بایگانی برچسب‌ها : ثروتمند شدن

چگونه قبل از ۳۰ سالگی میلیونر شویم؟

گرنت کاردون، کارشناس فروش بین الملل که از سوی روزنامه نیویورک تایمز به عنوان پرفروش ترین ناشر شناخته شده یکی از موفق ترین کارآفرینان دنیا است. شوی رادیویی این فرد ثروتمند با عنوان Cardone Zone یکی از محبوب ترین برنامه های رادیویی است. او تاکنون موسس سه شرکت تحت عناوین کاردون اینترپرایز، هلدینگ املاک کاردون و گروه کاردون بوده است. او دیدگاه های کارشناسانه خود در زمینه فروش و تجارت را به عنوان یک فرد موفق برای ایجاد انگیزه در افراد در پنج جلد کتاب منتشر کرده است. کتاب های او شامل فروش برای نجات، راهنمای نجات از مخمصه، اگر اول نباشی آخر می شوی، قوانین ۱۰X و بفروش یا به حراج برو می شود.
کاردون اخیرا برای سایت شناخته شده کارآفرینی، مطلبی نوشته که در آن ۱۰ راز میلیونرشدن را آموزش می دهد. در ادامه نکات این نویسنده سرمایه دار را می خوانیم. پولدار شدن و میلیونر شدن همیشه یک تابو بوده است. از نظر عمده مردم میلیونرشدن و یک فرد پولدار بودن تا قبل از ۳۰ سالگی بیشتر یک فانتزی است تا یک واقعیت. اما از نظر منطق این موضوع نه تنها فانتزی نیست، بلکه ممکن و قابل دسترس است. من در سن ۲۱ سالگی، از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، تقریبا ورشکسته و تا خرخره در قرض؛ اما در سن ۳۰ سالگی به یک میلیونر تبدیل شدم. در سن ۲۱ سالگی فکر نمی کردم که یک روز اینقدر پولدار باشم. نه این که آرزویی در سر نداشته باشم اما همیشه فکر می کردم کاری پیدا کنم که بتوانم خرج زندگی ام را دربیاورم. بعد از آن که وضع زندگی ام بهبود پیدا کرد و یک سرمایه دار شدم، همیشه در ذهنم کارهایی را که در این مدت انجام داده بودم، مرور می کردم و این که چه نکاتی منجر به این موفقیتم شد. حالا می خواهم ۱۰ گام برای تضمین میلیونر شدن تا سن ۳۰ سالگی را با شما به اشتراک بگذارم. شاید به دردتان بخورد.
چگونه قبل از 30 سالگی میلیونر شویم؟
۱٫ دنبال پول بروید
در شرایط اقتصادی دنیای امروز شما نمی توانید یک مسیر برای پولدارشدن داشته باشید و چشم به میلیونر شدن بدوزید. دوران تلاش برای یک درآمد و تضمین آن و به رفاه رسیدن به سر رسیده است. دیگر نمی توان در یک اداره ماند و سخت کار کرد و به رفاه رسید. حالا هر فرد باید برای سرمایه دار شدن نقشه راه داشته باشد و براساس برنامه ریزی عمل کند. اولین گام برای میلیونر شدن این است که درآمد خود را افزایش دهید و این افزایش را همیشه در نظر داشته باشید و هر روز با خود تکرار کنید. درآمد من ۹ سال پیش ۳۰۰۰ دلار در ماه بود و حالا به ۲۰ هزار دلار در ماه رسیده است. از همین امروز به دنبال پول بروید. این کار شما را مجبور می کند درآمدهای خود را کنترل کنید و فرصت ها را بیابید. منظور از افزایش درآمد این است که شما در هر روز باید به فکر یک منبع درآمد جدید باشید نه آن که فقط در یک کار فروش تان را بیشتر کنید، بلکه راه های کسب درآمدتان را افزایش دهید.

۲٫ تظاهر نکنید؛ واقعا پولدار شوید
من اولین ماشین یا حتی اولین ساعت لوکسم را تا زمانی که درآمد خوب نداشتم، تهیه نکردم. زمانی این کار را برای خودم کردم که چندین منبع درآمدی مطمئن داشتم. حتی وقتی به یک میلیونر تبدیل شدم، ماشین قدیمی خودم را سوار می شدم. این که شما سعی کنید خود را پولدار نشان دهید، چیزی به شما نمی افزاید، یا حتی این که دیگران فکر کنند شما پولدار هستید. سعی کنید شما را به خاطر چارچوب های کاری تان بشناسند، نه برای زرق و برق هایی که به زندگی تان می افزایید.

۳٫ برای سرمایه گذاری پس انداز کنید، نه برای مواقع  اضطراری
تنها دلیل پس انداز استفاده از آن برای سرمایه است. پول پس اندازتان را در یک حساب امن و غیرقابل دسترس بگذارید. هیچ وقت از این حساب برای کار دیگری استفاده نکنید، حتی برای موارد اورژانسی. این کار شما را وادار می کند که مرحله یک را دنبال کنید. یعنی برای نیازهای اورژانسی و سایر نیازها به دنبال درآمد دیگری باشد، نه آن که به پس اندازتان تکیه کنید. تا امروز من هر سال تقریبا دو بار ورشکسته شده ام. دلیلش این بوده که مازاد پولم را در حسابی گذاشته ام که نتوانم به آن دسترسی داشته باشم. این سرمایه قرار است برای شما درآمد بیافریند نه این که تنها زخمی را درمان کند و از بین برود. به این فکر کنید که اگر این سرمایه در اختیارتان نباشد و برای شما درآمد نیافریند، ممکن است در آینده جدا از دورماندن از آرزوهاتان، چالش های مالی داشته باشید که با درآمد روزمره شما حل نشود. فکر کنید اگر این پول را خرج کنید، پدر نان آور خانه را کشته اید و حالا کسی نیست که تامین تان کند. یا فکر کنید که شما گاوی در خانه دارید که شیر می دهد و هر سال برای شما گوساله ای می زاید، شاید فروشش بتواند سقف بالای سرتان شود، اما قطعا از روز بعد از فروش شما گرسنه خواهیدماند.
۴٫ از وام های بدون کاربرد دوری کنید
برای خودتان یک قانون بگذارید که هیچ قوتی پولی را قرض نگیرید که برای شما سودی ندارد. من برای خرید یک ماشین پول قرض گرفتم و دلیلش این بود که آن ماشین برای من درآمد داشت. بیشتر افراد برای جامه عمل پوشاندن به آرزوهای کوچک شان وام هایی می گیرند که سال ها اقتصاد آنها را به چالش می کشد، خرید ماشین، خرید تلویزیون ال سی دی، یا حتی مسافرت رفتن دلیل خوبی برای گرفتن وام نیست. وام باید سرمایه زایشی شما را افزایش دهد، نه آن که تنها بر بدهی های شما بیافزاید تا به اصطلاح تفریحی به زندگی شما افزوده شود. افراد پولدار فقط در صورتی وام می گیرند که بخواهند آن را سرمایه کنند و منبع درآمدهای شان را افزایش دهند. مردم فقیر وام می گیرند تا چیزهایی بخرند که مردم پولدار را پولدارتر کنند.
چگونه قبل از 30 سالگی میلیونر شویم؟
۵٫ با پول همچون یک عاشق حسود برخورد کنید
میلیون ها نفر آرزوی آزادی مالی دارند، اما تنها آنهایی که آن را اولویت خود قرار می دهند، میلیون می شوند. برای آن که پولدارشوید و پولدار بمانید، باید این کار را اولویت خود قرار دهید. پول همچون یک عاشق حسود است. به آن بی توجه شوید، آن هم به شما بی توجه می شود، شاید حتی بدتر از شما؛ شما را ترک می کند و به سراغ کسی می رود که پول اولویتش باشد. پول با کسی می  ماند که پول را دوست دارد و برای نگه داشتنش برنامه می چیند. خود را بی نیاز از درآمد بدانید، پول از شما دوری می کند.

۶٫ پول هیچ وقت نمی خوابد
پول چیزی راجع به ساعت، برنامه ریزی یا تعطیلات نمی داند؛ پس شما هم آنها را فراموش کنید. پول عاشق مردمی است که چارچوب های کاری قوی دارند. وقتی من ۲۶ سالم بود، در فروشگاهی کار می کردم که تا ساعت هفت باز بود، اما همیشه می توانستید تا ساعت ۱۱ شب من را در حال فروش بیشتر از تایم معمول پیدا کنید. هیچ وقت تلاش نکنید که زرنگ ترین یا خوش شانس ترین فرد باشید. تا جایی که می توانید کارکنید تا تضمین دهید که از همه بیشتر کار می کنید. کارکردن بیشتر به شرط داشتن درآمد بیشتر. هیچ وقت در شرایطی نباشید که کار می کنید ولی درآمدی را برای خود متصور نشوید.

۷٫ فقر هیچ معنایی ندارد
زمانی من فقیر بودم و این خیلی حس بدی داشت. همیشه به قدر قناعت پول داشتم و این واقعا برایم دردآور بود. باید همه ایده ها و مسائلی که منجر به فقر شما می شود را حذف کنید. به قول بیل گیتس این که شما فقیر به دنیا بیایید، تقصیر شما نیست اما اگر فقیر از دنیا روید، دیگر کسی جز خودتان مقصر نیست. شما باید واژه فقر را برای خود بی معنا کنید. باید جوری عمل کنید که همیشه درآمد لازم برای نیازها و حتی بیشتر داشته باشید و در کنار آن راهی برای پس انداز و سرمایه گذاری هم باشد.
چگونه قبل از 30 سالگی میلیونر شویم؟
۸٫ یک مربی میلیونر پیدا کنید
بیشتر ما در طبقه متوسط یا فقیر جامعه به دنیا می آییم و همیشه خودمان را در محدودیتها و ایده های همان گروه نگه می داریم. من همیشه کارهای میلیونرها را مطالعه می کنم و آن کارها را دوبرابر برای خودم اجرایی می کنم. برای خودتان یک مربی شخصی میلیونر بیابید و همیشه کارهای شان را مطالعه کنید. بیشتر افراد پولدار شدیدا سخاوتمند هستند و دانش و منابع خود را با دیگران به اشتراک می گذارند. ایده ها و افکار یک میلیونر شاید نتواند برای شما کسب و کار شود اما قطعا می تواند شما را در مسیر کسب و کار فعلی تان جلو بیندازد. همیشه ایده های خوب، ذهن را باز می کنند.

۹٫ از پول خود برای برداشتن وزنه های سنگین استفاده کنید
سرمایه گذاری درواقع جام مقدس میلیون شدن است. این جام را باید سربکشید تا کامیاب شوید. این واقعیت را سرلوحه خود کنید که سرمایه شما باید درآمد بیشتری از کار شما بیافریند. اگر شما درآمد مازاد نداشته باشید، نمی توانید سرمایه گذاری کنید. دومین جایی که من کارم را در آن شروع کردم، شرکتی بود که ۵۰ هزار دلار برای سرمایه گذاری از من طلب کرد؛ آن شرکت در ۱۰ سال گذشته هر ماه به من ۵۰ هزار دلار سود می دهد. سومین سرمایه گذاری من در حوزه املاک بود، جایی که من با ۳۵۰ هزار دلار سرمایه آغاز به کار کردم، آن پول تقریبا بخش بزرگی از دارایی های من بود؛ اما همچنان آن سرمایه را امروز دارم و برای من درآمدزایی دارد. سرمایه گذاری تنها دلیل برای انجام دیگر گام های میلیونرشدن است و پول شما باید- باید- کار کند و وزنه های سنگین را برای شما بردارد.

