بایگانی برچسب‌ها : خودشیفتگی

نشانه های خودشیفته بودن همسر شما

در این مطب ۸ نشانه‌ از رابطه داشتن با یک خودشیفته را می خوانید.

۱. تغییر عقیده‌تان از نظر او بی‌احترامی است.

“تو گفتی ساعت ۶ به سینما می‌روی. اما حالا می‌گویی ساعت ۸ می‌روی. چه‌طور می‌توانی به این راحتی برنامه‌ها را عوض کنی؟” چون شما یک چیز شگفت‌انگیز به نام قدرت اختیار دارید. انسان‌ها حق دارند در هر زمانی و به هر دلیلی تغییر عقیده بدهند. وقتی عقیده‌تان را درباره‌ی چیزی تغییر می‌دهید، باعث می‌شوید خودشیفته احساس کند سلطه‌ی خودش را از دست داده‌است. همان‌طور که در بخش اول این مقاله متوجه شدید، خودشیفته‌ها سعی می‌کنند با حربه‌ی سکوت، القای احساس گناه، و پدیده‌ای به نام چراغ گاز سلطه‌ی خود را بازیابند. درباره‌ی چراغ گاز در ادامه خواهیدخواند.

۲. مصرانه چیزی را که گفته‌است یا کاری را که کرده‌است انکار می‌کند، و باعث می‌شود با خودتان بیندیشید در حال دیوانه شدن هستید.

حاضر هستید قسم بخورید خودشیفته به شما گفته‌است امروز جان را از مدرسه به خانه می‌رساند. در واقع، این را ۲ بار با او هماهنگ کرده‌اید. اما حالا خودشیفته می‌گوید هرگز چنین چیزی به شما نگفته‌است.ممکن است با خودتان فکر کنید شاید من فقط خیال کرده‌ام. کم‌کم برداشت خودتان از واقعیت را زیر سوال می‌برید. حتی اگر مدرک مستدلی دارید که خودشیفته چیزی را گفته‌است یا کاری را انجام داده‌است، به شما می‌گوید اشتباه فهمیده‌اید، یا گستاخانه دروغ می‌گوید و ادعا می‌کند هرگز چنین چیزی نبوده‌است. یکی از روش‌های خودشیفته برای سلطه یافتن این است که شما را وادار می‌کند دائم به سلامت عقلی خود شک کنید. برای سلطه یافتن بر شما چه راهی بهتر از این است که به شما القا کند( یا صراحتا بگوید) دیوانه هستید.

این پدیده‌ی انکار یا تغییر حقیقت چراغ گاز نامیده می‌شود، و یکی از نشانه‌های یک خودشیفته است. این اسم از فیلمی در ۱۹۴۴ به نام چراغ گاز گرفته شده‌است، که در آن یک مرد ذهن همسرش را دستکاری می‌کند تا او فکر کنید در حال دیوانه شدن است. یکی از روش‌های او کم کردن نور چراغ، و سپس زیاد کردن آن در خانه است. وقتی همسرش درمورد تغییر میزان نور با آن مرد حرف می‌زند، او ادعا می‌کند نمی‌داند همسرش از چه حرف می‌زند.

نشانه های خودشیفته بودن
نشانه های خودشیفته بودن

۳. در نظر دیگران خوشرو و خوش‌برخورد است.

خودشیفته‌ها دوست دارند خوب به نظر برسند و رفتاری داشته‌باشند که خوب پنداشته می‌شود. با این حال، ‌پشت درهای بسته داستان چیز دیگری است. احساس می‌کنید هیچ شخصیت واقعی فردی را که با او زندگی می‌کنید نمی‌شناسد. در مشاوره‌ی خانواده، حتی ممکن است مشاور نپذیرد او همان فردی است که شما می‌گویید. به یاد داشته‌باشید، خودشیفته‌ها استاد بازی‌دادن هستند.

۴. اگر او را ترک کنید دوباره شما را به سوی خودش می‌کشد.

بیش‌ترین ترس خودشیفته این است که بفهمد او را ترک کرده‌اید. خودشیفته توجه می‌خواهد، این‌که توجه مثبت باشد یا توجه منفی اهمیتی ندارد. در بخش اول دانستید خودشیفته از حربه‌ی سکوت استفاده می‌کند تا در رابطه سلطه داشته‌باشد. اگر سعی کنید با خودشیفته ارتباط برقرار کنید یا نشان دهید از حربه‌ی سکوت ناراحت هستید، توجه مورد نیازشان را دریافت می‌کنند. اگر به حربه‌ی سکوت بی‌توجهی کنید، خودشیفته سعی می‌کند شما را دوباره به سوی خودش بکشد. گاهی به این روش”مکش” می‌گویند، مثل یک جاروبرقی. خودشیفته به قدری قوی عمل می‌کند که شما اکنون دوباره به همان روال رابطه بازگشته‌اید. همان‌طور که در بخش اول دانستید، یک تجدید دیدار شاد با یک فوران خشم جایگزین می‌شود که حتی از قبل هم شدیدتر است.

۵. خودشیفته صرفه‌جو نیست، خسیس است. مگر این‌که برای خودش چیزی بخرد.

