامک های نامحدود، باید بدانند در صورت رفتن به لیست پیامک محدود باید هزینه پرداخت کنند.

اینها تنها راهنمایی هایی هستند.

شما باید قبل از شروع کار بازاریابی پیامکی از تمام قوانین مطلع باشید.

این وظیفه ی شماست که قبل از سرمایه گذاری قوانین را بدانید، یک مشاور می تواند به شما کمک کند.

تعریف چاچوب، راه اندازی و شروع کمپین پیامکی

وقتی شماره های خود را جمع کردید، فهمیدید که از تمام قوانین درست استفاده می کنید، می توانید کمپین پیامکی خود را شروع کنید.

پیشنهاد می شود از یک سرور سوم شخص استفاده کنید که می تواند برگشت سرمایه ی شما را رصد کند.

یک پیغام لغو اشتراک در هر پیامک تعبیه کنید و پایگاه داده های پیامکی خود را مدیریت کنید.

زندگی مشترک‌تان را با این نکات ارزیابی کنید

 بازه های زمانی مانند پایان سال فرصت مناسبی به وجود می آورد که زندگی مشترک مورد بررسی قرار گیرد. برای این که مطمئن شوید یک رابطه سرپا و خوب دارید، بد نیست سوالاتی از خود بپرسید و زندگی مشترک تان را ارزیابی کنید و برای تغییرات و اصلاحاتی که می خواهید در دوره جدید انجام دهید برنامه ریزی کنید. اینجا پرسش های کلیدی برای چک کردن سالانه همراه با فهرستی از رفتارهای یک زوج سالم آورده ایم تا بتوانید رابطه مثبت را هفتگی بررسی کنید.
زمان شما را به جاهای سری خواهد رساند: وقتی فکر می کنید زمان مناسبی برای ارزیابی دوره ای است تصمیم تازه ای نگیرید. در عوض با همسرتان بنشینید و یک ماه تمام زندگی را ارزیابی کنید. به خودتان فرصت یک ماهه ای بدهید انگار که به خواب زمستانی رفته اید. مودبانه تمام دعوت ها را رد کنید. خودتان را سرگرم دیدن فیلم نکنید و در اوقات فراغت، روی نظم دادن خانه و تفکر به اولویت های زندگی تمرکز کنید و تصمیم بگیرید که در دوره جدید پیش رو چه کاری را می خواهید انجام دهید.
برای پاسخ به تست های ازدواج زمانی را اختصاص دهید تا ببینید که شما و همسرتان در یک سال چطور عمل کرده اید. به این فکر کنید که کجا خوب عمل کرده اید و چه چیزهایی را می خواهید تغییر دهید یا اصلاح کنید.
 زندگی مشترک تان را ارزیابی کنید
میزان تعهد شما چقدر قوی است؟

تعهد چسبی است که رابطه را به هم وصل می کند. این موضوع تصمیمی است که شامل عبور از «من» در مقابل «تو» است و باید جای آن را به کلمات «ما» و «خودمان» بدهید. آنها را انتخاب کنید. محققان می گویند زوج هایی که تصمیم گرفته اند به طور متعهدانه با هم باشند میزان موفقیت بیشتری در زندگی به نسبت کسانی دارند که در زندگی مشترک دچار اشتباه شده اند. این روزها خیلی از افراد می خواهند که بهترین و لذت بخش ترین نوع زندگی را بدون فکر کردن به مفاهیم اساسی زندگی زناشویی – یعنی تعهد، استقلال و مسئولیت – داشته باشند. چقدر شما و همسرتان به رابطه ای که دارید پایبند هستید؟ به عنوان یک تیم چقدر با هم همکاری دارید؟ امیدوارید چه آینده ای را با هم بسازید؟

در بانک حافظه چه دارید؟

یکی از مهم ترین کارهایی که زوج ها باید در زندگی مشترک روی آن سرمایه گذاری کنند، گذراندن وقت مفید با یکدیگر است. گذراندن منظم وقت با هم کمک می کند که در درجه احساسی با هم مرتبط باشید. این موضوع همچنین فرصتی است برای سرگرمی و ساختن خاطرات مشترک که به شما انعطاف پذیری داده و کمک می کند که وقتی طوفانی از راه می رسد به عنوان یک زوج با مشکلات روبرو شوید. حالا در یک سالی که گذشت چه خاطرات مشترکی با هم ساختید؟ کدامش بهترین و لذت بخش ترین لحظات بود؟ چه برنامه ای را دوست دارید در سال پیش رو با هم پیش ببرید؟