۱۰٫ برای ۱۰ میلیون دلار گام بردارید، نه یک میلیون دلار
تنها اشتباه مالی من در طول عمرم این بود که به اندازه کافی بزرگ فکر نکردم. شما را تشویق می کنم که به بیش از یک میلیون دلار فکر کنید. روی این سیاره خاکی اصلا قحطی پول نیست، تنها تعداد کمی از افراد هستند که به اندازه کافی بزرگ فکر می کنند. آن قدر بزرگ که شاید اگر آن را به دیگران بگویید، فکر کنند شما دچار جنون شده اید. آرزوها باید بزرگ و باورآفرین باشند. باید فرد را نگران کنند. نگران اینکه به آن آرزو دست نیافته است. اگر این طور باشد هر ساعت به دنبال آن می رود و همچون قسطی که باید پرداخت شود برای آن بال بال می زند.
این ۱۰ گام را دنبال کنید، من تضمین می دهم که شما پولدار شوید. سعی کنید از افرادی که می گویند آزادی مالی یک طمع ذاتی است، دوری کنید. از طرح های یک شبه پولدار شدن دوری کنید، چارچوب کاری داشته باشید و هیچ وقت تسلیم نشوید و زمانی که این کار را کردید و میلیونر شدید، برای کمک به دیگران اشتیاق داشته باشید و به همه کمک کنید که به یک میلیونر تبدیل شوند.

۸ کلمه چهار حرفی که وضعیت مالی تان را دگرگون می‌کنند

چگونه چند کلمه چهار حرفی توانسته اند در میان هزاران کلمه چهار حرفی تا این حد تاثیرگذار ظاهر شوند؟ اگر بتوانید از این چند کلمه به خوبی استفاده کنید، می توانید تغییرات بسیار مثبتی را در زندگی مالی خود ایجاد کنید. این کلمات آسیبی به کسی وارد نمی کنند و حتی می توانید آنها را در برابر والدین خود به کار ببرید. چقدر جالب است نه؟

چرا هشت؟ مقاله ای را درباره این که ما در هنگام اعمال تغییرات، چقدر می توانیم سختگیر باشیم مطالعه می کردم. نویسنده مقاله معتقد بود گاهی اوقات برای این که ما پیامی را دریافت کنیم، باید یک تخته دو در چهار از بالا به سرمان اصابت کند. دو را در چهار ضرب کنید تا به عدد هشت برسید!

وضعیت مالی
وضعیت مالی

کلمات چهارحرفی ضروری اینها هستند:

۱٫ برنامه (Plan)

وقت آن رسیده که هزینه های ناگهانی و بدون برنامه خود را کاهش دهیم. اگر اهداف مهمی در زندگی خود دارید (که امیدوارم این گونه باشد)، با ریختن یک برنامه قبل از هزینه کردن برای آنها می توانید در مدت زمان کمتری به اهداف خود برسید. اگر قصد خرید لباس و مایحتاج روزانه و لوازم اساسی منزل را دارید، قبل از خرید یک فهرست از این اقلام تهیه کنید. در این صورت هر چیزی که واقعا مورد نیازتان است را به دست می آورید و خریدتان به سه بسته بزرگ کره بادام زمینی بی مصرف ختم نمی شود!

۲٫ پخت و پز (Cook)

مطمئنا وقتی به منزل می آیید، سرتان شلوغ است و خسته هستید و آخرین چیزی که به آن فکر می کنید درست کردن یک غذاست. من این را درک می کنم. در زمان بیکاری یا استراحت خود ورقی در میان کتاب های آشپزی بزنید و یک دستور پخت جدید برای خود پیدا کنید. میلیون ها دستور پخت وجود دارد که زمان زیادی را نمی طلبد و مواد اولیه زیادی نیاز ندارد و پس ماند زیادی از آنها باقی نمی ماند. سعی کنید در هر هفته حداقل به اندازه یک وعده بیشتر در خانه غذا بپزید و یک وعده کمتر غذای آماده بخورید.

۳٫ معاوضه (Swap)

آیا از پوشیدن لباس های تکراری خسته شده اید؟ آیا وسوسه می شوید که لباس های تازه بخرید؟ به جای آن می توانید یک مهمانی معاوضه برپا کنید. بسیار ساده است. تعدادی از دوستان خود را دعوت کنید و هر کدام از آنها پنج دست از لباس های خود را که قصد دارند برای مدتی استفاده نکنند یا تعویض کنند همراه بیاورند.

این کار می تواند موقتی یا دائم باشد. به خودتان بستگی دارد. به این ترتیب، بدون این که هزینه ای کرده باشید همگی رنگ و روی تازه ای به کمد لباس خود داده اید. این مسئله لزوما به لباس منتهی نمی شود. کالاهای ورزشی، لوازم خانه، لوازم آشپزخانه و لوازم برقی گزینه های خوبی برای تعویض در این مهمانی ها هستند.

۴٫ ایمنی (Safe)

برای محافظت از آنچه که دارید، از هیچ اقدامی فروگذار نکنید. اگر رمز عبور همه حساب های الکترونیکی شما از ۱۸ سالگی تاکنون تغییری نکرده، زمان آن رسیده که آنها را عوض کنید. مهم نیست که چقدر به عبارت «خلافکاران پشیمان می شوند» علاقه دارید. شما باید یک رمز عبور جدید و سخت برای حساب های خود تعیین کنید. تنها به یک کلمه عبور برای همه حساب های خود اکتفا نکنید. برای حساب های مختلف خود از کلمات عبور متفاوتی استفاده کنید.

۵٫ پس انداز (Save)

حتما می دانستید که به این کلمه اشاره می کنم. درست است؟ مطمئن هستم که شما از پیش در حال پس انداز کردن بوده اید؛ بنابراین پیشنهاد می کنم مقدار پس انداز کردن خود را به اندازه یک درصد افزایش دهید. کمی که پیش بروید از این کار خود خوشحال خواهید شد. افزایش های کوچک منجر به نتایج بزرگی خواهد شد.

۶٫ برنامه بازنشستگی (Roth)

از همین حالا شروع کنید. یک بازنشستگی شخصی برای خود باز کنید و یک انتقال اتوماتیک وار را از حساب پس انداز یا جاری خود به این حساب برای خود تنظیم کنید. از این کار خود بسیار خوشحال خواهید شد. من این را قول می دهم. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا نام آن Roth است؟ دلیلش این است که قانون آن را برای اولین بار فردی به نام سناتور Roth معرفی کرد.

۷٫ بدهی (Debt)

بله درست است. این کلمه می تواند یک چهار حرفی بسیار خوب باشد. اگر شما هر نوعی از بدهی را داشته باشید از این نظر که یک سابقه اعتباری (History Credit) برای خود می سازید، اتفاق خیلی خوبی است. با پرداخت به موقع قسط های خود آن را به یک سابقه خوب تبدیل کنید. شما برای این که بتوانید استحقاق بدهی بیشتری را داشته باشید، باید یک سابقه اعتباری داشته باشید.

می دانم شاید کمی عجیب به نظر بیاید، ولی اگر شما روزی قصد خرید یک خانه را داشته باشید، در صورتی که امتیاز سابقه اعتباری بیشتری داشته باشید، نرخ بهتری به شما تعلق می گیرد. این امتیاز بر اساس این تعیین می شود که شما بدهی های خود را در گذشته تا چه میزان خوب پرداخت کرده اید.

۸٫ بخشش (Give)

تقریبا همه افراد سالم و ثروتمند، زمان و پول یا هر دوی آنها را هزینه می کنند تا جهان را به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنند. اگر تاکنون این کار را نکرده اید آن را امتحان کنید. حتما آن را دوست خواهید داشت. با مقدار کمی شروع کنید و پس از آن، دیگر این کار را رها نخواهید کرد. اگر هم قبلا این کار را کرده اید، خود را به جلو هل داده و به این کار خود ادامه دهید.

این هشت کلمه چهار حرفی را به خاطر داشته باشید و آنها را به قسمتی از زندگی خود تبدیل کنید. مطمئن باشید با این کار، شما از نظر مالی در موقعیت بهتری نسبت به وضعیت کنونی خود قرار خواهید گرفت.

منبع: اکونومیست

عکسهای از زندگی ابرثروتمندان و روش زندگی آنها

جهانیان این روزها به‌شدت تحت‌تأثیر سبک زندگی ثروتمندان و افراد مشهورند؛ اما کسی به افراد ابر ثروتمندی توجه ندارد که هیچ ردپایی در جهان دیجیتال باقی نمی‌گذارند. ابرثروتمندان یک‌هزارمِ‌درصد از آن یک‌درصد انسان ثروتمند را تشکیل می‌دهند؛ این افراد فعالیت‌های آنلاینشان را مخفی می‌کنند، در جزیره‌های خصوصی‌شان می‌مانند و عمارت‌های خارج از شبکۀ۱ خود را می‌سازند. عادات مصرفی این گروه در ده سال گذشته به‌شکل چشمگیری تغییر یافته است. امروزه دیگر برپاکردن مراکز غیرانتفاعی کافی نیست. امروز در کنارِ مالکیتِ حداقل یک بنیاد غیرانتفاعی، داشتن مزرعه‌ای پایدار۲، مدرسه‌ای خصوصی برای کودکان و یک پروژۀ کشاورزی یا صنعتی کوچک در کشورهای درحال‌توسعه از الزامات زندگی مولتی‌میلیاردرهای مدرن است.

شرکت ولث‌ایکس شرکتی مشاوره‌ای در زمینۀ «اطلاعات ثروت» است که استراتژی‌های بازاریابی را برای مشتری‌های لوکس فراهم می‌کند. این مشتری‌های لوکسْ خود خریدارانی دارند که آن‌ها را «ابرثروتمند» می‌نامیم. دیوید فریدمن مدیر شرکت ولث‌ایکس معتقد است که گذراندن یک عمر زندگی به‌منظور زیرنظر گرفتنِ بازارهای مالی و فرازوفرودهای آن، باعث شده ابر‌ثروتمندان بیش از هر زمان دیگری به‌دنبال مفهوم کنترل باشند.

ابرثروتمندان چطور زندگی می‌کنند؟

او می‌گوید: «در پشت بسیاری از اقدامات امروزیِ ابرثروتمندها تمایل به کنترل محیط زندگی‌شان نهفته است. این تمایل به کنترل، شامل سرمایه‌گذاری‌ها، فعالیت‌های بشردوستانه، خانواده و دیگر موضوعات مرتبط به سبک زندگی آن‌هاست. برای مثال سرمایه‌گذاری در مزرعه، تمام این‌ها را یکجا جمع می‌کند. علاوه‌براین به‌صورت بالقوه امکان پول‌درآوردن را نیز برای آن‌ها فراهم می‌کند.»

ابرثروتمندان
ابرثروتمندان

در کنار مزارع خصوصی، مزارع موجود در کشورهای در حال توسعه نیز سرمایه‌گذاری جذابی محسوب می‌شود. بنیاد بیل و ملیندا گیتس بیش از دومیلیارد دلار را برای پژوهش و اجرای فناوری‌های نوین کشاورزی در افریقای سیاه و جنوب آسیا اختصاص داده‌اند. در کنار سرمایه‌گذاری‌های محلی بحث اکوتوریسم یا گردشگری طبیعی نیز وجود دارد. برخی مفهوم اکوتوریسمِ تجدیدپذیر را یک مرحله جلوتر برده و شهرک‌های مخصوص خودشان را ایجاد کرده‌اند. در پاناماسیتی، مرکز پاناما، نوجوانان پول پرداخت می‌کنند تا واردِ اقامت‌گاه پایدار شهری به‌نام کالو یالا شوند. این مجموعه را جیمز استایس تأسیس کرده است. او می‌گوید: «فناوری از طریق گوشی‌های تلفن و لپ‌تاپ‌ها پنجره‌ای دائمی به‌سوی دنیایی جدید برای ما گشوده؛ اما در مقابل باعث شده که هم از یکدیگر و هم از طبیعت احساس جدایی کنیم. پایداری و اکوتوریسم این شانس را به ما می‌دهد تا دوباره به چیزی برگردیم که حقیقتاً ما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.»

ابرثروتمندان چطور زندگی می‌کنند؟

اقدام جدیدی که بین میلیاردرها محبوب شده راه‌اندازی مدارس ویژه است. این میلیاردرها می‌خواهند فرزندانشان به‌جای نشستن در کنار معلم خصوصی و محیط بسته، مانند دیگر بچه‌ها در مدارس عادی و البته با برنامۀ کاملاً متمایز درس بخوانند. ایلن ماسک مدرسۀ «اد استرا» را در لوس‌آنجلس تأسیس کرده که در آن هیچ تمایزی بین نمرات فرزندان خودش با فرزندان دیگر کارمندان اسپیس‌ایکس۳ وجود ندارد. در وضعیتی که مدارس «اکس‌تر» و «اندور» همچنان سرآمد تحصیلات خصوصی ثروتمندان هستند، این مؤسسات تازه‌تأسیس نیز با این مدارس مقایسه می‌شوند.