خودشیفته به شما می‌گوید امسال آن‌قدر پول ندارد که هدیه‌ی خوبی برای تولدتان بخرد. بعدا می‌بینید یک بغل لباس جدید در کمدش است. وقتی با هم برای تفریح بیرون می‌روید از شما انتظار دارد هزینه‌ها را بپردازید، و اگر نپردازید، احساس گناه را به شما القا می‌کندو از تمام دفعاتی که هزینه‌ی یک فعالیت را پرداخته‌است با شما حرف می‌زند. دوباره با بی‌میلی کیف‌پول‌تان را بیرون می‌آورید، چون نمی‌خواهید با عواقب بدی که می‌دانید در پی مقابله با خودشیفته وجود دارد سر و کار داشته‌باشید.
۶. هدایایی به شما می‌دهد که حیرت می‌کنید

خودشیفته‌ برای تولدتان هدیه‌ای به شما می‌دهد که هیچ ربطی به علایق‌تان ندارد. در واقع، هدیه‌ای که به شما می‌دهد آن‌قدر بی‌ربط است که با خودتان فکر می‌کنید شاید هدیه‌تان با هدیه‌ی فرد دیگری اشتباه شده‌است. انگار آن هدیه چیزی است که بدون فکر از قفسه‌ی فروشگاه برداشته شده‌است. این هدایا را وقتی به شما می‌دهد که جز خودتان دو نفر کسی در خانه نیست. اگر در حضور دیگران هدیه‌ای به شما بدهد، شاید یک هدیه‌ی گران‌قیمت باشد که می‌دانید در وسع هیچ‌یک از شما دو نفر نیست. به یاد داشته‌باشید خودشیفته دوست دارد در مقابل دیگران خوب دیده شود.

۷. تعطیلات‌تان معمولا خراب می‌شود.

انگار همسرتان وقتی با شما است واقعا ناراحت است یا درست قبل از تعطیلات مهم مثل کریسمس، غیب‌اش می‌زند. حتی نمی‌توانید به یاد بیاورید دعوا سر چه موضوعی بوده‌است، اما یک دعوا بزرگ بوده‌است. در ذهن‌تان بارها و بارها مرور می‌کنید چه کاری کرده‌اید که باعث ناراحتی خودشیفته شده‌اید.

8 نشانه واقعی که با یک خودشیفته هستید (بخش دوم)

حقیقت این است که ممکن است اصلا هیچ کاری نکرده‌باشید. خودشیفته‌ها از این‌که تمرکزتان روی آنها نباشد نفرت دارند، شما واقعا به خاطر میهمانی‌های مربوط به تعطیلات در محل کارتان و سازمان‌های اجتماعی‌تان مشغله‌ی زیادی داشته‌اید(که باید داشته‌باشید). هم‌چنین خودشیفته با این موضوع که همسرش، مستقل از او شاد باشد، مشکل دارد. برای همین، اکنون در تعطیلات با خودتان فکر می‌کنید خودشیفته کجا رفته‌است، و خودتان به خاطر آن آزار می‌دهید.

۸. به همه می‌گوید شما واقعا دیوانه هستید.

به یاد بیاورید خودشیفته به شما گفته‌بود همسر قبلی‌اش واقعا دیوانه بوده‌است، و عاقبت با فردی باثبات(یعنی شما) هستند. حالا از طریق دوستان و اقوام پی می‌برید همسر سابق‌تان به همه می‌گوید شما دیوانه هستید. و از آن‌جا که همه او را خوشرو می‌پندارند(مورد ۳ را در بالا ببینید)، نگران هستید این آدم‌ها حرف‌های خودشیفته را درباره‌ی شما باور کنند. حتی ممکن است دوستان یا اقوامی داشته‌باشید که طرف خودشیفته را می‌گیرند. متوجه می‌شوید آن آدم‌ها به هر نحو دیگر واقعا نمی‌خواهند با شما باشند. دوستان واقعی‌تان حقیقت را می‌دانند. احتمال بروز این رفتار ناشی از خودشیفتگی بعد از یک دعوا یا بعد از پایان رابطه‌تان بیش‌تر می‌شود. در بخش سوم این مقاله، یاد می‌گیرید چه‌طور با خودشیفته‌ای که با او رابطه دارید کنار بیایید.

 

بازده

۱۰ نشانه که با یک خودشیفته زندگی می‌کنید

رابطه با یک خودشیفته از نظر عاطفی طاقت‌فرسا است و می‌تواند روی سلامت روانی‌تان تاثیر بگذارد. شما پی‌می‌برید برای چیزهایی احساس گناه می‌کنید که واقعا تقصیر شما نیست. پی‌می‌برید همسرتان چیزی را که هفته‌ی پیش به شما گفته‌بود، حالا این هفته کتمان می‌کند. توجه داشته‌باشید همه‌ی این ۱۰ نشانه یک‌باره اتفاق نمی‌افتند-ممکن است به‌تدریج بروز کنند. آغاز رابطه با یک خودشیفته معمولا سریع است و آن فرد خودشیفته به شما می‌گوید بهترین اتفاق زندگی‌اش هستید. با این حال کم‌کم اوضاع تغییر می‌کند.

