بایگانی برچسب‌ها : بازاریابی آنلاین

با این کارها فروش‌تان دو برابر می‌شود

دو روش ابتدایی برای افزایش میزان فروش وجود دارد: یا باید بیشتر بفروشید یا معامله های بزرگ تری انجام دهید. بیشتر فروشندگان سعی می کنند بیشتر بفروشند، اما موفق ترین فروشندگان آنهایی هستند که تلاش می کنند با مشتریان بهتر و غول های صنعتشان کار کنند.
البته مشکلی وجود دارد! اگر می خواهید به مشتریان سطح بالا یا سازمان های بزرگ دسترسی پیدا کنید، نمی توانید فقط با تماس گرفتن یا ارسال ای میل آنها را متقاعد به خرید کنید. بلکه باید یک استراتژی صد در صد موفق را به کار بگیرید: یک کمپین کامل و برنامه ریزی شده به شما کمک خواهد کرد که فروشتان را به بیش از دو برابر افزایش دهید و نسبت به رقبایتان برتری پیدا کنید.

۱٫ ۱۰ مشتری ایده آلتان را فهرست کنید.
ایرادی ندارد اگر بخواهید ده سازمان یا شرکت ایده آلی را که می خواهید با آنها در زمینه فروش همکاری داشته باشید، فهرست کنید، اما باید دیدگاه استراتژیک تری را در پیش بگیرید. افراد مشخصی را که باید با آنها ملاقات یا تماس داشته باشید، شناسایی کنید. وقتتان را با مدیران سطح دوم و سوم هدر ندهید. به سراغ نایب روسا، مدیران سطح دوم و سوم هدر ندهید. به سراغ نایب روسا، مدیران عامل یا اجرایی بروید که قدرت لازم برای تصمیم گیری در مورد پیشنهاد شما را داشته باشد.
تنها استراتژی ای که می تواند فروش تان را بیش از دو برابر کند
۲٫ از قبل برای بخش ارتباطتان با این افراد برنامه داشته باشید.
زمانی که می خواهید به سراغ مشتریان ارزشمندتری بروید، تماس های تلفنی از پیش تعیین شده بدترین روش ممکن خواهد بود. این افراد روزانه با صدها نفر صحبت می کنند. به منظور اینکه خود را نسبت به بقیه متمایز کنید، قبل از برقراری تماس یا ارسال ایمیل، هر قسمت از پیام و برنامه ارتباطی تان با آنها را مشخص کنید.

۳٫ غیرمتعارف فکر کنید.
سپس باید هفت روش متفاوت را برای تاثیرگذاری روی این مشتریان خارق العاده پیدا کنید. تماس تلفنی و ای میل در این هفت مورد جایی ندارند. روش هایی منجر به فرد پیدا کنید تا بتوانید ارزشی واقعی به آنها ارائه دهید و توجهشان را جلب کنید.

۴٫ شبکه ارتباطی تان را گسترش دهید.
اگر یکی از مشتریان یا شرکای تجاری مشتری مورد نظرتان بتواند شما را به مدیرعامل معرفی کند، قطعا مسیر ساده تری برای اولین ملاقات با او خواهید داشت. همچنین می توانید برای پیدا کردن شبکه های ارتباطی، از شبکه اجتماعی لینکدین استفاده کنید.

۵٫ بسته های شخصی سازی شده برایشان ارسال کنید.
زمانی که دارید به هفت روش تاثیرگذاری فکر می کنید، به دنبال راه هایی نیز باشید که چیز باارزش و شخصی سازی شده ای را برای مشتری مورد نظرتان بفرستید. گزارش ها، نمونه ها، مطالعات موردی، یادداشت های دست نویس و دعوت نامه به همایش های بزرگ و پراهمیت نمونه های خوبی از این راه های ارتباطی هستند. درعوض، این پیشنهادهای باارزش و پر از اطلاعات شما را به عنوان یک متخصص در ذهن مشتری تان جا می اندازند. زمانی که می خواهید فروش بسیار زیادی داشته باشید، باید با صرف مقداری زمان و هزینه، این بسته های شخصی سازی شده را تهیه کنید.

۶٫ همه چیز را از طریق پست پیشتاز بفرستید.
باور کنید من در اداره پست کار نمی کنم! اما مشخص است که هر کسی آنقدر کنجکاو هست که بخواهد داخل بسته های پست پیشتاز، یا از آن بهتر، بسته های ارسالی به وسیله پیک را باز کند. حتی مدیران عامل شرکت های بزرگ نیز نمی توانند در مقابل این کنجکاوی مقاومت کنند. این کار روشی عالی برای اطمینان از این موضوع است که مخاطبتان حتما این بسته ها را باز خواهدکرد و چشمش به بسته سفارشی شما، خواهدافتاد که آنقدر بادقت برنامه ریزی و شخصی سازی شده است.

۷٫ حالا می توانید تماس بگیرید یا ای میلی بفرستید.
زمانی که بسته سفارشی تان را فرستادید، می توانید به وسیله تماس تلفنی یا ارسال ای میل آن را پیگیری کنید. به دلیل آنکه مشتری مورد نظرتان اسم شما و بسته باارزشی را که برایش فرستاده اید، دیده است، تمایل خیلی بیشتری برای شناخت و برقراری ارتباطی با شما خواهدداشت. این کار شروع مکالمه را برایتان بسیار آسان تر کرده و جو صمیمانه تری را ایجاد خواهدکرد.

۸٫ تسلیم نشوید.
برخی از مشتریان به سرعت به شما پاسخ مثبت می دهند. برخی دیگر این طور نیستند. فقط کافی است به تاثیرگذاری خود ادامه دهید. اگر اصلا پاسخی دریافت نکردید، به سراغ یک مشتری سطح بالای دیگر در همان سازمان بروید و دوباره تلاش کنید. بستن قراردادهای بزرگ نیازمند مداومت در کار و صبوری است، اما قطعا دو برابر کردن میزان فروش، ارزش این صبر و پشتکار را خواهدداشت.

روش‌های خلاق بازاریابی در اینستاگرام

آیا در کسب و کار خود از بازاریابی در اینستاگرام استفاده می کنید؟ تمایل دارید با روش های خلاقانه و جذاب بازاریابی در اینستاگرام کسب و کارها آشنا شوید؟

در حال حاضر از اینستاگرام به عنوان پرنفوذترین شبکه اجتماعی میان مردم یاد می شود که برندها می توانند با استفاده صحیح از این پلتفرم، جایگاه مردمی خود را ارتقا داده و بعد از افزایش محبوبیت برند خود، درآمد بالایی را برای خود بدست آورند.

در صورت استفاده از اینستاگرام و با توجه به خصوصیت های منحصربفردی که این شبکه اجتماعی در اختیارتان قرار می دهد شما می توانید برند خود را نسبت به دیگر رقبایتان برجسته تر جلوه داده و تاثیر به یاد ماندنی بر روی ذهن هواداران و مشتریان خود بگذارید.

در این مقاله قصد داریم تا شما را با ۴ مدل استفاده شده خلاق و موفق در جهت استفاده از بازاریابی در اینستاگرام در کسب وکار آشنا کنیم.
۱- راه اندازی حراجی با استفاده از کاتالوگ و تصاویر محصولات

دوست دارید کاربران اینستاگرام محصولات شما را مرور کنند و در انتها از شما خرید کنند؟

شرکت IKEA از جمله شرکت هایی است که در اینستاگرام حضور فعالی داشته و توانسته با استفاده از خصوصیت تگ ها بر روی تصاویر، کاتالوگ کاملی از محصولات خود را بر روی اینستاگرام راه اندازی کرده و در دسترس کاربران قرار دهد.

بازاریابی در اینستاگرام
بازاریابی در اینستاگرام
در صورتیکه کاتالوگ خدمات و محصولات برند خود را بر روی اینستاگرام منتشر کنید، شما می توانید کاربرانی را که در این شبکه اجتماعی مشغول مرور صفحات هستند به سمت محصولات مورد نظرتان هدایت نموده و آنها را با محصولات و خدمات برند خود آشنا سازید.