چک لیست زوج های سالم

این هفته این کارها را انجام دادیم؟

  • چیزهای تازه کشف و با اشتیاق درباره هم گفتگو کردیم.
  • سرزنده و شوخ بودیم، سرگرمی داشتیم یا با هم خندیدیم.
  • وقتی که اشتباه کردیم یا همدیگر را آزردیم گفتیم متاسفیم.
  • احساس قدردانی و حق شناسی خود را به همدیگر اظهار کردیم.
  • از فریاد زدن، غر زدن، بداخمی یا نقد کردن بیهوده اجتناب کردیم.
  • حداقل یک خاطره مشترک ساختیم و عشق مان را اظهار کردیم.
  • برای هر مسئله ای دنبال راه حل ویژه و منحصر به خودمان بودیم.
  • گشتیم و یک جای خلوت بیرون شهر برای خودمان پیدا کردیم.
  • زمانی را برای تمرکز با هم گذراندیم.
زندگی مشترک تان را ارزیابی کنید
چقدر درباره همسرتان می دانید؟

زوج های شاد دقیقا با دنیای درونی و دنیای اجتماعی یکدیگر آشنا هستند. شما چقدر در سالی که گذشت چیزهایی را درباره همسرتان کشف کرده اید؟ چقدر به صورت منظم درباره چیزهایی که واقعا برای شما مسئله است بحث می کنید؟ ما بیشتر اوقات کنجکاوی خود را درباره کسانی که نزدیک ترین افراد به ما هستند متوقف می کنیم اما کنجکاوی می تواند کمک کند که درباره همسرمان چیزهای بیشتری بدانیم از جمله درباره کودکی اش، امیدها، رویاها، ترس ها، پشیمانی ها، علائق و تجربیاتش و همین طور درباره افرادی که روی زندگی شان تاثیر گذاشته اند.

اگر می خواهید در سال آینده دانش تان را درباره هم بالا ببرید، روزانه مختصری از خودتان بگویید. برای ۱۰ دقیقه. این زمانی است که شما و همسرتان درباره هر چیزی در این دنیا، به غیر موضوعاتی مثل بچه ها، کار و مسئولیت های خانه داری حرف می زنید.

چطور به ضریب خوبی در رابطه برسیم؟

دکتر جان گاتمن – یکی از روانشناسانی که سال هاست روی روابط زوج ها تحقیق می کند – در کتاب موفقیت یا شکست ازدواج (ترجمه ارمغان جزایری) کشف کرده است که ضریب خاصی میان مقدار مثبت و منفی بودن در یک رابطه باثبات وجود دارد. ضریب جادویی او پنج تعامل مثبت برای هر یک کار منفی است. گرچه بعضی چیزهای منفی برای کمک به فضای زندگی و پرهیز از تک صدایی متفاوت لازم است اما کسانی که رفتاری مثبت دارند آنهایی هستند که در ساختن و قوی تر کردن عشق در رابطه موفق تر هستند.

به این فکر کنید که کدام یک از شما تعامل داشته است، چه چیزی لازم است عوض شود تا یک ضریب سالم ۵:۱ خلق شود؟ (به ازای هر کار منفی پنج کار مثبت انجام دهید.)

چقدر خود را شفاف کرده ای؟

داریم درباره شفاف کردن احساس حرف می زنیم. چقدر شما و همسرتان برای هم قابل اعتماد و در معرض آسیب یکدیگر بوده اید؟ روانشناسان بر این باورند که زوج ها باید بتوانند با هم رابطه ای احساسی و قوی بسازند. برای این کار لازم است که ترس ها و نیازهای تان را بیان کنید. به عمیق ترین احساسات خود صدا بدهید. گاهی اوقات ممکن است ناراحتی یا شرمندگی باشد اما اغلب اوقات ترس یا دلبستگی است. ممکن است سخت ترین قدم باشد اما بیشترین برداشت را از آن می کنید. این موضوع به همسرتان اجازه می دهد وقتی بحث می کنید واقعا بفهمد موضوع اصلی چیست و چه چیزی در معرض خطر است.