 

10 نشانه که با یک خودشیفته زندگی می‌کنید (بخش اول)

۱. از خانواده و دوستان‌تان جدا می‌شوید.

“چرا باید خاله‌ات را ببینی؟ ماه قبل او را دیدی.”

“او هنوز در بیمارستان است.”

“همین که گفتم، ماه قبل او را دیدی.”

وقتی را که دور از خودشیفته سپری می‌کنید ممکن است دچار سردرگمی شود. مهمل ­بافی یکی از نشانه‌های بارز خودشیفتگی است. اگر خیانت کند(در خودشیفته‌ها بیش‌تر از دیگران رایج است)، شما را به خیانت متهم می‌کند. وقتی بدون او به خارج از شهر می‌روید یا در فعالیتی شرکت می‌کنید، این اتهام‌ها بیش‌تر می‌شوند. هم‌چنین، زمان دوری یعنی توجه کم‌تر به او.

۲. سعی می‌کنند دیگران را به رخ­تان بکشند.

خودشیفته‌ها از عبارت‌هایی مثل “همه می‌دانند تو با من خوب نیستی”؛”سارا گفت هرچه زودتر باید تو را ترک کنم، او می‌داند تو چه‌طور آدمی هستی”؛” نیما می‌گفت دوست دارد با من باشد” استفاده می‌کنند. به یاد داشته‌باشید “همه”، “سارا”، و “نیما” شاید این چیزها را نگفته‌باشند. این برای خودشیفته‌ها روشی برای به‌دست آوردن تسلط است، این‌گونه باعث می‌شوند احساس “حقارت” بکنید، و شما را از دیگران جدا می‌کنند. وقتی با سارا و نیما مواجه می‌شوید، به شما می‌گویند هرگز چنین چیزهایی را به خودشیفته نگفته‌اند. وقتی با خودشیفته مواجه می‌شوید، می‌گوید: “معلوم است که به تو می‌گویند هرگز چنین چیزی نگفته‌اند. چه‌قدر احمقی که پرسیده‌ای.”

۳. قواعد برای شما هستند نه آن‌ها.

او خیانت کرده‌است- و انتظار دارد شما گذشت کنید. خودشیفته می‌گوید اگر وقت زیادی را با بچه‌ها سپری نکرده‌بودی، نیازهای من برآورده می‌شد و خیانت نمی‌کردم. با این حال، در یک رابطه‌ی سالم به جای خیانت، درباره‌ی برآورده‌نشدن نیازهای‌تان صحبت می‌کنید. هم‌چنین، شما هرگز نمی‌توانید نیازهای یک خودشیفته را برآورده کنید-نیازهای او یک گودال بی‌انتها است. اگر حتی به یک فرد دیگر نگاه کنید، خودشیفته وفاداری‌تان را زیر سوال می‌برد و شاید به توهین کردن روی بیاورد. (مهمل­ بافی را در بالا ببنید.)

۴. هرگز به اندازه‌ی کافی خوب به‌نظر نمی‌رسید.

او می‌گوید به شما خیانت کرده‌است چون شما دیگر جالب نبوده‌اید. جمله‌ی “تقصیر خودت است” فحوای کلام رایج خودشیفته‌ها است-شاید آن را مستقیم یا غیرمستقیم بگویند. وقتی فاز اولیه‌ی “ماه‌عسل” یک رابطه به پایان می‌رسد(در همه‌ی رابطه‌ها همین‌طور است)، خودشیفته به جست‌وجوی روش‌هایی می‌پردازد که شما بهتر شوید. هم‌چنین او تمایل دارد درمورد ظاهرتان نظر دهد، گاهی به روش‌های مستقیم “این لباس افتضاخ است” یا به روش‌های غیرمستقیم “این لکه روی صورتت چیست؟”

۵. نافرمانی­ تان تلافی می‌شود.

اگر قواعد خودشیفته را زیر پا می‌گذارید، آماده‌ی پیامدهای آن باشید. خودشیفته‌ها وقتی از یک “جراحت ناشی از خودشیفتگی” آزرده شوند، شما را آگاه می‌کنند. درست مثل رابطه‌های مبتنی بر سواستفاده، فوران خشم به آشتی منتهی می‌شود. با این حال به یاد داشته‌باشید وقتی با خودشیفته آشتی می‌کنید، فوران خشم بعدی(که قطعا در راه است) بزرگ‌تر از قبلی خواهدبود. هر بار که فوران خشم رخ بدهد، ممکن است سواستفاده‌ی عاطفی به سواستفاده‌ی کلامی بیش‌تر منجر شود-و سپس به سواستفاده‌ی فیزیکی شدیدتر از آن منجر شود.

۶. بی­ نهایت رقابت‌پذیر هستند.