جف گرین مدرسۀ گرین را در فلوریدا برای فرزندانش تأسیس کرده است که در کلاس‌های آن چگونگی موفقیت در اقتصاد جهانی تدریس می‌شود. در این مدرسه زبان‌های متعددی تدریس و روی سیستم اس‌تی‌ای‌ام۴ تمرکز می‌شود. این مدرسه از الگوی معمول و متعارف استفاده می‌کند؛ اما مدارسی هم هستند که از الگو‌های متمایز استفاده می‌کنند. میلیاردری به‌نام بیل کوچ شصت‌میلیون دلار خرج ساختن آکادمی آگزبریج کرده است. این آکادمی یکی از چند مدرسۀ انگشت‌شماری است که چوگان را در برنامۀ آموزشی بچه‌ها قرار داده است. آقای کوچ این مدرسه را تأسیس کرد تا مجبور نباشد فرزندانش را به مدارس شمال شرقی بفرستد. این روند تحصیل و آموزش به بزرگ‌ترهای پول‌دار نیز تسری می‌یابد. نیکلاس برگرن که به «میلیاردر بی‌خانمان» معروف است، مرکزی را ایجاد کرده که در آن بچه‌پول‌دارها می‌توانند جمع شوند و دربارۀ فلسفه و سیاست با هم بحث کنند.

آقای فریدمن می‌گوید: «ابرثروتمندها چیزهای جدیدی پیدا کرده‌اند و از این بابت خوش‌حال‌اند.» این به آن معنی است که آن‌ها حاضرند ننگ «یک‌درصد»بودن را بپذیرند یا خریدهای بزرگشان رسانه‌ای شود اما برنامه‌شان پیش برود. فریدمن می‌افزاید: «آن‌ها مایل‌اند برخی از این بررسی‌های عمومی چند سال اخیر که بازتاب‌های منفی در پی‌داشته را نادیده بگیرند. این به‌معنی خرید بیشتر دارایی‌های لوکس خواهد بود. این خریدها می‌تواند شامل قایق‌های لوکس گردشی و هواپیما نیز باشد.»

ابرثروتمندان چطور زندگی می‌کنند؟

از نمونه‌های پیشرو در این زمینه می‌توان به جت خصوصی مافوق‌صوت آریون اشاره کرد که ولث‌ایکس پیش‌بینی کرده در آینده بیش‌ازپیش مورداستقبال قرار خواهد گرفت. مثال دیگر جزیره‌هایی است که شرکت قایق‌های خصوصیِ زیردریایی‌شوندۀ میگالو می‌سازد. این جزیره‌های دنج، قابلیت خصوصی‌سازی دارند، پنت‌هاوس ساخته‌شده از چوب‌های مرغوب، استخر شنا با آبشارهای متعدد، باشگاه ساحلی و اتاق غذاخوریِ زیر آب از امکانات آن‌ها است. این امکان که این ثروتمندان می‌توانند در کسری از ثانیه قایقشان را به زیر آب ببرند، باعث می‌شود احساس امنیت فوق‌العاده‌ای در حریم خصوصی‌شان داشته باشند. در این وضعیت هیچ عکاس مزاحم و پیگیری نخواهد توانست از آن‌ها عکس بگیرد.

وقتی ثروتمندان در جت‌های مافوق‌صوتشان پرواز نمی‌کنند یا با قایق زیردریایی‌شان برای گردش نرفته‌اند، احتمالاً دارند با برندِ «تِسلا»ی۵ جدیدشان خودنمایی می‌کنند؛ این ماشین برقی صدهزاردلاری را میلیاردرهای «سیلیکون وَلی»۶ بیش از هر جای دیگر در کالیفرنیا خریداری می‌کنند. اتومبیل‌هایی مثل لامبورگینی، استون مارتین و مازراتی از همیشه کمیاب‌تر شده‌اند؛ چراکه صاحبانشان بیشتر تمایل به خرید تِسلا دارند. این ابرماشین‌های برقی به نوعی نماد آگاهی زیست‌محیطی فرد بوده و برای جادادن خانواده نیز از فِراری کاربردی‌تر است.

ثروت مفرط باعث شده امکان‌های متعددی به‌خصوص برای ۴۵درصد از ابر‌ثروتمندانی به وجود آید که از طریق کارآفرینی پول‌دار شده‌اند. اولیور ویلیامز رییس شرکت مشاورۀ ولث‌اینسایت می‌گوید: «اصلی‌ترین منبع ثروت برای تازه‌میلیاردر شده‌ها بخش فناوری است. آن‌هایی که از فناوری کسب ثروت می‌کنند، معمولاً جوان‌تر و کمتر به مصرف‌گرایی و خودنمایی متمایل هستند. به همین دلیل هم گروه‌های مرفه بسیاری را می‌بینیم که تمایلشان برای تجربه‌های جدید را به بخشی از کار و محصولشان تبدیل می‌کنند و در این مسیر کالاهای جدید تولید می‌کنند. در این وضعیت کالاهای لوکس بیش‌ازپیش با محیط‌زیست سازگار شده‌اند.»

آقای ویلیامز می‌گوید: «به‌خاطر وقوع نقدینگی۷ تغییر مشهودی در سبک زندگی به وجود آمده است؛ این نقدینگی درنتیجۀ فروش بخش اعظم دارایی، شرکت یا سهام شرکت ایجاد می‌شود. بسیاری از ابر‌ثروتمندان بعد از به‌دست‌آوردن ناگهانی‌ چنین ثروتی، به دلیل اینکه دیگر به شغلشان وابستگی ندارند، به‌دنبال کارهای دیگر می‌روند.» تصمیم سال نوی مارک زاکربرگ برای ساخت هوش مصنوعی به منظور کمک به ادارۀ خانه‌اش نمونه‌ای از رویکرد مدرن میلیاردرهاست. آقای زاکربرگ در یادداشتی در فیسبوک نوشت: «من به او صدای خودم را یاد خواهم داد تا همه چیز را در خانه‌مان کنترل کند؛ از موسیقی و نور گرفته تا دمای هوا و غیره. به او یاد خواهم داد که با دیدن چهرۀ دوستانم در را برای آن‌ها باز کند.» روبات‌ها، خانه‌های هوشمند و مجموعه‌های خارج از شبکه به‌دلیل امنیتی که در حریم شخصی ثروتمندان به ارمغان می‌آورند، بیش‌ازپیش محبوب شده‌اند.

انزواطلبی کنار حریم خصوصی جای می‌گیرد و برای میلیاردرها جذابیت خاصی دارد. لئوناردو دی کاپریو جزیرۀ بلک‌دورکایه را در ساحل بلیز به قیمت ۱.۷۵میلیون دلار خریده است. او می‌خواهد در آنجا یک مجموعۀ لوکسِ خارج از شبکه بسازد. اگر میلیاردری نخواهد چنین زمینی را خریداری کند، شرکت‌هایی مانند پرایوت آیلندز وجود دارند که در قبال مبالغ هنگفتی جزیره‌های خصوصی را اجاره می‌دهند.

امیلی بوشار مشاور ثروت در گروه ولث لگسی می‌گوید: «مشتریان مشهور ما دنبال جایی هستند که بتوانند خودشان باشند و مثل همیشه زیر ذره‌بین نباشند.»

دی کاپریو به‌کمک شرکت دلوس در حال ساخت تفرجگاه خویش است. او عضو مشورتیِ هیأت مدیرۀ این شرکت هم هست. او همچنین در ساختمان دلوس در خیابان ۱۱ شرقی روستای گرینویچ آپارتمانی دارد که از کفش‌پوش‌های چوبی مناسب وضعیتِ طبیعی بدن، هوا و آبِ تصفیه شده و سیستمی برای تخصیص بهینۀ نور در ساعات مختلف شبانه‌روز بهره می‌برد.

مدیرعامل شرکت لیوینگ هومز می‌گوید: «مشتری‌های ما طراحی‌های دلخواه خودشان را دارند. آن‌ها به‌دنبال برنامه‌های ‌زیست‌محیطی فوق‌العاده جامعی هستند.» لیوینگ هومز یک شرکت خانه‌سازی است که برای افراد علاقه‌مند به محیط‌زیست یا کسانی که به‌دنبال کم‌کردن مالیاتشان هستند، خانه می‌سازد. عمارت‌های پیش‌ساخته و خودبسندۀ آن‌ها هیچ‌گونه ضایعاتی ندارد و از مواد بازیافت‌شدۀ لوکس در آن‌ها استفاده شده است. همچنین در آن‌ها سیستم تصفیۀ آب باران و پنل‌های خورشیدی به کار گرفته شده است. باوجوداینکه ابرثروتمندان از رسانه‌های اجتماعی دوری می‌کنند، فرزندان و نوه‌هایشان عاشق به‌اشتراک‌گذاشتن سبک زندگی‌شان هستند. این موضوع باعث ناراحتی والدین آن‌ها می‌شود که همواره از تهدیدهای آدم‌ربایی و لورفتن میزان ثروتشان می‌ترسند. برخی از آن‌ها متخصص روابط عمومی استخدام می‌کنند تا حساب‌های کاربری‌شان را در اسنپ چت و امثالهم پاک‌سازی کنند. یکی از افراد خانوادۀ ترامپ، یکی از خانوادۀ کندی و یکی از خانوادۀ متیس گروهی به‌نام «اسنپ پک» را راه‌اندازی کردند. رابرت اف‌.کندی جونیور، پدر کایرا کندی به این معروف است که همواره از دخترش می‌خواهد حسابش را پاک کند. حقیقت این است که سبک زندگی ثروتمندان در رسانه‌های اجتماعی نیز تغییر کرده است.

محبوبیت زندگی سالم برای ثروتمندان این‌طور معنا می‌شود که مربی‌شان با یک لیوان آب‌میوۀ طبیعی آن‌ها را از خواب بیدار کند و متخصص تغذیه‌شان تازه‌ترین و بهترین موادغذایی را برایشان تهیه کند. دیگر خانه‌داری به‌سبک «خانم دابت‌فایر»۸ که غذا می‌پخت و خانه را اداره می‌کرد، کنار رفته و جای خود را به مدیر شخصی خانه‌ای داده است که آیفون‌به‌دست و هدست‌درگوش به سبک مدیرهای تورهای راک‌اندرُل خانه را اداره می‌کند. هرچند غذا همچنان نقش مهمی در خانۀ ثروتمندان ایفا می‌کند، ابرثروتمندان به‌دنبال راه‌هایی هستند که هرچه‌کمتر غذا بخورند. ونسا فیتزجرالد متخصص تغذیه‌ای است که با شرکت خدماتی ایندی‌فرش در زمینۀ تحویل غذاهای ارگانیک و خالی از گلوتن به مشتری‌های خصوصی همکاری می‌کند. او خانه‌ها، هتل‌ها و محتویات یخچال افراد ثروتمند را می‌بیند و با سرآشپزها در رابطه با برنامه‌ها و منوهای غذایی رایزنی و مواد اولیه و دستورالعمل‌ها را فراهم می‌کند.

خانم فیتزجرالد می‌گوید: «من با مراکز سلامتی دیگر مانند مراکز ماساژ، طب سوزنی و آب‌درمانی کار می‌کنم تا مشتریان بتوانند برنامۀ کاملی برای سلامتشان داشته باشند.» او به مشتریانش سلرژن پیشنهاد می‌کند که مکملی ضدپیری است که کلاژن می‌سازد: ماهی ۳۵۰ دلار. همچنین پودرهای ابرغذا را توصیه می‌کند که به‌عنوان مادۀ غذایی چندکارکردی استفاده می‌شود: ۵۰ تا ۱۰۰ دلار برای هر شیشۀ کوچک.

