بایگانی برچسب‌ها : زن ایرانی

با ثروتمندترین زنان ایرانی آشنا شوید

با نگاهی به لیست میلیاردرهای دنیا می‌توان نام ایرانی‌های زیادی را دید که در حوزه‌های صنعت، تکنولوژی و تولید فعالیت می‌کنند و موفق شده‌اند با تلاش و پشتکار به ثروت زیادی دست پیدا کنند. تعدادی از این ایرانی‌های ثروتمند، زنانی هستند که با فعالیت در زمینه‌های مختلف مانند مد و پوشاک و یا تکنولوژی، نام خود را در بین ثروتمندترین و موفق‌ترین افراد ایران و جهان ثبت کرده‌اند. در این مطلب قصد داریم با ۷ مورد از ثروتمندترین زنان ایرانی که در خارج از کشور سکونت دارند آشنا شویم. این رده‌بندی بر اساس میزان ارزش دارایی افراد تنظیم شده است.

۷٫ ثریا دارابی

 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
ثریا دارابی در سپتامبر سال ۱۹۸۳ میلادی (شهریور ۱۳۶۲) به دنیا آمد و اکنون یکی از موفق‌ترین ایرانی‌تبارهای ساکن آمریکاست. وی در رشته تاریخ هنر از دانشگاه جرج تاون فارغ‌التحصیل شد. دارابی یکی از سه موسس وب‌سایت موفق Foodspotting و بنیان‌گذار موسسه زادی (Zady) در صنعت مد و پوشاک است و در حال حاضر با ثروت ۱۰ میلیون دلار به عنوان یکی از ثروتمندترین زنان ایرانی شناخته می‌شود. نشریه Fast Company در سال ۲۰۱۰، این زن موفق ایرانی را یکی از افراد خلاق برتر در جهان معرفی کرد.

۶٫ سیما ضرغامی
ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
سیما ضرغامی، مدیر ایرانی-آمریکایی شبکه های تلویزیونی و رئیس شرکت تلویزیون‌های کابلی نیکلودین است. وی از پدری ایرانی و مادری اسکاتلندی در استان خوزستان متولد شد و بعدها خانواده او ابتدا به کانادا و سپس به نیوجرسی آمریکا مهاجرت کردند. سیما ضرغامی در سال ۱۹۸۰ به دانشگاه ورمانت برلینگتون رفت اما تحصیلاتش را نیمه تمام گذاشت. سال‌ها بعد این دانشگاه، لیسانس افتخاری را به وی اهدا کرد. ضرغامی از سال ۲۰۰۴ میلادی در سمت رئیس شبکه نیکلودین و گروه خانواده و کودک شبکه ام تی وی فعالیت می‌کند و در سال ۲۰۰۶ میلادی نیز به عنوان زن سال در بخش «زنان در ارتباطات کابلی» انتخاب شد.


۵٫ رکسانا ورزا
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
رکسانا، مدیر Station F، بزرگترین پردیس جهانی استارت اپ‌ها و مدیر استارت اپ های مایکروسافت در فرانسه است. همچنین وب‌سایت بیزینس اینسایدر، رکسانا ورزا را به عنوان ششمین بانوی موفق زیر ۳۰ سال در حوزه تکنولوژی معرفی کرده است. وی حتی یک بار به دیدار با رئیس جمهور فرانسه دعوت شده تا از مشکلات استارت اپ‌ها بگوید.

رکسانا ورزا در آمریکا به دنیا آمد و تحصیلاتش در زمینه زبان فرانسوی و اقتصاد سیاسی بود اما در ادامه زندگی، مسیر او به سمت استارت اپ کشیده شد. البته او فارسی را نیز خیلی خوب حرف می‌زند و پیش از این در یک مصاحبه گفته بود:

من همیشه به ایرانی بودم افتخار می‌کنم. راستش را بخواهید آمریکا با همه امکاناتش دل آدم را می‌زند چون مردم آنجا مانند ماشین هستند. در آنجا کسی درباره مسائل مهم زندگی فکر نمی‌کند و مردم کشورهای دیگر دنیا برایشان اهمیتی ندارد. از ۶ سالگی تا به حال معمولا سالی یک بار به ایران آمده‌ام و همیشه با گریه به آمریکا یا فرانسه برگشته‌ام. ایران یک چیز خاص دارد که نمی‌دانم چیست ولی به دل آدم می‌نشیند.

پدر رکسانا از دانشگاه استنفورد فارغ‌التحصیل شد و مادرش هم معلم زبان بود. آن‌ها پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ ایران را ترک کردند و رکسانا نیز در کالیفرنیا به دنیا آمد. وی همچنین در سال ۲۰۰۷ به آژانس سرمایه‌گذاری بین‌المللی فرانسه پیوست.

۴٫ پریسا تبریز
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
پریسا تبریز یکی دیگر از ثروتمندترین زنان ایرانی خارج از کشور است که با لقب شاهزاده امنیت گوگل شناخته می‌شود. وی در سال ۱۹۸۳ میلادی به دنیا آمد و فرزند یک پزشک ایرانی و پرستار لهستانی است. پریسا تبریز در حومه شهر شیکاگو آمریکا بزرگ شد و در سال ۲۰۰۷ به استخدام شرکت گوگل درآمد و به عنوان مدیر و متخصص امنیت در این غول دنیای فناوری فعالیت کرد.

پریسا تبریز اکنون یکی از مهم‌ترین و باارزش‌ترین مهره‌های شرکت گوگل است. کار او هک کردن سیستم‌ها و سرویس‌های گوگل به عنوان یک هکر «کلاه سفید» بوده و در خط مقدم جبهه گوگل علیه هکرهای مجرم یا «کلاه سیاه» مشغول مبارزه سایبری است. وی در سال ۲۰۱۲ میلادی یکی از ۳۰ زن برتر سال از سوی مجله فوربس انتخاب شد.

۳٫ شهرزاد رفعتی
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
شهرزاد رفعتی، دختر ایرانی مقیم کانادا تا سال ۲۰۰۰ در کشورمان زندگی می‌کرده و سپس به کانادا مهاجرت کرد و حتی یک بار به عنوان برترین زن کارآفرین این کشور نیز معرفی شد.
او در دانشگاه بریتیش کلمبیا درس خواند و بعد از آن، شرکت چندرسانه‌ای و تلویزیونی Broadband TV را تاسیس کرد. رفعتی در عرض هزار روز اول کاری خود با ارائه‌دهندگان محتوا در کانادا و کشورهای دیگر شریک شد و اکنون این موسسه، ۳۱۹ میلیون کاربر دارد. Broadband TV یک شرکت رسانه‌ای فناوری است که با اپراتورهای شبکه و فعالان تبلیغات همکاری می‌کند و در عرصه بهینه‌سازی و توزیع محتواهای ویدیوی از راه اینترنت پروتکل و شبکه‌های بی سیم و موبایلی نیز فعالیت دارد.