او پی‌می‌برد شما خواننده‌ی خوبی هستید- در یک گروه موسیقی شروع به آواز خواندن می‌کند. به او می‌گویید احساس سلامتی نمی‌کنید. ناگهان از شما مریض‌تر می‌شود. ممکن است به شما گوشزد کند در زمینه‌ای از شما بهتر است- و ممکن است این را در مقابل آدم‌های دیگر بگوید. به شما می‌گوید بیش‌تر از کسی که شما را درمان می‌کند در مورد درمان می‌دانند. خودشیفته‌ها تمایل دارند وقت خیلی زیادی را صرف ظاهرشان و نگاه‌کردن به آینه بکنند. به هیچ دلیل روشنی عضلات‌شان را به نمایش می‌گذارند. یک خودشیفته نمی‌تواند به سادگی از کنار آینه بگذرد- باید بایستد و نگاه کند. می‌خواهد مطمئن شود جذاب‌ترین فرد است.

۷. می‌گویند دیگران منتظر به‌چنگ آوردن او هستند.

آن هم‌کاران نادان‌شان وقتی عظمت واقعی را می‌بینند آن را درک نمی­کنند- احتمالا علت‌اش این است که نهایت درک­شان در حد خودشیفته است. می‌دانید خواهرشان چگونه روز تولدشان را فراموش کرد؟ احتمالا علت‌اش این است که در بیمارستان در حال به دنیا آوردن فرزندش بوده‌است. “بدیهی است” که خودشیفته می‌گوید: “او فقط یک بدکاره است”. هرگز تقصیر خودشیفته نیست. رفتار خودشیفته‌ها خودپسندانه است-آن‌ها فکر می‌کنند مشکل از دیگران است، نه آن‌ها. حرف‌های تحقیرآمیز خودشیفته‌ها را، وقتی راجع به دیگران اشارحرف می‌زنند، در ادامه بخوانید.

۸. همسر سابق‌شان را با عبارات ناخوشایند یا تحقیرآمیز توصیف می‌کنند.

وقتی کسی دائما با عنوان‌های ناسزا از همسر سابق‌اش یاد می‌کند یا می‌گوید همسر سابق‌اش چه‌طور در تمام مدت رابطه با او بدرفتاری کرد، یک مضمون رایج وجود دارد-خودشیفتگی. خودشیفته‌ها اغلب هنگام صحبت از گذشته از عبارات تحقیرآمیز استفاده می‌کنند. هم‌چنین، وقتی یک خودشیفته درمورد داستان‌های روابط گذشته‌اش، می‌گوید همه‌ی تقصیر به گردن همسر سابق‌اش بوده‌است، مراقب باشید.

۹. از حربه­ ی سکوت استفاده می­ کنند.

در یک رابطه‌ی سالم، گاهی آدم‌ها به یک “وقت استراحت” نیاز دارند تا افکارشان را سامان دهند یا آرمش بگیرند. در یک مدت کوتاه آماده هستند تا با شریک زندگی‌شان ارتباط برقرار کنند و/یا در مورد مشکلات صحبت کنند. خودشیفته با “حربه­ی سکوت”به سادگی از برقراری ارتباط با شما سر باز می‌زند. این روشی برای به‌دست آوردن قدرت و تسلط، و سردرگم کردن شما است. گاهی خودشیفته از حربه­ ی سکوت استفاده می‌کند چون احساس می‌کند شما او را به نحوی کوچک شمرده‌اید. با این حال، به شما نمی‌گوید چرا با سکوت او مواجه می­ شوید، و واقعا درباره­ ی علت آن هیچ ایده­ ای ندارید.

10 نشانه که با یک خودشیفته زندگی می‌کنید (بخش اول)

۱۰. نیازهای­تان با سکوت برآورده می­شوند، یا فقط حمایت زبانی دریافت می ­کنید.

“می ­توانی امشب در پروژه­ ی علوم بچه­ ها به من کمک کنی؟”

“سکوت”

“آهای، صدای من را می­شنوی؟ به کمک­ت نیاز دارم”

“آره، حتما، انجام­اش می­دهم.”

*خودشیفته هم­چنان روی مبل می­ نشیند*

یا درخواست کمک­تان نادیده گرفته می­شود، یا خودشیفته می­گوید کمک­تان می­کند و هرگز به حرف­ اش عمل نمی ­کند. به تفاوت حرف و عمل خودشیفته توجه کنید. معمولا بین این دو تفاوت زیادی وجود دارد. اگر پی­ بردید با یک خودشیفته رابطه دارید، از یک کلینیک سلامت روانی برای درمان فردی کمک بگیرید. خودشیفته می­تواند بی­ثبات باشد، بنابراین اگر حس می­ کنید امنیت خودتان یا بچه­ های­تان در خطر است، با مرکز خشونت خانگی منطقه ­تان تماس بگیرید. در بخش ۲ درمورد رفتارهای خودشیفتگی و نحوه‌ی کنار آمدن با آن بیش­تر یاد می­‌گیرید.

 

بازده

چرا عاشق آدم‌های خودشیفته می‌شویم؟

یک تحقیق جدید نشان می دهد که افراد خود شیفته تمایل دارند که مردم به آنها به چشم قهرمانان داستان های تاریخی نگاه کنند. می توان در اینجا به سه دلیل اشاره کرد.

دو دسته از مردم وقتی بفهمند دانشمندان اثبات کرده‌اند که در تاریخ، خودشیفته ها از افراد معمولی جذاب‌تر بوده‌اند تعجب نمی‌کنند: یک دسته آنها که از روی بدشانسی عاشق یک خودشیفته هستند و دسته دیگر خود خودشیفته‌ها؛ چرا که فکر می‌کنند جذابیت زیاد ویژگی اصلی شخصیتشان است.

