بایگانی برچسب‌ها : عکس بازیگران زن

بازیگران زن در فیلم های کمال تبریزی

سینمای کمال تبریزی را با ۱۷ فیلمی که در کارنامه این فیلمساز ثبت شده می توان نقطه تلاقی سینمای کمدی و سینمای سیاسی دانست. هر چند در میان آثار او می توان گرایش به کمدی اجتماعی، کمدی دفاع مقدسی و حتی کمدی فانتزی را ردیابی کرد اما پررنگ ترین گونه در میان آنها طنز و کمدی با چاشنی سیاست است.
شاید به همین دلیل باشد که وقتی در میان فیلمسازان ایرانی به دنبال کارگردانی با دغدغه های اجتماعی- سیاسی روز، بدون ادعا و با چاشنی توجه به سلیقه مخاطب می گردیم، بی اختیار نام او و تعدادی از فیلم هایش به ذهنمان می آید.
طبعا این دغدغه مندی از نگاه فیملسازی تراوش می کند که جوانی را به موازات درس و دانشگاه در همراهی با مهمترین رویداد سرزمینش یعنی دفاع مقدس سپری کرده و نخستین آثارش هم فیلم هایی جدی درباره جنگ و دفاع مقدس البته از زاویه ای متفاوت بودند. فیلم هایی که بیش از هرچیز مدیون سوژه های جسورانه و انتقادی اثر بودند نه قهرمان پروری رایج آثار جنگی آن زمان و نه بازیگران چهره و شناخته شده.
 بازیگران زن در فیلم های کمال تبریزی
شیدایی
با پایان دفاع مقدس و آغاز دهه هفتاد تبریزی نیز همچون معدود فیلمسازان پیشروی آن زمان، نیاز سینمای ایران به نفس کشیدن با نگاه و تفکر جدید را حس کرده و بیان و نگاه طنز را برای روایت قصه های جسورانه و انتقادی اش انتخاب کرد تا مخاطب را با آثارش همسو و همراه کند.
از این مقطع بود که کمدی و طنز تبدیل به جزء لاینفک فیلم های او شد، حتی آثار عارفانه ای همچون «شیدا» با رگه های خفیف طنز و به همین دلیل است که می توان او را احیاگر سینمای کمدی بعد از انقلاب با نگاهی انتقادی- سیاسی به مسائل روز جامعه اش دانست.
ناگفته پیداست که رسیدن به یک اثر کمدی خوش ساخت که هم مخاطب عام را راضی کند و هم کارشناسان و منتقدان سینما و البته سینماگران هم با آن ارتباط برقرار کنند- و تعداد زیادی از فیلم های تبریزی این ویژگی مهم را دارند- به دو عام مهم بستگی دارد؛ فیلمنامه سنجیده و بازیگران خوش قریحه و حرفه ای.

تبریزی از این مقطع علاوه بر دغدغه مندی نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی بر بستر غالب کمدی، همکاری تنگاتنگی با مجموعه بازیگران خوش قریحه سینمای ایران را آغاز کرد که چه بسا در آن مقطع چندان حرفه ای و شناخته شده نبودند اما با حضور در فیلم های او که به نوعی در آنها بازیگر هسته مرکزی است، خوش درخشیدند و حتی نقاط اوج کارنامه خود را رقم زده و به کرات تکرار کردند.

پرویز پرستویی از جمله این بازیگران است که با نخستین کمدی دفاع مقدس «لیلی با من است» در نقش صادق، فیلمبردار تلویزیون که با ترس از جنگ و مرگ ناخواسته از خط مقدم جبهه سر در می آورد، نگاه همگان را به توانایی های خود جلب کرد و به نظر می آمد نمی تواند بیش از این مخاطب را غافلگیر و در عین حال جذب کند. اما چند سال بعد وقتی همگان او را در نقش محوری رضا مارمولک کمدی سیاسی- اجتماعی «مارمولک» به تماشا نشستند و سویه های جدیدی از بازیگری او را در ایفای بی نقص نقش یک روحانی دیدند، مطمئن شدند این بازیگر تمام نشدنی است.
طبعا نمی توان منکر ارزش های بالقوه این آثار شد که در ذات فیلمنامه آنها نهفته و با قلم فیلمنامه نویسانی همچون رضا مقصودی و پیمان قاسم خانی پرورش یافته؛ اما می توان ادعا کرد که تبریزی با تکیه بر ایده و سوژه ای که در ذهن دارد، تعامل و بده بستان خوبی با نویسندگان آثارش دارد و به همین دلیل هم آنها بهترینِ خود را در همکاری با او بروز می دهند که البته امکانی برای بهره برداری از پتانسل های بالقوه بازیگران خوش قریحه فراهم می کند.
 بازیگران زن در فیلم های کمال تبریزی
مسافران
این همان اتفاقی است که در همکاری رضا کیانیان با تبریزی در کمدی فانتزی «گاهی به آسمان نگاه کن»، «فرش باد»، «یک تکه نان» و «همیشه پای یک زن در میان است» افتاد که هر چند اصلی و محوری نبودند اما هر یک تبدیل به نقش مکملی منحصر به فرد در کارنامه این بازیگر انعطاف پذیر شدند. وقتی کاراکتر فانتزی هاتف را در کنار اکبر آقا دلال فرش، پیرمرد گاریچی و حتی یک رییس دغل باز و ریاکار قرار می دهیم بیش از هر چیز توانایی این بازیگر و در کنار آن هوشمندی فیلمساز برای این انتخاب ها و ایجاد زمینه برای خلق این کاراکترهای متفاوت و دور از هم، جلوه می کند.
این اتفاق در مورد پارسا پیروزفر به شکل عکس افتاد و او که بیشتر نقش های مکمل را ایفا می کرد در نقش محوری «شیدا» تصویری متفاوت از شکنندگی و آسیب پذیری یک جانباز را در کشاکش عشق و جنگ ثبت کرد و در باورپذیری حس و حال عارفانه و شاعرانه فیلم نقش موثری داشت.
«گاهی به آسمان نگاه کن» در کنار اقتباس منحصر به فرد فرهاد توحیدی از «مردش و مارگاریتا»ی بولگاکف و زاویه نگاه هوشمندانه تبریزی در کارگردانی متناسب با متن، یک امتیاز بالقوه دارد و آن هم اینکه در آن زمان توانست هنرمند برجسته تئاتر؛ حمید امجد که در سینما گزیده کار بود و هست و بعد از «مسافران» بهرام بیضایی تقریبا ۱۰ سال در هیچ فیلمی ظاهر نشده بود، را راضی به حضور در نقش بهمن، نویسنده جانبازمحوری فیلم کند که انتخاب هوشمندانه در ترکیب بازیگران این کمدی جنگی فانتزی بود.
هومن سیدی در «یک تکه نان» اولین حضور خود را در نقش محوری به عنوان یک سرباز ساده و بی تجربه ثبت کرد که در طول یک سفر تمثیلی به نوعی آبدیده می شد و اتفاقا همین تازه کاری و شرم اولیه او مقابل دوربین باعث ثبت تصویری باورپذیر از این کاراکتر کم حرف در فیلم شد. ویژگی ای که به واسطه حضور مکرر سیدی مقابل دوربین به تدریج از بین رفت و امروز در جنس نقش هایی که انتخاب می کند می توان این تغییر روحیه را به چشم دید. به این ترتیب تبریزی با درکی درست از شخصیت و روحیات بازیگر در آن مقطع زمانی توانست بهترین انتخاب را برای نقش محوری فیلمش بکند.
 بازیگران زن در فیلم های کمال تبریزی
 خیابان های آرام
حبیب رضایی در نقش محوری و مهران مدیری در نقش فرعی «همیشه پای یک زن در میان است» به نوعی انتخاب هایی متفاوت از شمایل این بازیگران بر پرده سینما در آن مقطع بودند و همین تازگی باعث شد، کلیت فیلم تبدیل به یک غافلگیری شود حتی برای افرادی که قصه سیدمهدی شجاعی را خوانده بودند.
هرچند «از رییس جمهور پاداش نگیرید» متکی بر الگوی داستانی موفق «لیلی با من است» و همکاری مجدد مقصودی و تبریزی برای روایت داستانی درباره یک مدیر شرکت ریاکار بود که ناخواسته به طواف خانه خدا فراخوانده می شد، اما عوامل گوناگونی باعث شد موفقیت قبلی را تکرار نکند. یکی از مهم ترین آنها هم توقیف مهم فیلم و اکران آن بعد از ۷ سال بود که طبعا ممیزی ضربه کاری خود را به آن وارد کرده بود.
حسن معجونی در نقش محوری فیلم هم به واسطه نقاط خالی قصه و سکته های مداوم داستان و همچنین تلقی ای که از اجرای یک نقش تیپیک داشته، نتوانست این فیلم را تبدیل به سکوی پرش خود و دیده شدن توانایی هایش در حیطه طنز و کمدی کند.
«خیابان های آرام» فیلمی است که با وامداری به وقایع سیاسی سال ۸۸ بر بستری بدون زمان و مکان، همچنان در توقیف به سر می برد. تبریزی در این فیلم ترکیبی متناسب از بازیگران شناخته شده را کنار هم قرار داد که جنس شوخی ها و فضای بدون شناسنامه کار جذابیتی متفاوت به کار داده بود.
تبریزی یک بار دیگر در ترکیب با پیمان قاسم خانی فیلم «طبقه حساس» را کارگردانی کرد و حضور رضا عطاران در نقش محوری و کاراکتری که سال ها از این بازیگر بزرگتر است، یک فرصت و چالش جدید برای این بازیگر فراهم کرد. علیرغم اینکه فیلم نتوانست به اندازه «مارمولک» مقبول بیفتد اما توانست عطاران را غیرقابل پیش بینی جلوه دهد.
 بازیگران زن در فیلم های کمال تبریزی
طعم شیرین خیال
شهاب حسینی در «طعم شیرین خیال» یک استاد دانشگاه غرق در علم با دغدغه محیط زیست است که نقش و بازی اش بر مرز بین فانتزی و رئال قرار گرفته و به همین دلیل تجربه ای خاص در کارنامه این بازیگر محسوب می شود که بیشتر علاقه به حضور در نقش های واقع گرا دارد.
اما «امکان مینا» که جدیدترین ساخت تبریزی با گرایش سیاسی و پرداختن به گروهک مجاهدین خلق است، به جهت انتخاب بازیگر و نبود درک روشن و دقیق از کاراکتر یک خبرنگار در دهه شصت، نه فیلمی قابل استناد و رو به جلو برای این فیلمساز محسوب می شود نه برای میلاد کیمرام که ظرافت و جذابیتی به کاراکتر مهران نیفزوده است.
در کنار حضور بازیگران مردمحور و مکمل در فیلم های تبریزی می توان نگاهی هم به نوع حضور بازیگران زن در فیلم های این فیلمساز طناز داشت.
معمولا کاراکترهای زن در فیلم های تبریزی حتی اگر محوری نباشند، در حاشیه و منفعل نیستند بلکه پویایی و تاثیرگذاری دارند. این وجه از آن جهت اهمیت دارد که کاراکترهای زن در روند تولیدات سینمایایران به زحمت توانستند حاکمیت تام مردانه را کنار زده و محوریت و کنش مندی و تاثیرگذاری داشته باشند. به خصوص این کاستی در سینما و فیلم های کمدی بیشتر قابل ردیابی است که معمولا زنان به جهت محدودیت های موجود در شخصیت پردازی و نمود بیرونی کمرنگ یا بیرنگ بوده اند.
یکی از بازیگرانی که ابتدای دهه هفتاد در یک کمدی دفاع مقدسی، کمیت و کیفیتی متفاوت را از زنان ثبت کرد شهره لرستانی در «لیلی با من است» بود که نسبتی متناسب از طنز و بامزگی را با مایه های نقش درآمیخت و نه لوده شد نه حریمی را شکست.
همان طور که فاطمه معتمدآریا در «مهرمادری» قداست مادرانه را با شکنندگی و ضعف زنانه پیوند داد و تصویری باورپذیر از رابطه یک مادر و پسربچه ثبت کرد. لیلا حاتمی در «شیدا» نیز هر چند وامدار «لیلا» بود اما همین سکون برآمده از شاعرانگی او، به قوام و تاثیرگذاری نقشش در فیلم کمک کرد.
 بازیگران زن در فیلم های کمال تبریزی
امکان مینا
همانطور که هانیه توسلی در نقش روح سرگردان پرستار عاشق «گاهی به آسمان نگاه کن» نسبتی متعادل از شیطنت و عاشقانگی را با ابعاد ماورایی یک روح درهم آمیخت تا رابطه اش با نویسنده جانباز جذابیت پیدا کند.
نقش کوتاه فریبا کامران در «فرش باد» و رعنا آزادی ور و مائده طهماسبی در «مارمولک» را بیشتر باید تحت تاثیر درامی دانست که حضور پررنگ زنان را نمی طلبید. هرچند طهماسبی در نقش منحصر به فرد یک زن جاعل با چالش جذابی رو به رو بود و تا حدی توانست در ایفای این نقش دوگانه موفق ظاهر شود.
گلشیفته فراهانی «همیشه پای یک زن در میان است» بیشتر بازتاب بیرونی این بازیگر کنش مند بود که مخاطب می توانست او را در نقش زن غیرقابل پیش بینی فیلم باور و با نقشه های تو در توی او همراهی کند. اما حضور آشا محرابی در چند نقش مختلف «از رییس جمهور پاداش نگیرید» در حد همان تیپ سازی های اولیه هم به جهت پرداخت کاراکتر هم به جهت بازیگری باقی ماند و نتوانست مسیر رشد کاراکترها و بازیگران زن را در فیلم های تبریزی ادامه دهد.
نیکی کریمی و لعیا زنگنه در نقش های متفاوت و خاص «خیابان های آرام» در ذهن ماندند اما پانته آ بهرام، بهاره رهنما و آزاده صمدی در «طبقه حساس» فراتر از کاراکترهای تیپیک ظاهر نشدند و به همین دلیل هم در خاطر نماندند. در این میان نازنین بیاتی «طعم شیرین خیال» توانست با تکیه بر ظرافت های نقش، کاراکتر این دختر دانشجوی کرمانی را متمایز کرده و به او ابعادی متفاوت از شخصیت های مشابه در فیلم های ایرانی بدهد.
در نهایت کاراکتر سرد و سردرگم مینا ساداتی در «امکان مینا» هم به جهت شخصیت پردازی و هم به جهت ناکافی بودن حضور این بازیگر در نقش، نه حضور قابل استناد از یک زن چریک و مبارز ثبت کرد و نه در راستای کاراکترها و بازیگران زن تاثیرگذار فیلم های تبریزی قرار گرفت.
 بازیگران زن در فیلم های کمال تبریزی
از رئیس جمهور پاداش نگیرید
با تکیه بر این نمونه ها می توان مدعی شد حضور در فیلم های تبریزی برای یک بازیگر مستعد و هشومند حکم سکوی پرتاب را دارد، اگر و اگر این فیلمساز خوش قریحه دغدغه مندی های اصیل خود را رها نکرده و توجه و وسواس گذشته را به خصوص به فیلمنامه، شخصیت پردازی و انتخاب بازیگران حفظ کند. در این صورت باز هم اتفاقات خوب سینمای ایران در کارنامه کمال تبریزی ثبت خواهندشد.