۲٫ سحر هاشمی
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
سحر هاشمی، بنیان‌گذار کافی شاپ‌های زنجیره‌ای ریپابلیک در انگلیس، اکنون با ثروت ۳۵ میلیون دلار به عنوان یکی از ثروتمندترین زنان ایرانی شناخته می‌شود. این کارآفرین ایرانی انگلیسی به همراه برادرش، اولین کافه بارهای به سبک آمریکایی را در انگلیس رواج دادند و اکنون حدود ۱۱۰ شعبه از این کافی شاپ‌ها در بریتانیا تاسیس شده‌اند. وی در سال ۲۰۰۵ نیز برند اسکینی کندی را با تولید شیرینی‌های بدون قند بنیان گذاشت و در سال ۲۰۰۷ سهام آن را به شیرینی فروشی گلیستن فروخت.

سحر هاشمی همچنین تا به حال چند کتاب پرفروش در زمینه کاری خود نوشته است. وی در سال ۲۰۱۱ به انجمن کارآفرینان بریتانیا دعوت شد تا در مورد تدابیر کارآفرینی به دولت پیشنهاداتی را بدهد. در ژوئن سال ۲۰۱۲ نیز عالی‌ترین رتبه امپراتوری بریتانیا برای خدمت‌رسانی به اقتصاد و خیریه‌های کشور به هاشمی اعطا شد.

۱٫ انوشه انصاری
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
انوشه انصاری که اکنون ۵۱ سال سن دارد، یکی از مشهورترین زنان ایران است. او بسیاری از اولین‌ها را به نام خود ثبت کرده که از جمله آن‌ها می‌توان به اولین فضانورد ایرانی، اولین زن مسلمان فضانورد و اولین زن گرشگر فضایی اشاره کرد و در کنار همه این‌ها، وی یک کارآفرین بسیار موفق است.

انوشه انصاری که پیش از ازدواج با حمید انصاری، نام خانوادگی‌اش رئیسیان بود، در شهریور ۱۳۴۵ هجری شمسی (سپتامبر ۱۹۶۶ میلادی) در مشهد به دنیا آمد. خانواده انوشه پس از تولدش به تهران نقل مکان کردند و او در تهران بزرگ شد. در سال ۱۹۸۴ میلادی و وقتی که انوشه ۱۸ ساله بود، خانواده رئیسیان به آمریکا مهاجرت کردند. او خیلی زود به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی مسلط شد و تا حدودی نیز زبان روسی را می‌دانست. انوشه انصاری به دانشگاه جورج میسون ویرجینیا رفت و لیسانس رشته مهندسی برق و علوم رایانه را انتخاب کرد و تحصیلاتش را در دانشگاه جورج واشنگتن در رشته مهندسی الکترونیک ادامه داد.

انوشه رئیسیان در سال ۱۹۹۱ با حمید انصاری ازدواج کرد و از آن پس با نام خانوادگی انصاری شناخته شد. او در سال ۱۹۹۳ به همراه همسر و برادر همسرش، شرکت تلکام تکنولوژی (Telecom Technologies) را تاسیس کرد در زمینه تامین ادوات و ارائه خدمات شبکه‌های مخابراتی به فعالیت پرداخت و از همین راه در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ میلادی به یکی از موفق‌ترین و کارآفرین‌ترین زنان به انتخاب مجله فورچن تبدیل شد.

در سال ۲۰۰۱ شرکت Sonus Networks، شرکت تلکام تکنولوژی را از انصاری‌ها خرید و انوشه به معاونت Sonus رسید و مدیریت بخش آی پی هوشمند را در دست گرفت. انوشه انصاری باز هم با کمک همسر و برادر شوهرش در سال ۲۰۰۶ شرکت دیگری به نام Prodea Systems تاسیس کرد که هنوز هم در حال فعالیت است.

ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
او که از بچگی به فضا علاقه داشت و رویای سفر به یک کره دیگر را در سر می‌پروراند، سرانجام تصمیم گرفت برای رسیدن به آرزوی دیرینه‌اش و یک سفر فضایی ثبت نام کند. این سفر در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۶ به وسیله کپسول فضایی سایوز TMA روسیه انجام شد و انوشه انصاری پس از ۹ روز اقامت در ایستگاه فضایی بین المللی و انجام آزمایش‌های علمی به زمین بازگشت. او در لباس فضانوردی خود، پرچم دو کشور ایران و آمریکا را نقش کرده بود. در حال حاضر میزان ثروت انوشه انصاری معادل ۷۵۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شود که این بانوی موفق را در صدر فهرست ثروتمندترین زنان ایرانی در خارج از کشور قرار داده است.

عکس های زنان نینجای ایرانی

پایگاه نشریه “سان” و روزنامه “دیلی‌میل” تصاویری از زنان ایرانی که برای تبدیل شدن به نینجاهای حرفه‌ای تمرین می‌کنند را منتشر کرد؛ این زنان تمرینات نظامی سخت و حرفه‌ای را با سلاح‌های مرگبار انجام می‌دهند.
به گزارش فرادید، در مطلب منتشر شده این رسانه ها امده است زنان نینجای ایرانی در حالیکه پوشش کامل اسلامی دارند در ۲۵ مایلی (  ۴۰ کیلومتری) تهران آموزش های لازم را برای مقابله با دشمنان می بینند.
بنا به این گزارش باشگاهی که این نینجاکاران در آن آموزش می‌بینند در سال ۱۹۸۹ (۱۳۶۷ شمسی) تأسیس شد و در ۲۵ مایلی تهران در “قلعه جوقین” واقع شده است. این باشگاه ۴ هزار کارآموز زن دارد که در آینده به نینجاکارهای حرفه‌ای تبدیل می‌شوند. آنها یاد می‌گیرند از دیوارها بالا بروند و پایین بپرند، در کوه‌ها پنهان شوند و با دشمنان مبارزه کنند.
 دانشجویان مدرسه نظامی زنان در طول تمرین های خود مبارزه با شمشیر، نیزه ، تیراندازی با کمان و … را یاد می گیرند.
به عقیده یکی از مربیان هنر رزمی «نینجوتسو» در ایران، این هنر به دلیل حفظ تعادل میان ذهن و بدن انسان برای زنان مناسب است. در ایران خدمت سربازی برای مردان از ۱۸ سالگی اجباری می‌شود؛ اما زنان از خدمت اجباری معافند. به همین دلیل وجود مراکزی برای آموزش نینجاهای زن مفید خواهد بود.
این مربی می‌گوید: «مهم‌ترین درس‌ها در هنر نینجوتسو احترام و فروتنی هستند». این زنان ابتدا می‌آموزند به خود و موجودیتشان و سپس به ورزش نینجوتسو احترام بگذارند. کارآموزان یاد می‌گیرند از سلاح هایی مانند کمان، شمشیر، نانچیکو و شوریکن استفاده کنند.
تپه جوقین از جمله آثار باستانی دوران ساسانی در شهریار است. قلعه ای عظیم که با همه عوامل ویرانگر مقابله کرده و با عظمت و شکوه دیرینش استوار مانده است. تپه و قلعه جوقین در۱۰ کیلومتری جنوب غرب شهریار در شهر وحیدیه واقع شده است. تپه جوقین یکی از مهمترین و بزرگترین بناهای خشتی منطقه است که برج و باروهای آن و مصالح و خشت های استفاده شده در آن آثار معماری پیش از اسلام را نشان می دهد. سفالینه های کشف شده در تپه جوقین نیز نظر به اینکه هیچکدام از آنها دارای لعاب نمی باشد حائز اهمیت دیرین شناسانه است.
زنان نینجا
زنان نینجا

زندگی مجردی زنان در ایران

زنان تا همین چند سال پیش، مثلا همین یک دهه قبل برای تنها زندگی کردن، انتخاب ها و امکان های زیادی نداشتند. مستقل شدن از خانواده اتفاقی بود که برای هر دختری همزمان با ازدواجش اتفاق می افتاد و قبل از آن تنها زندگی کردن، انتخاب عجیبی بود که با ساختارها و هنجارهای عرفی جامعه و به ویژه خانواده ایرانی همخوانی نداشت.