با استفاده از این استراتژی بازاریابی در اینستاگرام و همچنین صرف وقت و کمی صبر قادر خواهید بود که بیشترین بهره را در بازاریابی برندتان بدست آورید

در ابتدا، باید برای هر دسته بندی محصولات خود، ایمیل های مجزایی را ایجاد نمایید و از آن به جهت راه اندازی حساب کاربری مجزا برای هر دسته بندی در اینستاگرام استفاده نمایید
سپس مشخصات محصولات طبقه بندی شده خود را به همراه تصاویرشان در صفحه مربوطه در اینستاگرام بارگذاری کنید.
در انتها و در قسمت بیوگرافی حساب کاربریتان، لینک مستقیم مربوط به خرید محصولات را قرار دهید تا کاربر به راحتی وارد صفحه مربوط به آن دسته محصولات مورد نظر خود گردد.

به عنوان مثال اگر شما فروشنده ساعت هستید می توانید برای برندتان ۳ حساب کاربری با عنوان مردانه، زنانه و بچه گانه به همراه نام برند ایجاد نموده و بعد از بارگذاری مشخصات و تصاویر مربوطه، لینک مستقیم مربوط به صفحه هرکدام از دسته بندی ها را در قسمت بیوگرافی قرار دهید.

 روش‌های خلاق بازاریابی در اینستاگرام

۲- ایجاد ارزش برند با استفاده از انتشار پیام ساده

هنگامیکه سخاوت و بخشندگی در کنار یک استراتژی اجتماعی قوی قرار می گیرد، ارزش فوق العاده زیادی را برای برند به همراه خواهد داشت.

زمانیکه شرکت مرسدس بنز با نیت سخاوتمندانه کمپینی با استفاده از هشتگ #MBSecretSanta راه اندازی نمود در انتها این شرکت با ترکیبی از کامنت ها و پیام های دایرکت، هزاران کادو برای دوستان فالوورهای خود ارسال نمود.

روش‌های خلاق بازاریابی در اینستاگرام
این حرکت مرسدس بنز باعث شد تا این برند بتواند با مخاطبان زیادی ارتباط برقرار نموده و در نتیجه رابطه خود را با مشتریان موجود تقویت کند و همچنین مشتریان بالقوه را جذب نماید.

لزوماً نیاز نیست که بودجه زیادی در اختیار داشته باشید و برای هزاران نفر هدیه ای ارسال نمایید.

می توانید اقلام کوچکی را انتخاب نموده و با آنها کاربران خود را شگفت زده کنید و خاطرات خوبی را برای آنها بجا بگذارید.

برای این مورد می توان سایت تخفیفان را مثال زد که برای کاربرانی که آدرس ایمیل خود و دسته بندی مورد نظر خود را انتخاب می کنند یک لیوان و ماگ چاپ شده بصورت رایگان برای آنها ارسال می کند

برای این منظور کافیست پستی در اینستاگرام خود منتشر نموده و از کاربران بخواهید که برایتان کامنت گذاشته و با اینکار شانس خود را امتحان کنند. سپس شما می توانید کاربر خوش شانس را انتخاب نموده و یک پیام دایرکت برای او ارسال نمایید و هدیه خود را برایش ارسال کنید.
 روش‌های خلاق بازاریابی در اینستاگرام

۳- با استفاده از برچسب ها به کاربران اجازه حضور در ماجراها را بدهید

مهمترین هدف ظهور اینستاگرام فراهم سازی محیطی برای کاربران بود تا بتوانند خاطرات تصویری روزمره خود را ثبت کنند و همچنین، بتوانند داستان سرایی قوی داشته باشند.

شرکت Oldspice یکی از شرکت هایی است که در زمینه تولید محصولات بهداشتی در اینستاگرام بسیار فعال بوده و بصورت فراوان از تکنیک داستان سازی تصویری استفاده می کند که تا امروز تاثیر فوق العاده ای از آن دریافت نموده است.

 روش‌های خلاق بازاریابی در اینستاگرام
برای آنکه شما هم از این مدل موفق در بازاریابی اینترنتی خود استفاده کنید، کافیست که در ابتدا با طرح یک داستان مرتبط و جذاب و اشتراک آن میان کاربرانتان، آنها را به کمپین خود دعوت کنید. می توانید با انتخاب یک تیتر جذاب و بیان ” انتخاب یک ماجراجویی” مخاطبین خود را ترقیب به ادامه مطلب و آشنایی بیشتر با کمپین خود کنید. سپس از آنها بخواهید تا تصاویر خود را که با این موضوع همخوانی دارد همراه با هشتگ مربوطه و معرفی شده میان کاربران خود منتشر نماید.

این فرآیند باعث می شود تا دیگر کاربران بواسطه هشتگ های مندرج شده با تصاویر و فیلم های منتشر شده توسط دیگر کاربران آشنا شوند. این روش عالی ترین موردی است که باعث توسعه برند شما خواهد شد و کاربران شما را نیز درگیر برند شما خواهد کرد.

۴- تصاویر بزرگ خود را بصورت خلاقانه منتشر کنید

یکی از روش های زیبایی که می توانید از آن استفاده کنید و نتیجه خوبی هم دریافت کنید انتشار یک تصویر بصورت خلاقانه است. شاید در صفحات زیادی دیده باشید که یک تصویر بزرگ به چند تصویر کوچکتر تقسیم شده و در طی چند پست منتشر شده و فضای جالبی را پدید آورده است.

ممکنه که استفاده از این روش رو در صفحات مربوط به برندهای غذایی به کرات دیده باشید.

به عنوان مثال برند Reynolds در یک بازه زمانی مشخص تصاویر و فایل های ویدیویی از یک میز منحصربفرد را به انتشار گذاشت که شامل ۲۱ پست بود که هر کدام مربوط به یک نوع از غذاهای خود بود که در هر قسمت توضیحات مربوط به آن غذا ارائه شده بود.

 روش‌های خلاق بازاریابی در اینستاگرام
این کمپین جدای از هر چیزی، جذابیت فوق العاده ای برای مخاطبین خواهد داشت که به توسعه برند Reynolds کمک شایانی می کند و ترافیک فوق العاده ای را به سمت وب سایت این برند سرازیر می کند.

به خاطر داشته باشید که برای استفاده از این مدل کمپین در بازاریابی اینترنتی خود، در ابتدا باید محتوای با کیفیتی در رابطه با محصولات برند خود داشته باشید تا آنها را در اختیار کاربران خود قرار دهید.

هنگامیکه می خواهید یک تصویر در مقیاس بزرگ را در صفحه خود منتشر کنید، توجه داشته باشید که باید آنرا با دقت برش دهید و پشت سر هم در صفحه برند خود منتشر کنید تا هنگام انتشار در فضای اصلی مربوط به خود قرار بگیرند.

در انتها، باید توضیحی مناسب برای هر قسمت برش خورده تصویر خود قرار دهید تا مشتری با بررسی آن به سایت شما مراجعه نموده و علاوه بر ایجاد ترافیک مناسب، فروش خود را افزایش دهید.

نتیجه گیری:

از آنجاییکه شبکه اجتماعی اینستاگرام پتانسیل بالایی در نمایش و بهتر دیده شدن کاربران دارد، در حال حاضر برندهای زیادی بازاریابی اینترنتی خود را بر روی بستر این شبکه قرار داده اند و نتایج فوق العاده خوبی هم بدست آورده اند.

اگر میخواهید محصولات خود را در معرض دید افراد زیادی قرار دهید و بازخورد خوبی داشته باشید، پیشنهاد کارشناسان ما به شما استفاده بهینه از اینستاگرام در راستای بازاریابی اینترنتی برندتان می باشد. پس وقت را از دست ندهید و همین امروز شروع به برنامه ریزی و طراحی کمپین برای افزایش فروش برندتان کنید.