جنیفر لارنس : به رویایت می رسی اگر…

جنیفر لارنس از جمله بازیگرانی است که در نوجوانی وارد عرصه حرفه ای بازیگری شد و امروز در ۲۶ سالگی، چهار نامزدی اسکار و یک جایزه اسکار برای بازی در فیلم «دفترچه راهنمای امید» را در کارنامه دارد. لارنس، سه جایزه گلدن گلوب و یک جایزه بفتا هم دریافت کرده که کارنامه بازیگری اش را درخشان ساخته است. حضور در مجموعه فیلم های «بازی های گرسنگی» و «مردان ایکس» او را به ستاره محبوب توده سینمارو بدل کرده و نقش آفرینی در فیلم های برجسته چون «استخوان زمستان»، «دفترچه راهنمای امید»، «کلاهبرداری آمریکایی» و «جوی» او را بازیگر مورد توجه منتقدان و مخاطب نخبه ساخته است. گفت و گویی با جنیفر لارنس در مورد فیلم های اخیرش را می خوانید.
جنیفر لارنس,عکس جنیفر لارنس,عکس های جنیفر لارنس,تصویر جنیفر لارنس,عکس جدید جنیفر لارنس,عکس لخت جنیفر لارنس,عکس برهنه جنیفر لارنس,عکسهای جدید جنیفر لارنس,تصاویر جنیفر لارنس,بیوگرافی جنیفر لارنس,زندگینامه جنیفر لارنس,زندگی جنیفر لارنس
جنیفر لارنس عکس
بیشتر تماشاگران سینما، بزرگ شدن تو را روی پرده نقره ای دیده اند. به ویژه حضورت در مجموعه سینمایی پرفروش «بازی های گرسنگی» این ذهنیت را تقویت کرده است. میلیون ها نفر در جهان گذر تو از نوجوانی به جوانی را از طریق فیلم هایت تعقیب کرده اند. بیشتر نقش هایی هم که بازی کرده ای، دختر جوانی را نشان می دهد که می کوشد بر سختی های زندگی غلبه کند و جایگاهی در جامعه بیابد. نظر خودت چیست؟
راستش خودم اینجوری به قضیه نگاه نکرده بودم. شاید حرف شما درست است. به خصوص شخصیت «کتنیس اوردین» در فیلم های «بازی های گرسنگی» که به تدریج به بلوغ فکری می رسد. در اولین قسمت او فقط یک دختر نوجوان بود که می کوشید جان خواهر کوچکترش را نجات دهد و حتی خودش هم نمی داند در چه مهلکه ای افتاده در قسمت بعد او مسئولیت حفظ جان آدم های دیگری را به عهده می گیرد و بزرگ می شود. وقتی مسئولیت هاش بزرگ و سنگین تر می شوند. او تازه دچار تردیدها و ترس هایی می شود که پیش از آن وجود نداشتند. پس بله… درواقع نه! (می خندد) این شخصیت شباهت زیادی به خودم ندارد.

مجموعه فیلم های «بازی های گرسنگی» از سوی برخی منتقدان و چهره های فرهنگی، به واسطه قهرمان زن قدرتمندی که داشت مورد ستایش قرار گرفت. «کتنیس اوردین» هر کار سخت و دشواری را انجام می دهد و همراهان مردش را در حاشیه نگه می دارد. خودت متوجه این موضوع بودی یا اینها برداشت های منتقدان و صاحبنظران است؟

در دو قسمت اخیر صحنه های مشترک بیشتری با «لیام همزوورث» داشتم و خیلی هیجان انگیز بود. او بایددر مقابل من کم می آورد و دائم شکست می خورد. اما همه کسانی که در «بازی های گرسنگی» با آنها همکاری کردم بهترین کسانی هستند که می شناسم. نمی دانم چرا آن قدر خوش شانس بوده ام. اگر در موقعیت های دیگری هم با آنها مواجه می شدم، می توانستم بگویم که ما دوستان خوبی خواهیم داشت.
بازی در فیلم هایی که بتوانم پشت صحنه اش با عوامل کار ارتباط دوستانه ای برقرار کنم برایم جذاب تر است. مجموعه «بازی های گرسنگی» یکی از بهترین بخش های زندگی ام است. فیلم ها را می سازیم و بعد دسته جمعی به جاده می زنیم تا فیلم را به مردم معرفی کنیم. اینکه یک قهرمان زن در این مجموعه فرمانده است را باید منتقدها تحلیل کنند. من از بازی در این نقش لذت می برم.