حالا آمارها می گویند تعداد زنانی که تنها زندگی می کنند، در ایران به ویژه در شهرهای بزرگ رو به بیشتر شدن است. این سبک زندگی جدید البته تنها مختص زنان نیست و آمارهای مربوط به تنهازیستی مردان هم رو به افزایش است. خیلی ها می گویند ایران در این مقطع زمانی با نسلی مواجه شده که غیر از خودش حاضر نیست، مسئولیت دیگری را بپذیرد هرچند که جوانان و درواقع نمایندگان همین نسل این حرف ها را قبول ندارند و آن را نوعی قضاوت بدبینانه می دانند.

با وجود این در همین میانه دهه ۹۰ هم با همه تغییراتی که جامعه ایران به خود دیده، حتی در شهرهای بزرگ هنوز تنها زندگی کردن در ایران انتخابی است که جامعه آن را به چالش می کشد. اینکه این موضوع تا چه حد چالش برانگیز و محل حساسیت اجتماعی و عرفی باشد البته بسته به موقعیت جغرافیایی و مقتضیات فرهنگی و تربیتی خانواده هاست. در بیشتر خانواده های ایرانی، همچنان مستقل شدن از خانواده، جز در ساختار ازدواج تعریف نمی شود اما عواملی موجب رواج به اصطلاح «خانواده های تک نفره» شده است و شکلی از تنهازیستی را که تا پیش از این در جامعه ایران چندان رایج نبود، به نمایش گذاشته است.

زندگی مجردی زنان
زندگی مجردی زنان

تنها زندگی کردن تا همین یک دهه پیش چالشی بود که خودش را به شکل قضاوت ها و واکنش های اجتماعی نشان می داد؛ شناخته شده ترین آن همین که مردم به مجردها خانه اجاره نمی دادند و مردم از همسایه شدن با آدم های مجرد استقبال نمی کردند. زندگی مجردی و خانه مجردی دو عبارتی بود که بار معنای منفی داشت و البته هنوز هم حتی مسئولان و برنامه ریزان در حوزه های اجتماعی مثلا وقتی قرار است به خانه هایی که به اصطلاح خانه های تیمی یا افساد هستند، اشاره کنند خیلی وقت ها به جای خانه فساد می گویند: «خانه های مجردی!» و این نشان می دهد که همچنان تنها زندگی کردن، تابویی است که نه حاکمیت علاقه ای به رسمیت شناختن آن دارد و نه مردم دوست دارند باور کنند که این شیوه می تواند سبک و انتخاب جدیدی برای افرادی از جامعه باشد.

زندگی مجردی زنان ایرانی

دقیقا به همین دلیل است که با وجود افزایش تعداد آدم هایی که تنها زندگی می کنند، حالا هم شرایط با گذشته تفاوت چندانی نکرده است، جدا از تهران و بعضی از مناطق مرکزی و شمالی اش که از نظر سبک و ساختار زندگی اقتضائات خاص خودشان را پیدا کرده اند، در دیگر شهرهای کشور حتی کلانشهرها، تنها زندگی کردن همچنان انتخاب است که هزینه های زیادی دارد.

بسیاری از کسانی که تنها زندگی می کنند این موضوع را به جز دوستان و نزدیکانشان به دیگران اعلام نمی کنند، پیدا کردن خانه برای آدم های مجرد همچنان کار دشواری است و همسایه ها هنوز هم می توانند با چند اعتراض پشت سر هم، مالک خانه ای را مجاب کنند که مشتری مجردشان را جواب کند و بعد از آن دیگر به مجردها خانه اجاره ندهد.

با همه اینها براساس آمار و اطلاعاتی که سازمان ثبت احوال کشور اعلام می کند و همچنین تجربه هایی که دست کم در تهران برای خیلی ها آشناست، تنها زیستی در ایران رو به افزایش است. اطراف ما دختران و پسران جوانی هستند  که به سن ازدواج رسیده اند اما مجرد مانده و بعد از مدتی زندگی در یک خانه مستقل از خانه پدری را آغاز کرده اند، البته آنها تنها یک گروه از تنهاریستان هستند و افراد دیگری هم پس از تشکیل خانواده طلاق یا تجربه بیوگی یا همچنین از دست دادن پدر و مادر تنها زندگی می کنند.

جامعه شناسان می گویند تنهازیستی یک اتفاق رو به افزایش در جامعه ایران است که نشان دهنده بزرگتر شدن «من» در آدم ها، تقویت فردگرایی و در نتیجه ازدواج گریزی است. «من» درونی که آنقدر بزرگ شده که تنها خودش را دوست دارد، تحمل می کند و اجازه نمی دهد «ما»یی شکل بگیرد. حالا اگر نه در همه شهرهای کشور اما در تهران کم نیستند، زنان و مردانی که در خانه های نه چندان بزرگ خلوتی برای خودشان ساخته اند. تنهایی چای می نوشند، تلویزیون تماشا می کنند، کتاب می خوانند و وقتی به خانه می رسند، چراغ خانه هایشان خاموش است. آنها سبک جدیدی از زندگی را برای خودشان انتخاب کرده اند یا شاید هم نه؛ انتخاب نکرده اند و این مسیر و این سبک زندگی، اینگونه تنها زندگی کردن انتخاب آنها نبوده، اضطرار زندگی بوده است.

از خانواده های بزرگ تا خانواده های تک نفره

خانواده های بزرگ، سفره های گشاده و ازدواج های نه چندان دیر، سال های سال مشخصه سبک زندگی ایرانی بوده است. تا همین چند دهه پیش برای زنان و مردان جوان، ازدواج و تشکیل خانواده بزرگترین آرزوی سال های جوانی بود. کسی به تنها زندگی کردن، فکر نمی کرد و تنهایی که برای آدم ها سرنوشتی ترسناک، غم انگیز و نگران کننده بود. حالا آمار در کوچه های تهران و دیگر شهرهای کشور خانه هایی هست که چراغ آنها تنها برای یک نفر می سوزد، دختران یا پسرانی که در میانه دهه های ۳۰ و ۴۰ عمرشان هستند اما خانواده ای ندارند.

زندگی مجردی زنان ایرانی

از یک منظر به آنها می گویند خانواده های تک نفره اما منتقدان به سبک زندگی مجردی یا تنهازیستی از به  کار بردن عبارت خانواده هم برای آنها پرهیز می کنند و می گویند نباید به این ترتیب به تنها زیستی، رسمیت داد و از آن حمایت کرد. فارغ از اینکه آدم های تنهای این جامعه توسط برنامه ریزان و مسئولان به رسمیت شناخته شوند یا نه، آنها وجود دارند و طبق آماری که همان سازمان های رسمی می دهند، تعدادشان رو به افزایش است.