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

در ابتدا سازمان ها تلاش می کردند بر مصرف کنندگان تاثیر بگذارند، در حالی که مصرف کنندگان از این که دائم همچون هدف در معرض تبلیغات بازاریابی باشند به ستوه آمده بودند. اینجا بود که نیاز به تغییر حس شد. در سال ۱۹۸۴ بازاریابی به نام جی. کنراد لوینسون به طور رسمی اصطلاح «بازاریابی پارتیزانی» را در کتاب خود معرفی کرد.
لوینسون پیش تر در سمت های متفاوت در شرکت های تبلیغاتی کار کرده بود. او در کتاب خود راه های منحصر به فرد مبارزه با اشکال سنتی تبلیغات را عنوان کرده است. هدف از بازاریابی چریکی استفاده از ترفندهای غیرمتعارف برای تبلیغ با توجه به بودجه های کم شرکت ها و افراد بوده است. طی این زمان تبلیغات در رادیو و تلویزیون و مطبوعات در حال افزایش بودند، اما در همین حال مصرف کنندگان نیز روز به روز از حجم تبلیغات خسته تر می شدند. لوینسون نشان داد تبلیغات باید تکان دهنده، منحصر به فرد، جسورانه و هوشمند باشند؛ تبلیغات به ایجاد همهمه نیاز دارد.

کسب و کارهای کوچک شروع کردند تفکر و رویکرد خود درباره بازاریابی را تغییر دهند و شیوه ای نوین بیابند. در این حین مفهوم بازاریابی چریکی به سرعت رشد می کرد. بازاریابی چریکی در اصل یک مفهوم با هدف کسب و کارهای کوچک با بودجه کوچک بود اما کسب و کارهای بزرگ نیز از همان ایدئولوژی برای فعالیت های خویش استفاده کردند. شرکت های بزرگ با استفاده از بازاریابی غیرمتعارف به تکمیل کارزارهای تبلیغاتی خود پرداخته اند.

بازاریابی چریکی
بازاریابی چریکی
برخی از بازاریابان استدلال می کنند وقتی کسب و کارهای بزرگ از ترفندهای بازاریابی پارتیزانی استفاده می کنند، دیگر نمی توان آن را چریکی یا پارتیزانی نامید. شرکت های بزرگ تر بودجه بسیار بیشتری دارند و برند آنها معمولا از قبل در بازار جا افتاده است؛ همچنین انجام دادن ترفندهای بازاریابی چریکی برای کسب و کاری بزرگ به مراتب خطرناک تر است. در برخی موارد این ترفندها می تواند اثر عکس بگذارند و در نهایت به کابوسی در عرصه روابط عمومی آن شرکت تبدیل شوند. کسب و کارهای کوچک معمولا نیاز ندارند تا این حد ریسک کنند و حتی در صورت شکست، تنها از فهرست منابع برخی افراد حذف خواهند شد.

یکی از نمونه های معروف پیشامدی مربوط به بازاریابی چریکی فیلمی به نام «Aqua Teen Hunger Force» بود. تبلیغات استفاده شده در چندین شهر نمادی از شخصیت اصلی این فیلم بود. این نمادها به گونه ای ساخته و استفاده شدند که تصور اشتباه بمب گذاری را در میان مردم آن زمان تقویت کنند و هیاهویی درباره فیلم به وجود آورند. این کارزار با هزینه ای بالغ بر دو میلیون دلار به پایان رسید و انتقادات خوب و بدی دریافت کرد.

هیچ کس تصور نمی کرد شخصیت کارتونی استفاده شده در این تبلیغ شبیه بمبی ترسناک باشد. وقتی بدون احساسات این نمونه را تحلیل می کنید در می یابید این کارزار واقعا نوآورانه بوده است؛ این چیزی است که مردم بعدها همچنان به یاد خواهند داشت. بسیاری از برندها کارزار بازاریابی چریکی با عنصری رمزآلود را می خواهند، اما معنای واقعی خواسته خود را نمی دانند. به نظر می رسد بسیاری از شرکت ها از موفقیت ها و شکست های گذشته درس گرفته اند. یکی از نام های تجاری بزرگ که در این کار فوق العاده ای انجام داده کوکاکولاست.

در ژانویه ۲۰۱۰ شرکت کوکاکولا ویدیوی «ماشین شادی» (happiness machine) خود را با کمک یک آژانس بازاریابی معرفی کرد. در این ویدیو یک دستگاه فروش اتوماتیک کوکاکولا تصویر شده است که علاوه بر نوشابه ها، کادوهای رایگان دیگری نیز به دانشجویان اهدا و «شادی» را پخش می کند. این فیلم در دانشگاه سنت جان در کویینز نیویورک بدون فیلمنامه قبلی و با استفاده از پنج دوربین مخفی، از واکنش افراد در برابر این دستگاه تهیه شد. این ویدیو ۴٫۵ میلیون بازدید در یوتیوب داشت و در مه ۲۰۱۰ برنده جایزه معتبر «LIO Gold Interactive Award» شد.

پس از بازخورد شگفت انگیز این فیلم، کوکولا تصمیم گرفت برای ادامه، چند فیلم دیگر را با استفاده از همان مفهوم منتشر کند. برندهای دیگر نیز در پی به دست آوردن چنین موفقیت هایی در عرصه بازاریابی هستند. «فلش – موب» (Flash – mob) مثالی دیگر از ترفندهای بازاریابی چریکی هستند. در فلش – موب گروه بزرگی از مردم به منطقه ای عمومی وارد شده در ابتدا با تماشاگران همراه می شوند؛ سپس این گروه کمدی یا آهنگ و رقصی را اجرا و از تعجب همگان برای تبلیغ پیام بازاریابی استفاده می کنند. فلش – موب ها با ایجاد «همهمه» (creating buzz) توجه افراد را به سوژه خود جلب و کاری می کنند که مردم درباره آنها صحبت کنند.

یکی از فلش – موب های معروف را «تی – موبایل» (T-mobile) مدر ایستگاه لیورپول انجام داد. چیزی که در مورد فلش – موب ها توجه را جلب می کند سرگرمی این اتفاق است که بینندگان آن را به پیوستن به آن ترغیب می کند. یکی از نمونه های معروف بازاریابی چریکی که در تمامی مقالات و منابع بازاریابی چریکی از آن یاد شده، مثال معروف سه کتابفروشی کنار یکدیگر است؛ سه کتابفروشی کنار هم به کسب و کار مشغول بودند و به یکباره یکی از کتابفروشی ها یک تابلوی بزرگ روی سردر مغازه نصب می کند که روی آن نوشته شده است: «در این مغازه به مناسبت سال نو کتاب ها با ۶۰ درصد تخفیف به فروش می رسند.»

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

بلافاصله رقیب دیگر هم تابلوی بزرگتری نصب می کند و تخفیف برای فروش را بالاتر می برد. کتابفروشی کوچک و قدیمی میان این دو به یکباره متوجه می شود بین این دو رقیب محصور شده و تابلوی تخفیف آنها آن قدر بزرگ است که دیگر تابلوی اصلی مغازه اش دیده نمی شود؛ برای همین روی تابلو می نویسد: «ورودی اصلی» و آن را روی سردر مغازه اش نصب می کند. این کتابفروشی با این شیوه هزینه چندانی را صرف نمی کند ولی بازده خوبی را به دست می آورد.

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

ترجمه الهام محسنی آهویی: جی کنراد لوینسون بازاریابی پارتیزانی یا چریکی را این گونه توصیف کرده است:
«روح و جوهره بازاریابی چریکی همچون روش های متعارف دیگر، دستیابی به اهداف مرسوم، مانند سودآوری و رضایت، با روش های غیرمتعارف، مانند سرمایه گذاری بر انرژی به جای پول است.»

او در ادامه می گوید: «بازاریابی پارتیزانی در ابتدا تنها یک کتاب بود که بعدها پربار شد و به ۳۵ کتاب که همچنان رو به افزایش است، یک انجمن، یک وب سایت، تعداد زیادی نسخه های ویدیویی و صوتی، خبرنامه ایمیلی، یک سازمان مشاوره، یک ستون بین المللی برای روزنامه ها و مجلات و اینترنت، و سخنرانی در کشورهای مختلف تبدیل شده است که به ما امکان می دهد خود را سازمان ملل متحد چریکی بدانیم.»