اما حضور در این مجموعه سینمایی روی انتخاب های بعدی ات تاثیرگذار نبوده. درست است؟

شاید تاثیر گذاشته باشد. شاید همه نه. من بازی در نقش انسان های متفاوت را دوست دارم. این آدم ها گاه قوی اند و گاه ضعیف. گاهی احمق و زمانی باهوش. شخصیت «کتنیس اوردین» مجموعه ای از همه اینها بود و گمان می کنم آدم های واقعی هم این گونه اند. مگر نه؟

 جنیفر لارنس: به رویایت می رسی اگر...
از سوی دیگر در فیلم اسکاری «جوی» دیگر نقش یک زن جوان آسیب پذیر را بر عهده نداری. او زخم هایش را خورده و حالا به زمان نیاز دارد تا دوباره روی پای خود بایستد.
بله، رابطه جوی با پدرش او را بی پناه و سرگردان رها ساخته. اما او مطمئن است عاقبت به نقطه ای خواهدرسید که پدرش هرگز نرسیده. چیزی است که شاید برای خیلی از ما رخ داده. آن پدرف عوض شدنی نیست پس جوی جودش را عوض می کند. رشد می کند و قصه فیلم را جلو می برد. اما او تنهاست و مسیر پیشرفتش را خودش هموار می کند. او آدم خوشبین و امیدواری است و همین به کمکش می آید. جوی قهرمان خودش است و من از همین نکته خوشم می آید.

آن هم در میان خانواده ای که هر یک از اعضایش به نوعی می کوشد او را از پیشرفت باز دارد و محدود کند.

خیلی از ما در چنین خانواده هایی بزرگ شده ایم. درست می گویم؟ وضعیت جوی خیلی غم انگیز است. خانواده همیشه از او چیزی می خواهند. بلندپروازی را در او از بین می برند. امیدش را از او می گیرند. می خواهند باور کند که بی استعداد و بی عرضه است. به او صفت هایی می دهند که لایقش نیست و می کوشند او را عقب نگه دارند.

دقیقا مثل وضعیتی که در هالیوود حاکم است. کسی پیشرفت تو را نمی خواهد!

(می خندد) شاید. من خیلی خوش شانس بوده ام. اما همه ما شایعاتی را از گوشه و کنار می نشویم. مگر نه؟

جوی توانست بر همه موانع پیش رویش غلبه کند و واقعا هم موفق شد. همان طور که خودت گفتی او قهرمان خودش است. نیازی به یک مرد مقتدر و حامی با مادربزرگ مهربان و ثروتمند ندارد.

بله و فکر می کنم فیلم«جوی» بسیار الهام بخش است. بخشی از رویای آمریکایی است دیگر. این طور نیست؟ جوی هیچ پشتیبانی در این دنیا ندارد. حتی در مقابل پدر و دیگر اعضای خانواده خیلی کوتاه آمده است. در نهایت «جوی مانگانو» زنی است که از کارمندی در بخش خدمات مشتریان خطوط هوایی ایسترن شروع کرد و صاحب یک موسسه صنعتی چند میلیارددلاری شد. اگر رویایی داشته باشی، اگر به اندازه کافی سختکوش باشی، به رویایت می رسید. به هر آرزویی دست می یابی. این خلی الهام بخش است.

در فیلم «جوی» بار دیگر با کسانی همکاری کرده ای که قبلا هم با آنها همکار بوده ای؛ رابرت دونیرو، بردلی کوپر و نویسنده و کارگردان فیلم «دیوید اوراسل». از همکاری با دونیرو چه آموختی؟

«باب دونیرو» را مثل پدرم دوست دارم. همیشه مثل یک پدر به من محبت کرده است. برایم خیلی طبیعی بود که نقش پدرم را بازی کند. او نقش پدرانه اش را در زندگی واقعی من هم دارد. می توانم هر سوالی را از او بپرسم. او با حوصله و لبخند گوش می دهد و تا جای ممکن راهنمایی ام می کند. او در تئاتر هم راهنما و مرشد من بود و همبازی شدن با رابرت دونیرو، افتخاری در سطحی ممتاز از بازیگری است.

 جنیفر لارنس: به رویایت می رسی اگر...
دوباره با «دیوید او راسل» همکاری کرده ای. کارگردانی که به گرفتن بهترین بازی های ممکن از بازیگرانش شهرت دارد. اوایل امسال وقتی جایزه گلدن گلوب را برای بازی در همین فیلم «جوی» بردی، گفتی که دوست داری کنار «دیوید او راسل» دفن شوی. چرا؟
یادم هست که این حرف را گفتم. قبلا آن را به زبان نیاورده بودم و نمی دانم هنگام دریافت جایزه، چرا این حرف از دهانم درآمد! (می خندد) دیوید در فیلمسازی، خیلی به واقعیتی که پشت داستان هایش نفهته متعهد است. متعهد است که واقعیت یک شخصیت را به نمایش بگذارد. این واقعیت که موفقیت های بزرگ از پس رنج های عظیم می آیند. چگونه این شخصیت به موقعیت کنونی رسیده؟ پیش از آن کجا بوده؟ چه مسیری طی شده تا به این نقطه رسیده؟ دیوید این سوال ها را در فیلمش مطرح می کند. بعد به دنبال پاسخ، همه گوشه و کنار را می کاود و بعد به پاسخ می رسد و آن را با تماشاگر فیلمش قسمت می کند. او به اهمیت پرسیدن و کنکاش برای رسیدن به پاسخ واقف است. این روحیه اش را خیلی دوست دارم.

خیلی از بازیگران در نقش هایی که بازی می کنند، شباهت هایی با زندگی واقعی شان می یابند یا بخش هایی از شخصت حقیقی خود را به نقش می افزایند. چه ارتباطی مبان شخصیت واقعی تو و «جوی مانگانو» وجود دارد؟

«جوی» روش غریبی برای موفقیت دارد. او قابلیت جمع کردن قدرت و آموختن درس از زندگی و یافتن هویت خود از تماشای سریال های تلویزیونی به دست آورده است. این مهم ترین ویژگی شخصیتی جوی بود که اندکی از آن را من هم داشتم و این نکته را بارها به دیوید گفتم. دنیای آدم های سریال های تلویزیونی جایی بود که جوی خود را در آن گم می کرد و دنیای خودش را میان آن ها ساخته بود. دوست دارم قصه آدم های فیلم و سریال را باور کنم. دوست دارم بخشی از این دنیای ساخته شده برای سرگرمی مردم باشم. جالب نیست؟
دیار

ایوا گرین ، بازیگری از جنس سایه‌ها

بازیگر فرانسوی ایوا گرین درخشش در حرفه خود را از همان اولین گام‌ها با حضور در اثر برناردو برتولوچی با نام «رویابینان» آغاز کرد؛ اثری متفاوت که باعث به شهرت رسیدن سه بازیگر نوجوان خود گرین، مایکل پیت و لویی گارل شد. کارنامه ایوا گرین در سال‌های گذشته با آثار متفاوت و متنوع زیادی رقم زده شده و به نظر می‌رسد رویه انتخاب‌های متفاوت کاراکترهایی که بازی می‌کند هم‌چنان ادامه دارد. نکته قابل توجه برای من درخشش وی در نقش‌هایی است که لازم به بروز شرارتی خاص درون آن امری حیاتی محسوب می‌شود.

بازیگری از جنس سایه‌ها

پیش از این‌که او را در رستوران هتل اقامتش در لندن ببینم همواره به تفاوت نقش‌آفرینی‌هایش در قطب‌های مثبت و منفی فکر می‌کردم، او جزو معدود بازیگران زن سینما به شمار می‌رود که نقش منفی را بسیار پررنگ‌تر از نقش‌های مثبتش در ذهن مخاطبان هک می‌کند. زمانی که گرین وارد محل قرار مصاحبه شد متوجه شدم این تفاوت‌ها شاید تنها به دلیل گونه استعداد یا اتفاق نبوده است. او لباسی مانند موتورسواران بر تن داشت و آرایش چشم‌هایش به شکل عجیبی سیاه و غیرمعمول بازیگران زن این روزگار بود. من را در موقعیتی قرار داد تا در سایه بنشیند و با لحنی طنزآلود گفت: من خون آشام هستم و به نور خورشید حساسیت دارم. در لحظات ابتدایی مصاحبه متوجه شدم که گرین ۳۵ ساله جزو بازیگران علاقه‌مند به شیوه متد اکتینگ است و برای هرچه مناسب‌تر شدن در قالب شخصیتش برای ایفای نقش در «داستانک‌های ترسناک» مقدار زیادی از وزن خود را کاهش داده و ظاهری این‌گونه برای خود درست کرده است. او در مجموعه تلویزیونی «داستانک‌های ترسناک» محصول شبکه اسکای در نقش ونسا آیوز ظاهر می‌شود؛ بانویی که توسط اهریمنی مخوف مورد آزار و اذیت قرار گرفته و مرز میان جنون و سلامتش به شدت در معرض تهدید قرار دارد.

«داستانک‌های ترسناک» جزو معدود مجموعه‌های تلویزیونی فانتزی چند سال اخیر است که جمعی از کاراکترهای معروف عالم رمان‌های ترسناک مانند دراکولا، فرانکنشتاین و هیولایش، گرگ نما و… را به دور هم جمع کرده و گرین با انتخاب‌های محدود و گزینه کاری‌اش حضور در آن را قبول کرده و در آن با بازیگرانی چون جاش هارتنت، تیموتی دالتون، روری کینر و… هم‌بازی است.

اکثر زمان ماجراهای مجموعه در انگلستان دوره ویکتوریایی می‌گذرد؛ امری که شاید برای اشخاصی که اولین هنرنمایی‌های ایوا گرین را دیده‌اند بسیار عجیب به نظر برسد زیرا او بازیگری فرانسوی است و با حضور در آثار فرانسوی زبان به شهرت رسید.

بازیگری از جنس سایه‌ها

او می‌گوید که پس از مدتی به آموزش زبان انگلیسی پرداخته و بیان صحیح کلمات جزو بیشترین تمرین‌های روزانه وی به شمار می‌رفته، پروسه‌ای که از قرار معلوم هم‌چنان ادامه دارد. گرین برای بخشی از فصل سوم سریال «داستانک‌های ترسناک» که در نهایت به تسخیر ارواح خبیث درمی‌آید و بیان صحیح آواهای مربوط به این بخش به ایرلند سفر کرده تا با یکی از اشخاصی که ادعا دارد با چنین اتفاقی مواجه شده است مراوده بیشتری داشته باشد. گرین اصرار زیادی به بیان کلمات و آواها پس از تسخیر جسمانی‌اش توسط ارواح شریر دارد. او می‌گوید: یکی از نکاتی که در این مورد توجه من را جلب و کمک شایانی به من کرد آرشیو موجود از دختری با نام آنالیز میشل بود، دخترکی آلمانی که تحت نظارت کلیسای کاتولیک با مساله تسخیر مواجه شد و حتی در حال حاضر صدای ضبط شده وی و جلسات درمانی‌اش در یوتیوب موجود است.

