بایگانی برچسب‌ها : عکس بازیگران

مسیر لادن مستوفی؛ از روز واقعه تا روز مرگِ نویسنده

لادن مستوفی این روزها در تالار حافظ در نمایش «نویسنده مرده است»، به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی بازی می‌کند. البته این نمایش در اجراهای قبلی با بازی ایوب آقاخانی و این‌بار با بازی خود آرش عباسی انجام شده است. ما در این گفت‌وگو، هدف‌مان مرور و شناخت اولیه از بازیگری لادن مستوفی است که در بخش نخست، او تعریف‌های خود از بازیگری را ارائه می‌کند؛ بنابراین چندان برای او مدیوم (سینما، تلویزیون یا تئاتر) مهم نیست، بلکه این بازیگری است که برای او مجال رودررویی را فراهم می‌کند و ما در این منظر سختی مواجهه بازیگر با هنرش را درمی‌یابیم. مستوفی با فیلم روز واقعه کار شهرام اسدی در سال ٧٣ مطرح شد و پس از آن بارها در آثار سینمایی، تلویزیونی و حتی تئاتری خوش‌درخشیده است.
لادن مستوفی
لادن مستوفی

شما با وجود آنکه از سینما به تئاتر آمده‌اید، با اعتراضی مواجه نشده‌اید… تا آنجایی که من می‌دانم خدای کشتار، کار علیرضا کوشک جلالی نمایشی بود که ورودتان به تئاتر با آن اتفاق افتاده است؟

نه، اولین تجربه من برمی‌گردد به جشنواره تئاتر فجر در سال ٧٧، نمایش چرخه آتش بود.
یعنی در اجرای عمومی‌اش هم بودید؟
نه، اجرای عمومی‌اش را خانم مهسا مهجور بازی کرد.
چون من اجرای عمومی‌اش را دیده‌ام…
بله، من در اجرای جشنواره‌اش بودم که نویسنده‌اش آقای پرویز زاهدی و کارگردان اثر سیاوش طهمورث بود. علی اوسیوند، گوهر خیراندیش، محمد حاتمی و من بازیگرهایش بودیم، ولی تجربه خوبی نبود، حداقل برای من تجربه خوبی نبود. البته چرخه آتش اولین تجربه تئاتر من نبود، من قبل از ورود به سینما در شهرستان کار تئاتر می‌کردم.
در تنکابن؟
بله، در یک گروه کوچک و با متن‌هایی از پیراندللو و تاگور.
مواجهه اولیه شما با تئاتر چگونه بوده است و اولین تئاتری که باعث شد به هنر بازیگری علاقه‌مند بشوید و تصمیم بگیرید بازی کنید، چه بوده است؟
خیلی از تئاترها بود. نه‌فقط تئاتر، خیلی از آثار بزرگ سینمای دنیا و ایران در شکل‌گیری علاقه من مؤثر بودند. آدم در هر دوره از زندگی‌اش یک نوع نگاه دارد. کلا معتقدم تنفس در فضای هنری، باعث رشد در همه جنبه‌های زندگی خواهد بود. هرچه زمان می‌گذرد، هنرمند نگاهش پخته‌تر می‌شود و یکی از چیزهایی که به هر هنرمندی کمک می‌کند تا نگاه عمیق‌تری در حیطه کاری خود داشته باشد، در واقع دانش نیست، بلکه شعور است و شعور را در طول زمان به دست می‌آوریم. شعور را بر حسب تجربه به دست می‌آوریم. من چند روز پیش با یکی از دوستانم که استاد مرمت بناهای تاریخی هستند، جلسه‌ای داشتم. او دانشجویانش را به عمارت مسعودیه آورده بود و می‌گفت من به‌سختی دانشگاه را مجاب کردم که اجازه بدهند دانشجویان در فضاهای مرتبط با کارشان باشند و من در اینجا دارم کلاس‌هایشان را برگزار می‌کنم.
این درواقع فراتر از آن دانشی است که دانشگاه به این بچه‌ها می‌دهد. هنرمند با حضور در فضاهای فرهنگی شعور پیدا می‌کند و این شعور در این سال‌ها در من به وجود آمده. شاید نگاه اولیه من به تئاتر با درکی که امروز از آن دارم فرق کند. به‌هرحال علاقه‌مندی خاصی به این مقوله داشته‌ام و جادوی صحنه با همه سختی‌ها و دغدغه‌هایش آدم را با خودش می‌برد. بودن در صحنه و زندگی‌کردن در صحنه، مثل اعتیاد می‌ماند. همه فکر می‌کنند که یک گروه بعد از چند ماه تمرین، هر شب یک نمایش را به شکل روتین اجرا می‌کنند؛ درحالی‌که هر اجرا یک نمایش جدید است.