نیاز به بازاریابی چریکی در پرتو سه واقعیت است؛ با توجه به کوچک سازی گسترده در کسب و کار، تمرکززدایی، آزادسازی مقررات دولتی، فناوری های مقرون به صرفه و انقلاب در آگاهی جامعه، مردم سراسر جهان به طور روزافزون در حال گرویدن به کسب و کارهای کوچک هستند. علاوه بر این شکست این کسب و کارهای کوچک نیز تعدادی بی سابقه پیدا کرده است. یکی از دلایل اصلی این شکست ها، شکست در درک بازاریابی توسط صاحبان آنهاست.

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

بازاریابی چریکی در عمل ثابت کرده است برای کسب و کارهای کوچک در سراسر جهان کاراست؛ زیرا درک آن ساده است، به راحتی پیاده سازی و اجرا می شود و به طرز شگفت آوری ارزان است.

نیاز به بازاریابی چریکی، به دلیل مزیت ناعادلانه ای است که به کسب و کارهای کوچک می دهد؛ از جمله این مزیت ها اطمینان در جهانی نامطمئن، صرفه در جهانی با قیمت بالا، سادگی در دنیایی پیچیده، و هشیاری در بازاریابی در یک جهان ناآگاه است. اصطلاح «چریکی» یا «پارتیزانی» از جنگ های چریکی می آید که سربازان از حملات غیرمنتظره و سپس عقب نشینی هایی سریع تر به جای مبارزه برای طولانی مدت در فضای باز استفاده می کنند.

مانند جنگ های چریکی، پیام های بازاریابی چریکی از ناکجا ظاهر می شوند، اثری بزرگ بر تماشاچیان می گذارند و به سرعت ناپدید می شوند؛ این روند با ترفندهای بازاریابی سنتی مانند تابلوهای تبلیغاتی یا مجله های تبلیغاتی که پیامی را برای مدتی طولانی در مقابل مصرف کنندگان قرار می دهند، متفاوت است.

تاریخچه بازاریابی پارتیزانی یا چریکی

مفهوم تبلیغات به چهار هزار سال قبل از میلاد که در آن مصری ها از پاپیروس برای انتقال پیام های فروش خود استفاده می کردند باز می گردد. آنچه ما به عنوان تبلیغات سنتی و بازاریابی می شناسیم به آرامی طی قرن ها توسعه یافته، اما در واقع اوایل ۱۹۰۰ رونق گرفته است. در این زمان هدف اصلی تبلیغات آموزش به مصرف کنندگان در مورد محصول یا خدمات بود تا چیزی برای سرگرم کردن و تعامل با آنها باشد.

در سال ۱۹۶۰ کارزارها بر هزینه های تبلیغاتی سنگین در رسانه های جمعی مختلف، از جمله رادیو و مطبوعات، تمرکز کرده اند. اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ تلویزیون کابلی شروعت کرد پیام های تبلیغاتی را پخش کند. یکی از پیشگامان این عرصه در تلویزیون شبکه ام تی وی بود که تبلیغات خود را از محصولی جانبی به مرکز توجه بینندگانش تبدیل کرد.

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

مقایسه بازاریابی چریکی و سنتی

بازاریابی چریکی
با وجود برندهای بسیار معتبر در بازار روز دنیا همچنان شاهد رونق گرفتن و مطرح شدن کسب و کارهای کوچک هستیم. این شرکت ها از روش های جدید بازاریابی برای رونق هر چه بیشتر در دنیا استفاده می کنند. روش هایی همچون بازاریابی چریکی یا ویروسی، بازاریابی پارتیزانی برای کسب و کارهای کوچک طراحی شده بود، ولی اکنون به طور فزاینده ای کسب و کارهای بزرگ آن را به کار می گیرند.

لوینسون و دیگر بازاریابان چریکی این موارد را به عنوان تفاوت های میان بازاریابی سنتی و پارتیزانی مطرح کرده اند که در ادامه بیان می شوند:

۱٫بازاریابی چریکی می گوید سرمایه گذاری اولیه شما باید زمان و انرژی و تصویرسازی ذهنی باشد. این بازاریابی مدعی است اگر می خواهید سرمایه گذاری کنید، اشکالی ندارد؛ اما اگر بخواهید انرژی، تخیل، زمان و اطلاعات را سرمایه گذاری کنید، به پول احتیاجی ندارید؛ این در حالی است که بازاریابی سنتی نیازمند است که شما پول یا سرمایه خود را در بازاریابی سرمایه گذاری کنید.

۲٫ بازاریابی سنتی ابزاری برای کسب و کارهای بزرگ است و ترفندهایی درباره شرکت های عظیم و بودجه های کلان آنها پیشنهاد می کند، در حالی که بازاریابی پارتیزانی در کسب و کارهای کوچک به کار می رود؛ یعنی شرکت هایی که آرزوهای بزرگ با بودجه هایی کم دارند.

۳٫ بازاریابی سنتی چگونگی انجام دادن بهینه کسب و کار را از طریق فروش اندازه گیری می کند. سنجش اولیه در بازاریابی چریکی به سود مربوط است. بازاریابی سنتی بر این باور است که «فروش» پایان بازاریابی است و به همین دلیل است که در این روش تمامی تلاش خود را برای فروش انجام می دهند؛ بازاریابی چریکی بر این باور است که ۶۸ درصد کسب و کارها بر اثر بی تفاوتی بعد از فروش به هدر می روند، زیرا مشتریان پس از خرید نادیده گرفته می شوند. در بازاریابی جدید ارتباط مستمر با مشتریان اهمیت بالایی دارد؛ از این رو، چریک ها به هیچ عنوان مشتری را از دست نمی دهند.

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

۴٫ بازاریابی سنتی بر مبنای تجزیه و قضاوت است که خود درگیر حدس و گمان است؛ روشی است مبتنی بر حدسیات؛ اما در بازاریابی چریکی نمی توان اشتباه حدس زد و از این رو، این فرآیند بیشتر به قوانین رفتار انسانی، یعنی علم روانشناسی، متکی است. باورها و اطمینان هایی وجود دارد که فرد آنها را درباره الگوهای خرید مد نظر قرار می دهد. بازاریابان پارتیزانی بر این باورها و یقین ها و اطمینان ها تمرکز می کنند. ۹۰ درصد تمامی تصمیمات خرید در ناخودآگاه مغز به وجود می آید. با تکرار می توان به قسمت ناخودآگاه مغز وارد شد؛ بازاریابی چریکی از این روش بهره می برد.

۵٫ یکی از موارد آموزشی در بازاریابی سنتی این است که شما را ترغیب می کند کسب و کار خود را به طور خطی از طریق افزودن مشتریان جدید رشد دهید؛ یعنی مشتریان را یکی یکی اضافه کنید که البته این روش مقرون به صرفه ای نیست. بازاریابی پارتیزانی شما را ترغیب می کند کسب و کار خود را به شکل هندسی و روش غیرخطی رشد دهید. هدف از این کار بیشتر کردن معاملات با مشتریان موجود و معاملات وسیع تر و ارائه خدمات اصلی یا کلیدی به همان افراد است.

۶٫ بازاریابی سنتی از شما می خواهد در جستجوی فرصت هایی برای حذف کردن رقابت و رقبا باشید؛ بازاریابی پارتیزانی از شما می خواهد رقابت را برای مدتی فراموش کنید. رقبا و کسب و کارهای موفق را زیر نظر بگیرید و بررسی کنید کدام یک از آنها موفق ترند که بتوانید از طریق همکاری با آنها، بازار کسب و کار خود را گسترش دهید؛ به این ترتیب، هزینه بازاریابی به دلیل همکاری و شراکت با دیگران، کاهش می یابد. در بازاریابی چریکی اصطلاحا از «بازاریابی همکارانه» استفاده می شود که مفهوم دقیق آن این است که یا همکاری کنید یا شکست بخورید، در جستجوی فرصت هایی برای همکاری با کسب و کارهای دیگر و حمایت یکدیگر در یک تلاش متقابل برای رسیدن به کسب سود باشید.