گرین در این مورد اضافه می‌کند: میشل یک هفته پس از آغاز عملیات‌های کلیسای کاتولیک جان باخت و والدینش به همراه دو کشیشی که در محل حضور داشتند به قتل متهم شدند. من به علت متفاوت بودن روحیاتم مشکلی با این‌گونه مسائل ندارم و نقش ونسا آیوز نیز به همین دلایل برای من جذابیت‌های زیادی داشت.به خاطر دارم یک روز پیش از شروع فیلمبرداری در اتاق گریم در حال گوش دادن به صداهای مذکور از رایانه‌ام بودم که چهره پردازم وارد شد و در عرض چند ثانیه با صدای بلند شروع به ناسزاگویی کرد و با تعجب پا به فرار گذاشت، هنوز هم علت فرار او از اتاق گریم و ترس دیگران را از این قبیل اتفاقات نمی‌فهمم.

آیا ممکن است مشکلات روحی و روانی شخصی چون آنالیز میشل همان‌گونه که بسیاری معتقدند مسری باشد و باعث درگیری بیش از حد گرین با این مشکلات شود، از او می‌پرسم که آیا در این‌گونه موارد و کاراکترهایی پیچیده از این قبیل نگران هم می‌شود ؟

با خونسردی پاسخ می‌دهد: برخلاف بسیاری از بازیگران، ایفای این قبیل نقش‌ها برای من بسیار سرگرم‌کننده است و با این‌که نتیجه کار ترسناک به نظر می‌رسد ولی برای من تفریح بسیار مناسبی محسوب می‌شود و ما در حین فیلمبرداری بسیار خوش می‌گذرانیم. حتی پیش از آغاز کار در قالب شخصیتم کمی با بچه‌ها شوخی می‌کنم و باعث خنده اطرافیان می‌شوم و (مکث) سپس در تاریکی فرو می‌روم (می خندد).

بازیگری از جنس سایه‌ها

پس از لحظاتی متوجه می‌شوم که این سومین سال پیاپی است که گرین برای ایفای نقش ونسا آیوز شش ماه از یک‌سال خود را در ایرلند می‌گذراند، این مساله را با وی مطرح می‌کنم و او طبق معمول با شیطنت پاسخ می‌دهد: به هر حال وقتی شما قراردادی با شیطان امضا می‌کنید، اجازه خروج از منطقه‌اش را ندارید و با این مساله، خود را وفق می‌دهید و تمرکز خود را روی هرچه بهتر شدن کارتان می‌گذارید و این‌گونه می‌شود که نتیجه کار به سریالی با این کیفیت بالا مبدل می‌شود.

مشخصا گرین از مجموعه تلویزیونی «داستانک‌های ترسناک» بسیار راضی است و فکر می‌کند نتیجه کار به اثری قابل دفاع تبدیل شده است، این برای بازیگری که به ایفای نقش در قالب کاراکترهایی که دچار فروپاشی روانی شده‌اند عادت دارد امتیاز قابل ملاحظه‌ای به حساب می‌آید. او تفاوت نقش و کاراکترهایی که به ظاهر شباهت‌های زیادی به هم دارند را درک می‌کند.

در فصل سوم او ماجرای تسخیر جسمانی‌اش را پشت سر گذاشته و برای درمان نزد روانپزشکی عجیب و مشکوک می‌رود، پزشکی که شاید در نگاه ابتدایی خشن به نظر برسد ولی گویا کمک شایانی به شخصیت ونسا آیوز خواهد کرد.

مشکل این‌جاست که آیا این کمک‌ها مفید واقع می‌شوند یا این روان درمان قصد یاری رساندن به ونسا را دارد زیرا در اولین ملاقات دیالوگ مهمی چون تو فکر می‌کنی شیطان را شناخته‌ای؟

میان این بیمار و پزشک بیان شد، از گرین می‌خواهم توضیحات بیشتری در مورد وضعیت روحی این روزهای ونسا آیوز بدهد، او می‌گوید: ونسا فکر می‌کند خدا او را فراموش کرده است، از طرفی هم مردی که بسیار دوست داشته را از دست داده، حس می‌کند هم ایمان وهم خانواده‌اش گرفتار نفرینی شوم و کشنده شده‌اند، هر کدام از ما اهریمن‌های وجود خودمان را داریم، اهریمن وجود ونسا آیوز قابل لمس و حقیقی است، مشکل اصلی در همین واقعیت خلاصه می‌شود.

گرین ادامه می‌دهد: اما فکر می‌کنید من واقعا چنین شخصیتی را همراه با خودم به خانه بازمی‌گردانم و شبانه‌روز به آن فکر می‌کنم ؟ اَه، نه، هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کنم، واقعا نمی‌توانم حتی فکر روزگار گذراندن در چنین شرایطی را بکنم، اگر این‌گونه بود باید هر چند وقت یک‌بار روانه آسایشگاه می‌شدم. حرف گرین کاملا درست است، فرو رفتن در شخصیت‌هایی اینچنینی برای بازیگران متد اکتینگ امری بسیار خطرناک محسوب می‌شود و مشخصا با نگاهی به جواب گرین می‌فهمیم که چرا بازیگران جدی‌تری در شیوه متد، اشخاصی چون کریستین بیل یا تام هاردی هیچ‌گاه در چنین نقش‌هایی ظاهر نمی‌شوند یا مدت زمان حضور در قالب شخصیت‌هایشان محدود به فیلم‌های سینمایی می‌شود و نمی‌توانند برای مدت چند سال در چنین دنیای مخوفی زندگی کنند.

از گرین می‌پرسم که در هر صورت با فضای جدی و شیطانی سریال «داستانک‌های ترسناک» چه می‌کنی ؟

نمی‌شود آن را زیاد جدی گرفت و نمی‌شود به راحتی از کنارش عبور کرد، پاسخ می‌دهد: من تحقیقات زیادی در مورد عالم ماورءالطبیعه انجام دادم ولی دلیل نمی‌شود تمام آن‌ها را جدی بگیرم، طرز برخورد من در این‌گونه موارد بیشتر به بخش تخصصی حرفه‌ام بازمی‌گردد و سعی می‌کنم برشی کوتاه به آن بزنم و ذهنم را زیاد درگیر آن نکنم. گرین پس از پایان این سخن شروع به نوشیدن مایع قرمز رنگی می‌کند که نسبت به سخنان ابتدای محاصبه باید خون باشد اما متوجه می‌شوم که آب چغندر است که برای تقویت سیستم ایمنی بدنش روزانه مقدار قابل توجهی از آن را مصرف می‌کند زیرا به دلیل کاهش وزن چشمگیرش برای ایفای نقش ونسا آیوز رژیم غذایی سختی گرفته و مجبور است با این قبیل کارها از سلامت پوست و بدنش مراقبت کند.

بازیگری از جنس سایه‌ها

گرین که به شکل قابل ملاحظه‌ای تلفیقی از شیطنت و انرژی فراوان است در پایان مصاحبه را این‌گونه به اتمام می‌رساند: دیگران فکر می‌کنند نقش‌آفرینی در قالب کاراکترهایی چون ونسا بسیار زجرآور است، منظورم را متوجه می‌شوید ؟

مردم فکر می‌کنند اجرای یک نقش سخت و وحشت‌آور مانند ونسا آیوز باعث می‌شود روزگار بازیگرانی مثل من هم به تلخی نقش شود و نمی‌توانم هنگام ایفای آن خوش بگذرانم ولی اشتباه می‌کنم، اتفاقا واجب است سر صحنه چنین آثاری حسابی خوش بگذرانی و لذت ببری.

 

روزنامه صبا

عکس قدیمی از کتایون ریاحی

تصویر زیر دو بازیگر مشهور سینما و تلویزیون ایران را نشان می دهد.

 اخبارفرهنگی,اخبار بازیگران,کتایون ریاحی

مصاحبه خواندنی با شیرین بینا

از سال ۱۳۷۲ کار خود را آغاز کرده است و تا امروز در فیلم ها و سریال های خاطره انگیز فراوانی بازی کرده است که از آن جمله می توان به رویای خیس، مسافری از هند، جنس دوم، پنج ستاره، تب و… اشاره کرد.

او عاشق سفر کردن است و سفر را بزرگ ترین اتفاقی می داند که می تواند خوشحالش کند. زیاد اهل آشپزی نیست اما برای اطرافیان و دوستانش با جان و دل آشپزی می کند. میانه اش با ورزش بسیار خوب است و والیبال جزو ورزش های یاست که دوست دارد و بازی می کند. بسیار مهربان و صبور است و خنده نقطه پایانی اش بعد از هر جوابش به سوال های ما بود.
در ادامه گفت و گوی ما با او را بخوانید.

 

اخبارفرهنگی,اخبار بازیگران,شیرین بینا

 

شروع بازیگری تان در چه سالی و با کدام فیلم بوده است؟
از سال ۱۳۷۲ با بازی در فیلم سینمایی تیک تاک فعالیت بازیگری خودم را آغاز کردم.

بین  کارهایی که در تمام این سال ها در آنها ایفای نقش کرده اید، کدام ها را نقطه عطف کارنامه بازیگری تان می  دانید؟
سریال گوهر کمال را خیلی دوست داشتم که در سال ۷۸-۷۹ پخش شد و مخاطبان فراوانی پیدا کرد و بعد از آن مسافری از هند. این کارها جزو کارهایی بود که مخاطبان زیادی داشت و مردم هم دوست شان داشتند و من هم دوست شان دارم.

با توجه به اینکه تجربه حضور در سینما، تئاتر و تلویزیون را داشتید، از میان این سه ترجیح تان کدام است؟
در حال حاضر مشغول انجام فعالیت های نمایشی هستم و خیلی هم دوست دارم چون برای من الان فعالیت های تئاتری دلپذیرتر است و بهتر می توانم با آن ارتباط برقرار کنم. همین طور با همکاران و مخاطبان، چرا که فضای گرم تر و بهتری دارد و خالصانه تر است. در مرحله بعدی سینما و تلویزیون قرار دارند.