اگرچه آمار دقیق افرادی که تنها زندگی می کنند هنوز مشخص نیست اما نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰ نشان داد ۷٫۱ درصد خانواده های ایرانی به صورت مستقل و تک نفره زندگی می کنند. دو سال پیش هم وزارت ورزش و جوانان با انتشار گزارشی اعلام کرد حدود ۲۵ درصد دختران در خانه های مجردی زندگی می کنند. همچنین همین وزارتخانه اعلام کرده است در شش کلانشهر تهران، شیراز، مشهد، اصفهان، تبریز و اهواز ۳۰ درصد جوان ها زندگی مجردی دارند. این آمارها از سوی نهادهای رسمی همراه با نگرانی اعلام می شود و مهمترین کانون این نگرانی تاثیری است که تنهازیستی و افزایش آن بر کانون خانواده دارد.

از منظر اجتماعی اما جامعه شناسان، تنها زندگی کردن و افزایش تعداد آدم های تنها در ایران را ناشی از تغییرات اجتماعی می دانند که مثل زنجیره ای به هم متصل و در عین حال از هم متاثرند. بالارفتن سن ازدواج، افزایش آمار طلاق، استقلال مالی و همچنین افزایش تحصیلات دانشگاهی در کنار عوامل اقتصادی بر رواج تنهازیستی و زندگی مجردی در ایران تاثیرگذار بوده است.

جامعه شناسان در یک تحلیل کلان تنهازیستی را ناشی از تغییرات اجتماعی ایران به عنوان یک جامعه در حال گذار می دانند. جامعه در حال گذار، جامعه بی ثباتی است که بین گذشته، حال و آینده گیر افتاده و معناها در آن در حال دگرگونی اند. همین مفهوم جامعه در حال گذار بودن، در دو دهه اخیر اولین پاسخی است که جامعه شناسان درباره شرایط اجتماعی ایران به شما می دهند. آنها می گویند این از ویژگی های جامعه در حال گذار است، جامعه ای که نه مدرن شده و نه کاملا سنتی است، نه کاملا غقب مانده است و نه کاملا پیشرفته.

یکی از آنها دکتر محمد زاهدی اصل، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی است که می گوید: «ایران سال هاست، در دوره گذار است؛ نه جامعه صنعتی هستیم و نه سنت هایمان را کامل حفظ کرده ایم. بسیاری از مردم به ویژه جوانان بین باورهای سنتی درست و غلط گیر کرده اند. تغییر شکل خانواده ها، افزایش آمار طلاق و رواج زندگی مجردی ناشی از همین شرایط است. نه تنها جوانان، خانواده های ما هم در چنین وضعیتی به سر می برند. پدر و مادرها نمی دانند ازدواج جوان هایشان باید مانند گذشته تحمیلی و سنتی یا به صورت امروزی باشد.»

به گفته او در شرایط اقتصادی و اجتماعی که جامه ایران قرار دارد طبیعی است که تجرد رو به فزونی باشد چرا که وقتی جوان ها شرایطی برای تشکیل خانواده ندارد، در نهایت به تنها زندگی کردن گرایش پیدا می کنند.

ازدواج و تشکیل خانواده در ایران، پرهزینه است. آداب و رسوم های منتوع و گرایش بیشتر به تجملات، ازدواج را سخت کرده و مدتهاست که خیلی ها افزایش سن ازدوج را به همین موضوع ارتباط می دهند. افزایش سن ازدواج هر دلیلی که داشته باشد، یکی از نتایج اصلی آن افزایش تعداد آدم های تنها و زندگی مجردی است. آنها از سنی به بعد و عمدتا از اوایل دهه ۳۰ با استقلال نسبی اقتصادی از خانواده هایشان جدا می شوند و همین شروع یک زندگی تک نفره، با مسئولیت های کمتر و درون گرایی بیشتر است.

روانشناسان می گویند، افراد تنها به تدریج به این سبک زندگیشان، همین سکوت و خلوتی و درون گرایی عادت می کنند، ممکن است از بیرون افرادی نسبتا افسرده به نظر برسند اما بسیاری از آنها حقیقتا افسرده نیستند، آنها در واقع با تنهایی کنار آمده اند و این سبک و شیوه زندگی در آنها عمیق شده است و از اهمین روش لذت می برند هر چند که در طولانی مدت، تنهازیستی به ویژه اگر به جمع گریزی منتهی شود، می تواند پیامدهای منفی روحی برای آنها داشته باشد. از نظر عموم افراد جامعه و در یک تقسیم بندی کلی افراد یا متاهل هستند یا مجرد اما این روی یک دست و کلی است و افرادی که تنها زندگی می کنند، اگرچه ذیل گروه مجردها هستند اما دلایلشان برای این سبک زندگی متفاوت است، بعضی ها این راه و این سبک زندگی را انتخاب کرده اند و بعضی ها هم نه.

تنهایی بعد از طلاق

آنطور که زاهدی اصل، مددکار اجتماعی می گوید یکی از عواملی که موجب شده، جوانان در ایران میل به تنها زندگی کردن داشته باشند و ازدواج را مورد توجه قرار ندهند، تجربه طلاق و افزایش آمار و تعدد آن در جامعه است. جدا از اینکه گروه بزرگی از جوانان که اکنون تنها زندگی می کنند، تجربه یک بار زندگی مشترک و جدایی را داشته اند. شماری دیگر از ترس اینکه ازدواج کنند و بعد طلاق در انتظارشان باشد، اصلا سراغ تشکیل خانواده نرفته اند.

زندگی مجردی زنان ایرانی

همین چند ماه پیش بود که مرتضی باقری، معاون اجتماعی وزارت کشور آمارهایی در این باره اعلام کرد که نشان می دهد تنها ۱۰درصد زنان پس از طلاق دوباره ازدواج می کنند در حالی که آمار ازدواج مجدد برای مردانی که با همسرانشان متارکه کرده اند، ۹۰ درصد است. این آمار از این جهت که نشان می دهد زنان پس از طلاق در چه شرایطی به زندگی ادامه می دهند، قابل توجه است.

اگرچه به طور کلی تجربه طلاق می تواند به عنوان یکی از عوامل موثر بر تمایل افراد به ازدواج های بعدی عمل کند و افرادی که تجربه های آزاردهنده و تلخی از ازدواج اول دارند ممکن است تحت تاثیر همان تجارب برای تشکیل خانواده جدیدی به تردید بیفتند اما آماری که قائم مقام وزیر کشور اعلام کرده، می تواند به نوعی نشان دهنده نحوه مواجهه جامعه با زنان پس از جدایی هم باشد.

جامعه ای که اگرچه در ظاهر سبک زندگی مدرن تری را در پیش گرفته اما همچنان در آن برای ازدواج مجدد مردان با زنان جداشده چه بسا برداشت ها و و نگاه های سنتی، قوی تر عمل می کنند به گونه ای که مردانی که یک بار ازدواج کرده اند، شانس بیشتری برای ازدواج دوم و تشکیل خانواده دارند. بسیاری از آنها حتی با وجود داشتن فرزند هم در ازدواج دوم و سوم، علاقه دارند با زنان هرگز ازدواج نکرده زندگی تازه ای را شروع کنند و در بسیاری از موارد حتی اگر فاصله سنی زیادی هم بین این دو وجود داشته باشد، این ازدواج ها شدنی است اما زنان به محض ثبت تجربه جدایی در شناسنامه هایشان با برچسب بیوگی یا مطلقه مواجه می شوند که عموما ازدواج دوم را برای آنها اگر نه نشدنی اما با دشواری هایی همراه می کند.