امکان ندارد٣٠ اجرا عین هم باشد. هر اجرا روح خودش را دارد و از پتانسیل و تأثیرگذاری خودش برخوردار است. من از ابتدایی که وارد تئاتر شدم و حتی زمانی که در شهرستان تئاتر کار می‌کردم، نگاهم مثل امروز نبود. اندیشه‌ای برای کارکردن داشتم، اما جایگاهم را نمی‌شناختم. بیشتر تجربه می‌کردم تا اینکه بخواهم به یک تصمیم یا آگاهی درونی برسم. روز واقعه برای من یک اتفاق بزرگ بود.
چرا؟
چون با اینکه روز واقعه یک اثر سینمایی بود، خیلی به فضای تئاتر نزدیک بود. هم از جهت متن و هم شیوه اجرا و تمرین‌هایی که بازیگرها می‌کردند و صحنه‌هایی که پرده به پرده، و پلان به پلان طراحی می‌شد، برای من دقیقا تداعی بازی تئاتر بود. این ادامه پیدا کرد تا سال ٧٧ که اولین تجربه تئاتر را در تهران داشتم که البته تجربه ناامیدکننده‌ای بود.
روز واقعه برایم یک اتفاق بزرگ بود
چگونه اتفاق افتاد که برای چرخه آتش دعوت به کار شدید؟
خب در ابتدا متن کامل نبود و بخشی از کار صرف بازنویسی و بعد تمرین‌ها شد. خیلی موقعیت خوبی بود. من در آن سن کم، در کنار بزرگ‌های تئاتر کار می‌کردم و این افتخار خیلی بزرگی بود ولی اگر خودم الان بخواهم با یک جوان درواقع کم‌تجربه‌تر از خودم که وارد تئاتر شده است، کار بکنم، قطعا شیوه متفاوتی را دنبال می‌کنم.
فکر می‌کنم نیاز به مقدمه‌چینی‌هایی برای ورود به نقش هست؟
بله، بخشی به روحیات آدم‌ها بستگی دارد؛ مثلا من ذاتا آدم حسی هستم و با همه چیز، با همه عناصر زندگی، با تنهایی‌های خودم، با طبیعت و هر چیزی بسیار حسی روبه‌رو می‌شوم. من فکر می‌کنم، احساسِ بازیگر باید در جای درست و به اندازه خرج شود. به‌هرحال نمی‌دانم، شرایط کاری آن زمان این‌طور بوده و الان ٢٠ سال گذشته و شاید دیگر آدم‌ها مثل آن زمان دیگر کار نکنند. من نمی‌توانستم درک بکنم که چرا برخی از کارگردان‌ها سر صحنه سر بازیگر یا دیگر عوامل باید داد بزنند. من این را بیشتر نشانه ضعف می‌دانم تا نمایش قدرت و احساس کردم آن فضا با روحیه من سازگار نیست. البته من آقای طهمورث را دوست دارم و بعدها با هم کار کردیم. خیلی به ایشان ارادت دارم. من حتی ممکن هست با خواهرم هم نخواهم کار کنم  یا ترجیح بدهم با دوستی که الان همکار من است، دوستی کنم تا کار. به‌هرحال آن زمان من ترجیح دادم در اجرای عمومی نباشم که البته برایم یک پیامد بد داشت و من را سال‌ها از تئاتر دور کرد.
تا سال ٨٩ و خدای کشتار؟
نه؛ سال ٨۴. من در این سال تئاتر بی‌حیوان را کار کردم؛ با آقای دکتر عزیزی که مرحوم داود رشیدی، رضا بابک و مجید جوزانی در آن بازی می‌کردند و متن از اریک ایمانوئل اشمیت بود و در چارسو اجرا شد. از ٧٧ تا ٨۴ پیشنهاد کار تئاتر داشتم که یک مقدار کارهای سینمایی نمی‌گذاشت کار تئاتر بکنم و از طرفی هم تجربه تلخ «چرخه آتش» تا حدی در من ترس و به نوعی امتناع ایجاد کرد. اما تئاتر بی‌حیوان تجربه خوبی بود و کارکردن با بزرگانی مانند داود رشیدی و رضا بابک که در عین توانمندی بسیار سعه‌صدر داشتند و بسیار سخاوتمند بودند، تجربه‌ای لذت‌بخش و فراموش‌نشدنی بود. من همیشه مدیون این سخاوت و مهربانی هستم که به من جرئت داد دوباره خودم را در صحنه محک بزنم. اما چون خاستگاه اصلی‌ام سینما بود، سعی می‌کردم بیشتر در همان حوزه کار بکنم. بعد از سال ٨٣ که من آخرین سریال را بازی کردم، تصمیم گرفتم دیگر سریال بازی نکنم.