در حال حاضر مشغول انجام کار جدید هستید؟
دو اجرای تئاتر دارم که از ۲۶ فروردین هر دو شروع می شود و محل نمایش هر دو هم مجموعه نمایشی ایرانشهر است؛ «بینوایان» به کارگردانی آقای سروش طاهری و نمایش «بیوه های غمگین سالار جنگ» به کارگردانی آقای شهاب الدین حسین پور.

میانه تان با سفر چگونه است؟
سفر رفتن را خیلی دوست دارم و فکر می کنم بزرگ ترین چیزی که می تواند مرا خوشحال کند و دوست دارم اوقاتم را با آن پر کنم، سفر است. دوست داشتم مانند توریست ها با یک کوله راحت سفر کنم، همه دنیا را بگردم و با همه آدم ها و موقعیت های جغرافیایی و محیطی آشنا شوم اما مشغله زندگی روزمره نمی گذارد.

آخرین سفرهایی که رفتید به کجاها بوده؟
آخرین سفر داخلی که رفتم به شمال بوده و قبل از آن هم به استان آذربایجان رفته بودم. آخرین سفر خارجی ای هم که رفته ام پارسال به ترکیه بوده است.

اگر همین لحظه چمدان تان حاضر باشد و امکانات فراهم باشد، دوست دارید به کجا سفر کنید؟
دوست دارم به شیراز سفر کنم.

 

اخبارفرهنگی,اخبار بازیگران,شیرین بینا

 

اگر بخواهید چند مکان خارجی و داخلی را به مخاطبان ما برای سفر پیشنهاد دهید کجاها خواهدبود؟
برای سفرهای داخلی کیش را خیلی دوست دارم و فکر می کنم این فصل بهترین فصل سفر به کیش است؛ جزیره ای مرجانی که فضا و محیطش بسیار آرام بخش است، همچنین سفر به تبریز و مشهد را هم پیشنهاد می کنم.

برای سفرهای خارجی هم کشور یونان را خیلی دوست دارم. همچنین ترکیه و شهرهای استانبول و آنکارا، به خصوص آنکارا که خیلی شهر آرام بخشی است و آدم آنجا احساس خیلی خوبی پیدا می کند.استانبول هم شهری توریستی است و هیاهو و انرژی خاص خودش را دارد. همچنین دوست دارم به آمریکا سفر کنم و آنجا را هم ببینم.

سلیقه غذایی تان در سفر چگونه است و غذای کدام یک از مناطق ایران را بیشتر دوست دارید؟
در سفر خیلی علاقه ندارم غذاهای تکراری بخورم و دوست دارم به هر جا که سفر می کنم حتما غذاهای آنجا را امتحان کنم به خصوص همیشه جویای غذاهایی هستم که مخصوص آن منطقه است تا بچشم و امتحان کنم. چون پدر من کرمانشاهی بوده اند غذاهای کرمانشاهی را خیلی دوست دارم. غذاهای خیلی خوشمزه ای مثل خورشت خلال دارند، همچنین غذاهای آذربایجانی را هم خیلی دوست دارم به خصوص که گوشت های شان فوق العاده خوش طعم و لذیذ است، غذاهای مشهد هم خیلی خوب است و به لحاظ مزه خوبی که گوشت های شان دارد غذاهای خوشمزه ای هم دارند.

میانه تان با آشپزی چطور است؟
خوردن غذا را خیلی دوست دارم اما برعکس خیلی خانم ها که آشپزی را دوست دارند من خیلی حوصله نمی کنم که زمان برای آشپزی بگذارم مگر اینکه مهمان داشته باشم که آن موقع با عشق و علاقه غذا می پزم. چیزی که مرا عذاب می دهد این است که هر روز از خواب بلند شوم و بگویم امروز چه چیزی بپزم، این یکی از معضلات من است، اما خب یکی از وظایف خانه داری است و باید انجام شود.

غذای مورد علاقه تان چیست؟
خورشت فسنجان را خیلی دوست دارم.

اهل رستوران گردی هم هستید؟
حقیقتش نه خیلی چون این کارها پا و همراه می خواهد، یعنی یک نفر باید باشد که بتوانی با او هماهنگ کنی تا به جاهای مختلف بروید. رستوران گردی و کافه گردی هم بیشتر مخصوص آدم های مجرد و آزادتر است.

میانه تان با ورزش کردن چطور است؟
ورزش را خیلی دوست دارم و از بچگی هم همیشه ورزش کردم و به آن علاقه مندم. خیلی تخصصی ورزش انجام نمی دهم اما در تیم والیبال هنرمندان بوده ام و از بچگی در مدرسه والیبال، بسکتبال و پینگ پنگ بازی می کردم، همچنین تا پارسال که زیاد مشغله نداشتم همراه با خانم آدینه کوهنوردی می کردیم و هفته ای یک بار به کوه می رفتیم. در باشگاه های ورزشی هم به صورت مرتب ورزش می کنم.

در این کوهنوردی معمولا کدام مکان را انتخاب می کنید؟
درکه را انتخاب می کنم چون فضای بسیار قشنگی دارد و محیط طبیعی  آن بسیار زیباست و کوه و رودخانه و درخت را با هم دارد و در آن همه گونه مسیر است؛ مسطح، سربالایی، سرپایینی و…

 

اخبارفرهنگی,اخبار بازیگران,شیرین بینا

 

چقدر اهل سینما و تئاتر رفتن هستید؟
سینما که معمولا فیلم های خوبش را در جشنواره ها می بینم اما تئاترها را بیشتر می بینم و خانم آدینه همراه و همپای من در تماشای تئاتر هستند و معمولا ۸۰ درصد نمایش های روی صحنه را با خانم آدینه می رویم و می بینیم.

بهترین فیلم هایی که در سال گذشته تماشا کرده اید کدام ها بوده اند؟
ابد و یک روز را خیلی دوست داشتم. همچنین از فیلم بادیگارد هم خیلی خوشم آمد.

میانه تان با کتاب خواندن چطور است؟
کتاب خواندن را خیلی دوست دارم و سعی می کنم روزی حداقل ۱۰ صفحه کتاب بخوانم و آدم باید همیشه برای کتاب خواندن وقت بگذارد. من تلاش می کنم این وقت را داشته باشم و قبل از خوابیدن همیشه چند صفحه ای کتاب می خوانم و بعد می خوابم.

اگر بخواهید دو تا کتاب به ما پیشنهاد دهید کدام ها است؟
کتاب بی شعوری اثر خاویر کرمنت و کتاب یگانه اثر ریچارد باخ را پیشنهاد می کنم.

اهل بازی و سرگرمی هستید؟
نه، خیلی به بازی علاقه ندارم.

تفریح مورد علاقه تان چیست؟
دور هم بودن با دوستان و آشنایان بهترین تفریح من است. اینکه دوستانم را دعوت کنم و در کنار هم بگوییم و بخندیم و از تجربه های همدیگر و موضوعات روز صحبت کنیم. این دور هم بودن خیلی به من می چسبد.

میانه تان با خرید کردن چطور است و خرید مورد علاقه تان کدام است؟
خرید کردن را خیلی دوست دارم. بیشتر دوست دارم برای دیگران خرید کنم و سوغات بخرم به خصوص چیزهای مورد علاقه شان را. برای خودم هم دوست دارم مانتو و شلوار و کفش بخرم.

عجیب ترین خصوصیات اخلاقی تان کدام است؟
این را من نمی توانم بگویم و دیگران باید نظر بدهند چون هیچ وقت هیچ آدمی فکر نمی کند که خصوصیات خاصی داشته باشد که به چشم بیاید.

عجیب ترین شایعه ای که تاکنون درباره خودتان شنیده اید چه بوده؟
عجیب ترین شایعه این بوده که یک تعداد از خبرنگارها از من مرتب سوال می کردند که شما همسر آقای رضا توکلی هستید؟ نمی دانم این شایعه از کجا آمده و برایم جالب است.

از چه چیزی بیشتر از همه ناراحت می شوید؟
از اینکه باعث رنجش دوستان و کسانی که دوست شان دارم بشوم، بیشتر از هر چیزی ناراحتی می شوم.

میانه تان با موسیقی چطور است و موسیقی مورد علاقه تان کدام است؟
موسیقی را خیلی دوست دارم و از موسیقی هایی در سبک آقای مانی راهنما و آقای حامی لذت می برم. البته در موسیقی سنتی هم کارهای آقای همایون شجریان و قربانی را دوست دارم.

 

اخبارفرهنگی,اخبار بازیگران,شیرین بینا

 

دل تان که می گیرد چه کار می کنید؟
سعی می کنم در مرحله اول با کسی که خیلی راحت هستم مشکلم را در میان بگذارم و اگر با کسی که صحبت می کنی آدم صادقی باشد حرف هایش خیلی کمک می کند و می تواند راه حل جلوی پایت بگذارد و فضا را تلطیف کند. من معمولا با همسرم و خانم آدینه صحبت می کنم که خیلی کمکم می کنند.

اهل خاطره بازی هستید؟
مانند کسانی که تمام ذهن شان را گذشته گرفته نیستم، خیلی دوست ندارم خاطرات را زنده کنم چون خاطرات چه خوب و چه بد گذشته اند، خیلی خودم را درگیر نمی کنم.

اگر بازیگر نمی شدید، چه کاره می شدید؟
کارم را خیلی دوست دارم و دوست داشتم باز هم بازیگر می شدم و حتما همپا و برابر با بازیگری موسیقی را دنبال می کردم.

و حرف آخر…
امیدوارم که همه به آرزوها و رویاهای خوب شان دست پیدا کنند و دست خدا بسپارند رویاها و آرزوهای شان را که اگر خیر است برآورده شود.

عکس های مریم خدارحمی

مریم خدارحمی متولد فروردین ماه ۱۳۶۲ در اصفهان است ، دیپلم است ، وی قبلا در سیمای اصفهان مشغول فعالیت بوده.