این نگاه حتی در بسیاری از خانواده ها هم شایع است که پس از متارکه فرزندانشان، به طور مشخص مردان برای ازدواج مجدد آنها را تشویق می کنند زنان مجرد را انتخاب کنند. این برداشت در فرهنگ زندگی عامیانه برای خانواده ها به نوعی یک پیروزی بر تجربه طلاق پسرانشان قلمداد می شود که با وجود این که یک بار متارکه کرده اند اما در ازدواج مجدد باز هم با دختری ازدواج نکرده و در سنین پایین تر که بنا به همان فرهنگ و باورهای عامیانه جوان تر است و فرصت فرزندآوری بیشتری دارد، ازدواج کرده است!

تداوم چنین فرهنگی برای ازدواج مجدد در ایران نشان می دهد با وجود این که به نظر می رسد جامعه در حال گذار از دوران سنتی است اما همچنان بخشی از انگرش ها و باورهای سنتی را از جمله در مورد ازدواج حفظ کرده است. آمار اخیری که قائم مقام وزیر کشور اعلام کرده درباره این که مردان پس از طلاق ۹ برابر بیشتر از زنان جداشده ازدواج می کنند، شاهده بر همین مدعاست.

آنچه ازدواج مجدد زنان پس از طلاق را دشوار کرده از سوی دیگر پدیده تجرد ناخواسته در کشور و افزایش تعداد زنانی است که در سن ازدواج و درواقع آماده ازدواج هستند اما در مقابل پسرانی که آماده ازدواج باشند، برای آنها وجود ندارد. در چنین شرایطی آمار بالا و ۳۵درصدی طلاق و اضافه شدن زنان جوان جداشده به دختران مجرد، بحران ایجاد می کند.

در گذشته های نه چندان دور، مطلقه های جوانی که فرضا ۲۴ تا ۲۶ سال داشتند، بالاخره بعد از مدتی صبر کردن حتما با مردی ۳۱ یا ۳۲ ساله ازدواج می کردند که یک یا دو بچه هم داشت اما امروز به خاطر پدیده تجرد ناخواسته دختران، حتی مردان جداشده ۴۸-۴۷ ساله، به راحتی می توانند با دختران مجرد ازدواج کنند و دختران جوان سال به راحتی داوطلب ازدواج با این اشخاص هستند. طبعا مردان مطلقه هم ترجیح می دهند با دختر ازدواج کنند تا زنی که به زعم آنها ممکن است تجربه تلخ شکست قبلی را وارد زندگی مشترک بکند. بنابراین زنان جداشده، حتی زنان جوان شناس زیادی برای ازدواج مجدد پیدا نمی کنند.

جدا از زنانی که در ازدواج اول دارای فرزند هستند و فرزندشان با آنها زندگی می کند، زنان جداشده بدون فرزند که نمی توانند ازدواج مجدید داشته باشند ناگزیر از ادامه زندگی به صورت تنهایی هستند. درواقع در چنین شرایطی است که باید گفت افزایش طلاق به نوعی جامعه ایران را ناگزیر از پذیرش تنهازیستی زنان کرده است.

اگرچه با وجود تداوم ساختارهای سنتی و خانوادگی در ایران همچنان بسیاری از زنان به ویزه زنانی که در سن پایین (زیر ۳۰ سال) طلاق می گیرند به خانه های پدر و مادرهایشان باز می گردند اما بسیاری از آنها هم پس از طلاق هیچ گاه به خانه پدر و مادرها باز نمی گردند و زندگی را مستقل و بدون همسر ادامه می دهند. در کنار این گروه از زنان، گروه های دیگری هم هستند که با وجود این که ازدواج نکرده اند، به طور مستقل از خانواده هایشان زندگی می کنند.

تنهایی بعد از دانشگاه

گروه دیگر از ساکنان خانه های مجردی آن دسته افرادی هستند که برای ادامه تحصیل از شهری به شهر دیگر و عمدتا به تهران آمده اند و بعد از مدتی زندگی در خوابگاه های دانشجویی و درواقع پس از فراغت از تحصیل جذابیت ها و فرصت های زندگی در شهرهای بزرگ از جمله تهران آنها را به ادامه زندگی مستقل تشویق کرده است. بسیاری از داشنجویان بعد از اتمام تحصیلات با یکی یا دو نفر از همکلاسی ها همخانه می شوند و در سال های بعد با افزایش درآمد و اشتغال ثابت وقتی می توانند خانه های مستقلی برای خودشان داشته باشند، از هم جدا می شوند.

زندگی مجردی زنان ایرانی

آنچه دانشجویان را برای زندگی در شهرهای بزرگ ولو دور از خانواده و به تنهایی به جمع بندی می رساند، جذابیت های شغلی و عمدتا فضای آزادتر اجتماعی و فرهنگی در شهرها نسبت به روستاهاست اما همچنان کسب درآمد و امکان ورود به بازار کار مهمترین دلیلی است که تعداد قابل توجهی از دانشجویان را از بازگشت به شهرها و روستاهایی که از آنجا آمده اند، منصرف می کند. این انتخاب درواقع منجر به شکل گیری گروه دیگری از افرادی شده که به تنهایی زندگی می کنند و مشخصا محصول مهاجرت برای تحصیل هستند.

تنهازیستی به عنوان یک انتخاب

اگرچه تنهازیستی و زندگی مجردی برای گروهی از افراد از جمله زنان، پیامد پس از جدایی یا اضطراری برای اشتغال پس از اتمام تحصیلات است اما کم نیستند، افرادی که تنها زندگی کردن را انتخاب می کنند. طبق آمارهای سازمان ملی جوانان، البته آخرین آماری که حدود سه سال پیش اعلام شده، ۳۰ درصد از دختران مجرد در شهرهای بزرگ مستقل از خانواده هایشان زندگی می کنند. همین سازمان هم اعلام کرده تا پایان دهه ۹۰ تعداد زنان مجرد در ایران به ۱۰ میلیون نفر افزایش پیدا می کند و بخش زیادی از این ۱۰ میلیون نفر افرادی هستند که به اصطلاح فرصت ازدواج و فرزندآوری را با بالا رفتن سن به تدریج از دست می دهند.

افزایش سن ازدواج و استقلال مالی دو عامل اصلی است که انتخاب زندگی مجردی را برای افراد آسان تر می کند. به همین دلیل هم هست که جامعه شناسانی مثل «زاهدی اصل» به این نکته اشاره می کنند که جوانانی که زندگی مجردی را انتخاب می کنند یا ازدواج را تا میانسالی به تاخیر می اندازند، اصلا ازدواج نمی کنند. او درواقع زندگی مجردی را عاملی موثر بر بالارفتن سن ازدواج در جامعه می داند و بر این نکته تاکید می کند که افراد پس از تجربه یک دوره زندگی مجردی، در پذیرفتن مسئولیت زندگی دو نفره دچار تردید می شوند و اغلب می گویند: «همین آرامش و راحتی خودمان را هم از دست می دهیم.»