 زندگی مشترک تان را ارزیابی کنید
در مقیاس صفر تا ده به زندگی زناشویی خود چه امتیازی می دهید؟

رضایت از زندگی زناشویی اغلب می تواند به طور کلی معیاری برای سلامت رابطه باشد. چقدر از میزان رابطه زناشویی خود و تناوب آن در رابطه راضی هستید؟ چقدر هر دوی شما درباره حرف زدن از نیازها و درخواست های تان راحت هستید؟

روانشناسان بر این باورند که رابطه زناشویی یکی از بهترین پیوستگی ها در رابطه ای متعهدانه است. وقتی رابطه زناشویی دارید شور و شوق در شما زنده است. خواستن این موضوع یک تصمیم است حتی اگر احساس می کنید که توجهی به آن ندارید. چیزی که هست، دلیلی ندارد که یکی رابطه زناشویی بیشتری می خواهد و دیگری نمی خواهد. دلیل این که کسی به زندگی جنسی اش علاقه ندارد، ممکن است بیولوژیکی، رابطه ای یا شخصی باشد، کمک گرفتن در این زمینه همیشه در دسترس است. ازدواج هایی که رابطه زناشویی در آنها شفاف نباشد به خیانت یا طلاق منجر می شود.

چقدر روی «ما» سرمایه گذاری کردید؟

رابطه عالی همین طوری اتفاق نمی افتد بلکه این موضوع نیاز به سرمایه گذاری زمان، انرژی و تمرکز زوج ها دارد. روانشناسان می گویند که یکی از دلایل شکست خیانت عاطفی است و باعث می شود که انرژی از رابطه رخت بربندد آیا همسرتان در بحث از شما پیشی می گیرد و بیش از هر چیز و هر فرد دیگر تمام انرژی و وقت شما را تحلیل می برد؟

سرمایه گذاری روی «ما» به این معناست که رابطه شما در اولویت است و نیاز به توجه، تمرکز و زمانی برای رشد کردن دارد. چطور می خواهید سال آینده روی «ما» سرمایه گذاری کنید؟

تجربیاتی برای بهبود زندگی عاطفی

طرح

آیا در زندگی مشترک تان اخم و ترشرویی وجود دارد؟ آیا همسرتان تمایلی به پاسخگویی ندارد و در حالی که آن موضوع برای دیگران مهم است او با بی تفاوتی و سردی شانه اش را بالا می اندازد؟ اگر جواب شما مثبت است، لابد می خواهید که همسر و همراه شما عوض شود. بر اساس مطالعه ای که اخیرا صورت گرفته، وقتی یک نفر از زوجین اصلا جواب نمی دهد یا از نظر عاطفی خاموش است، این موضوع نشانه ای جدی از پریشانی در رابطه است.

هدف

اگر می خواهید زندگی مشترک خود را بهبود بخشید رفتار توأم با سکوت را – قبل از این که باعث صدمات جبران ناپذیری شود – بشکنید. اگر شریک زندگی تان مسئله ای دارد، بدون قطع کردن حرفش به او گوش کنید حتی اگر با او موافق نباشید و حتی اگر زمان ببرد باز هم به او گوش کنید.

نظریه

کشمکش اجتناب ناپذیر است. چیزی که آن را متفاوت می سازد این است که چطور با آن کنار بیایید. الگوی «تمایل به عقب نشینی» معمول ترین راهی است که آدم ها برای کنار آمدن با کشمکش در زندگی مشترک انجام می دهند. این موضوع وقتی اتفاق می افتد که یکی از طرفین جواب ها، انتقاد و گلایه دیگری را با اجتناب یا سکوت تحت فشار می گذارد.

امتحان کنید

* صادق باشید؛ عیب جوها احساس طردشدگی دارند و کسانی که پاسخ نمی دهند احساس بی صلاحیتی. اگر عیب جو هستید تعداد درخواست هایی را که در طول روز دارید کم کنید.

* ارتباط در اولویت؛ اگر احساس می کنید در همان جبهه شریک تان هستید به جای مخالفت سعی در سروسامان دادن به ارتباطتان کنید.