 

فیلم شناسی مریم خدارحمی
سریال پای پیاده : کارگردان : اصغر توسلی

سریال یک وجب خاک : کارگردان : علی عبدالعلی زاده

سریال آرزوهای شیرین : کارگردان : سید وحید حسینی

سریال پاتوق : کارگردان : شاهین باباپور

سریال خانه شش در : کارگردان : مجید جوانمرد

تله فیلم به سوی آسمان : کارگردان : علی عبدالعلی زاده

تله فیلم معجزه های روزانه : کارگردان : حمید طالقانی

تله فیلم نابغه : کارگردان : اسماعیل فلاح پور

تله فیلم دوئت : کرگردان : سید جواد هاشمی

تله فیلم تاوان عشق : کارگردان : امیر داوری

سریال سایه ای در تاریکی : کارگردان : ابراهیم جوادخانی

تله فیلم پدر کاغذی : کارگردان : علیرضا اسحاقی

سریال سه پنج دو :کارگردان : حسین سهیلی زاده

و چند فیلم کوتاه و بلند دیگر …..


 

 

عکسهای مریم خدارحمی

 

مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی, تصویر مریم خدارحمی, عکسهای مریم خدارحمی, تصاویر مریم خدارحمی, عکس های مریم خدارحمی, عکس جدید مریم خدارحمی, بیوگرافی مریم خدارحمی, تصویر جدید مریم خدارحمی, زندگینامه مریم خدارحمی, فیلم های مریم خدارحمی, عکس بی حجاب مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی بیحجاب, جدیدترین عکس مریم خدارحمی, مریم خدارحمی عکس, مریم خدارحمی بی حجاب, مریم خدارحمی تصویر, پوستر مریم خدارحمی
مریم خدارحمی
مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی, تصویر مریم خدارحمی, عکسهای مریم خدارحمی, تصاویر مریم خدارحمی, عکس های مریم خدارحمی, عکس جدید مریم خدارحمی, بیوگرافی مریم خدارحمی, تصویر جدید مریم خدارحمی, زندگینامه مریم خدارحمی, فیلم های مریم خدارحمی, عکس بی حجاب مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی بیحجاب, جدیدترین عکس مریم خدارحمی, مریم خدارحمی عکس, مریم خدارحمی بی حجاب, مریم خدارحمی تصویر, پوستر مریم خدارحمی
عکس مریم خدارحمی
مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی, تصویر مریم خدارحمی, عکسهای مریم خدارحمی, تصاویر مریم خدارحمی, عکس های مریم خدارحمی, عکس جدید مریم خدارحمی, بیوگرافی مریم خدارحمی, تصویر جدید مریم خدارحمی, زندگینامه مریم خدارحمی, فیلم های مریم خدارحمی, عکس بی حجاب مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی بیحجاب, جدیدترین عکس مریم خدارحمی, مریم خدارحمی عکس, مریم خدارحمی بی حجاب, مریم خدارحمی تصویر, پوستر مریم خدارحمی
عکس مریم خدارحمی بی حجاب
مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی, تصویر مریم خدارحمی, عکسهای مریم خدارحمی, تصاویر مریم خدارحمی, عکس های مریم خدارحمی, عکس جدید مریم خدارحمی, بیوگرافی مریم خدارحمی, تصویر جدید مریم خدارحمی, زندگینامه مریم خدارحمی, فیلم های مریم خدارحمی, عکس بی حجاب مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی بیحجاب, جدیدترین عکس مریم خدارحمی, مریم خدارحمی عکس, مریم خدارحمی بی حجاب, مریم خدارحمی تصویر, پوستر مریم خدارحمی
عکس های مریم خدارحمی
مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی, تصویر مریم خدارحمی, عکسهای مریم خدارحمی, تصاویر مریم خدارحمی, عکس های مریم خدارحمی, عکس جدید مریم خدارحمی, بیوگرافی مریم خدارحمی, تصویر جدید مریم خدارحمی, زندگینامه مریم خدارحمی, فیلم های مریم خدارحمی, عکس بی حجاب مریم خدارحمی, عکس مریم خدارحمی بیحجاب, جدیدترین عکس مریم خدارحمی, مریم خدارحمی عکس, مریم خدارحمی بی حجاب, مریم خدارحمی تصویر, پوستر مریم خدارحمی
عکس جدید مریم خدارحمی

بیوگرافی لاله صبوری و عکس های لاله صبوری

لاله صبوری (زاده ۱۳۴۶) بازیگر سینما و تلویزیون ایرانی است.

زندگی هنری لاله صبوری
لاله صبوری معمولاً نقش‌هایی را بازی می‌کند که شیطنت خاص و شیرینی در آن تداعی می‌شود. از کارهای صبوری می‌توان به جنگ ۷۷، کمربندها را ببندیم، دوقلوها و… اشاره کرد.

لاله صبوری در سریال ۲۶ قسمتی من نه منم که از شبکه ۲ سیما پخش شد در کنار حسن پورشیرازی و نیما فلاح بازی کرده است. او در سریال‌های رستوران خانوادگی، این زمینی‌ها، بزرگ‌مردان کوچک به کارگردانی مسعود رسام و جاده در دست تعمیر است نیز ایفای نقش کرده است.

او همچنین سابقهٔ مجریگری در شبکهٔ جام جم داشته است. یکی از سریال‌های دیگری که لاله صبوری کار کرده سریال این زمینی‌ها می‌باشد که از تلویزیون پخش شد.

عکس جدید لاله صبوری,تصاویر جدید لاله صبوری,عکس های جدید لاله صبوری

تصاویر لاله صبوری

 

گفتگو با لاله صبوری

پنهان کاری یکی از خصوصیات انکارناپذیر ما ایرانی هاست. به ویژه اگر موقعیت ما به لحاظ شغلی و نوع زندگی مان به گونه ای باشد که در چشم قرار داشته باشیم… آن وقت است که ترجیح می دهیم نقابی روی صورتمان بگذاریم. اما خب؛ لاله صبوری جزو معدود چهره های مطرحی است که از این پنهان کاری گریزان است و ترجیح می دهد مرز پنهانی را با مردم نداشته باشد.

شاید به همین خاطر است که به راحتی از سنش حرف می زند و می گویدو هیچ ابایی از گفتن این که در ۱۸ سالگی مادر شده و در ازدواج اولش ناموفق بوده ندارد. لاله صوری مدتی است زندگی جدیدش را شروع کرده و برای سومین بار طعم مادرشدن را چشیده است. با ما همراه شوید تا در لذت این گفتگوی بی پروا و متفاوت شریک شوید.

از وقتی یادم هست مادر بودم
لاله صبوری: من وقتی، خیلی کم سن و سال بودم ازدواج کردم و در ۱۷ سالگی ام باردار شدم. وقتی تازه وارد ۱۸ سالگی شدم پسر اولم «بهداد» به دنیا اومد، گاهی وقت ها با دوستانم به شوخی می گوییم من از وقتی یادم هست مادر بودم و اصلا نمی دانم زندگی بدون مادرشدن چه طعمی دارد.

در هرحال به نظر من، مادرشدن باعث کامل شدن یک زن می شود. آنهایی که تجربه این حس را دارند به خوبی می دانند که بعد از تولد یک بچه، یک زن به لحاظ اخلاقی تغییرات زیادی می کند و از این جهت وارد یک فاز متفاوت از زندگی می شود.

دردسرهای مادر شدن در سن کم
لاله صبوری: وقتی شما در سن و سال کم بچه دار می شوید قطعا این بچه دار شدن دردسرهای خاص خودش را دارد. چون مشکلات برای یک زنی که در آستانه جوانی قرار دارد و به نوعی کم تجربه است به مراتب بیشتر است، بی تردید اگر حمایت مادرم در آن مقطع نبود، من نمی توانستم از پسرم به خوبی مراقبت کنم و به دیگر کارهایم هم رسیدگی کنم.

سه سال بعد از بچه اولم، دوباره بچه دار شدم و دخترم «هلیا» به دنیا آمد، با به دنیا آمدن دخترم، شاید مشکلاتم در نگهداری آنها بیشتر شد، اما به همان نسبت از مادرشدن لذت می بردم.

لاله صبوری،بیوگرافی لاله صبوری

عکس های لاله صبوری
تولد فرزند سومم ریسک بود
لاله صبوری: من رابطه بسیار خوبی با بچه ها دارم و وقت گذراندن با آنها همیشه برای من جذاب است. به همین خاطر همیشه با بچه های فامیل رابطه خوبی دارم، اما خب شاید چون خودم در سن و سال پایین بچه دار شدم کودکی بچه هایم چندان در ذهنم پررنگ نبود، به همین خاطر همیشه دوست داشتم که بار دیگر مادرشدن را تجربه کنم.

وقتی با همسرم ازدواج کردم، ایشان به دلیل این که قبلا ازدواج نکرده بودند، دوست داشتند که بچه داشته باشیم، به همین خاطر، من از این موقعیت استقبال کردم، هرچند که به نظر خیلی ها بچه سوم یک جور ریسک بود، اما این ریسک را به جان خریدم.

همسرم متولد آمریکاست
لاله صبوری: خوشبختانه همسرم مردی بسیار همراه و مهربان است. شاید اگر او تا این حد همراه و خوب نبود نمی توانستم در ادامه راه موفق شوم، ایشان متولد آمریکا هستند و تازه هشت سال است که برای زندگی به ایران آمده اند، شغل همسرم در زمینه صنعتی است و فعالیتی در عرصه هنر به شکل جدی ندارند، اما هنر را بسیار دوست دارند و درک می کنند. این روحیه ایشان باعث شده که من بتوانم بین زندگی شخصی و کاری ام بالانس ایجاد کنم.

باور نمی کنند پسرم ۲۵ ساله است
بسیاری از افراد وقتی متوجه می شوند که من یک پسر ۲۵ ساله دارم که مهندس است و دخترم هم ۲۲ ساله است و سر کار می رود تعجب می کنند.

رابطه بهداد و هلیا با عضو جدید خانواده
نکته جالب در مورد اختلاف سنی دخترم «نورا» با «هلیا» و «بهداد» این است که آنها تقریبا به اندازه اختلاف سنی من با آنها از نورا بزرگ ترند و از این جهت، جو جدید و خیلی خوبی در خانه ما حاکم است، که باعث گرم شدن کانون خانواده ما شده است. بچه ها «نورا» را بسیار دوست دارند و وقت گذراندن با او برای شان خیلی جذاب است.