با‌توجه‌به اینکه ابتکارات زیست‌محیطی بین ثروتمندان اهمیت پیدا کرده، افراد ابر‌ثروتمند از معدود افراد جامعه هستند که به‌دنبال این هدف می‌روند. داچر کلتنر استاد روان‌شناسی دانشگاه یو.سی.‌برکلی و نویسندۀ کتاب پارادوکس قدرت دررابطه با مزیت‌های ثروت می‌گوید: «در این مثال در حقیقت این کار به خیری بزرگ‌تر و اجتماعی‌تر می‌انجامد. درس عمیق‌تری که می‌توان از این موضوع گرفت، این است که قدرت به ما این اجازه را می‌دهد که به‌دنبال چیزی برویم که برایمان مطلوب است. به‌این‌ترتیب ما به‌عنوان یک جامعه باید چیزهای بهتری را برای افراد جامعه، مطلوب و خوشایند کنیم.»

در وضعیتی که ابر‌ثروتمندان امروزه بیشتر از طریق کارآفرینی به پول می‌رسند تا از طریق وراثت، باید گفت سبک زندگی و سرمایه‌گذاری سنتی ثروتمندان نیز در حال تغییر است. تغییر اوضاع باعث شده است تعریف افراد ابر‌ثروتمند و نوع زندگی آن‌ها نیز تغییر کند.

پی‌نوشت‌ها:
[۱] به مکانی گفته می‌شود که در آن از منابع عمومی مانند شبکهٔ گاز، آب، برق و غیره استفاده نمی‌شود و شبکه‌ای اختصاصی برای خود آن مکان طراحی و به کارگیری می‌شود.
[۲] مزرعه‌هایی است که با محیط زیست سازگار باشد
[۳] SpaceX
[۴] در این سیستم آموزشی، موسوم به STEM، برنامهٔ تحصیلی بر پایهٔ چهار شاخهٔ علوم، ریاضیات، فناوری و مهندسی برنامه‌ریزی می‌شود.
[۵] تسلا موتورز، (به انگلیسی: Tesla Motors) شرکت خودروسازی آمریکایی است، که تولیدکنندهٔ خودروهای برقی و قطعات موردنیاز ترن‌های برقی می‌باشد.
[۶] Silicon Valley: منطقه‌ای در جنوب سانفرانسیسکو که بسیاری از شرکت‌های بزرگ و پیشروی فناوری در آن قرار دارند.
[۷] Liquidity Event

[۸] اشاره به فیلم مشهوری به همین نام.

مولف: مارگارت آبرامز | مترجم: امیرحسین میرابوطالبی

منبع: آبزرور

هشت گام تا میلیاردر شدن

تا به حال به فکر پیوستن به جرگه میلیاردر ها فکر کرده اید؟ شما هم، مثل میلیون‌ها آدم دیگر، دوست دارید میلیاردر بشوید. برای میلیاردر شدن چه راه هایی وجود دارد؟ آیا شما با پیمودن راه های میلیاردر شدن واقعا میلیاردر می شوید؟ چه نوع کارهایی را باید انجام دهید تا شانس پیوستن به باشگاه میلیاردر ها را افزایش دهید؟ در ادامه به این کارها اشاره شده است.

البته که پول همه‌چیز نیست. ابداً نیست. وقتی پای تعریف موفقیت به میان می‌آید، پول در انتهای فهرست رتبه‌بندی می‌شود. تعریف آدم‌ها از موفقیت متفاوت است. تعریف من عبارت است از:  موفقیت متقاعد کردن دیگران به این باور است که شما با استعداد هستید. شخصا، پول حالا برای من آن قدرها مهم نیست، ولی اعتراف می‌کنم، یک زمانی مهم بود(احتمالا به این دلیل که زیاد پول نداشتم).با این حال این نظر من است. ولی، اجازه دهید بگویم پول در فهرست ما جا دارد. و اجازه دهید بگویم، شما هم مثل میلیون‌ها آدم دیگر، دوست دارید میلیاردر بشوید. چه نوع کارهایی را باید انجام دهید تا شانس پیوستن به باشگاه میلیاردر ها را افزایش دهید؟

8 گام تا عضویت در باشگاه میلیاردر ها

در این‌جا گام‌هایی را پیشنهاد می‌کنم. این گام‌ها نه تند نه آسان برداشته می شوند. ولی از مسیرهای میان‌بر و آسان، بسیار شدنی‌تر و تحقق‌پذیرتر هستند.

۱. خودتان را با پول آزار ندهید.

با این‌که کاملاً خلاف منطق است، ولی تمرکز لیزری روی این‌که چقدر پول می‌سازید شما را از کارهایی منحرف می‌کند که حقیقتاً باید برای ساخت و رشد ثروت انجام ‌دهید. بنابراین چشم‌داشت و نگاه خود را عوض کنید. “پول را به عنوان هدف اصلی نبینید، بلکه آن را به عنوان محصول فرعی انجام کارهای درست و هدفمند ببینید.”

۲. بینید چند نفر حاضرند به شما کمک کنند، حتی اگر کم‌تعداد باشند.

موفق‌ترین آدم‌هایی را که می‌شناسم –چه به لحاظ مالی چه غیرمالی- به‌طور تکان‌دهنده و شوک‌آوری مفید و سودمند هستند. آنها در شناخت آدم‌های دیگر و کمک به آنها برای رسیدن به اهداف‌شان فوق‌العاده خوب هستند. آنها می‌دانند موفقیت‌شان نهایتاً مبتنی بر موفقیت آدم‌های اطرافشان است. بنابراین آنها سخت کار می‌کنند تا آدم‌های دیگر موفق باشند: کارکنان‌شان، مشتریان‌شان، عاملان فروش و عرضه کنندگان‌شان و… چون می‌دانند اگر این‌ها موفق شوند،  یقیناً به دنبال موفقیت آنها خواهند بود. و به این ترتیب آنها کسب و کار یا شغلی را ساخته‌اند که می‌توان حقیقتاً به آن افتخار کرد.

۳. فکر کردن به درآوردن یک میلیارد تومان را متوقف کنید و به خدمت کردن به یک میلیون آدم  فکر کنید.

وقتی فقط عده‌ی اندکی مشتری دارید، و هدف‌تان ساختن پول زیاد است، مشوق شما یافتن راه‌هایی برای گرفتن تا آخرین ریال آنها است. ولی وقتی راهی پیدا کنید که به یک میلیون آدم خدمت کنید، مزایای پرشمار دیگری را در پی خواهد داشت. تأثیر یک تبلیغ یا واژه‌ی شفاهی( که مشتریان‌تان انجام می‌دهند) بی‌اندازه عظیم است. بازخوردی که دریافت می‌کنید به صورت نمایی بزرگ‌تر می شود – و به همین دلیل واقعا این فرصت‌های شما هستند که محصولات و خدمات‌تان را بهبود می‌دهند. شما کارمندان بیش‌تری استخدام خواهیدکرد و از تجربه، مهارت، و ابهت و روح جمعی آنها منتفع خواهید شد. و در این زمان کسب و کار شما به جایی خواهد رسید که هرگز در خواب هم نمی‌دیدید – چون مشتریان و کارمندان‌تان شما را به جایی خواهندرساند که حتی نمی‌توانستید تصور کنید به یک میلیون آدم با دل و جان خدمت می‌کنید- و پول خودش به دنبال شما خواهدآمد.

۴. پول ساختن را به عنوان راهی برای انجام کارهای بیش‌تر ببینید.

عموماً گفته می‌شود دو نوع آدم وجود دارد. آن‌ها که چیزهایی را می‌سازند برای این که فقط پول درآورند: هرقدر که بیش‌تر بسازند، پول بیش‌تری هم درمی‌آورند. آن‌چه آنها می‌سازند واقعاً آن‌قدرها هم برایشان مهم نیست – آنها تا وقتی خواهند ساخت که پرداخت انجام می‌شود. نوع دوم می‌خواهند پول بسازند چون به آنها اجازه می‌دهد چیزهای بیش‌تری بسازند. آنها می‌خواهند محصول‌شان بهبود یابد. آنها می‌خواهند خط تولیدشان را گسترش دهند. آنها می‌خواهند کتاب دیگر، ترانه ی دیگر، یا فیلم دیگر خلق کنند.

آنها عاشق چیزی هستند که می‌سازند و آنها پول ساختن را به عنوان روشی برای انجام کاری حتی بیش از آنچه دوست دارند می‌بینند. آنها رویای ساختن یک شرکت را در سر می‌پرورانند که بهترین چیزهای ممکن را می‌سازد. و پول ساختن روشی است که آن رویا را تغذیه می‌کند تا شرکتی را که دوست دارند بسازند. با این‌که یقیناً یافتن محصولی که همه آن را بخواهند و بتوان با فروش آن به ثروت رسید امکان‌پذیر است، ولی موفق‌ترین کسب و کارها در حالی که توسعه و رشد می‌یابد و پول می سازند، پول حاصله را در یک کسب و کار یا شغل بی‌نهایت فوق العاده بازسرمایه‌گذاری می‌کنند.

“ما فیلم نمی‌سازیم تا پول بسازیم، پول می‌سازیم تا فیلم‌های بیش‌تری بسازیم”. والت دیزنی

۵. یک کار برتر انجام دهید.

کاری را انتخاب کنید که قبلاً بهتر و برتر از آدم‌های دیگر انجام می‌دادید. فقط یک چیز. دیوانه‌وار فقط روی همان یک کار تمرکز کنید: کار. آموزش. یادگیری. عمل. ارزش‌یابی. تصحیح. بی‌رحمانه و سخت گیرانه از خودتان انتقاد کنید. نه به روشی خودآزارانه، بلکه اطمینان یابید به کار ادامه خواهیدداد تا تمام جنبه‌های همان کار را بهبود دهید.

آدم‌هایی که به لحاظ مالی موفق هستند دست کم یک چیز را بهتر از هرآدمی که اطرافشان هست انجام می‌دهند(البته در صورتی مفید است که چیزی را انتخاب کنید که برای جهان باشکوه و ارزشمند باشد – و مطمئن باشید برای آن پرداخت هم می‌شود). برتری و تفوق خودش پاداش است، برتری علاوه بر این که مستلزم پرداخت و ثروت بالاتر است احترام بیش‌تر، احساس خودیابی بیش‌تر، سرنوشت باشکوه‌تر، و حس پیروزی باشکوه‌تر، را در پی دارد، که این‌ها شما را به لحاظ غیرپولی غنی و ثروتمند می‌سازند.

۶. فهرستی از ۱۰ نفر از بهترین آدم‌های جهان در همان کار را تهیه کنید.

چه‌طور این ۱۰ آدم را انتخاب کردید؟ چگونه تعیین کردید  کدام‌یک و در چه‌کاری بهترین بود؟ چگونه موفقیت‌شان را اندازه گرفتید؟ از آن معیارها برای پی‌گیری پیشرفت‌تان به سوی “بهترین شدن” استفاده کنید. اگر نویسنده هستید معیار شما می‌تواند رتبه‌بندی آمازون باشد. اگر موسیقی‌دان هستید می‌تواند شمار دانلودها از آی‌تیونز باشد. اگر  برنامه‌نویس هستید، شمار آدم‌هایی است که از نرم‌افزارتان استفاده می‌کنند. اگر استاد هستید می‌تواند شمار آدم‌هایی باشد که  آموزش و پرورش داده‌اید و آنها به کارهای بزرگ‌تر و بهتر‌ رسیده‌اند.

اگر خرده‌فروشی اینترنتی دارید می‌تواند خریدها به ازای هر بازدید، یا تحویل به موقع، یا نرخ تبدیل و غیره باشد. فقط آدم‌های موفق را تحسین نکنید. بلکه نگاهی دقیق و موشکافانه به کارهای‌شان بیندازید و ببینید چه چیز آنها را موفق ساخته است. سپس از آن معیارها برای ایجاد معیارها و اندازه‌های موفقیت خودتان استفاده کنید. و بعد…

۷. مداوماً پیشرفت خودتان را پی‌گیری کنید.

ما تمایل داریم چیزی بشویم که اندازه می‌گیریم، بنابراین پیشرفت‌تان را دست‌کم هفته‌ای یک بار با توجه به اندازه‌های کلیدی و مهم پی‌گیری کنید. شاید بخواهید اندازه بگیرید به چند انسان کمک کرده‌اید. شاید بخواهید بسنجید به چند مشتری خدمت کرده‌اید. یا شاید در مسیر کارتان بخواهید گام‌های کلیدی را برای بهترین  شدن در جهان  ارزش‌یابی کنید. شاید ترکیبی از این‌ها باشد، و حتی بیش‌تر.