این تحقیق توسط یک پژوهشگر اتریشی منتشر شده است. او این آزمایش را روی موسسه‌های دوست یابی انجام داده است و خصوصیات خودشیفتگی افراد را فهرست کرده است این فهرست بر اساس تمایلی بوده است که افراد دیگر برای دیدار دوباره با افراد خودشیفته نشان می دادند. او به این نتیجه رسیده است که کسانی که درجه خودشیفتگی بالایی دارند همچنین تمایل دارند که از سوی جنس مخالف جذاب‌تر دیده شوند.

اما از نظر دیگران خودشیفته ها آدم‌های اجتماعی نیستند. سرگرم بودن افراد خود شیفته به خودشان می‌تواند ضعف و آسیب پذیری شان را پنهان کند، و به همین دلایل دیگران همچنان از مهم بودن آنها حرف می زنند.

خودشیفته ها اغلب سرگرم  ویژگی‌های بسیار کم اهمیت خود هستند. آنها قادر نیستند، روابط احساسی واقعی با افراد دیگر برقرار کنند. آنها فاقد حس همدلی هستند. آنها در جذب افراد بسیار خوب هستند اما در حفظ یک رابطه سالم بسیار بد عمل می کنند.

و عجیب است که بازهم! ما عاشق آنها هستیم. چرا؟ اینجا سه دلیل هست که چرا خود شیفته ها در یک بده بستان احساسی بر ما پیروز می‌شوند.

چرا عاشق آدم‌های خودشیفته می‌شویم؟

آنها عمیقا به جذابیت خودشان باور دارند
خودشیفته ها خوش قیافه هستند. یا شاید خیلی مهمتر اینکه آنها فکر می کنند که خوش قیافه هستند و این عقیده در این که آنها چگونه کل جهان را تحت تاثیر قرار می دهند نقش اصلی را بازی می کند.

آنها به توانایی های خود آنچنان اطمینانی دارند که فکر می کنند می‌توانند مردم را مجبور کنند که هر کاری که خواستند با افراد دیگر انجام دهند. یکی از بهترین (منظورم بدترین است) مثال‌ها برای این رفتارشان این است که معمولا در مجالس مردانی هستند که معرکه می گیرند تا از این طریق زن مورد علاقه شان را اغوا کنند. در نگاه اول این کار نشان دهنده اطمینان زیاد آنها به خودشان و بی تفاوتی کامل آنها به احساسات افراد دیگر است.

البته جذابیت ظاهری در هر رابطه ای ضروری است. اما مشکل تاریخی یک خودشیفته این است که آنها دیگران را خسته می کنند، به خاطر اینکه بیش از حد خواهان توجه دیگران هستند و خیلی زود از دیگران انتظار دارند که آنها را تایید کنند. به همین دلیل است که آنها به سراغ رابطه تازه می‌روند بنابراین اگر به دنبال یک رابطه وفادارانه هستید، ارتباط با افراد خود شیفته نمی‌تواند برای شما مناسب باشد.

آنها سلطان چاپلوسی هستند
خودشیفته ها از دیگران می‌خواهند که فکر کنند آنها بهتر، جذاب تر، دلپذیر تر و باهوش تر از هر کس دیگری هستند. و در اولین قدم رابطه، آنها میل دارند هر کسی که با آنها قرار ملاقات می‌گذارد به آنها بگوید که چقدر شگفت انگیز، جذاب، دلپذیر و باهوش هستند چرا که فکر می‌کنند این تعریف‌ها تاثیر خوبی رویشان می گذارد. آنها عجیب هستند به همین دلیل افراد عجیب را انتخاب می کنند. مشکل اینجاست که خودشیفته ها نمی توانند عکس این رابطه را در مورد خودشان تحمل کنند.

ترس از افشای ناتوانی ذاتی آنها در عاشق شدن به این معنی است که وقتی شما تصمیم می‌گیرید که با یک فرد خودشیفته قطع رابطه کنید آنها شروع می کنند به کنار زدن شما. اگر خوش شانس باشید این کارشان به این معنی است که می‌خواهند به شما بگویند که شما آنها را خیلی دوست دارید و می‌خواهید ترکشان کنید. درست است که بهم خوردن ارتباط گیج کننده، مشکل آفرین و دردناک است اما تحمل این جدایی از تاثیر بلند مدت رابطه با یک خود شیفته راحت تر است.

آنها واقعا پر جذبه هستند
خود شیفته ها برخلاف اینکه از نظر احساسی آسیب پذیر هستند، میل دارند که اطرافشان پر از افراد مختلف باشد، آنها معمولا دوستان، آشنایان و روابط کاری زیادی دارند. آیا کسی که یک میلیون دوست دارد و زندگی اش در میهمانی‌ها می گذرد و به وضوح می‌گوید که همه دوست دارند تا وقتشان را با او بگذرانند هیچ دلیلی برای توجه به شما خواهد داشت؟ ممکن است شما خیلی خاص باشید اما این فقط تا زمانی است که آنها به این نتیجه برسند که شما دیگر آدم خاصی نیستید. جلب توجه می‌تواند خودشیفته‌ها را از همه لحاظ راضی کند و یکدفعه شما را از تعجب برجایتان خشک می‌کنند، و آن زمانی است که به سراغ فرد دیگری می‌روند.