به گفته او در گذشته و درواقع در همان ساختار سنتی خانوادگی ایران تشکیل زندگی مستقل و به عبارتی رفتن از خانه پدری عموما جز با ازدواج و تشکیل خانواده جدیدی ممکن نبود اما نسل جدیدتر این فضا را برای خودش به تدریج باز کرده که حتی اگر ازدواج نکرده بتواند خانه مستقلی داشته باشد: «تنها زندگی کردن به خودی خود، آسیبی نیست، یک انتخاب است اما این سبک زندگی می تواند افراد و جامعه را در معرض آسیب های بیشتری قرار دهد و در صورت شیوع به یک مساله اجتماعی تبدیل شود چرا که در تشکیل خانواده، فرزندآوری و… موثر است.»

یکی از دلایل تمایل جوانان امروزی به داشتن زندگی مجردی مستقل،نداشتن فضایی برای انجام کارهای مودر علاقه است. سیمین زینعلی، مشاور خانواده و مشاور یک مرکز دانشجویی در این باره می گوید: مساحت و فضای فیزیکی خانه ها در گذشته طوری بود که دختران و پسران وقتی به سن بلوغ می رسیدند، فضای مستقلی در اختیارشان قرار می گرفت،در آن فضا جوان درس می خواند، دوستانش را دعوت می کرد، نقاشی می کشید، خطاطی و موسیقی کار می کرد و… هرکاری که مورد علاقه اش بود انجام می داد.

این روزها مساحت خانه ها به آپارتمان ۵۰ تا ۱۰۰ متری کاهش یافته، و بسیاری ار دانشجویان از نبود فضایی برای تفکر و آرامش در خانه گله می کنند، مراجعینی داشتم که پسر ۲۳ ساله اتاق مستقل نداشت و در گوشه هال خانه می خوابید و دائم با برادر و خواهران کوچکترش دعوا و درگیری داشت، بنابراین نمی توان جوانان را متهم کرد که زندگی مجردی الزاما انتخاب سیاهی است.

زندگی مجردی زنان ایرانی

دهه ۹۰ افزایش تنهازیستی در ایران

تنهازیستی در ایران که به گفته جامعه شناسان یک دهه است آغاز شده، تا اواخر دهه ۹۰ به اوج خودش می رسد، فارغ از اینکه این سبک زندگی، چقدر ناشی از انتخاب آدم هاست و چقدر ناشی از اضطرار و تحمیل شرایط زندگی اما رو به افزایش است، این پیش بینی است که سازمان های متولی در حوزه اجتماعی و جامعه شناسان با هم به آن اشاره می کنند.

زاهدی اصل، مددکار اجتماعی، دهه ۹۰ را دهه تجردگزینی می نامد و ادامه می دهد: دهه ۹۰ دهه بحران تجرد پیش بینی شده است و در مقایسه با دهه قبل (دهه ۸۰) افزایش بسیار چشمگیری خواهدداشت و اگر به همین منوال ادامه پیدا کند در پایان دهه ۹۰ میانگین ازدواج آقایان به ۴۰ سالگی و خانم ها به ۳۵ سالگی خواهد رسید. چون در سنین ۴۰-۳۵ سال افراد بسیار سخت تن به ازدواج می دهند.»

به گفته این مددکار اجتماعی، با افزایش زندگی مجردی انسان ها از هم دور شده، سرمایه برای جامعه سالم کم می شود و روابط کاهش پیدا می کند. زمانی می رسد که به دلیل آنکه جوان ها به صورت مجردی زندگی می کنند خواهر و برادری نخواهندداشت. اینگونه مسائل بسترساز جامعه ای منزوی، انسان های بی نشاط و در خود فرورفته می شود.

در مقابل پیش بینی ها و برداشت های دیگری هم وجود دارد از جمله اینکه عده ای می گویند تنها زندگی کردن مساله ای نیست که در جامعه ایران به این سرعت و به طور نگران کننده ای فراگیرشود. یکی از آنها، دکتر «شهلا کاظمی پور»، معاون پژوهشی و عضو هیئت علمی مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه است که معتقد است: «زنانی که در برخی شهرهای ایران به صورت مجردی زندگی می کنند اغلب به دلایل درسی و کاری و دوربودن از خانواده پدری به این زندگی رو آورده اند.»

به گفته او بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه و خانواده های ایرانی به شکلی است که جوانان تا هر سنی حتی تا بالای ۳۰ سالگی همچنان با خانواده پدری زندگی می کنند و تنها با ازدواج است که از والدین خود جدا می شوند.

این جامعه شناس تاکید می کند که تمایل به زندگی مجردی برخلاف آنچه به نظر می رسد در میان زنان ایرانی رواج چندانی ندارد: «تنها در برخی از شهرهای بزرگ و تعداد محدودی از خانواده های طبقات مرفه اجتماعی این رویه وجود دارد که احتمال فراگیری آن در میان دختران بقیه شهرها و اقشار جامعه وجود ندارد.»

با وجود همین پیش بینی ها و دیدگاه های خوش بینانه و بدبینانه آنچه واقعیتی  قابل مشاهده است، زنان و مردانی اند که تنهایی برای خودشان خانه ای تشکیل داده اند و این یک اتفاق اگر نه عجیب اما جدید در ایران است. چند ماه پیش نیویورک تایمز هم از افزایش زندگی زنان تنها در ایران به عنوان اتفاقی که تا همین ده سال پیش بی سابقه بوده، یاد کرد و در گزارشی افزایش تعداد زنان تحصیلکرده، طلاق و نیز تاثیرپذیری از فرهنگ زندگی غربی را به عنوان عوامل موثر در تنهازیستی به ویژه در مورد زنان یاد کرده بود.

در عین حال نکته مهم دیگر اینکه افرادی که این روزها تنها زندگی می کنند صرفا جوان هایی نیستند که به اصطلاح زیر بار ازدواج نرفته اند، آنهایی هم هستند که آماده ازدواج بوده اند اما به هر دلیل فرصت ازدواج نداشته اند. آنها که جوانی را سپری کرده و وارد میانسالی شده اند و همه عمر را در کنار خانواده زندگی کرده اند اما با از دست دادن پدر و مادر چاره ای جز تنها زندگی کردن ندارند و این موضوع الزاما مساله ای زنانه نیست؛ تا سال های قبل از سال ۹۰ تعداد دختران مجرد در سن ازدواج بیشتر از پسران بود، اما در سال های اخیر بنابر اعلام سازمان ثبت احوال این روند در حال معکوس شدن است و تعداد پسران مجرد در سن ازدواج در حال افزایش است.

همین سازمان ابتدای امسال، تعداد افراد مجرد قطعی بالای ۵۰ سال را ۱۵۲ هزار نفر اعلام کرده است؛ یک میلیون و ۳۰۰ هزار فرد بالای سن متعارف نیز در کشور هرگز ازدواج نکرده اند. آنها چه به انتخاب خودشان باشد و چه نه در شمار آدم های تنها قرار می گیرند همه خانواده های تک نفره ای که زندگیشان هرچه هست، ساختاری متفاوت با خانواده های معمولی جامعه دارد.