۸. برنامه‌های روزانه‌ی منظم خودتان را اجراکنید تا از پیشرفت‌تان اطمینان حاصل کنید.

هرگز فراموش نکنید که رسیدن به یک هدف، مبتنی بر ایجاد برنامه‌های روزانه‌ی منظم و همیشگی است. مثلاً می‌خواهید یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای بنویسید؛ این هدف شما است. سیستم شما برای رسیدن به این هدف می‌تواند نوشتن ۴ صفحه در هر روز باشد، این برنامه‌ی روزانه‌ی شما است. امیدواری، آرزومندی و خیال‌پروری شما را به اتمام کتاب نمی‌رساند. ولی چسبیدن و پای‌بندی دقیق به برنامه‌ی روزانه‌تان به شما اطمینان می‌دهد به هدفتان خواهیدرسید.

یا مثلاً می‌خواهید ۱۰۰ مشتری جدید از طریق بازاریابی به جمع مشتریان خود واردکنید. این هدف شما است؛ برنامه‌ی روزانه ی شما ایجاد یک محتوای اینترنتی جدید، ویدئوهای جدید، تبلیغات صوتی اینترنتی جدید، گزارش‌های پژوهشی و نظرسنجی جدید، و مانند این‌ها بر اساس برنامه ی زمانی است که مقررکرده‌اید. با پای‌بندی به آن برنامه‌ی روزانه و رعایت مواعد و سررسید‌ها، و در کنار این‌ها اگر محتوای مطالب جذاب باشد، آن ۱۰۰ مشتری جدید را به جمع مشتریان خود وارد خواهید‌کرد.

“امیدواری و خیال‌پروری شما را به هدفتان نخواهندرساند – ولی پای‌بندی صادقانه و دقیق به برنامه‌ی روزانه خواهد رساند”.

اهداف را تعیین کنید، برنامه‌ی روزانه ایجاد کنید که از آن اهداف حمایت کنند، و سپس بی‌رحمانه و سخت‌گیرانه پیشرفت خودتان را پی‌گیری کنید. هر چه را که عملی نیست اصلاح کنید. آن‌چه را که عملی است و تحقق می‌یابد بهبود دهید و تکرار کنید. هر روز برای بهتر شدن از دیروز کارها را اصلاح کنید، تجدید نظر کنید، سازگار کنید، و سخت کار کنید. بزودی شما برنده و خوشبخت خواهید شد. آن‌گاه همه چیز روبه‌راه و با شکوه خواهد بود. و روزی به‌زودی به سطح جهانی خواهی رسید. و آن زمان، شاید حتی بدون غرور و توجه، شما نیز یک میلیاردر خواهی بود. حالا شما می‌دانید چگونه پولدار شوید، به شرط این‌که میلیاردری را دوست داشته باشید.

 

بازده

۸ عادتی که بیل گیتس را ثروتمند کرد

تا به حال به این فکر کرده اید که بیل گیتس با ارزش خالص ۸۰ میلیارد دلار چگونه به جایگاه ثروتمندترین فرد دنیا دست پیدا کرد؟ حضور با محصول درست در مکان درست در آستانه ظهور عصر رایانه های شخصی، به طور قطع نقش بسیار برجسته ای در این زمینه داشته است. اما رویکرد های هوشمندانه ای نسبت به کار و زندگی نیز وجود دارند که در موفقیت گیتس نقش بزرگی ایفا کرده اند و همه ما نیز می توانیم از آنها درس بگیریم.
۸ عادت فوق العاده اثربخشی که گیتس را به جایگاه ثروتمندترین فرد جهان رسانده اند

اخیراً فهرستی منتشر شده است از ۱۰ عادت و تجربه ای که گیتس را به چنین موفقیتی رسانده و به او کمک کرده به چنین جایگاهی برسد. در ادامه ۸ مورد از این فهرست را از نظر خواهید گذراند:

۱- گیتس همیشه در حال یادگیری است

۸ عادت فوق العاده اثربخشی که گیتس را به جایگاه ثروتمندترین فرد جهان رسانده اند

گیتس به ترک کردن هاروارد معروف است، اما تنها دلیلی که باعث شد هاروارد را ترک کند این بود که او و الن شاهد فرصت محدودی برای راه انداختن شرکت نرم افزاری خودشان بودند. در واقع گیتس عاشق یادگیری است و اغلب در کلاس هایی شرکت می کرد که در آنها ثبت نام نکرده بود. این ویژگی او در جابز نیز وجود داشت. جابز هم از Reed College انصراف داد تا بتواند در کلاس های مورد علاقه اش شرکت کند.

۲- او هر نوع کتابی که فکرش را بکنید می خواند

۸ عادت فوق العاده اثربخشی که گیتس را به جایگاه ثروتمندترین فرد جهان رسانده اند

پدر گیتس در مصاحبه ای گفته بود: «تقریباً هر نوع کتابی توجه او را به خود جلب می کرد؛ دائره المعارف، علمی تخیلی، هرچه فکرش را بکنید». والدین گیتس از علاقه بسیار فرزندشان به خواندن کتاب به وجد می آمدند، اما باید پای میز شام قانون «مطالعه ممنوع» وضع می کردند. آن عشق به مطالعه هنوز هم در وی ادامه دارد، و گیتس هنوز هر سال فهرستی از کتاب های مورد علاقه اش منتشر می کند. مطالعه عادت فوق العاده ای است که می توانید در خود پرورش دهید. فقط حواستان باشد زمان مناسبی برای آن در نظر بگیرید.

۳- برای دیگران اعتبار قائل می شود

۸ عادت فوق العاده اثربخشی که گیتس را به جایگاه ثروتمندترین فرد جهان رسانده اند

وقتی در مصاحبه ای از گیتس خواسته شد بهترین تصمیم کسب و کاری اش را نام ببرد او گفت: «به نظرم بهترین تصمیم کسب و کاری من واقعاً در انتخاب افراد است. او و الن رابطه پیچیده ای با یکدیگر داشته اند، اما گیتس تا جایی پیش رفت که گفت انتخاب الن به عنوان شریک کاری ام در صدر این فهرست قرار می گیرد. همه ما باید در معرفی و تبلیغ خودمان مهارت داشته باشیم، اما اعتبار بخشیدن به کسانی که با آنها کار می کنید در فرصت مناسب، تصمیم هوشمندانه ای است.

۴- به قضاوت خودش اعتماد دارد

اگر همیشه به توصیه ها و پیش بینی های دیگران گوش دهید می توانید زندگی حرفه ای خوبی برای خود رقم بزنید. اما برای داشتن یک زندگی شغلی عالی مثل گیتس و جابز، باید اول از همه و بیشتر از همه به خودتان گوش دهید؛ حتی اگر کل دنیا بگویند در اشتباه هستید. این همان چیزی است که وقتی گیتس و الن مایکروسافت را به راه انداختند اتفاق افتاد. گیتس در مصاحبه ای گفت: «این شرکت بر اساس ایده دیوانه واری شکل گرفت که هیچ کس دیگری با آن موافق نبود. اینکه چیپ های رایانه ای آنقدر قدرتمند می شوند که رایانه ها و نرم افزار ها به ابزاری روی تمام میزها و در همه خانه ها بدل خواهند شد». همه می گفتند آنها در اشتباه اند. اما گیتس و الن کار خودشان را کردند و باقی قضایا دیگر اهمیتی نداشت.

۵- در قبال پول محافظه کار است

۸ عادت فوق العاده اثربخشی که گیتس را به جایگاه ثروتمندترین فرد جهان رسانده اند

گیتس در مصاحبه ای در سال ۱۹۹۸ گفت: «می خواستم آنقدر پول در حساب بانکی ام داشته باشم که بتوانم یک سال حقوق شرکت را بدون داشتن کوچکترین درآمدی بپردازم، و تقریباً همیشه هم به این خواسته ام پایبند هستم. ما در حال حاضر چیزی حدود ۱۰ میلیارد دلار داریم که برای سال آینده نیز کفایت می کند». در صورتی که اتفاق ناگواری بیافتد، چقدر پول برای پرداخت حقوق تیم خود کنار گذاشته اید؟

۶- از اشتباهات خود درس می گیرد

او در مصاحبه ای در سال ۲۰۰۸، بخشی از موفقیت مایکروسافت را حاصل توانایی خود و تیم رهبری اش در شناسایی زودهنگام اشتباه، و اتخاذ رویکردی متفاوت دانست. او به طور قطع طی این سال ها اشتباهات زیادی مرتکب شده است که می تواند از آنها درس گرفته باشد؛ حتماً شما هم ویندوز ویستا را به خاطر دارید.

۷- خواب کافی دارد

همه ما از اهمیت خواب آگاهی داریم. او به جای گله کردن از کار کردن تا دیرهنگام  و کمبود خواب، از ۷ ساعت خواب شبانه خود اطمینان حاصل می کند، چون در غیر این صورت نمی تواند خلاق باشد. این به طور قطع عادت خوبی است و هر کسی می تواند آن را در خود پرورش دهد.

۸- واقعا روی کاری که انجام می دهد تمرکز می کند

۸ عادت فوق العاده اثربخشی که گیتس را به جایگاه ثروتمندترین فرد جهان رسانده اند

تعداد بسیار زیادی از ما به راحتی تمرکز خود را از دست می دهیم و حتی با اینکه می دانیم این کار چقدر ناکارآمد است قربانی انجام چند کار در آن واحد می شویم. گیتس نه تنها در برابر این وسوسه مقاومت می کند، بلکه هنگام کار روی موضوعات مختلف تمرکز بسیار زیادی روی آنها از خود نشان می دهد. او آنقدر خود را وقف انجام کار می کرد که ممکن بود هنگام کد نوشتن خوابش ببرد، بعد از یک ساعت بیدار شود و درست از همان جایی که خوابش برده بود کارش را ادامه دهد. شما لازم نیست تا این حد به خودتان فشار بیاورید. اما به جای سر زدن های مداوم به فیسبوک و قیمت های سهام، هرچه بیشتر روی کاری که انجام می دهید متمرکز شوید، کار بهتری انجام خواهید داد و اثربخش تر خواهید بود.

دیجیاتو

چگونه به راحتی پولدار شویم؟

در طول دو سال و نیم گذشته ما با ۶۵ کارآفرین میلیونر مصاحبه کرده‌ایم و نظر آن‌ها را در مورد رازهای موفقیت جویا شدیم. نتایج این گفتگوها درخشان بود و نکات زیادی را دربر داشت. صحبت‌های آن‌ها الگوی ذهنی ما از موفقیت در تجارت را تغییر خواهد داد.

شاید با نگاه به افراد موفق با خودمان فکر کنیم که چرا ما نتوانسته‌ایم به آنجا برسیم. گاهی اوقات نیز پیش می‌آید که مستقیم از آن‌ها بپرسیم راز موفقیتشان در چه بوده که تا این حد ثروتمند هستند.

حال یک مشکل نیز وجود دارد و آن سلیقه‌ای بودن توصیه آن‌ها است، اما این مشکل راه حلی هم دارد! اگر جامعه آماری بیشتر شود، دیگر سلیقه‌ای بودن معنایی ندارد. بنابراین با اطمینان این هفت مورد را بخوانید و سعی کنید آن‌ها را در زندگی خود پیاده کنید.

۱٫ هرگز فکر نکنید که شما بیشتر از کارکنانتان می‌دانید!
وقتی در مورد رئیسی قدرتمند فکر می‌کنیم، شاید افرادی چون دونالد ترامپ به ذهنمان خطور کند؛ فارغ از فعالیت‌های سیاسی اخیر، او در کارش موفق بوده و احتمالا به کارمندانش نیز بها نمی‌داده است. اما همیشه هم اینطور نیست.

ما این شانس را داشتیم تا با کسی مانند ریچارد برانسون، رئیس و بنیان‌گذار گروه شرکت‌های ویرجین، صحبت کنیم. نحوه ریاست او اصلا ما را متعجب نکرد. او می‌گوید: «من به حرف تمام کارکنانم گوش می‌دهم و به آن‌ها اعتماد دارم. اجازه می‌دهم تا ایده‌شان را پیاده کنند. هرگز فکر نکرده‌ام که بیشتر از آن‌ها می‌دانم.» به همین دلیل او تا این اندازه موفق بوده است.