با وجود این که طی سال های اخیر در نقش های مختلفی حضور پیدا کردم اما از نظر بسیاری از مردم هنوز «مریم» هستم.

عکس جدید لاله صبوری,تصاویر جدید لاله صبوری,عکس های جدید لاله صبور

تصاویر جدید لاله صبوری

 

زندگی ام را دوبار شروع کردم
لاله صبوری: شاید همین پرهیز من از پنهان کاری بود که خیلی راحت همه جا از ازدواج ناموفق اولم صحبت کردم. شاید اگر خیلی ها جای من بودند، این موضوع را جایی عنوان نمی کردند، اما من نیازی به پنهان کاری نمی دیدم و خوشبختانه امروز از ازدواج دومم، بسیار راضی هستم!!

با پسر و دخترم، بزرگ شدم!!
لاله صبوری: اختلاف کم سنی که بین من و بچه هایم بود، باعث شد که یک جورایی ما با هم بزرگ شویم، به نوعی با هم درس بخوانیم، تلویزیون تماشا کنیم و از زندگی لذت ببریم، من بعد از بچه دار شدنم وارد دانشگاه شدم و بعد هم فعالیتم را در عرصه بازیگری شروع کردم تجربه کردن این فضاها برای من و بچه هایم به یک نسبت جذاب بود. شاید همین موضوع در نهایت باعث شد من و بچه هایم تا این حد به یکدیگر احساس نزدیکی کنیم.

از زندگی ام لذت می برم
به طور کلی بگویم آدمی هستم که دوست دارم در مورد تجربیاتی که در زندگی پشت سر گذاشتم صحبت کنم، به همین خاطر، هیچ وقت در زندگی ام اهل پنهان کاری نیستم، از این که مثلا داشتن بچه هایم را پنهان کنم و یا در مورد مسائل خصوصی ام حرف نزنم و یا این که از سن و سالم صحبت نکنم، از این اخلاق ها ندارم…

خیلی ها از این که من به راحتی سنم را میگویم، تعجب می کنند. بعضی از همکارانم به من می گویند تو اصلا نشان نمی دهد که در این سن قرار داری، پس چه اصراری داری که سنت را همه جا عنوان کنی!! اما واقعیت این است که به نظرم گفتن سن و سال، نه تنها احتیاج به پنهان کاری ندارد، بلکه برای من خیلی هم جذاب، است! چون من از این سن و سالم لذت می برم و نیازی هم به پنهان کاری در این زمینه نمی بینم.

• شاید به خاطر اسم فامیلم و یا روحیه ام خیلی از افراد فکر می کنند من آدم صبوری هستم. شاید در زندگی واقعی خیلی وقت ها این طور باشم، اما گاهی هم از کوره در می روم و عصبانی می شوم. سعی می کنم در زندگی ام برای خودم زندگی کنم به همین خاطر هیچ وقت خودم را چندان درگیر کار نکردم.

مصاحبه با لاله صبوری

عکس های جدید لاله صبوری

 

فیلم شناسی لاله صبوری
مجموعه تلویزیونی
* تهران ۱۱- ۵۹۵ ج ۴۸
* بگذار آفتاب برآید
* جنگ ۷۷
*این زمینی‌ها
* رستوران خانوادگی
* فقط به خاطر تو
* گروه هفت
* بانویی دیگر
* دوقلوها
* کمربندها را ببندیم
* من نه منم
* بزرگمرد کوچک
* جاده در دست ساخت
* عینک آفتابی
* معراجی‌ها
* خانه‌ای روی تپه

 

تله فیلم
*  دستمو ول کن (مجتبی چراغعلی)۱۳۸۸

شبکه خانگی
* شوخی کردم (مهران مدیری)

 

تصاویر لاله صبوری

    مصاحبه با لاله صبوری

لاله صبوری

     مصاحبه با لاله صبوری

جدیدترین تصاویر لاله صبوری

     تصاویر لاله صبوری,عکس های لاله صبوری

عکس های جدید لاله صبوری

ابراز پشیمانی مونیکا بلوچی از فیلم هایش

مونیکا بلوچی این بار با بازی در فیلم «۰۰۷» یکبار دیگر توانایی های بالای هنری اش را نشان داد؛ هنرپیشه معروف ایتالیایی که حالا وارد دهه پنجم زندگی اش شده گفت و گویی مفصل با مجله فرانسوی «Paris Match» داشته و درباره زندگی دخترانش و البته فیلم هایی که قرار است بازی کند و بازی کرده، حرف زده…

 گفتگوی مجله پاریس مچ با مونیکا بلوچی درباره جیمز باند، دخترانش و یک عمر بازیگری/ دوست ندارم دخترانم فیلم‌هایم را ببینند

برای سوال اول از «۰۰۷» شروع کنیم؛ می شود گفت نقش شما در این فیلم همان نقش «دختران» دو صفر هفتی است؟

بیشتر ترجیح می دهم از واژه «زن پخته» استفاده کنم تا «دختر». «لوسیا» بیوه زنی ایتالیایی است که رازهای زیادی دارد. بین او و جیمز باند در این سیستم بده بستان هایی وجود دارد: لوسیا اطلاعات را می دهد و در عوض جیمز هم پیشنهاد آزادی می دهد. خب این کار هم نمی دانم اسمش را چه بگذارم… به شیوه جذابی صورت می گیرد.

تلاش و خواسته ویژه ای برای بازی کردن در فیلم «جیمزباند» وجود داشت؟

می توان گفت بخشی از محقق شدن یک رویا بود. همیشه دوست داشتم این جمله که خطاب به هنرپیشه های زن بزرگ عنوان می شود را بشنوم:« باند هستم، جیمز باند». خب این بار، هنرپیشه مرد، من رامورد خطاب قرار داد. برایم جالب توجه و هیجان برانگیز بود.

فیلم های «جیمز باند» البته روی دیگری هم دارد: در این فیلم ها هنرپیشه زن با توجه به توانایی ها و البته زنانگی اش ارزیش یابی می شود. موضوع جالب درباره من اینکه باید نقش زنی ۵۰ ساله را بازی کنم که نیازی ندارد ۱۰ سال کمتر نشان دهد.

شخصیت جیمز باند، رویایی است که پسربچه ها در سرمی پروانند و الزاما رویای دختربچه ها نیست. قهرمانان کودکی شما چه افرادی بودند؟

من عاشق شخصیت «اِوا کانت»، نامزد «دیابولیک» در سریال های انیمیشن ایتالیایی بودم؛ زنی جسور و زیبا که از چیزی نمی ترسید.

برخلاف دخترهایی که امروزه دوست دارند به «خون آشام» شدن تغییر قیافه بدهند، من عاشق شاهزاده خانم ها بودم، آنهایی که زندگی دیگری را در رویایشان داشتند. حالا که من را به یاد آن دوره انداختید باید بگویم که زندگی ام را کمی به همین شیوه ساخته ام؛ چیزی بین قهرمان های انیمیشن ها و سیندرلا.

البته ریسکی که این دگرگونی شخصیت داشته را هم پذیرفته ام. من، دختری که از روستای کوچکی در ایتالیا آمده، ناگهان خودم را در چهارگوشه دنیا پیدا کرده ام.

 گفتگوی مجله پاریس مچ با مونیکا بلوچی درباره جیمز باند، دخترانش و یک عمر بازیگری/ دوست ندارم دخترانم فیلم‌هایم را ببینند

به ویژه در صربستان که این روزها مشغول بازی کردن در فیلمی از امیرکاستاریکا هستید…

ماجرا از سه سال پیش شروع شده است. تابستان ۲۰۱۳ و کل پاییز۲۰۱۴ را مشغول فیلمبرداری بوده ام. فیلمبرداری امسال هم ادامه پیدا کرده و الان ۵ ماه است که سخت مشغول کار کردن هستیم.

امیر مثل یک نقاشی فکر می کند، او نیاز به زمان دارد تا رنگ هایی که می خواهد استفاده کند را انتخاب کند. سناریوی فیلم فقط یک ردپا به شما می دهد و امیر بقیه را بااستفاده از الهامات خودش پیش می برد. این هم یک نوع تجربه است.

او شگفت زده و مسحورم می کند پس من هم حاضرم خطی که اومی رود را دنبال کنم. برای بازی کردن در نقشی که دارم زبان صربی یاد گرفته ام. امیر می گوید خوب از پس آن برآمده ام.

پیش آمده وقتی که کار می کنید دخترهایتان، دیوا،۱۱ ساله و لئونی، ۵ ساله را هم با خود ببرید؟ اتفاقات درونی سینما برای آنها جذاب است؟

آنها تمام ماه آگوست که مشغول فیلمبرداری بودیم را کنار من سپری کردند. نظاره گر بودند و مطمئنا یک سری چیزها هم ضبط کرده اند چون می دیدند من مشغول بازی کردن هستم ولی خب، ما با هم درباره این موضوع اصلا حرف نمی زنیم. با آنها که باشم من قبل از هرچیز مادرشان هستم نه یک هنرپیشه حرفه ای سینما.

پیش آمده به شما بگویند تبدیل به آدم دیگری شده اید، آدمی که آنها نمی شناسند؟

ایزابل هوبر می گوید:« درون هر هنرپیشه زنی، شاهزاده خانم های زیادی نهفته اند. وقتی این هنرپیشه تصمیم می گیرد بازی کند یکی از این شاهزاده خانم ها از خواب بیدار می شود».

فکر می کنم دختران من به خوبی متوجه این موضوع شده اند. از طرفی، آنها هنوز به سنی نرسیده اند که فیلم های من را ببینند. تنها فیلمی که از خودم به آنها نشان داده ام «استریکس و اوبلیکس: ماوریت کلئوپاترا» بوده است.

ولی به هر حال یک روز آنها بالاخره ۵۰ فیلم دیگر شما را که می بینند…

امیدوارم این طور نشود چون فیلم های من خیلی سخت هستند. ترجیح می دهم انها پیش از آنکه غرق در کارنامه بازیگری و فیلم های من شوند رو به آینده خودشان کنند.

وقتی پیش آنها هستم به خوبی درباره تفاوت بین کاری که می کنم و شخصییتی که دارم حرف می زنم و بر آنها تاکید می کنم. مثلا به آنهامی گویم من مامان شما هستم نه بازیگر فیلم «چقدر دوستم داری؟».