۷٫ بازاریابی سنتی این باور را در شما ایجاد می کند که روش هایی همچون تبلیغات، پست مستقیم یا داشتن وب سایت اهمیت دارد؛ بازاریابی چریکی می گوید هیچ یک از این مفاهیم به تنهایی در بازاریابی عامل موفقیت نیستند، بلکه ترکیبات بازاریابی است که عامل کامیابی است. اگر شما تبلیغات را با پست مستقیم ترکیب کنید، یا بروشور را با ایمیل های گروهی یا وب سایتی فعال همراه کنید، هر یک به دیگری برای انجام دادن کار به شکل بهتر کمک خواهد کرد. این ترکیبات هستند که می توانند تاثیرگذار باشند. دیگر نمی توان برای موفقیت در بازاریابی به صورت تک روشی عمل کرد.

۸٫ بازاریابی سنتی تاکید می کند شما دریافتی های خود را هر ماه برای مشاهده میزان فروش خود محاسبه کنید، در حالی که بازاریابی چریکی بر تمرکز شما بر این امر تاکید می کند که شناخت بسیاری از روابطی که هر ماه برقرار کرده اید چگونه می تواند به افزایش سود و مزایا بینجامد.

۹٫ بازاریابی سنتی کمتر به بحث فناوری می پردازد؛ زیرا فناوری دیروز بسیار پیچیده و گران و بسیار محدود بود. بازاریابی چریکی تاکید می کند که شما باید فناوری امروزی را غنیمت بشمارید، زیرا کاربرد آن ساده است، خرید آن ارزان است و در قابلیت آن برای توانمندسازی کسب و کارتان در آغاز بازاریابی محدودیتی وجود ندارد.

 بازاریابی چریکی یا پارتیزانی
در بازاریابی سنتی به داشتن فناوری و به روز کردن آن اهمیتی نمی دهند؛ این در حالی است که داشتن فناوری و به کار بردن آن می تواند به کسب و کارهای کوچک رونق دهد و به آنها این فرصت را می دهد بدون صرف هزینه بالا کارهایی را انجام دهند که شرکت های بزرگ با سرمایه های کلان به آن دست می یابند.

۱۰٫ بازاریابی سنتی مجموعه ای از روش هایی را که ممکن است برای ارتقای کسب و کار شما به کار رود شناسایی می کند که همه آنها نسبتا هزینه بر هستند. روند کار در بازاریابی سنتی از طریق فروش، پاسخ به پیشنهادها، وب سایت یا موجودی انبار ارزیابی می شود؛ بازاریابی پارتیزانی بسیاری از روش هایی را که شما می توانید از طریق به کارگیری رایگان آنها سود خود را افزایش دهید شناسایی می کند.

در بازاریابی چریکی هدف اصلی مقدار سود است که باید برای آن ارزش و توجه قائل شد. در برخی از شرکت ها شاهد این مسئله بوده ایم که فروش بسیاری داشته اند، اما در آخر، پول از دست داده اند؛ بنابراین سوددهی تنها چیزی است که نشان می دهد عملکرد ما چگونه بوده است که البته برای رسیدن به این هدف باید از حداکثر توان خود و نیروهای کاری استفاده کرد.

۱۱٫ بازاریابی سنتی بسیاری از مالکان کسب و کار را می ترساند، زیرا پیچیدگی زیادی دارد؛ بازاریابی پارتیزانی پیچیدگی آن را از میان می برد و نشان می دهد بازاریابی دقیقا چیست و چه عواملی کارآفرین را کنترل می کنند؛ به طور کلی، بازاریابی سنتی در رمز و راز خلاصه شده است؛ بازاریابی چریکی، برخلاف بازاریابی سنتی، رمز و راز ندارد، بلکه بازاریابی را آن گونه که در واقعیت هست (به صورت فرآیندی کنترل پذیر) معرفی می کند.

۱۲٫ در بازاریابی سنتی داشتن علامت تجاری برای معرفی شرکت اهمیت بسیار دارد. ثبت اطلاعات تصویری در مغز انسان ۷۸ درصد بیشتر از ثبت اطلاعات صوتی در حافظه است، اما بازاریابی چریکی بر این اعتقاد است که در دنیای تجاری امروز دیگر علامت تجاری کارایی ندارد؛ این در حالی است که در بازاریابی چریکی یک علامت بصری یا کلامی وجود دارد که معرف کامل شرکت است (علائم بین المللی ترافیک).

۱۲٫ بازاریابی سنتی همیشه در پی تبلیغ خود کسب و کار یا شرکت بوده است. بازاریابی سنتی دائما از برتری های تجارت خویش می گوید. این نوع از بازاریابی افراد را خسته و دلزده می کند؛ در مقابل بازاریابی چریکی همیشه به مشتری بها می دهد. در این نوع تبلیغات هر ایده درباره مشتری و مخاطب است.

باید بدانید مردم به شرکت شما علاقه ای ندارند؛ آنچه به آن علاقه دارند خودشان هستند؛ اگر در مورد آنها حبت کنید، با دقت کامل گوش می دهند؛ به نحوی دیگر، می توان گفت در بازاریابی چریکی ارتباط بازاریابان با مشتریان به صورت یک تعامل دو طرفه انجام می شود، به صورتی که بازاریابان با صحبت و تعامل با مشتری متوجه نیاز او می شوند و این در حالی است که در بازاریابی سنتی بازاریابان فقط صحبت می کنند و مشتری فقط گوش می کند.

۱۴٫ هدف بازاریاب سنتی در برخورد با مشتری این است که چه چیزی می تواند از مشتری بگیرد، اما در بازاریابی چریکی مسئله چشمگیر این است که درک کاملی از ارزش زندگی مشتری وجود دارد و هدف این است که چه چیزی را می توانند به مشتری بدهند و به دنبال راه هایی هستند که از آن طریق بتوانند خدماتی را به صورت رایگان در اختیار مشتری قرار دهند.

می توان گفت بازاریابی فرصتی برای مشتریان است که به هدف های خود دست پیدا کنند؛ همچنین برای صاحبان مشاغل فرصت مناسبی است که بتوانند نیازهای مشتریان را محقق کنند. اگر شما بتوانید خدمات مناسب را به صورت رایگان ارائه دهید، یک بازاریاب چریکی هستید.

۱۵٫ در بازاریابی سنتی در پایان هر ماه درآمد حاصل از فروش محاسبه می شود؛ این در حالی است که در بازاریابی چریکی تعداد مشتریان جدید در اولویت است؛ در حقیقت چریکی ها از درآمد بالا بدشان نمی آید، ولی کلید رسیدن به موفقیت را در روابط طولانی می دانند.

۱۶٫ بازاریابی سنتی کلی نگر است؛ یعنی با این که به مسائل مهمی مانند بروشور، مجلات، روزنامه ها، رادیو، تلویزیون و وب سایت ها توجه دارد و از آنها کمال استفاده را می کند، اما به جزییات کوچک اهمیت نمی دهد؛ در نقطه مقابل، بازاریابی چریکی جزیی نگر است و به تمامی زوایا توجه دارد، از جمله نظیر دکوراسیون دفتر کار، نوع پوشش کارکنان و طریقه جواب دادن به تلفن.

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

۱۷٫ تعریف بازاریابی در بازاریابی سنتی فروش کالا و خدمات است، اما این تعریف دیگر در حال حاضر به کار نمی رود و تعریف بازاریابی در بازاریابی چریکی متفاوت است؛ چریکی ها بر این باورند که رضایت مشتریان از کالا و خدمات شما می تواند شما را برای آینده کاری تان امیدوارتر کند.

بازاریابی چریکی برای کسانی که کسب و کار تازه ای شروع کرده اند کاربرد بسیار زیادی دارد؛ زیرا در حال حاضر رقابت ها شکل پیچیده تر و زیرکانه تری به خود گرفته اند و با بازاریابی چریکی می توان در میدان رقابت حرفی برای گفتن داشته باشد. این نکات تفاوت فلسفی آشکار میان این دو رویکرد بازاریابی را نشان می دهند و مشخص می کنند با شناخت مزیت های مدیریت یک کسب و کار کوچک پارتیزان در می یابد اندازه کوچک کسب و کار جزو مزیت های آن است.