۲٫ حساب شده گام بردارید
در حوزه کارآفرینی و ایجاد کسب و کار به مراتب به ما گفته شده تا قدم بزرگی باید برداریم. اما این طور نیست. شما نباید دو گام بردارید و تمام پل‌های پشت سرتان را خراب کنید. در مصاحبه با ست گودین، کارآفرین و سخنران اهل ایالات متحده، متوجه شدیم که او دقیقا به همین نکته اشاره دارد. او می‌گوید که نباید بی‌گدار به آب زد و باید هوشمندانه گام برداشت. به عبارت بهتر، از مقیاس کوچک و از همین حالا کار خود را شروع کنید.

۳٫ همیشه هم حق با مشتری نیست!
برخی از کارآفرینان فکر می‌کنند که دادن حق به مشتری همیشه فلسفه‌ای صحیح به دنبال دارد. اما ما از تیم فریس، مولف پرفروش‌ترین کتاب از نگاه نیویورک تایمز، یاد گرفتیم که همیشه هم حق با مشتری نیست. بنابراین، این کلیشه که باید در هر صورت به حرف مشتری عمل کرد، دیگر منسوخ شده است.

فریس به ما آموخت که نباید اجازه سو استفاده را به مشتری داد. اگر مشتریان بی‌فایده را کنار بگذاریم، وقت بیشتری برای جذب مشتریان خوب خواهیم داشت که این کار در طولانی مدت باعث درآمدزایی بیشتر می‌شود.

توصیه مشترک 65 نفر میلیونر به شما چیست؟
برای موفقیت نیازی نیست «آلبرت انیشتین» باشید، کافی است «آلبرت انیشتین» را استخدام کنید و به او پول خوبی دهید

۴٫ نیازی نیست باهوش باشید
افرادی که قصد ایجاد کسب و کار دارند اغلب فکر می‌کنند که برای موفقیت باید باهوش‌ترین باشند. هوش نیز در حقیقت مانع بسیار بزرگی برای بسیاری از افراد است.

لازم است تا اطمینان حاصل کنید که شرکت شما جزو بهترین‌ها است. با این حال، ما از نیل پاتل، بنیان‌گذار کیس‌متریک، آموختیم که برای موفقیت نیازی نیست باهوش‌ترین باشید؛ کافی است باهوش‌ترین را داشته باشید. در ضمن فراموش نکنید که به او پول خوبی بدهید تا با انگیزه و اشتیاق بیشتری بتواند ایده‌هایش را برای شما پیاده کند.

۵٫ در حل مشکلات «خودخواه» باشید
کارآفرینان موفق در شغل خود بیشتر به این فکر می‌کنند که مشکلات دیگران را حل کنند. اینطور نیست؟ شاید. اما دانای راینگلمان، بنیان‌گذار وب‌سایت ایندی‌گوگو (وبسایتی جهت جمع‌آوری کمک‌های مالی مردمی برای اهداف خیریه و انسان دوستانه)، می‌گوید که برای موفقیت در تجارت باید به حل مشکلات خودتان تمرکز کنید.

خانم راینگلمان در دهه سوم زندگی خود به مشکلی برخورد که فهمید آن مشکل فقط بر روی خودش تاثیر نمی‌گذارد؛ به عبارت بهتر، آن مشکل بر روی تمام مردم جهان تاثیر می‌گذارد و آن «دسترسی ناکارا به سرمایه» است. او هر روز به ایده‌هایش فکر می‌کرد، اما به جایی نمی‌رسید. دلیلش نیز عدم دسترسی به افراد مناسب برای تامین مالی اهدافش بود. او کاملا خودخواهانه، البته به معنای مثبتش، به مشکلاتش فکر کرد. اگر چالشی پیش رویتان است، به احتمال فراوان دیگرانی نیز وجود دارند که آن چالش را تجربه می‌کنند.

توصیه مشترک 65 نفر میلیونر به شما چیست؟
باربارا کورکوران می‌گوید که یا در حیاط خانه‌تان سرمایه‌گذاری کنید و یا در کاری که بهترین هستید

۶٫ در حیاط خانه‌تان سرمایه گذاری کنید!
برای کارآفرینی باید به سرعت بر فرصت‌های جدید تمرکز کنید، اینطور نیست؟ مصاحبه ما با باربارا کورکوران نشان داد که تمرکز بر بازارهای ناشناخته، مسیر میانبری برای شکست و ناکامی در تجارت است.

او می‌گوید: «افرادی را دیده‌ام که بسیار باهوش‌تر از من بودند، اما اندازه تمام ثروت من پول از دست داده‌اند. می‌دانید حواسشان به چه چیزی نبود؟ آن‌ها نمی‌دانستند که باید در حیاط خانه خودشان سرمایه گذاری کنند! منظورم از حیاط خانه خودشان، همان دانش و تخصصی است که داشته‌اند. آن‌ها شنیده بودند که بازارهای دیگر سوددهی خیلی خوبی دارند و به آنجا رفتند، به همین دلیل تمام دارایی‌شان را باختند.»

۷٫ همه چیز به پول ختم نمی‌شود
برخی از کسب و کارها فقط به خاطر پول و مسائل مادی راه اندازی می‌شود، اما خوشبختانه همیشه هم اینطور نیست.

ماری فورلئو، بنیان‌گذار شبکه Marie TV and B-School، از راز بزرگی پرده برداری کرد: «همه چیز به پول ختم نمی‌‎شود. در افراد موفقی که از نزدیک آن‌ها را می‌شناسم، انگیزه‌های دیگری دیده‌‎ام. همین اشتیاق عمیق آن‌ها است که تفاوت‌ها را رقم می‌زند.»

اما بر سر افرادی که فقط و فقط به دنبال پول می‌گردند، چه می‌آید؟ آن‌ها در نهایت زمین خورده و می‌بازند.

در مصاحبه با افراد موفق صدها درس آموختیم، اما موارد بالا اصلی‌ترین نکات مشترک آن‌ها بود. اگر قصد دارید شما هم از طریق منطقی و تلاش کردن به آن‌ها بپیوندید، بهتر است نکات فوق را همواره به خاطر بسپارید.

منبع: Business Insider

مخ های پولساز تاریخ

به تخمین مجله فورس، ارزش مجموع دارایی های ثروتمندترین های جهان با شکستن رکورد ۶٫۴ تریلیون دلاری پارسال، امسال به ۷ تریلیون دلار رسیده است. با اضافه شدن ۲۹۰ چهره جدید به لیست میلیاردرهای دنیا، تعداد این افراد به ۱۸۲۶ نفر در کل دنیا رسیده که در تمام سال های اخیرا این تعداد بی سابقه است. ۷ تریلیون دلار ثورت دنیا در دست تنها ۱۸۲۶ نفر است که خیلی هایشان نام هایی آشنا دارند. اما با این همه عدد و رقم و صفرهای بی شمار، بالاخره بخش اعظم ثروت دنیا در دست چه کسانی است؟

پولدار همیشگی ($۷۹,۲۰۰,۰۰۰,۰۰۰)

بیل گیتس سالهاست که نام آشنای تمامی لیست های «ثروتمندترین ها» است. از سال ها پیش نام بنیانگذار مایکروسافت همیشه با عنوان ثروتمندترین مرد دنیا همراه بوده است و در ۲۰ سال اخیر ۱۶ بار این عنوان به او تعلق گرفته است. دانشجوی اخراجی دیروز هاروارد، امروز ثروتی برابر ۷۹٫۲ میلیارد دلار دارد. بیل گیتس ۶۰ ساله که یک بار دیگر لقب ثروتمندترین فرد دنیا را از آن خود کرده، امسال چهلمین سالگرد تاسیس کمپانی مایکروسافت را جشن می گیرد. شاید دانستن این که بیل گیست از دانشگاه اخراج شده و امروز چنین ثروتی دارد، عجیب به نظر برسد اما گیتس جوان بعد از ترک دانشگاه بیکار ننشست و در ۲۰ سالگی کاری را شروع کرد که امروز او را به چنین مقامی رسانده است.

مخ های پولساز تاریخ

بیل گیتس و دوست دیرینه اش، پائول آلن، ۴۰ سال پیش کمپانی مایکروسافت را راه اندازی کردند. مایکروسافت به گفته گیست با این هدف متولد شد که تمام آدم های روی زمین بتوانند صاحب کامپیوتر شخصی خودشان باشند. ۴۰ سال بعد از تولد مایکروسافت، حالا ۸۴ درصد خانواده های آمریکایی صاحب کامپیوترهای شخصی هستند و رویای بیل گیتس را زندگی می کنند. بیل گیتس اما پر از رویاها و اهداف تازه است. ۱۵ سال پیش بیل گیتس و همسرش ملیندا گیتس موسسه خیریه شان را با هدف تمام کردن نابرابری درآمد و ثروت تاسیس کردند و نزدیک به ۳۰ میلیارد دلار برای این موسسه هزینه کردند.

در اوایل سال ۲۰۱۵ این زوج گام بعدی موسسه خیریه را بهبود بخشیدن به زندگی فقرا و قشر کم درآمد در ۱۵ سال آینده خواندند. به گفته آنها در ۱۵ سال آینده، زندگی قشر کم درآمد بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ تغییر خواهد کرد. برنامه های بیل گیتس برای این تغییر، ایجاد مراکز تغذیه سالم، آگاهی بخشی و درمان بیماری هاست. بیل گیتس همچنین عنوان کرده که یکی از اهداف بلندمدتش مبارزه با بیماری های اپیدمیک مثل ابولا و سارس در کشورهای آفریقایی خواهد بود. میلیاردر شماره یک دنیا، حالا هدفی به جز نشاندن کامپیوتر شخصی روی تمام میزهای دنیا دارد.


ثروتمندترین فرد مکزیک ($۷۷,۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰)

کارلوس اسلیم هلو، نام شماره دو لیست ثروتمندترین ها، نامی است که برای بیشتر ما به اندازه بیل گیتس آشنا نیست. اما این نام غریبه غیرآمریکایی، دومین فرد ثروتمند دنیا و ثروتمندترین فرد مکزیک، کشور زادگاهش، است. اما باید که ثروت ۷۷٫۱ میلیارد دلاری آقای هلو از کجا آمده است؟ کارلوس اسلیم هلو که لقب «نجیب زاده ارتباطات» را دارد، ثروتش را از طریق کمپانی ارتباطات تلفن همراه آمریکا موویل به دست آورده است. شرکتی که در حال حاضر در ۱۹ کشور دنیا بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر دارد و در کشور مکزیک، ۷۰ درصد از کاربران تلفن همراه و ۸۰ درصد از کاربران تلفن ثابت، مشتری اش هستند.

مخ های پولساز تاریخ

این تسلط بی چون و چرای آقای هلو بر بازار ارتباطات مکزیک اما، دوام طولانی نخواهد داشت. بنا به قانون تازه ای در این کشور، ارائه خدمات ارتباطی نباید تنها توسط یک کمپانی صورت بگیرد و هیچ شرکتی نمی تواند بیشتر از ۵۰ درصد کاربران را در اختیار خود داشته باشد.

نجیب زاده ارتباطات اما تنها به آمریکا موویل بسنده نکرده و در حال سرمایه گذاری روی نفت در کشور مکزیک است و قرار است در زمینه ارتباطات و تلفن همراه هم مرزهای بیشتری را طی کند تا شکستش در مکزیک جبران شود روی دیگر قصه این میلیاردر، شخصیت نیکوکار و خیر اوست. کارلوس اسلیم هلو در زادگاهش مکزیک بنیاد عام المنفعه ای برای کمک به بیماران اوتیسمی تاسیس کرده است. آقای هلو با تاسیس این بنیاد و جمع کردن تیم های تخصصی پزشکی قصد دارد تا راهی برای کنترل و شاید در آینده ای دورتر، درمان این بیماری، پیدا کند.