شاید کسی بگوید که ممکن است یک زمانی در آینده مشخص شود که دوستان رمانتیک، همین آدم‌های خودشیفته خواهند بود. اما اگر شما مطمئن هستید که در آینده چنین اتفاقی می‌افتد، برای پیدا کردن خودشیفته ها یک ترفند بکار ببرید: از آنها بپرسید. اگر خودشیفته باشند، خواهند گفت که بله.

جین هانا ادلستین

از عشق این مردها بترسید

اگر حرف و حدیث های خانه شما به شوهرتان ختم می شود، اگر هر برنامه و تفریحی دارید جزو علاقه مندی های شخص شخیص اوست و احساس می کند دنیا به وجود آمده تا او روی آن قدم بردارد. احتمالا درگیر رابطه با مردی خودشیفته شده اید. چطور می شود از این رابطه جان سالم به در برد؟

ویژگی مردان خودشیفته

۱- مرد خودشیفته بسیار اغواگر است و هر کاری انجام می دهد که در نظر دیگران منحصر به فرد جلوه کند. البته اغواگری آن ها کاملا سطحی است.

۲- مرد خودشیفته به احساسات، افکار و عقاید شما احترام نمی گذارد. هر چیزی که بگویید و به خودتان هم ارتباط داشته باشد، از طرف او قابل پذیرش نیست.

۳- همیشه همه چیز باید درباره مرد خودشیفته و برای او باشد. خواسته ها و نیازهای او در هر حالتی اولویت دارد و همه کارها باید حول محور آرزوها و امیال او برنامه ریزی شده و حتی همه مکالمات هم باید درباره او باشد.

بهترین برخورد با مردهای خودشیفته!

۴- مرد خودشیفته به قوانین دیگران احترام نمی گذارد. او خود را بالاتر از هر قانونی می داند و نمی تواند خودش را وادار به تبعیت از آن ها کند.

۵- اگر درباره مسائل و مشکلات خودتان با مرد خودشیفته حرف بزنید، به شدت بی حوصله و عصبی می شود. خصوصا اگر این مشکلات به نوعی به رفتار خود او ارتباط داشته باشد. در این وضعیت او چنان قاطعانه به شما حمله می کند که در نهایت این شما هستید که باید عذرخواهی کنید.

۶- مرد خودشیفته شما را تحقیر می کند تا خودش را بالا ببرد. او هیچ وقت شما را در موقعیت بالاتر یا مساوی خود نمی بیند و قبول نمی کند. او دنبال زنی است که بتواند کنترلش کند و به او زور بگوید

۷- مرد خودشیفته کنترل گر است. زمانی که فرد خودشیفته احساس می کند کنترل زندگی همسرش را از دست داده، اولین واکنش او خشم بسیار زیاد است؛ چون او با کنترل گری همیشه خود را در موضع قدرت قرار می دهد.

۸- مرد خودشیفته نیاز بسیاری به توجه دارد. او همیشه باید در مرکز توجه شما باشد و هر کاری که انجام می دهد، مورد توجه قرار گرفته و از طرف شما تایید و تشویق شود.

محبوب برای دیگران، آزاردهنده برای همسر

مردان خودشیفته رفتاری نسبتا مشابه با یکدیگر دارند. البته در همه موارد، آزار و اذیت آن ها فیزیکی نیست، بلکه می توانند این کار را به صورت کلامی انجام دهند. مردان خودشیفته می توانند مدیری برجسته یا یک پزشک متخصص باشند، اما رفتارهای آن ها در محیط خانه، دیگران را آزار می دهد.

شاید برای تان عجیب باشد که چرا همسر خودشیفته شما، محبوب دیگران است و کسی به اندازه شما از دستش حرص نمی خورد؟ علتش این است که مردان خودشیفته همسر خود را آزار می دهند و در شرایط بسیار سخت روحی و عاطفی رها می کنند و تنها می گذارند.

مردان خودشیفته مدام همسر خود را متهم می کنند که بزرگ نمایی می کند یا دچار اشتباه شده است. همین مسئله باعث می شود که همسرشان به شدت نسبت به افکار و رفتارهای خودش دچار شک و تردید شود.

خودشیفته ها و آزارگری کلامی

اگر شما با یک خودشیفته ازدواج کرده اید که از نظر مالی یا حرفه ای بسیار موفق است، باید بدانید که آزار و اذیت او به مرحله فیزیکی کشیده نخواهد شد چون ممکن است آبرو و اعتبار اجتماعی اش از بین برود و هر چیزی را که به دست آورده، از دست بدهد. او برای آزار دادن شما فقط از کلمات و بعضی رفتارهای خاص استفاده می کند تا ردی از خودش به جا نگذارد.

بهترین برخورد با مردهای خودشیفته!