 

مجله زنان و زندگی

ناسازگاری از نوعِ زن و شوهرهای ایرانی

مدیریت خانواده ابعاد مختلفی دارد که مدیریت اقتصادی، سرپرستی و نظارت بر فرزندان، تصمیم‌گیری نسبت به ارتباطات خانوادگی و مواردی دیگر را دربرمی‌گیرد.  قرآن‌کریم به صراحت از سرپرستی مردان بر زنان در امور خانوادگی سخن گفته و آن را با ویژگی‌ تکوینی مردان مرتبط دانسته است.  آموزه‌های متعدد روایی نیز با صراحت به مسئولیت‌های زن و مرد در این رابطه توجه کرده‌اند.  مرد نمی‌تواند بار مدیریت خانواده را از دوش خود بردارد و آن را به زن واگذار کند.  مرد علاوه بر آن‌که مسئول تأمین هزینه‌های خانواده است، مدیریت اقتصادی خانواده را هم برعهده دارد و زن با کاهش هزینه‌های اقتصادی می‌تواند همسر خویش را یاری دهد.

سازگاری و ناسازگاری در خانواده ایرانی

اگرچه گاهی سرپرستی مرد تا حد تأمین هزینه‌های زندگی و موضوع تمکین خاص، تقلیل می‌یابد؛ اما واقعیت این است که سرپرستی خانواده در حوزه‌های مختلف را دربر‌می‌گیرد.  از این رو است که مرد سرپرستی و مدیریت امور فرزندان را نیز برعهده دارد و تصمیم‌گیری زن در مورد فرزندان، صرفا با اذن شوهر و به‌عنوان نماینده‌ او است و به‌عنوان مثال، زن نمی‌تواند در اموال فرزندان بدون رضایت همسر تصرف کند.  به زن توصیه شده است که کانون اقتدار خانواده را به رسمیت شناخته، شوهر خویش را تکریم کند و در غیرمعصیت خدا او را نافرمانی نکند.  حتی اگر شوهر بدخلق هم باشد، زن نباید با گفتار و رفتارش او را آزرده و خشمگین نماید. بیشترین افرادی که برگردن مرد حق دارند والدین او و بیشترین کسی که بر گردن زن حق دارد همسر او است.

در مقابل مسئولیت‌هایی نیز بر دوش مرد قرار دارد که برخی از آنها ازجمله حقوق زن بر مرد است و برخی دیگر توصیه‌های اخلاقی و نشانه‌ای از کارآمدی مرد در خانواده است.  مرد نمی‌تواند از تأمین هزینه‌های اقتصادی خانواده شانه خالی کند و تمام یا بخشی از آن را بر عهده‌ همسر خود بگذارد. تأمین هزینه‌ها توسط زن در غیر از موارد ضروری، مطلوبیتی هم ندارد.  وظیفه‌ حمایت ناموسی از زن و گذشت از خطاهای وی برعهده‌ مرد است، اکرام همسر، دلسوزی نسبت به او، تحمیل نکردن کارهای سنگین بر او، مدارا و خوش‌صحبتی با او ازجمله مواردی است که مرد به انجام آنها دعوت شده‌ است.

عیب‌جویی

کسی که همسر خود را به بدجنسی و عیب‌جویی متهم می‌کند پیشاپیش راه منفی را برگزیده است. ممکن است همسر شما آدم متوقعی باشد، اما با صفت بستن به او امکان حل‌وفصل مسأله را منتفی می‌کنید. واقعیت  این است که طرز برخورد زن و شوهر با مسائل به روابط موجود میان آنها بستگی دارد. اگر نسبت به رفتار ناخوشایند همسرتان واکنش ناخوشایند نشان دهید، او نیز به احتمال زیاد متقابلا در مقام تلافی با شما برخورد منفی خواهد کرد. در این شرایط، آنچه مسأله می‌شود رابطه‌ای است که میان شما وجود دارد.

در برخی مسائل اگر شخصیت زن و مرد مکمل یکدیگر باشد، مسأله‌‌ای بروز نمی‌کند.

یکی از موانع مهم بهبود در ازدواج‌های ناموفق، تمایل زن و شوهر به این است که به شخصیت یکدیگر انواع و اقسام صفات منفی را نسبت می‌دهند (خودخواه، متکبر، ظالم، و…) و از کنار رفتارهای مثبت هم بی‌تفاوت می‌گذرند.

نکته مهم این است که عادات، خصوصیات و حساسیت‌های اشخاص، آنها را آسیب‌‌پذیر می‌سازد و طرز تلقی‌های آنها اغلب مسأله‌ساز می‌شود. زنی که به خود مطمئن نیست و نمی‌داند تا چه اندازه مورد پذیرش دیگران قرار می‌گیرد، زنی که از ارزش‌ها و  صلاحیت خود بی‌اطلاع است، تحت‌تأثیر طرز تلقی‌های غیرواقع‌بینانه خود را بیش از حد به دیگران می‌چسباند. شوهری که بی‌جهت می‌ترسد تحت سلطه قرار گیرد، با هر اقدامی که نشان از کنترل شدن و مورد سوءاستفاده قرار گرفتن داشته باشد، برخورد خصمانه می‌کند.

از آن گذشته، شخصیت‌های زن و شوهر عوامل تعیین‌کننده هستند. در برخی مسائل اگر شخصیت زن و مرد مکمل یکدیگر باشد، مسأله‌‌ای بروز نمی‌کند. یک مرد خودمختار، با یک زن ملایم می‌تواند به خوبی کنار بیاید. مشکل زمانی بروز می‌کند که خصوصیات زن و شوهر با هم مطابقت نمی‌کند، اما حتی در این مورد، مشکل در رابطه است و به ندرت می‌توان نقصی را به گردن خود یا شوهر انداخت. در این شرایط، تغییر یک طرف معادله، طرف دیگر را هم متحول می‌کند.

سازگاری و ناسازگاری در خانواده ایرانی

یکی از موانع مهم بهبود در ازدواج‌های ناموفق، تمایل زن و شوهر به این است که به شخصیت یکدیگر انواع و اقسام صفات منفی را نسبت می‌دهند و از کنار رفتارهای مثبت هم بی‌تفاوت می‌گذرند. وقتی همسر خود را به یک صفت منفی متهم می‌کنید، راه پیشرفت را روی حل مسائل خود می‌بندید. حمله به خصوصیات یکدیگر، با ایجاد ضدحمله، وضع را از آنچه هست بدتر می‌کند و در نتیجه، خصومت ابعاد وسیع‌تری می‌یابد.

مثلا، وقتی یکی دیگری را یک شلخته تمام عیار می‌نامد و او نیز همسر خود را لجوج خطاب می‌کند، امکان حل مسأله از همان آغاز منتفی می‌شود. با تبدیل این گله‌گذاری‌ها به مسائل قابل حل، می‌توانید اقداماتی برای حل‌وفصل آنها به عمل آورید. مثلا علی به‌عنوان شروع حرکت می‌توانست لباس‌های کثیف خود را به جای آن‌که روی صندلی یا کف اتاق بیندازد، در سطل مخصوص لباس‌های شستنی قرار دهد و مریم هم می‌توانست زمان مشخصی برای خوابیدن بچه‌ها در نظر بگیرد.