سالخورده ترین میلیاردر دنیا ($۷۲,۷۰۰,۰۰۰,۰۰۰)

جمله ایتالیایی «پول های بزرگ را مثل خامه باید هم زد تا بزرگ شوند و پف کنند» می تواند بهترین توصیف برای کمپانی برکشایر هاتوی به ریاست وارن بافت باشد. سومین میلیاردر دنیا در ۸۵ سالگی، صاحب شرکت عریض و طویلی است که شهرت و سرمایه اش را مدیون هوشمندی در انتخاب شرکایش بوده. کمپانی برکشایر هاتوی، شرکتی چندمنظوره و اختلاطی است. این شرکت سرمایه کلان و پیشرفتش را مدیون سهامداری در چندین شرکت بزرگ دنیاست. وارن بافت با ثروتی معادل ۷۲٫۷ میلیارد دلار، رئیس کل این کمپانی عظیم است و همین امسال بزرگترین سرمایه گذاری تاریخ این شرکت را رقم زده.

مخ های پولساز تاریخ

برکشایر هاتوی با پرداخت رقم تاریخی ۳۷ میلیارد دلار برای شرکت سازنده قطعات فضاپیما، وارد عرصه سرمایه گذاری فضایی شد. برکشایر هاتوی صاحب بخش عظیمی از سهام شرکت های زنجیره ای خدمات غذایی نیز است. وارن بافت هنوز هم در زادگاهش در اوماهای آمریکا در خانه ای که در سال ۱۹۵۸ به قیمت ۳۱۵۰۰ دلار خریده بود زندگی می کند.


رئیس کمپانی زارا ($۶۴,۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰)

شاید آمانسیو اورتگای اسپانیایی، در کودکی هرگز فکرش را هم نمی کرد که روزی بین ۵ فرد ثروتمند دنیا قرار بگیرد. ارزش دارایی های آمانسیو اورتگا توسط فوربس حدود ۶۴٫۵ میلیارد دلار تخمین زده شده است. کمپانی عظیم زارا که حالا یکی از شناخته شده ترین برندهای پوشاک در سرتاسر دنیاست، راه طولانی پیشرفتش را از اتاق نشیمن آقای اورتگا در سال ۱۹۷۵ شروع کرد.

مخ های پولساز تاریخ

آمانسیو اورتگا و همسر سابقش «روزالیا مرا»، در کنار یکدیگر شروع به تولید لباس های خانگی و حوله های حمام کردند تا امروز زارایی ساخته شود که پای ثابت لباس فروشی های شیک دنیاست. زارا به سرعت راهش را از آن اتاق کوچک باز کرد و در اوایل دهه ۸۰، کل اسپانیا را فر گرفت و آماده سفر به کشورهای دیگر شد. اورتگا با تکنیک های منحصر به فرد تبلیغاتی، گسترش سریع و همه جانبه و کنترل کامل روی محصولاتش، بازار را با شگفتی های زارا رو به رو کرد.

دنیل پیت، کارگردان و مدیر طراحی برند لویی ویتون، در توصیف زارا، این کمپانی را خلاق ترین و سریع ترین کمپانی مد دنیا خوانده است. اورتگا با هوش اقتصادی اش توانست در برابر بحران اقتصادی اسپانیا دوام بیاورد و سر خم نکند. او بین سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ و در اوج بحران توانست شخصا ۴۵ میلیارد دلار به ثروتش اضافه کند و سهامش یکی از شاخص ترین فاکتورهای بازار بورس اسپانیا باشد.


غول نرم افزاری اوراکل ($۵۴,۳۰۰,۰۰۰,۰۰۰)

بنیانگذار و رئیس سابق شرکت نرم افزاری اوراکل، لری الیسون، با این که در سال ۲۰۱۴ از سمت خود به عنوان مرد شماره یک اوراکل کناره گیری کرد اما هنوز هم مغز متفکر این شرکت است. الیسون با ثروتی معادل ۵۴٫۳ میلیارد دلار، پنجمین میلیاردر دنیاست. لری الیسون در ژوئن ۲۰۱۵ اعلام کرد که اوراکل کسب و کار تجارت اینترنتی اش را گسترش خواهد داد.

مخ های پولساز تاریخ

اوراکل که امسال با اندکی سقوط سرمایه، دارایی هایش به ۳۸٫۲ میلیارد دلار رسیده به این فرصت و سرمایه گذاری اینترنتی، به چشم منبع درآمدی تازه نگاه می کند. الیسون در جوانی از دو دانشگاه شیکاگو و ایلینویز اخراج شده بود اما نبوغش باعث شد تا کاری را به عهده بگیرد که سکوی پرتابش باشد.

۱۱ ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا

یازده بازاریاب با استعداد بهترین ترفندها، استراتژی ها و توصیه های خود را برای رشد کسب و کارها با ما به اشتراک گذاشته اند.

۱- جیمز ماهون: کشف خواسته های مردم

مشتری دائم شما را متعجب می کنند اما آنها تنها افرادی نیستند که باید در نظر گرفته شوند.

جیمز ماهون، گزارشگر تلویزیون CBS و مشاور بازاریابی پیشنهاد می کند: «به کسانی که مشتریان پایه شما نیستند بی توجهی نکنید. این افراد معمولا بیشترین درس را به شما می دهند.»

کمپانی ها با گسترش محدوده تحقیق در مورد مشتریان معمولا فرصت های جدیدی کشف می کنند.

۲- پیپ لاجا: بهینه سازی نرخ تبدیل پول

پیپ لاجا، بنیانگذار «ConversionXL»، می گوید فرآیند، از هر تاکتیکی مهم تر است. «اگر فقط بر تاکتیک ها تمرکز دارید، در اشتباهید؛ سعی کنید بر فرآیند بهینه سازی نرخ تبدیل تمرکز کنید. این کار نیاز به تحقیق عمیق و آزمایش های بسیار دارد.»

فرضیه ها و نظریه ها باید دائم مورد چالش قرار بگیرند. لاجا ادامه می دهد: «مهمترین نکته در بهینه سازی نرخ تبدیل پیدا کردن مسائل اصلی است. اگر نمی دانید با تغییر عناصر مختلف در وب سایت تان چه تغییراتی به وجود می آید، وقت خود را تلف کرده اید.»

11 ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا (Slideshow)

۳- نوح کاگن: تبدیل مخاطبان ایمیلی به مشترکین

نوح کاگن، بنیانگذار SumoMe، می گوید: «با مخاطبان خود مطالب جالب و مرتبط به اشتراک بگذارید تا اعتماد و وفاداری آنها را به دست آورید.»

برای اطمینان از این که مشتریان ایمیل شما را باز خواهند کرد از این پنج عنصر استفاده کنید:

۱- موضوع (subject) قدرتمند

۲- همسو بودن با نیت مشتری

۳- عکس های جذاب

۴- ایجاد فراخوان

۵- بهینه سازی برای موبایل

۴- مایک آلتون: فعالیت مثبت و اثرگذار در لینکداین

شبکه های اجتماعی کمی شلوغ شده اند. اگر افرادی را دنبال کنید که محتوای با مفهوم و مفید به اشتراک می گذارند می توانید از دیدن پیام های غیر ضروری جلوگیری کنید.

مایک آلتون، نویسنده سایتی در مورد شبکه های اجتماعی، می گوید: «بهترین توصیه من برای اعضای لینکداین این است که در انتخاب افرادی که دنبال می کنید دقت کنید. در استفاده از این شبکه باید بسیار محتاط باشید.»

در لینکداین، برخلاف فیس بوک، کسانی را دنبال کنید که نمی شناسید تا ارتباطات جدیدی را آغاز کنید. از این طریق هر بار که وارد لینکداین می شوید، به جای دیدن پست های تکراری که احتمالا در فیس بوک دیده اید، یک مبادله اطلاعاتی پر ثمر وجود خواهد داشت که همیشه برای دیدن آن اشتیاق خواهید داشت.

11 ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا (Slideshow)

۵- برایان آیزنبرگ: اهمیت روابط با افراد تاثیرگذار

بازاریاب های باهوش، به جای تلف کرن ساعت ها و روزها برای جذب مخاطب، از نفوذ و قدرت دیگران به نفع خود بهره می برند. افراد تاثیرگذاری در شبکه های اجتماعی هستند که نیم میلیون فالوئر و ۲۰۰ هزار دنبال کنند ه در Pinterest دارند و سال هاست که به جمع آوری طرفدار می پردازند. آنها تمام دشواری های جذب مخاطب را انجام داده اند و تنها کاری که شما باید بکنید، برقراری ارتباط با این نوع افرباد یا شرکت هاست اما به یاد داشته باشید این گونه بازاریابی (Influencer Marketing) یک معامله تراکنشی نیست بلکه رابطه ادامه دار است. برایان آیزنبرگ نویسنده و بنیانگذار و مدیر بازاریابی IdealSport می گوید: «اگر به چنین بازاریابی علاقه دارید، باید وقت کافی برای شناختن این افراد و اهداف شان بگذارید.»

۶- دارمش شا: بازاریابی درون سو (Inbound Marketing) نیاز به محتوا

برندها در همه جای دنیا به محتوا علاقمند هستند و این علاقه، علاقه ای کاملا منطقی است. کسب و کارهایی که به دنبال فروش محصولات و خدمات خود هستند پول های زیادی را برای تبلیغاتی خرج می کنند که هرگز دیده نمی شود. در واقع باید کسب و کارها بودجه بازاریابی خود را هوشمندانه مدیریت کنند. دارمش شا، مدیر بازاریابی HubSpot و بنیانگذار Inbounding می گوید: «اولین کاری که باید انجام شود ایجاد محتوا در روزهای ابتدایی شروع کسب و کار است.»

دارمش شا به این دو دلیل محتوا را در رأس اولویت ها قرار می دهد: اول، بازاریابی فقط به معنای پیدا کردن مشتری برای محصولی که تولید کرده اید نیست. در واقع اطلاع داشتن در مورد بازار کارتان نیز بسیار مهم است. دوم، بازاریابی درون سو زمان بر است و نیاز به سرمایه گذاری بلندمدت دارد؛ بنابراین هر چه شما زودتر شروع کنید، برای تان بهتر خواهد بود.

۷- الکس اتینگر: تمرکز تبلیغات بومی بیش از فروش روی تعهد به مشتری است

طبق پیش بینی eMarketer هزینه تبلیغات بومی آمریکا از ۳٫۲ میلیارد در سال ۲۰۱۴ به ۸٫۸ میلیارد دلار در ۲۰۱۸ خواهد رسید. الکس اتینگر مدیر تبلیغات شرکت ContentClick پیشنهاد می کند: «دست از خودخواهی بردارید و اعتماد مشتری را جلب کنید تا به شما متعهد شود. بسیاری از برندها بیش از حد بر چیزهایی متمرکز می شوند که می خواهند عرضه کنند (کوپن، پیشنهادهای ویژه و …) و این مسئله آنها را از درگیری و ارتباط دو طرفه با مشتریان دور می کند.»

11 ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا (Slideshow)

۸- آرجن دِو آرورا: ایجاد هدف جدید، تقسیم بندی و سنجش

آرجن دِو آرورا، رئیس شرکت Retargeter و بنیانگذار Immediately می گوید: «برندها باید تبلیغات شان را بخش بندی و هدف گذاری کنند. راز موفقیت در این کار ایجاد چند کمپین بر اساس قسمت های منحصر به فرد وب سایت های این برندهاست.»

هر مشتری مسیر خرید متفاوتی را طی می کند. در تبلیغات از ایده بازاریابی جامع دوری کنید و سعی کنید تبلیغات متفاوت و مبتکرانه ای داشته باشید.

۹- موری نیولندز: با نشریه های همفکر مشارکت کنید

نکته ای که در مورد عصر دیجیتال دوست دارم، در دسترس بودن دانش حرفه ای است. اگر بخواهم چیزی از ریچارد براتسون بیاموزم، ستون او را در مجله آنترپرونر می خوانم. بسیاری از متخصصان به این نشریه ها کمک می کنند و از این راه در مقابل مخاطبان شان قرار می گیرند.