چرا؟
چون چند سال پیاپی سریال بازی می‌کردم. خوشبختانه سه سریال بازی کردم که هر سه، هم پربیننده بود و هم بابتشان جایزه گرفتم. اما دوست نداشتم بابتشان در یک مدیوم جا بیفتم و بگویند فلانی بازیگر سریال است یا بازیگر سینما یا بازیگر تئاتر. فکر می‌کنم بازیگر، بازیگر است و در هر عرصه‌ای که باشد، باید خوش بدرخشد. این ایده‌آل من است و نمی‌دانم چقدر به آن رسیده‌ام. به‌هرحال انتهایی ندارد. من فکر می‌کنم تازمانی‌که زنده‌ام باید کار کنم، تلاش کنم و هیچ‌وقت دست از تجربه‌اندوزی نخواهم کشید.
شاید به خاطر آن اشاره‌ای باشد که گفتید باید در فضا حضور داشت و این بیانگر رابطه‌ای شهودی است که مدام در حال تجربه‌کردن و کشف‌کردن هستید و هرچه آدم‌های دوروبر دقیق‌تر باشند، این تجربیات نیز دقیق‌تر خواهند شد؟
بله؛ آدم‌ها باید از جنس همان مکاشفات باشند و فضایی که در آن حضور دارند. زیاد آدم قید‌و‌بنددار‌ی نیستم و وقتی حس می‌کنم قیدوبندها دورم را گرفته‌اند، سریع این تارها را پاره می‌کنم و می‌آیم بیرون. من آن سال‌ها دیگر سریال کار نکردم، حتی کارهای فاخری مانند مدار صفردرجه، نرگس، کلاه پهلوی و میوه ممنوعه به من پیشنهاد شد. اما با عذرخواهی گفتم که می‌خواهم از این فضا فاصله بگیرم. می‌خواستم بیشتر سمت سینما بروم.
در اینجا باید جاذبه‌ای باشد که شما را برای مثال از سریال دور و به سینما نزدیک‌تر می‌کند؟
نه؛ به‌هرحال نمی‌گویم سینمای ما ایده‌آل است یا فیلم‌هایی که من بازی کرده‌ام، چنین است. از همان سال‌ها احساس کردم قیدوبندها در تلویزیون زیاد می‌شود و این یک مقدار کار بازیگر را سخت می‌کند. تو می‌خواهی خودت باشی؛ اما این قید و بندهای دست‌وپاگیر باعث می‌شود خودت نباشی. یا باید از این فضا فاصله بگیری یا تن به شرایط بدهی. خب من راه اول را انتخاب کردم. برخی می‌گویند بازیگری در تئاتر از بازیگری در سینما و تلویزیون سخت‌تر است. من اصلا به این حرف‌ها اعتقادی ندارم.
بازیگری در کل سخت است و فرقی نمی‌کند در چه مدیومی باشد؟
بله؛ بازیگری بسیار سخت است؛ اگر کارت را جدی بگیری. بازیگر سینما و سریال باید بسیار هوشمند و با قوهء تخیل بالا باشد. من شکل ایده‌آل قضیه را نگاه می‌کنم چون هم بازی خوب داریم و هم بازی بد. یک بازیگر سینما درعین‌حالی که یک صحنه حسی را بازی می‌کند، هم‌زمان باید به مونتاژ و موقعیت دوربین هم فکر کند و خیلی چیزهای دیگر. باید ذهنی سیال با قوه تخیل قوی داشته باشد چون تو باید خودت را ببینی، جای نور، موقعیت بازیگر مقابلت، لحن صدا، اندازه تصویر، اینکه شما در کجای پلان و چه کادری قرار گرفته‌ای و این احساس شما در کجای قصه باید خرج شود. همه اینها در یک زمان و یک لحظه از ذهن بازیگر عبور کرده و در تصویر ثبت می‌شود.