این رفتارهای ساده می‌تواند تأثیر قابل ملاحظه‌ای روی شریک زندگی بر جای بگذارد. می‌توانید طرز تلقی ناامیدی را به امید مبدل سازید: «اگر بخواهد می‌تواند تغییر کند». یا «او آنقدرها هم لجوج نیست». بنابراین، اگر بتوانید مسائل ازدواج خود را قابل حل جلوه دهید، حتی تغییرات جزیی می‌تواند انگیزه‌ای برای بهبود روابط شما فراهم آورد.

عصبانیت و غرور

وقتی شما عصبانی هستید نه صدای دیگری را می‌شنوید و نه به چیز دیگری می‌اندیشید، پس اگر با عصبانیت همسرتان از کوره در رفتید، راه به جایی نخواهید برد. وقتی مشکلی پیش می‌آید قرار نیست تمام مشکلات گذشته زندگی خود از ابتدا تاکنون را دوباره مرور کنید، زیرا این کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

مشاوران خانواده معتقدند در بسیاری موارد ممکن است نظر شما مخالف عقیده همسرتان باشد. بپذیرید که هر کس حق دارد عقیده و فکر خود را داشته باشد.

نظر خود را بیان کنید اما نه به صورتی که انگار درحال نقد همسرتان هستید. اگر مخالف عقیده همسرتان هستید با آرامش نظرتان را بیان کنید. مهم نیست که چه کسی درست می‌گوید و چه کسی غلط، زیرا قرار نیست در زندگی مشترک هر وقت بحثی به وجود می‌آید یک طرف درنهایت برنده باشد و نفر دیگر بازنده.

تمام مشکلات گذشته زندگی خود از ابتدا تاکنون را دوباره مرور کنید، زیرا این کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

گاهی‌اوقات همسران فراموش می‌کنند که قرار نیست دایما به یکدیگر فرمان دهند. گاهی‌اوقات جملات دایما امری می‌شود. بد نیست که در خواسته‌هایمان از کلمه «لطفا» نیز استفاده کنیم، زیرا هیچ یک از ما از دیگری طلبکار نیستیم.

سازگاری و ناسازگاری در خانواده ایرانی

در ضمن از راه‌های گوناگون و از طریق کلامی نیز به همسرتان نشان دهید که او را دوست دارید و شیرینی و دوام این رابطه برای شما اهمیت دارد.

حتی وقتی از دست او دلخور هستید نیز کمی نرمی می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند. با کمی تواضع و احترام به طرف مقابل موجب می‌شوید که او تمایل پیدا کند شما را نیز راضی نگه دارد.

البته غرور چیز بدی نیست اما در خانه و خانواده بهتر است کمی غرورتان را پایین بیاورید وگرنه به منزله مانعی برای طرف مقابل تلقی می‌شود که احساس می‌کند باید از روی آن بپرد و به عبارت دیگر حالت دفاعی و سرسختی او را افزایش می‌دهد.
تمام مشکلات گذشته زندگی خود از ابتدا تاکنون را دوباره مرور کنید، زیرا این کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

در ضمن از راه‌های گوناگون و از طریق کلامی نیز به همسرتان نشان دهید که او را دوست دارید و شیرینی و دوام این رابطه برای شما اهمیت دارد.

خود برتربینی

خانواده به‌عنوان زیربنای جامعه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، زمانی که زن و مرد در زندگی مشترک، با آگاهی از خصوصیات جنس مخالف تصمیم به ازدواج بگیرند، قطع بر یقین زندگی زناشویی از دوام بیشتری برخوردار خواهد بود.

وقتی ازدواج فقط بر مبنای احساس و علاقه شکل گرفته شود و تشکیل زندگی قبل از شناخت کافی، یکی از پیش‌زمینه‌های شکل‌گیری ناهنجاری در خانواده‌های تازه شکل گرفته، به شمار می‌رود.

آسیب‌ها و معضلات زناشویی موجب بروز پدیده «طلاق» می‌شود، اما به راستی تا چه حد برای رفع مشکلاتی که به‌طور طبیعی گریبانگیر زندگی زناشویی می‌شود، تلاش شده است؟!

طلاق موجب محروم شدن فرزندان از نعمت خانواده شده و این موضوع به جامعه نیز سرایت می‌کند، در نتیجه فرزندانی وارد اجتماع می‌شوند که کمبودهای زیادی در آنها وجود دارد، بیشترین آسیب و ضربه‌های روحی به فرزندان منتقل شده و این اختلافات به مرور زمان ریشه‌گیر می‌شود.

سازگاری و ناسازگاری در خانواده ایرانی

خانواده از جایگاه و اهمیت بسیار زیادی در جامعه برخوردار است که برقراری یک ارتباط سالم زناشویی، موجب کاهش مشکلات در این نهاد می‌شود. آسیب‌های اجتماعی که به واسطه امر طلاق به‌وجود می‌آید، نه‌تنها متوجه خانواده‌هاست، بلکه به جامعه نیز منتقل شده و به‌عنوان تهدید جدی برای نسل آینده به شمار می‌رود.

مواردی شامل نداشتن تفاهم، چشم و هم‌چشمی، تعصب و خودبرتربینی، عدم بلوغ اجتماعی و اقتصادی ازجمله مواردی است که در جامعه به وفور مشاهده می‌شود، اگر دختر و پسر قبل از تشکیل زندگی مشترک، سطح آگاهی خود را از این معضلات بالاببرند، قطع بر یقین شاهد رشد نهاد خانواده خواهیم بود.

خودبرتربینی به‌عنوان بزرگترین آفت زندگی مشترک، موجب بروز مشکلات زیادی در زندگی زناشویی می‌شود، فرد خود را از دیگران برتر دیده و این امر باعث سرکوفت زدن و زیر سوال بردن شخصیت زن و مرد خواهد شد.

گاهی زن و مرد بدون درنظر گرفتن جنبه‌های مثبت، دچار تشدید عوامل منفی در زندگی شده و باز هم طی مرور زمان امر طلاق نمایان می‌شود. امروزه گسترش انواع شبکه‌های اجتماعی و مجازی، بیشترین وقت جوانان و نوجوانان را به خود اختصاص داده است، اگر به عمق موضوع توجه کنیم، شاهد بروز دوستی‌های کاذب حتی برای زنان و مردان متأهل هستیم.

یکی از راهکارهای مهار اختلافات زناشویی، استفاده از مشاوره قبل از ازدواج است، این امور تحت‌تأثیر عواملی قرار دارند که به نوعی در پیشگیری اختلافات دخیل هستند.

اگر ازدواج را رعایت حقوق دوطرفه بدانیم و زندگی زناشویی را بر پایه تفاهم و اخلاق حسنه شکل دهیم، می‌توان با اطمینان کانون گرم خانواده را تشکیل داد.

عکسهای بازیگران زن ایرانی در لنز جشنواره فجر

میترا سماوکی عکاس باشگاه خبرنگاران در حاشیه مراسم تقدیر از نامزدهای سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر در هتل لاله تصاویری نما بسته از بازیگران زن گرفته است که در ادامه می‌بینیم:

 

 

بازیگران زن ایرانی

بازیگران زن ایرانی,عکس بازیگران زن ایرانی,عکس بازیگر زن
بازیگران زن ایرانی,عکس بازیگران زن ایرانی,عکس بازیگر زن
بازیگران زن ایرانی,عکس بازیگران زن ایرانی,عکس بازیگر زن
بازیگران زن ایرانی,عکس بازیگران زن ایرانی,عکس بازیگر زن