چرا خودشیفته ها همسرانی آزارگرند؟

سوال این است که چرا همسرتان فقط با استفاده از کلمات می تواند چنین تاثیر روی شما بگذارد؟ پاسخ بسیار ساده است؛ چون او شما را به خوبی می شناسد و به همین خاطر به راحتی «کلید» شما را می زند. به معنای دیگر او ارزش های شما و چیزهایی را که در مورد خودتان دوست دارید، می داند و از تمام چیزهایی که درباره شما می داند استفاده می کند تا به شما آسیب بزند.

زمانی که یک مرد آزارگر به صورت کلامی و احساس به نقاط قدرت شما حمله می کند، علتش این است که آن چیزی که در مورد شما وجود دارد و شما را منحصر به فرد می کند، به او آسیب می زند. او به راحتی شما را به خاطر کسی که هستید، سرزنش می کند. حالا متوجه شدید که چقدر بودن در کنار یک خودشیفته سخت است و چطور اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد و باعث می شود که به خودتان و همه تصمیماتی که در زندگی تان می گیرید، شک کنید.

شاید این رفتارهای او برای تان بسیار مخرب باشد، اما تا این تاکتیک مورد علاقه مردان خودشیفته است، مرد خودشیفته از این روش استفاده می کند، چون برایش تاثیرگذار است و خوب جواب می دهد. مردان خودشیفته چیزی از همدلی یا مراقبت ای حمایت از همسرشان نمی دانند و فقط می خواهند همیشه بالا باشند.

چطور از رابطه با مرد خودشیفته آزار نبینید؟

مرد خودشیفته فکر می کند که همیشه درست می گوید و به خود حق می دهد که هر کاری دوست دارد، انجام دهد. برای اینکه بتوانید با این مشکل مواجه شوید، بهتر است اول رفتارهای آسیب زای همسرتان را شناسایی کنید و ببینید که او چگونه با این رفتار می خواهد شما را تخریب کند. شاید در ابتدا صحبت کردن در مورد احساسات تان با همسر خودشیفته روش خوبی به نظر برسد، اما مرد خودشیفته یاد گرفته که به فرد دیگری جز خودش اهمیت ندهد؛ بنابراین بهتر است به یک روان شناس مراجعه کنید. در ضمن این نکته را نیز بدانید که افراد خودشیفته به راحتی به روان شناس مراجعه نمی کنند ولی شما این کار را شروع کنید تا خودتان کمتر آزار ببینید.

با درد بی‌درمان خودشیفتگی چه کنیم؟

طی تحول روان‌شناختی، درک دیدگاه دیگران رشد می‌کند و کودک می‌تواند دیدگاه دیگران را نیز بفهمد و برمبنای این درک، روابط بین‌فردی و اجتماعی مورد قبولی داشته باشد. این در حالی است که افراد بزرگسالی اطراف ما هستند که هنوز خود‌محوری و خود‌مرکز‌بینی کودکی در آنها کاملا مشهود است؛ افرادی که رفتار و گفتارشان رنگ و بوی خودخواهی و خودپسندی دارد؛ «من هر طور دوست داشته باشم، رفتار می‌کنم» و «منم، منم کردن» ویژگی اصلی آنهاست. فکر می‌کنند استحقاق بهترین‌ها، زیباترین‌ها و برترین‌ها را دارند. دغدغه افراطی برای موفقیت، زیبایی، مقام، قدرت و شهرت دارند. خود‌شیفته‌ها اغلب نقاط‌قوتی داشته‌اند که متاسفانه موجب ایجاد هسته مرکزی این اختلال بوده است. دختران زیبا یا پسران خوش‌تیپ، افرادی که استعدادهای خاصی دارند مثلا هنرمند موفقی هستند یا هنرپیشه محبوبی هستند یا موفقیت‌هایی در برخی زمینه‌های تحصیلی و شغلی داشته‌اند.

افراد خودشیفته قادر نیستند به‌طور واقعی کسی را دوست داشته باشند، تمسخر و تحقیر دیگران برایشان عادی است و حسادت نسبت به دیگران در آنها وجود دارد زیرا هر زمان پیشرفت یا موفقیت کسی را می‌بینند، احساس حقارت آنها بیدار می‌شود. وقتی به شما علاقه دارند که نیازهایشان را برآورده کنید و به خواسته‌های بی‌پایانشان پاسخ مثبت دهید. در ابتدای رابطه نقش بازی می‌کنند و خوش سر و زبان هستند تا دیگران را جذب خود کنند و در طولانی مدت دیگران را استثمار می‌کنند؛ ظاهرا اعتماد به نفس بالایی دارند، اما با کوچک‌ترین انتقادی از هم می‌پاشند.

برای ارتباط و کنار آمدن با این افراد باید با روحیات آنها آشنا شوید. این افراد احساساتی شامل خود‌مهم‌بینی، خودبزرگ‌بینی، احساس قدرت، تمایل به دیده شدن و پررنگ بودن، اعتماد به نفس بسیار شکننده و احساس حق به جانب بودن دارند. احساس می‌کنند تافته جدابافته هستند و نسبت به دیگران احساس برتری زیادی می‌کنند. اغلب مردم از دید این افراد، ارزشمند نبوده و آنها هیچ‌کس را شایسته خود نمی‌دانند؛ چون خود را در اغلب موارد محق می‌دانند نه احساس پشیمانی به آنها دست می‌دهد نه احساس گناه.