پراکندگی نماها و دکوپاژ باعث می‌شود که بازیگر باید نسبت به همه‌چیز دقیق‌تر بشود و این انسجام را در ذهن‌اش ایجاد بکند؟
بله؛ باید این انسجام را در ذهن‌اش طراحی کند و البته باید بداند کجاست و چقدر از احساسش را دارد خرج می‌کند. اما در تئاتر تو صحنه‌هایی داری که به اندازه تلویزیون و سینما نیست. آنجا مال خودت هست و صحنه مال بازیگر است. احساس و تصویری که برای تماشاچی داری نشان می‌دهی، کاملا مال خودت هست و این در واقع درک و دریافت شماست که موفق‌شدن یا موفق‌نشدن شما را نشان می‌دهد.
روز واقعه برایم یک اتفاق بزرگ بود
فکر کنم تئاتر بی‌حیوان ترغیب کرد که همچنان تئاتر کار کنی؟
بله؛ من بعد از آن، یک تله‌تئاتر به نام استاد معمار نوشته هنریک ایبسن را به کارگردانی هادی مرزبان بازی کردم. تنها تجربه تله‌تئاترم بود. تجربه خوبی بود و من آن کار را دوست داشتم. اما ترجیح می‌دهم تئاتر کار کنم و نه تله‌تئاتر؛ هرچند که دیگر تقریبا تله‌تئاتری ساخته نمی‌شود.
شاید به‌دلیل آنکه سرعتی که در تولید تله‌تئاتر هست و مانع از انجام تمرین‌های به اندازه می‌شود، مانع از تجربه مجددتان در این زمینه شده باشد؟
بله؛ این هم می‌تواند باشد. اما تمام دلزدگی من از تله‌تئاتر به همین ختم نمی‌شد.
مثلا ایبسن ماه‌ها تمرین می‌خواهد؟
دقیقا، چیزی بین تئاتر و تلویزیون، یا تئاتر و فیلم. استاد معمار متن بسیار سنگینی است و بار عرفانی عجیبی دارد که اگر روح اثر درک نشود، حاصل کار چندان خوشایند نخواهد بود و اساسا فکر می‌کنم چنین متنی نباید برای تلویزیون ساخته می‌شد. کار شامل بعضی ممیزی‌ها شد. در داستان، استاد معمار کارش ساخت برج کلیساست و به خاطر مرگ فرزندش از خدا روی گردانده است؛ اما تلویزیون این استاد کلیساساز را تبدیل به استاد برج‌ساز کرد و کلا مفهوم داستان دگرگون شد و توجیه‌گر پریشانی دنیای درونی آن آدم نبود. آن فرشته‌ای که وارد زندگی او می‌شود که تغییرش بدهد… دیگر از بین رفت. من خیلی سر خورده شدم که چرا نباید یک متن در تلویزیون به درستی کار شود.
ممیزی شدید باعث شد دلخور بشوی؟
بله تصمیم گرفتم از آن فضا فاصله بگیرم. هرچند که ما کلا در این سال‌ها پسرفت داشته‌ایم. در زمان خودشان میوه ممنوعه و مدار صفر درجه و نرگس کارهای خوبی بودند، و دیگر از آن دست سریال‌ها ساخته نمی‌شود و این باعث تأسف است. در طول ١٠ سال وقتی کارنامه سریال‌ها را می‌بینیم فقط عقب‌نشینی کرده‌ایم. این عقب‌نشینی فقط از ایده‌آل‌ها نیست بلکه بخشی از این عقب‌نشینی به‌خاطر بقاست. بقا برای بودن و ماندن؛ و این خیلی دردناک است. ما محبوبیت و وجاهت را از دست می‌دهیم. ما اقبال تماشاگر را از دست می‌دهیم، تماشاگر ما از تلویزیون رویگردان شده و سریال‌ها همیشه یک تصویر مایوس‌کننده برای بیننده دارد و سینما هم به تبع همان شرایط سخت به سمت کمدی‌های بفروش و بی‌محتوا رفت. دست‌کم تا مدتی تنها این چنین فیلم‌هایی حق حیات داشتند.
یک‌بار به من گفتند چرا تئاتر را انتخاب کرده‌ای و در سینما کم کاری؟ من گفتم: هنرمند همیشه به دنبال دیده‌شدن است. دیده‌شدن نه از این دست که مرا ببینید، بلکه دیده‌شدن از جنس اینکه حرفم را بزنم و این حرف شنونده داشته باشد. درواقع حرف دوران و زمانه خودم را بگویم. درست است که متن را فرد دیگری می‌نویسد و کارگردان هم یک نفر دیگر است اما من متنی را انتخاب می‌کنم که فضای مشترک ذهنی با آن داشته باشم. این همان نکته‌ای است که باعث شد در١٠ سال گذشته، تئاتر جانی بگیرد و برخلاف تمام فشارهایی که در این حوزه بوده، تئاتر به نسبت سینما و تلویزیون مبارزه بیشتری را انجام داده و موفق‌تر عمل کرده است.