کسب و کار می تواند همچون یک چریک در جنگ، ماهرانه در بازار نفوذ کند و راه های خلاقی را که کسب و کارهای بزرگ قادر به کارگیری آنها نیستند به کار بندد. کارآفرینان چیز اندکی برای باخت یا از دست دادن دارند و هر چیزی را از طریق تعامل صمیمانه و صادقانه مشتریان به دست می آورند. از آنجا که دنیای کسب و کار آنها تا اندازه ای کوچک تر از «کسب و کار بزرگ» است، پارتیزان ها (بازاریابان پارتیزانی) می توانند شور و شوق مشتری را به مزیت های محصول بهتر تحریک کنند و مانع از فرار مشتری شوند. توانایی آنها در متمرکز کردن توجه بر جزییات و اجزای فرآیند بازاریابی می تواند به آسانی میزان سود در دسترس را تعریف کند.

بازاریابی پارتیزانی می تواند فرصت ها را سریع تر به چنگ آورد و هر یک از آنها را از طریق استراتژی های خلاق استخراج کند. در حالی که بازاریابی سنتی به دنبال روش اجرایی پیش بینی شدنی و دیکته شده از سوی برنامه بازاریابی است. پارتیزان ها مشکلات را به عنوان فرصت هایی قلمداد و راهکارهایی را برای آنها به منظور یادگیری بیشتر درباره بازار جستجو می کنند.

مراحل اجرای بازاریابی چریکی

سازمانی که استراتژی بازاریابی پارتیزانی را انتخاب می کند به این مسئله آگاه است که بازاریابی یک فرآیند و نه یک رویداد است. لوینسون یک حمله بازاریابی گام به گام را به شرحی که در ادامه می آید مطرح می کند. این امر به یک بازاریاب چریکی کمک می کند جنگ های واقعی را برای کسب سود برنده شود:

گام اول: بازار را جستجو کنید. این امر در گروی جستجوی بازار، محصول، خدمت، گزینه های رسانه ای، رقابت، مشتریان، فناوری، مزیت هایی که می توان به دست آورد و ترکیب شدن با شرکای بالقوه بازاریابی است.

گام دوم: فهرستی از سودها و مزیت ها بنویسید. فهرستی از مزیت هایی که شرکت ارائه می کند ایجاد کنید. این کار شامل دعوت کردن مشتریان به بحث و مشارکت در تکمیل فهرست با ذکر مزیت هایی است که شرکت قبلا آنها را مزیت تلقی نکرده بود. با این فهرست شرکت مزیت رقابتی خود را تعریف می کند. این ویژگی به اتخاذ تصمیمات در مورد سیاست اصلی برنامه بازاریابی می انجامد.

گام سوم: حربه های بازاریابی را که شرکت در حملات خود به کار خواهد گرفت انتخاب کنید. درباره ترتیب و اولویت به کارگیری و اجرای این حربه ها تصمیم گیری کنید؛ چه کسی مجری خواهدت بود و حربه ها را پیگیری خواهد کرد و تاریخ دقیق اجرای هر یک چه زمانی خواهد بود؟

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

گام چهارم: برنامه بازاریابی طراحی کنید. بر اهداف خاص بازاریابی شرکت برای دستیابی تمرکز کنید. این برنامه باید بر «استراتژی های خلاقی» مشتمل باشد که به طور اجمالی برای ارسال پیام به بازارهای هدف به کار گرفته می شوند.

گام پنجم: تقویمی پارتیزانی ایجاد کنید؛ از این طریق تصمیم گیری و اجتناب از حوادث آسان تر خواهد شد.

گام ششم: اصلاحات و تنظیمات مورد نیاز را با شرکای بازاریابی به شکل ترکیبی اعمال کنید. این کسب و کار با شرکا می تواند به تجارت از طریق افزایش عرضه بازار، ضمن به اشتراک گذاشتن هزینه های بازاریابی، کمک کند.

گام هفتم: حمله بازاریابی پارتیزانی را با اجرای برخی حربه ها آغاز کنید. هیچ دلیلی برای اجرای یکباره همه روش ها وجود ندارد؛ حمله را با سرعتی مناسب، با در نظر گرفتن جنبه های هیجانی و روانی و مالی، اجرا کنید.

گام هشتم: حمله را حفظ و پشتیبانی کنید. سنجش اثربخشی بازاریابی امری حیاتی است و اگر سازمانی آمار و ارقام را به اطلاعات بدل کند؛ می تواند اثربخشی بودجه بازاریابی را چند برابر کند.

گام نهم: حمله را در تمامی حوزه ها و زمینه ها بهبود ببخشید؛ پیام، انتخاب رسانه، راهکارها و بودجه را بهبود ببخشید. هرگز تغییر و تحول ایجاد نکنید، در عوض بخش هایی را بهبود دهید.

۱۵ مهارت بازاریابی دیجیتالی

بازاریابی در دنیای دیجیتال، یکی از حرفه‌های نوپا و در عین حال کارآمد و مورد نیاز شرکت‌ها و صاحبان کسب و کار است. شاید دیوار ورود به این عرصه کوتاه به نظر برسد، اما با گذشت زمان مهارت‌های این شغل، نمود پررنگ‌تری پیدا می‌کند. در ادامه با زومیت همراه باشید تا با نظرات ۱۵ تن از صاحبان کسب و کار را در رابطه با شرایط استخدام یک بازاریاب دیجیتال آشنا شویم.

۱۵ مهارت لازم برای بازاریابان دیجیتالی

کارشناسان بازاریابی دیجیتالی باید مجموعه‌ای از مهارت‌های مختلف را کسب کنند. این مهارت‌ها شامل استفاده از منابع موجود در کانال‌های رسانه‌ای است. آنها باید فرصت‌های فعلی و پیش رو را شناسایی کرده تا به یک بازاریاب فوق‌العاده تبدیل شوند. یکی از چالش‌هایی که یک بازاریاب باید در نظر داشته باشد، ایجاد تعادل بین “تفکر خلاق” و “تفکر انتقادی” است تا بتواند موفقیت قابل توجهی برای شرکت خود رقم بزند.

در این مقاله، از ۱۵ عضو “مشاور کارآفرینان جوان” (YEC) سوال شده است که در هنگام استخدام بازاریابان دیجیتال به چه نکاتی توجه می‌کنند؟پاسخ‌های آنها به شرح زیر است:

۱. داشتن تخصص تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی

بازاریاب دیجیتالی که استخدام می‌شود باید به شیوه‌ی تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی مخصوصا فیسبوک و دیگر شبکه‌های مد نظر شرکت آشنایی داشته باشد. بازاریابان دیجیتالی باید بتوانند اطلاعات موجود در فیسبوک را تحلیل کنند و با ایجاد کمپین‌ها و تصاویر خلاقانه، مشتری را جذب نمایند. از آنجا که رسانه‌های اجتماعی منبع رایگانی برای تبلیغات محسوب می‌شوند، استفاده‌ی درست و بهینه از آنها می‌تواند با صرفه‌جویی زیادی در بودجه همراه باشد. بنابراین ما به دنبال بازاریابان با استعدادی هستیم که نسبت به پتانسیل این فضا آگاه باشند و زیر و بم استفاده از آن را بدانند – مایلز جنینگز ، Recruiter.com

۲. داشتن مهارت فروش

ما تا به حال بازاریابان دیجیتال زیادی را استخدام کرده‌ایم که در دو حالت داخل منزل و یا محیط خارج از شرکت مشغول به کار بوده‌اند و در پایان به این نتیجه رسیدیم، آنهایی که فروش بالاتری دارند، بالطبع بازاریابان بهتری هستند. آنها می‌دانستند که با افراد چه برخوردی داشته باشند و چطور یک مشتری بالقوه را به یک مشتری بالفعل تبدیل کنند. هر چند که قرار نیست بازاریابان دیجیتال مستقیما با مشتری وارد معامله شوند، اما با این حال باید با مهارت فروش آشنا باشند. در غیر این صورت سرمایه‌ی شما را هدر خواهند داد بدون این که برای تیم فروش، فرصت و موقعیت ایجاد کنند – مارک سنیکلا- BannerView.com