خودشیفته‌ها با کم‌ارزش جلوه دادن دیگران به‌دنبال کسب تائید و تحسین خود هستند. احساس محق بودن دارند و به شکل نامعقولی انتظار دارند دیگران برخوردی بی‌نظیر و خوشایند با آنان داشته باشند و اطرافیان مطابق انتظارات آنان عمل کنند و همواره تسلیم و مطیع آنها باشند. خود را فردی بی‌همتا و استثنایی می‌دانند که دیگران قدرت درک آنها را ندارند.
رابطه این افراد با دیگران یک رابطه یک‌طرفه است یعنی اغلب دریافت‌کننده هستند، زیرا خود را مرکز دنیا می‌بینند. رفتارهای سلطه‌جویانه دارند، اغلب متوقع‌اند، در شنیدن و درک دیگران ناتوانند، به‌دلیل ناتوانی در تشخیص احساسات و نیازهای دیگران قادر به همدردی و همدلی نیستند. اغلب متکبرند و حقی برای دیگران قائل نیستند. گاهی از اطرافیان سوءاستفاده می‌کنند و مانند برده با آنان رفتار می‌کنند. برای کسب منافع شخصی خود نگاه ابزاری به دیگران دارند. در برقراری روابط سالم مشکل دارند و چندان علاقه‌ای به روابط صمیمی ‌و نزدیک نشان نمی‌دهند زیرا توانایی برقراری رابطه طولانی را ندارند. شاید در اوایل رابطه جذاب باشند، اما در ادامه به‌دلیل رفتارهای خودخواهانه و متکبرانه غیرقابل‌تحمل آنها، رابطه ادامه پیدا نمی‌کند، زیرا تلاش‌های یک‌طرفه دیگران برای حفظ رابطه در جایی متوقف خواهد شد و وقتی نیازها و خواسته‌های افراد خودشیفته برآورده نشود، رابطه قطع می‌شود. نه گله‌های دیگران را درک می‌کنند و نه تغییری در رفتار خود ایجاد می‌کنند. اغلب نظر خودشان مهم است و عقاید و خواسته‌های دیگران اهمیتی ندارد.
گاهی حتی برای رسیدن به مقاصد خود یا بهتر جلوه دادن خود دروغ می‌گویند. طبق آمار مردان بیشتر به دام خودشیفتگی می‌افتند که می‌تواند دلایل اجتماعی و فرهنگی هم داشته باشد.

برخورد با چنین افرادی به نوع و شکل رابطه بستگی دارد. در صورتی که فرد خودشیفته یکی از نزدیکان یا اعضای خانواده شماست و نمی‌توانید او را ترک کنید و ناچارید با او کنار بیایید، بهتر است به وی سرویس اضافه ارائه ندهید، رفتارهای خودپسندانه و متکبرانه او را تقویت نکنید، یعنی در برخی موارد که قابل اغماض است، نادیده بگیرید، در مواردی که شدید است مقابل چنین رفتارهایی بایستید و در موارد بسیار شدید مکان را ترک کنید. متاسفانه گاهی اوقات مادران یا یکی از اعضای خانواده با نیتی به اصطلاح خیر به تثبیت چنین رفتارهایی دامن می‌زنند.

در صورتی که تازه با یک فرد خودشیفته آشنا شده‌اید و رفتارهای فوق را در او مشاهده کردید، بهتر است در انتخاب ادامه راه تامل کنید، زیرا دوستی با چنین فردی شاید در ابتدا جذاب و فریبنده باشد، اما در طولانی‌مدت بسیار فرسایشی و آسیب‌زا خواهد بود.migna.ir در صورتی که با فرد خودشیفته‌ای برای ازدواج آشنا شدید، تنها اگر تمایلات خودآزارگرانه داشته باشید چنین همسری را انتخاب خواهید کرد زیرا در رابطه عاطفی این چنین جدی، طولانی و عمیق این افراد هرگز رفیقان خوبی نیستند و نخواهند بود؛ زیرا به‌دلیل تمایلات خودبزرگ‌بینانه شدید قادر به برقراری و حفظ یک رابطه بادوام نخواهند بود، همیشه حق به‌جانب هستند و قبول نمی‌کنند که رفتارهای ذکر شده ناپسند و نامناسب است و نیاز به تغییر نمی‌بینند.

در صورتی که فکر می‌کنید خودتان بخشی از رفتارهای فوق را نشان می‌دهید، توصیه می‌شود که به دنبال اعتماد به نفس واقعی باشید نه خیالی. تمایلات خود را با واقعیات تطبیق دهید نه براساس ذهنیت‌های خودتان. اهداف، خواسته‌ها و انتظارات متضاد خود را شناسایی کنید و آنها را با واقعیت‌های بیرونی تطبیق دهید. برای شناخت بهتر رفتارها و نگرش‌های خود از دوستان نزدیک یا اعضای خانواده کمک بگیرید و در صورت لزوم از یاری یک درمانگر متخصص بهره ببرید.

دکتر نرگس رازقی – روان‌شناس و عضو هیات علمی ‌دانشگاه