 گفتگوی مجله پاریس مچ با مونیکا بلوچی درباره جیمز باند، دخترانش و یک عمر بازیگری/ دوست ندارم دخترانم فیلم‌هایم را ببینند

با توجه به زندگی آنها در برزیل پیش پدرشان و زندگی نزد شما، الان دیوا و لئونی به چند زبان حرف می زنند؟

پنج زبان؛ فرانسوی، ایتالیایی، انگلیسی، اسپانیولی و پرتغالی. آنها با سفر به جاهای مختلف دنیا مثل کولی ها زندگی کرده اند.

چه شانسی داشته اند! من در سن آنها که بودم ازاینکه چرا این قدر زندگی یکنواختی دارم خسته می شدم. حالا با توجه به دانش گسترده زبانی که پیدا کرده اند آنها همیشه می توانند میهماندار هواپیما و یا مترجم شوند… شوخی می کنم! امیدوارم  راهی انتخاب کنند که مناسبشان باشد.

دیوا بعضی وقت ها سعی می کند کفش های من را بپوشد و متوجه می شود که اندازه اش نیست. این دختر در سن ۱۱ سالگی خیلی بزرگ است و همین حالا سایز پایش ۴۱ است! به او می گویم:« می دانی، من هم یک وقتی سعی می کردم کفش های مادرم را بپوشم ولی نمی شد.

معنی اش این می شود که تو خودت باید راه خودت را پیدا کنی. راهی که متفاوت با راه من باشد و حتی اگر راه من را هم انتخاب کردی باید به شیوه خودت انجامش دهی».

شما آنها را اموزش می دهید ولی همزمان هم می گویید چیزهای زیادی از دخترهایتان یادمی گیرید. چه چیزی مثلا؟

قبل از اینکه مادر بشوم سرسختی و غرور خاصی برای انجام کارهایی داشتم که آدرنالینم را بالا ببرد. با سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت رانندگی می کردم و از این هتل به هتل دیگری می رفتم. از زمانی که آنها به دنیا آمده اند واقع گرا شده ام. به من یاد داده اند از چیزهای ساده، روزمره و تکراری لذت ببرم.

بعد از ترک برزیل سعی کردم خودم را در پاریس جایی که آنها به مدرسه می روند ثابت نگه دارم. وقتی خانه باشم با آنها صبحانه میخورم، به مدرسه می برمشان و بعد هم می روم و از مدرسه آنها را برمی گردانم و با آنها بازی می کنم، این کار تمام تنش های من را آرام می کند.

گهگاهی هم که آنها با هم در یک اتاق می خوابند می روم پیششان و آنها را نوازش می کنم. من از این لحظات استفاده می کنم چون بچه ها خیلی زود بزرگ می شوند…

پس برایتان خیلی سخت است که آنها را تنها بگذارید و سر فیلمبرداری بروید؟

بعد از فیلمبرداری در صربستان به لندن رفتم تا در پیش نمایش «۰۰۷» حضور داشته باشم. تا پایان ماه نوامبر هم به صربستان برمی گردم. من زیاد سفر می کنم ولی برای خودم یک قاعده و قانون تعیین کرده ام: هیچ وقت بیشتر از دو هفته از دخترهایم دور نباشم. حالا یا انها پیش من می آیند یا من پیش آنها می روم. مرخصی می گیرم و برمی گردم.

گفتگوی مجله پاریس مچ با مونیکا بلوچی درباره جیمز باند، دخترانش و یک عمر بازیگری/ دوست ندارم دخترانم فیلم‌هایم را ببینند

فیلم «پادشاه من» که مایوِن ساخته و ونسان کسل بازی کرده را دیده اید؟

نه هنوز. انونسش را دیده ام. به نظرم زیبا بود و تمایل دارم بروم و ببینمش.

شمااز ونسان کسل جدا شده اید ولی هر اتفاقی بیفتد به عنوان یک زوج، نقش پدرومادر بچه هایتان را به خوبی ایفا می کنید. فکر می کنید زندگی پدر و مادر شما نمونه خوبی بوده که توانسته صلح را هم در زندگی کنونی تان برقرار کند؟

وقتی به عقب برمی گردم و به زندگی ام با ونسان نگاه می کنم می بینم بازی کرده ایم، خوشحال بوده ایم و از همه مهمتر دو فرزند هم داریم. به هر حال سعی می کنم به جای نابود کردن همه این موارد،مسائلی که گفتم را حفظ کنم. درست است که الان دو سال است که از همدیگر جدا شده ایم ولی چیزهای زیبایش نباید پاک شود.

برایتان پیش آمده با ایده ای که در گذر زمان تغییر کرده مشکل داشته باشید؟

خب من مسن شده ام؛ حالا پذیرفته ام که زیبایی درون جایگزین زیبایی دوران جوانی شده است. خودم را خیلی خوب می شناسم و حالا بیشتر نسبت به خودم و بقیه حس ترحم دارم.

موضوعی که برایم جالب و خارق العاده است این است که در فرانسه هنرپیشه های زن را حتی وقتی ۱۰۰ ساله هم شوند باز دوشیزه صدا می کنند! مثل این است که هنرپیشه های زن هرچه بزرگ تر می شوند باز هم با دختر درونشان در ارتباط هستند.

از این موضوع خوشم می آید، واقعا رمانتیک است! حالا اگر ارتباط هنرپیشه ها با دختر درونشان قطع شود به این معنی است که امید، شادی و میل سرزندگی در هنرپیشه از بین می رود؛ قطع ارتباط با دختر دورنمان یعنی اینکه دیگر زنده نیستیم.

مدت ها کشور ایتالیا بابت جبهه گیری هایش درباره مسائل مختلف مورد انتقاد قرار می گرفت ولی امروزه با توجه به مشکلی که برای پناهنده ها به وجود امده و این کشور عملکرد مثبتی داشته خیلی ها حالا ایتالیا را به عنوان کشوری شجاع در اروپا می شناسند. نظر شما در این مورد چیست؟

این موضوع خیلی من را متاثر کرد. بخشی از خانواده من به آمریکا سفر کردند. پدربزرگم متولد شیکاگو است و بعد وارد این کشور شده است. به نظرم دنیا به واسطه همین جابجایی های مهاجرین خودش را ساخته است. من دوستی فرانسوی دارم که درهای خانه اش را به روی مهاجرین باز کرده.

هرکس می تواند به طریقی در این زمینه عمل کند و سهمی داشته باشد. به نظرم بدترین اتفاقی که می تواند برای بشریت بیفتد، ترسیدن است.

بیوگرافی الکین توفکسی و عکس های بهار در کارادایی

الکین توفکسی  در سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ با بازی در سریال Arka Sıradakiler در نقش سلین کارش را به صورت حرفه ای در تلویزیون و سینمای ترکیه آغاز کرد. در سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ نیز در سریال

همچنین در سال ۲۰۱۲ در سریال کارادایی  در نقش بهار هنرنمایی کرد ، که بازی در این سریال باعث شد در سال ۲۰۱۴ در سریال لطیفه (kara para ask) در نقش پلین انتخاب شود و بازی تاثیر گذار خود بار دیگر باعث رشد و ترقی خود در دنیای سینمای و تلویزیون ترکیه شد. الکین توفکسی در سریال زیبای لطیفه در نقش پلین سرتر (Pelin Serter) با عنوان مامور مخفی پلیس و همکار و دوست عمر دمیر بازی می کند.که بعد از مدتی با آردا چاکیر همکار خود ازدواج می کند.

الکین توفکسی, تصاویر الکین توفکسی بازیگر سریال کارادایی

الکین توفکسی بازیگر نقش بهار در سریال کارادایی

  الکین توفکسی, تصاویر الکین توفکسی بازیگر سریال کارادایی

 تصاویر الکین توفکسی بازیگر نقش بهار در سریال کارادایی

      تصاویر بهار بازیگر سریال کاردایی,زندگیمامه بهار بازیگر سریال کاردایی

عکس های الکین توفکسی بازیگر نقش بهار در سریال کارادایی

تصاویر بهار بازیگر سریال کاردایی,زندگیمامه بهار بازیگر سریال کاردایی

 بهار در سریال کارادایی

 تصاویر بهار بازیگر سریال کاردایی,زندگیمامه بهار بازیگر سریال کاردایی

 عکس های بهار در سریال کارادایی

بازیگران سریال کارادایی,تصاویر سریال کارادایی

 تصاویر بهار بهار در سریال کارادایی

تصاویر بهار بازیگر سریال کاردایی,زندگیمامه بهار بازیگر سریال کاردایی

عکس های الکین توفکسی بازیگر نقش بهار در سریال کارادایی

عکس های مینا ساداتی

مینا ساداتی بازیگر سینما تئاتر و تلویزیون متولد سال ۱۳۶۰ در تهران می باشد.

تحصیلات مینا ساداتی :  وی فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته گرافیک از دانشکده هنرهای زیبا تهران و آموزشگاه بازیگری کارنامه میباشد.

عکس های مینا ساداتی

جدیدترین تصاویر مینا ساداتی,زندگینامه مینا ساداتی

مینا ساداتی

 مینا ساداتی,بیوگرافی مینا ساداتی

تصاویر مینا ساداتی

  جدیدترین تصاویر مینا ساداتی,زندگینامه مینا ساداتی

 عکس های مینا ساداتی

   جدیدترین تصاویر مینا ساداتی,زندگینامه مینا ساداتی

 جدیدترین تصاویر مینا ساداتی

   جدیدترین تصاویر مینا ساداتی,زندگینامه مینا ساداتی

تصاویر جدید مینا ساداتی

     جدیدترین تصاویر مینا ساداتی,زندگینامه مینا ساداتی

بیوگرافی مینا ساداتی + تصاویر مینا ساداتی

     جدیدترین تصاویر مینا ساداتی,زندگینامه مینا ساداتی

تصاویر اینستاگرامی مینا ساداتی

       جدیدترین تصاویر مینا ساداتی,زندگینامه مینا ساداتی

مینا ساداتی

   جدیدترین تصاویر مینا ساداتی,زندگینامه مینا ساداتی

تصاویر جدید مینا ساداتی

      جدیدترین تصاویر مینا ساداتی,زندگینامه مینا ساداتی