۳. توانایی در پیدا کردن کانال تبلیغاتی مناسب

۱۵ مهارت لازم برای بازاریابان دیجیتالی

بازاریابان زیادی را می شناسم که از هیچ کانال بازاریابی نمی‌گذرند. ایمیل، سئو(SEO)، بازاریابی موتور جستجو(SEM)، شبکه‌های اجتماعی و هر کانال دیگری که فکرش را بکنید. اما نکته اینجاست که در یک استراتژی موفق بازاریابی تمرکز بر روی تعداد محدودی کانال کافی است و بهتر جواب خواهد داد. کانال انتخابی یک بازاریاب باید متناسب با میزان پویایی و نوع فعالیت شرکت باشد. برای مثال، برای یک شرکت کمک به کسب و کارهای محلی مانند ما، شبکه‌ی اجتماعی پینترست گزینه‌ی جالبی برای بازاریابی به شمار نمی‌آید. من به شخصه ترجیح می‌دهم از راهکارهای محلی سئو استفاده کنم تا مشتری را از طریق گوگل و برنامه های Maps و Yelp پیدا کنم – ترور سامنر ، LocalVox

۴. داشتن تفکر بی طرف

معمولا بازاریابان، با ذوق و شوق‌ترین کارمندان شرکت هستند. هر چند که این ذوق و شوق می تواند باعث ایجاد خلاقیت شود، با این حال یک بازاریاب باید بتواند بین هیجان درونی و کار خود تمایز ایجاد کند تا با داشتن دیدگاهی بی‌طرف، آن‌طور که باید کار کند، نه آن‌طور که امیدوار است – وسلی متیوز ، High Level Marketing

۵.توانایی راه‌اندازی کمپین‌های بازاریابی قطره‌ای و تحلیل آنها

بازاریابی محتوا یک مهارت کلیدی است که منجر به نتیجه خواهد شد. یک بازاریابی قطره‌ای قوی مستلزم یک استراتژی اولیه است. در بازاریابی قطره‌ای، هدف یادآوری و معرفی مداوم محصول به مشتری است. یک دام بزرگی که در این نوع بازاریابی وجود دارد، گرفتار شدن در بازاریابی انبوه است. به این معنا که یک ایمیل را به عده‌ی زیادی ارسال کنیم بدون این که با مخاطب هیچ گونه ارتباط‌سازی اولیه انجام دهیم. در این نوع بازاریابی متغیرها و عوامل گسترده‌ای دخیل هستند تا یک استراتژی درست را تعریف کنند. بازاریابی قطره‌ای زمانی نتیجه‌ی فوق‌العاده‌ای خواهد داد که مبتنی بر هنر ارتباط‌سازی باشد- اران ایال، Sprinlgeap

۶. دارا بودن ترکیبی از خلاقیت و توانایی تحلیل‌گری

۱۵ مهارت لازم برای بازاریابان دیجیتالی

در بازاریابی دیجیتالی به دو عامل تفکر خلاق و ذهن تحلیل‌گر نیاز است. بنابراین ما به دنبال افرادی می‌گردیم که علاوه بر علاقه‌مند بودن، این توانایی‌ها را نیز داشته باشند. خیلی از کارجویان جدید تنها روی یکی از این دو عامل تاکید دارند حال آن که در بازاریابی دیجیتال، آمیزه‌ای از علم و هنر مطرح است. بازاریابی دیجیتال به ما اجازه می‌دهد که همه چیز، حتی خلاقانه‌ترین کمپین‌ها را ارزیابی کنیم و با استفاده از تحلیل و تجزیه‌ی اطلاعات، برای آینده، یک استراتژی تعریف کنیم- کایلا واگنر- Revel Interactive

۷. توانایی در بیان تصویری و نوشتاری

۱۵ مهارت لازم برای بازاریابان دیجیتالی

امروزه رسانه‌های دیجیتال بر خلاف سابق، تصویر محور هستند؛ چرا که تصاویر قدرتمندتر از متون احساسات ما را درگیر می‌کنند. ترکیب مناسبی از دو عامل متن و تصویر، نقش بسیار مهمی در بازاریابی دیجیتال ایفا خواهد کرد – الکس فریز ، Track Marketing Group

۸. داشتن یک شخصیت دوست داشتنی

ارتباط‌سازی یکی از اجزای اولیه‌ی بازاریابی دیجیتال است و یک شخصیت دوست‌داشتنی می‌تواند مفید و مثمر ثمر واقع شود. مردم زیادی هستند که تمایل دارند با ناشران، وبلاگ‌نویسان، روزنامه‌نگاران و دیگر افراد مطرح، وارد ارتباط شوند. طبیعی است که یک شخصیت جذاب همیشه خواهان و طرفدار زیاد داشته باشد. فرض کنید که باید بین دو شخصیت کاملا مشابه، یکی را برای گفتگو انتخاب کنید: با نفر اول که صحبت می کنید، انگار که با دیوار حرف می زنید؛ اما شخص دوم معاشرتی و خونگرم است. کدام یک را برای گفتگو انتخاب خواهید کرد؟ یک بازاریاب باید قدرت حفظ روابطش با دیگران را داشته باشد تا بتواند یک شخصیت گیرا و جذاب از خود ارائه دهد. موضوعی که متاسفانه در اغلب موارد نادیده گرفته می شود – جاناتان لانگ، Domination Media

۹. با WordPress آشنا باشد

امکانات و پلت فرم‌های پیاده‌سازی شده بر روی وردپرس، آن را تبدیل به یک ابزار حیاتی کرده است. اگر شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال بخواهید یک وبلاگ و حتی یک سایت بسازید و آن را مدیریت کنید به وردپرس نیاز خواهید داشت. پلاگین‌های جدیدی که مدام به وردپرس اضافه می شوند به آموزش و رشد اطلاعات شما کمک خواهند کرد. از این رو وردپرس یک ابزار مفید برای سرعت بخشیدن به تولید محتوا محسوب می شود – آنجلا روت ، Due.com

۱۰. توانایی معرفی خود را داشته باشد

۱۵ مهارت لازم برای بازاریابان دیجیتالی

اگر شما به عنوان یک کارجو به من بگویید که درک عمیقی نسبت به رسانه‌های اجتماعی و برندینگ دارید، پس باید ثابت کنید که در معرفی خود هم توانمندی لازم را دارید. اولین چیزی که از مصاحبه شوندگان خود می خواهم این است که اطلاعات خودشان را از طریق یک رسانه‌ی اجتماعی ارائه دهند تا از بین آنها فرد مورد نظر را انتخاب کنم. نحوه‌ی انتخاب من به این شکل است که اسم کارجو را در پلتفرم مورد نظر جستجو می‌کنم و از دید مشتری، محتوای موجود را بررسی می‌کنم. شبکه‌ی اجتماعی انتخاب شده باید قابلیت ارتباط با مشتری از طریق ارسال پیام یا تماس ویدیویی را فراهم کند و بازاریاب باید نسبت به برقراری این نوع ارتباط تسلط داشته باشد- آدام استیل، The Magistrate

۱۱. توانایی در درک اختصار

مهم نیست کیفیت محصول شما تا چه حد خوب باشد! مهم توانایی شما در ارزش‌گذاری محصول است؛ به طوری که بتوانید در کم‌تر از ۱۴۰ واژه، کالا یا خدمات خود را به مشتری معرفی کنید. انتقال اطلاعات با حداقل پیام برای یک بازاریاب دیجیتال، هنر و مهارت است- نیکلاس هاس، Loot

۱۲. توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات قابل اندازه گیری

در حال حاضر، بیش از هر زمان دیگری، برآورد هزینه‌ی بازاریابی و تبلیغات، مهم و حیاتی است؛ چرا که دیگر، تفاوت درصد رشد، ملاکی برای موفق بودن یک محصول در بازار محسوب نمی‌شود. اکنون دوره‌ی تصمیم‌گیری درست و شکار به موقع فرصت‌ها است. مشاوران بازاریابی دیجیتال باید شایستگی و دانش عمومی خود را با ارائه‌ی معیارهای علمی و استفاده از داده‌های واقعی، اثبات کنند. حالا دیگر دوره‌ی حدس و گمان بر اساس چند عدد و رقم پیش پا افتاده‌ی میزان فروش گذشته است و رویکرد جدید با ابزارها و نرم افزارهای تحلیل و اندازه‌گیری همراه شده است. بنابراین از یک مشاور جدید در این حوزه، انتظار داریم که توانایی استفاده از این امکانات را به منظور بالا بردن دقت و اطمینان کار داشته باشد – بلر توماس ، EMerchantBroker