موری نیولندز، بنیانگذار سایت due.com، در مورد تهیه محتوای مدیریت پیشنهاد می کند: «نشریه هایی که بازار شما را تحت تاثیر قرار می دهند، پیدا کنید و با آنها همکاری کنید. با ایده های بزرگ و محتوای مناسب، خود را به عنوان یک مدیر معرفی کنید. در مورد تمام صنعت کاری تان مقاله بنویسید نه فقط در مورد علاقه مندی های خودتان.

۱۰- الکس دبلوف: استفاده از ویدئوهای کنشگرایانه

الک سدبلوف، مدیر بخش تبلیغات ویدئویی شرکت Virool، به کارآفرینان می گوید: «ویدئو را به عنوان قسمتی از فرآیند انگیزشی ببینید نه بر اساس بازخوردی که دریافت می کند. هنگامی که مخاطبان درست خود را بیابید، آنها به نفع شما عمل خواهند کرد و ویدئوها بیشتر و بیشتر به جریان می افتند.»

دبلوف در مورد استراتژیک بودن ارسال ویدئوها می گوید: «ما معمولا به مشتریانمان می گوییم که قبل از توزیع گسترده ویدئو، آن را میان مخاطبان نزدیکتر خود به آزمایش بگذارند. برای مثال، سه کلیپ ویدئویی کوتاه در اینستاگرام ارسال کنید و ببینید کدام یک بیشترین لایک را می گیرند. این راهی بی دردسر و ارزان است که شما را قادر می سازد ویدئوهای خود را بهینه سازی کنید.»

11 ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا (Slideshow)

۱۱- جورجیانا لودی: در وبینارها (سمینارهای اینترنتی) همه جانبه بودن را مد نظر قرار دهید

جورجیانا لودی معاون بازاریابی شرکت Unbounce می گوید هر مورد کوچکی نیاز به تفکر استراتژیک دارد. مسئله این نیست که خود سمینار کم اهمیت است (البته که نیست)، بلکه مسئله این است که در اغلب موارد فرصت های ناشی از این سمینارها دست کم گرفته می شود.»

شرکت کنندگان نه تنها تخصص و اعتبارشان را به همراه می آورند بلکه در حالت ایده آل مخاطبان جدیدی نیز برای شما خواهند یافت. دعوت های ایمیلی شما باید مردم را به ثبت نام ترغیب کند، حتی اگر نتوانند در خود سمینار حضور داشته باشند. صفحه ثبت نام شما نباید صفحه ای پیچیده و دشوار باشد و دکمه های به اشتراک گذاری شبکه های اجتماعی پس از انجام ثبت نام برای آنها نمایش داده شود.

چگونه تبدیل به بیل گیتس شویم؟

بیل گیتس اگر در مقطعی از زندگی اش ثروتمندترین ساکن کره زمین نبوده، باز هم در ایران و بسیاری از کشورهای جهان به عنوان ثروتمندترین معرفی شده است.

موسس شرکت معروف مایکروسافت هر ثانیه ۲۵۰ دلار آمریکا درآمد دارد، یعنی ۲۰ میلیون دلار در روز و ۷٫۸ میلیارد دلار در سال. این رقم بسیار بیشتر از ثروتی است که مجله معتبر فوربس برای درآمد قاچاقچیان مواد مخدر تخمین می زند. شاید به این دلیل ساده که دنیای مجازی مخدر جدید ساکنان  کره زمین است.

بیل گیتس متولد ۲۸ اکتبر (۵ آبان به تاریخ خورشیدی ما) سال ۱۹۵۵ در سیاتل است.

چگونه تبدیل به یک گیتس شویم؟

نکته اول: مسیر اشتباه را تشخیص و آن را تغییر بده

در سال ۱۹۷۳ بیل گیتس وارد دانشگاه هاروارد شد. با وجود اینکه رشته اولیه او برای تحصیل در این دانشگاه حقوق بود، بعد از گذشت مدت کوتاهی رشته خود را تغییر داد و رشته علوم ریاضی و کامپیوتر را انتخاب کرد.

نکته دوم: اعتماد به نفس داشته باش و جسارت به خرج بده

دو سال بعد از ورود به هاروارد، بیل گیتس ترک تحصیل می کند تا مایکروسافت را به همراه پاول آلن تاسیس کند. از آنجایی که او هیچ گاه موفق نشد تحصیلات تکمیلی خود را به پایان برساند، دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۰۷ دکترای افتخاری را به بیل گیتس اهدا کرد.

نکته سوم: اصول موفقیت را فقط در مدرسه نمی آموزند

گیتس طی سخنرانی در یکی از دبیرستان های آمریکا خطاب به دانش آموزان گفت که در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند. او از هفت اصل برای موفقیت نام می برد که اولین و مهم ترین شان این نکته است: «در زندگی همه چیز عادلانه نیست و بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.»

نکته چهارم: رک باش اما بی ادب نه

گیتس زمانی که در مایکروسافت کار می کرد به سبب زبان نیش دار و پر از طعنه اش شهرت داشت و لحن کلام او در جلسه ها و ایمیل هایش معمولا همین گونه بود اما مخاطب مستقیم او افراد نبودند. یکی از اشخاصی که با گیتس کار کرده می گوید: «گیتس شاید عصبانی به نظر می رسید اما هیچ گاه ندیدم که با فردی بد صحبت کند.»

چگونه تبدیل به یک گیتس شویم؟

نکته پنجم: از خودت یک چهره تاثیرگذار اجتماعی بساز

بیل گیتس در طول زندگی خود حدود ۱۰۰ میلیارد دلار را در امور خیریه (مستقیم و غیرمستقیم) هزینه کرده است. کمک های بنیاد بیل گیتس به بهداشت جهانی، بیشتر از کمک های سازمان بهداشت جهانی (WHO) در این زمینه است.

نکته ششم: تک بعدی نباش

اکنون دیگر مایکروسافت بزرگترین منبع درآمد گیتس نیست. برای سال های متمادی است که او در حال فروش سهام خود از این شرکت و سرمایه گذاری در کسب و کارهای دیگر است. مایکل لارسن، مدیر کسب و کار گیتس را به عنوان اسلحه سری او در زمینه سرمایه گذاری معرفی می کنند.

سبک زندگی رازهای میلیونر شدن میلیونرها

میلیونرها چگونه افرادی هستند و چگونه میلیونر می‌شوند؟ ناپلئون هیل، نویسنده آمریکایی برای پاسخ به این دو پرسش، نگاهی انداخته است به کار و زندگی ۵۰۰ میلیونر.

اگر فساد مالی و رانت‌خواری را به کناری نهیم، معمولا و به شکل قانونی دو شیوه برای میلیونر شدن وجود دارد. یکی بهره گرفتن از مزایای آقازادگی و فوت “دلخراش” و “نابهنگام” پدری ثروتمند است و دیگری داشتن ایده و پشتکار.
میلیونرها هم مثل سایر انسان‌ها “فردیت” خود را دارند. اما آیا می‌توان در بین آن‌ها نکات مشترکی هم یافت؟ مثل عادات مشابهی که الگوی زندگی‌شان باشد؟ اصولا این میلیونرها که به افراد خودساخته شهره‌اند، چگونه انسان‌هایی هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟

ناپلئون هیل برای پاسخ به این پرسش‌ها زندگی و کار و کارنامه ۵۰۰ میلیونر را زیر ذره‌بین برده است. خصوصیت بارز همه این افراد توانایی تصمیم‌گیری و عزمی جزم برای تحقق تصمیم‌های‌شان است.
نمونه اول میلیونر شدن برای ناپلئون هیل، نویسنده کتاب “بیندیشید و ثروتمند شوید” جذاب نبوده. اما نمونه “افراد خودساخته” موضوع تحقیق و پژوهشی بوده که در کتاب یادشده منتشر شده است. کتابی که از زمان انتشار آن تا به امروز هفتاد میلیون از آن به فروش رسیده ست.

شنوندگانی خوب!

یکی از ویژگی‌های میلیونرها توانایی فوق‌العاده آن‌ها در شنوایی است که سبک زندگی آنها بر این پایه ساخته شده است. آن‌ها شنوندگان بسیار خوبی هستند. به قول ناپلئون هیل راز اصلی مشترک در همه این میلیونرها را باید در این توانایی جست: “گوش‌هایت را خوب تیز کن، چشم‌هایت را هم کاملا باز و دهن‌ات را ببند و بی‌خود حرف نزن!”

مگر نه آنکه کسانی که خیلی حرف می‌زنند، عملا فرصت زیادی برای‌شان نمی‌ماند که دست به کاری دیگر بزنند؟ حال آنکه عمل مهم‌تر از کلام و حرف است و نتیجه بیش‌تری هم به بار می‌آورد. ریش‌سفیدان هم همواره گفته‌اند که خداوند به آدمی یک دهان داده و دو گوش و حکمت آن هم این بوده که انسان بیش‌تر بشنود تا حرف بزند.

نویسنده می‌گوید که حتما آدم باید درباره دست‌آوردهایش حرف بزنند و به جهانیان بگوید که چه کرده است. اما پسندیده آن است که اول کاری بکند و بعد درباره آن حرف بزند.

رازهای میلیونر شدن میلیونرها
هنری فورد، نویسنده و موسس شرکت خودروسازی فورد

دیگر رازهای مشترک سبک زندگی میلیونرها

ناپلئون هیل سایر رازهای مشترک سبک زندگی میلیونرها را این چنین دسته‌بندی کرده است:

هدف مالی خود را باید هر چه دقیق‌تر تعیین کنید. این که بیاییم و مدعی شویم که مایل به ثروتمند شدن هستیم، کفایت نمی‌کند. هدف مسیر را تعیین می‌کند و هر چه هدف دقیق‌تر تعیین شده باشد، مسیر روشن‌تر ترسیم خواهد شد.

در زندگی به هیچ کسی هیچ چیزی را به رایگان نمی‌دهند. بدیهی است که برای رسیدن به هدف تعیین‌شده باید از خود مایه گذاشت. باید برای خودتان روشن کنید که برای رسیدن به هدف خود حاضر به چه کاری هستید؟ به سخن دیگر حاضرید از چه چیزهایی در زندگی بگذرید. تنها تلاش و پیگیری شماست که دست آخر رسیدن به هدف را می‌تواند ممکن سازد.

برای رسیدن به هدفی که تعیین کرده‌اید، حتما زمان مشخص کنید. مثلا بگویید که کی می‌خواهید به این هدف دست یابید. عدم تعیین زمان عملا باعث آن می‌شود که زمان تحقق هدف‌تان به آینده نامشخص موکول شود و عملا هرگز به آن دست نیابید.

حال که هدف و زمان تحقق آن را تعیین کردید، می‌باید برنامه‌ای روشن برای این دوره تنظیم کنید و مسیر را ترسیم کنید. و مهم‌تر اینکه پس از تنظیم برنامه، بدون فوت وقت دست به کار شوید. هیچ چیز بدتر از آن نیست که آدمی برنامه را برای کشوی میز کارش تنظیم کند!

مهم این است که برنامه‌ را دقیق به روی کاغذ بیاورید. برنامه‌ای ثبت‌شده در اوهام و تخیل به همان شکل که تنظیم می‌شود، نقض خواهد شد. همه چیز را بنویسید. از همه کارهایی که حاضرید برای رسیدن به هدف انجام دهید و گام‌های برنامه‌ای را که برای رسیدن به هدف تعیین کرده‌اید، دقیق و روشن ثبت کنید.

روزی دو بار این برنامه را با صدای بلند بخوانید. یک بار صبح‌ها پس از بیدار شدن و یک بار شامگاهان و پیش از رفتن به بستر. خواندن برنامه در صبح‌ها یادآور گام‌ها و اقداماتی است که برای خود تعیین کرده‌اید و شب‌‌ها جمع‌بست همه آن چیزهایی است که در طول روز به دست آورده‌اید.

و فراتر از این توصیه‌ها، ناپلئون هیل نکات مشترک دیگری در شیوه و نوع زندگی میلیونرها را تشخیص می‌دهد. مثلا اینکه همه آن‌ها صبح‌ها خیلی زود از خواب بیدار می‌شوند، مرتب و مستمر ورزش می‌کنند، آماده آموختن هستند و برای این کار وقت کافی در نظر می‌گیرند و به گونه‌ای منظم و مستمر با همفکران خود نشست و برخاست دارند و از کمی وقت نمی‌نالند.