۱۳. داشتن مهارت گوش دادن

۱۵ مهارت لازم برای بازاریابان دیجیتالی

به عنوان یک بازاریاب دیجیتال، باید توانایی ارتباطی بالایی داشته باشیم و بتوانیم برای ترویج سرویس یا محصول خود از کلمات، تصاویر، ویدیو و رسانه‌های اجتماعی استفاده کنیم. بازاریابی دیجیتال فرصتی برای متخخصان این حوزه است که به صحبت‌های اقشار مختلف مردم، از مشتری گرفته تا مصرف‌کننده‌ی گوش دهند. این اقدام از طریق شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای تحلیل‌گر امکان‌پذیر است. از این رو ما می‌توانیم بازخورد مشتری را نسبت به محصول خود دریافت کنیم. همیشه در استخدام یک بازاریاب دیجیتال به دنبال این موضوع هستم که آیا می‌تواند حرف های مشتری را درک کند و بازخورد مناسبی نسبت به آنها داشته باشد- شالین دور، Chatter Buzz

۱۴. داشتن سرعت عمل

یک بازاریاب دیجیتال باید بتواند در برابر تغییرات پیش آمده از خود انعطاف نشان دهد و با سرعت عمل تصمیم مناسب را بگیرد. نبود انعطاف در برنامه‌ی کسب و کار باعث منحل شدن و ورشکستگی خواهد شد- میکی مایر ، JASH

۱۵. آشنایی با طراحی

ارتباط‌سازی از طریق ارسال پیام کار بسیار مهمی است. با این حال، دنیای دیجیتال، دنیایی فراتر از واژگان و کلمات است. بخش بزرگی از بازاریابی دیجیتال به جلوه‌های بصری وابسته است. یک بازاریاب دیجیتال حداقل باید آشنایی مقدماتی با HTML، CSS و فتوشاپ را داشته باشد – دن ساپوزنیکوف

رفتارهای اشتباه در بازاریابی

در این نوشته، با کسب اجازه از دوستان متخصص خود، می خواهم چند رفتار اشتباه را که بر اثر «بی توجهی» و «تکرار» به عادت های اشتباه بازاریابان و فروشندگان تبدیل شده اند برشمرده و در نقطه مقابل، رفتار مناسب را به عنوان جایگزین آنها معرفی کنم.

۱- اگر برداشت ما از «مهارت فن بیان» این است که تند تند و پشت سر هم و بی وقفه با مخاطب صحبت کنیم و با این شیوه فرصت هر نوع واکنشی را از او بگیریم و بدین شکل او را در عرصه کلام شکست دهیم، اشتباه می کنیم.

* ما باید «درست» و «به اندازه» و «برنامه ریزی شده» و «هدفمند» صحبت کردن را بیاموزیم.

برخی از اشتباهات که در کمین ما بازاریابان و فروشندگان هستند

یک بازاریاب موفق را می شناسم که متاسفانه به مرور عادت ناشایستی پیدا کرده است. او خیلی فی البداهه شروع به سخن می کند و خیلی سریع و بی وقفه سخنش را ادامه می دهد. کافی است جمله ای از دهان کسی بیرون بیاید؛ سریع با یکی از کلمات آن جمله سازی می کند و شروع به صحبت می کند؛ به نحوی که گاه گوینده از سخنان او و شیوه سخن گویی اش غافلگیر می شود. واقعیت این است که هر زمان او مشغول صحبت می شود نگران می شوم که نکند سخن نامناسبی به زبان بیاورد یا قولی بدهد و تعهدی ایجاد کند که دردسرساز شود. کما اینکه گاه شاهد بروز اتفاقات ناخوشایندی از جانب او بوده ام.

۲- اگر برداشت ما از «بازاریابی شخصی» (Personal Marketing)، این است که برای خودمان در دل مشتری جا باز کنیم و این موضوع باعث شده به مرور از هدف و وظیفه اصلی خود غافل شویم، اشتباه می کنیم.

* ما باید از «بازاریابی شخصی» برای افزایش اعتماد به نفس خودمان استفاده کنیم، نه برای تسخیر ذهن مشتری.

بخری دوستان فروشنده و بازاریاب به مرور دچار این اشتباه می شوند که بخش قابل توجهی از انرژی و زمان در اختیارشان را صرف ارائه خودشان می کنند. به جای اینکه اجازه بدهند نوع منش و رفتارشان معرف آنها باشد، بخش مهمی از زمانی را که در اختیارشان قرار گرفته صرف سخن گفتن در باب مهارت ها و تجربیات موفق خودشان می کنند و گاه زمانی به مسیر معرفی یا فروش محصول بر می گردند که مشتری تا حد زیادی خسته شده و گاه حتی حوصله کافی برای شنیدن ویژگی های محصول را از دست داده است.

برخی از اشتباهات که در کمین ما بازاریابان و فروشندگان هستند

۳- اگر برداشت ما از «برازندگی ظاهر» این است که مانند «مدل ها» لباس بپوشیم و مثل «مانکن ها» ظاهر بشویم، اما اشتباه می کنیم.

* ما باید با شناختن «فرهنگ» خودمان و فرهنگ مشتری مان، ظاهری مناسب برای یک ارتباط درست انتخاب کنیم.

امروزه آموزشگاه های نسبتا زیادی هستند که دوره های آموزشی «اصول و فنون زبان بدن» را برگزار می کنند و تعداد قابل توجهی از آنها هم شیوه های علمی و د رست این کار را آموزش می دهند. اما متاسفانه گاه شاهد هستیم که برخی چنان اغراق آمیز در باب این موضوع صحبت می کنند و در برخی آموزشگاه های غیراستاندارد گاه چنان اشتباهاتی را آموزش می دهند که فروشنده و بازاریاب علاقه مند را دچار سردرگمی می کنند. به نحوی که نهایتان فرد از خود رفتار ناصحیح بروز می دهد.

شخصا معتقدم که برازندگی برای یک فروشنده و بازاریاب، یعنی پوششی که در طرف مقابل حس خوب صمیمیت ایجاد کند و او را به ادامه رابطه علاقه مند کند.

۴- اگر برداشت ما از «فروش موفق»، حذف رقیب است و هنوز پیرو «استراتژی اقیانوس قرمز» هستیم، اشتباه می کنیم.

برخی از اشتباهات که در کمین ما بازاریابان و فروشندگان هستند

* ما باید به جای حذف رقیب به «نوآوری ارزش» (Value Innovation) بیندیشیم. یعنی با پیروی از «استراتژی اقیانوس آبی»، به «ایجاد ارزش همزمان برای خود و مشتریان» فکر کنیم.

خیلی سخت است که وقتی مشتری از ما درباره تفاوت محصول و خدمت مان در مقایسه با آنچه رقیب ارائه می کند می پرسد، بتوانیم واقعیت را به او بگوییم، ولی با اعتقاد به استراتژی اقیانوس آبی خواهیم پذیرفت که رقابت برای عملکرد برتر و پایداری بیشتر لازم است ولی کافی نیست. در استراتژی های بازاریابی نوین ما باید به مسائلی فراتر از رقابت بیندیشیم؛ به چیزهایی بیندیشیم که بدون ریختن خون رقیب برای ما رشد و سود بیشتر و بقا را به ارمغان بیاورد. بقای در اقیانوسی که هنوز عمق آن شناخته نشده است.

مشتری قطعا از حق طبیعی انتخاب استفاده خواهد کرد و چه بسا محصول و خدمت و رقیب را انتخاب کند ولی آنچه در این میان مهم است این است که رابطه خوب و پایداری بین ما برقرار خواهد شد که می تواند مقدمه ای برای فروش های بعدی ما باشد.