تئاتر برای حفظ هویت و جایگاهش تلاش سخت‌تری داشته است و این سختی بیشتر هم می‌شود. وقتی نگاهی به بودجه‌های محدود تئاتر بیندازیم و سالن‌های کم نمایش و حجم عظیم کسانی که در این صف طویل قرار دارند؛ فکر می‌کنم تنها یک روح مبارز می‌خواهد تا در این شرایط سخت همچنان کار کند.
البته الان بخشی از تئاتر هم در فضای تئاتر خصوصی به سمت تجاری‌شدن رفته که ورشکست نشوند و چون سطحی‌نگر شده‌اند با مشکل مواجه شده است و تئاتر را از حالت طبیعی‌اش دور می‌کند؟
بله. و این اصل بقا به نوعی به تئاتر هم سرایت کرده.
شما نگاهی گسترده دارید و بنابراین شرایط کارت مشکل‌تر می‌شود و شاید در درازمدت، هنرمند اگر بخواهد همچنان تأکید بر حفظ اصالت‌های وجودی‌اش بکند،بسیار اذیت شود. الان چگونه با این وضعیت کنار می‌آیی؟
منظورتان در حوزه تئاتر است؟
بله، اما در کل این وضعیت در همه جا دیده می‌شود؟
بله، در سینمایش هم همین است. زمانی که دولت حمایتش را از فیلم‌ها کم کرد، کارگردان‌ها ناگزیر به سمت خودکفایی رفتند. اما به چه شکلی؟ کدام خودکفایی؟ وقتی نظارت و ممیزی در همه ابعاد حضور پررنگ دارد، ما هرگز نمی‌توانیم مثل همه دنیا بگوییم که سینمای خصوصی داریم. یا سینمای مستقل. نه فقط وزارت ارشاد، خیلی جاهای دیگر هم ارتباط مستقیم با یک اثر سینمایی پیدا می‌کنند و می‌گویند این اثر امکان اکرانش نیست به خاطر حضور فلان آدم یا به خاطر مطرح‌کردن فلان مضمون یا خیلی چیزهای دیگر… . سینماگر از زمانی که قلم به دست می‌گیرد مدام خودش را سانسور می‌کند و به این فکر می‌کند که چه بنویسد؟
چون هیچ حمایتی پشتش نیست. بعد چطور بنویسد که تماشاگر را به سوی سالن‌های سینما بکشاند؟ در حوزه سینما فردیت وجود ندارد و فرد نمی‌تواند جریان‌ساز باشد. ما براساس شرایط اجتماع که روزمرگی مردم است، داریم کار می‌کنیم. خارج از هر نوع نگاهی به مقوله هنر، سینما یا تئاتر، کاملا این روزمرگی و این شرایطی اجتماعی‌ است که برهنر تأثیر می‌گذارد. تئاتر و سینما تحت‌تأثیر شرایط اجتماعی هستند. الان سال‌هاست که هنرمندانی اصلا کار نمی‌کنند. چون وارد این بازی و جریان شدند و به مرور حاشیه‌نشین شدند.
روز واقعه برایم یک اتفاق بزرگ بود
یعنی اعتراض می‌کنند؟
نه شرایط کارکردن برایشان مهیا نیست. فیلمی را با ترس ساخته و فیلم بعدی را با ترس بیشتر و همین‌طور در نهایت بدهی‌ها بالا آمده و شرایط سخت‌تر شده و دیگر فیلم نساخته است. در تئاتر هم همین‌طور. هی به مختصرها قانع بوده تا جایی که شرایط سخت‌تر شده است. البته یک عده هم رشد کرده‌اند. آنها بنابر نیاز مخاطب امروزی خوراکی را مهیا کرده‌اند. البته بعضی‌ها خوب و بعضی‌ها هم خوب نبوده‌اند. بعضی‌ها ذائقه تماشاگر را به انحراف برده و جریان درستی را دنبال نکرده‌اند. خب، من در این شرایط سعی می‌کنم برای انتخاب‌های تئاتری‌ام سخت‌گیرتر باشم.
سخت‌گیری روی متن…؟
بله، سخت‌گیری روی متن، کارگردانی، شیوه اجرا و… تئاتر سختی‌های خودش را دارد و من دارم بنابر نیاز درونی خودم، تئاتر کار می‌کنم. به خاطر پولش کار نمی‌کنم.
تئاتر اصلا پول و شهرتی که در تلویزیون یا سینما هست را ندارد…
بله… یادم هست سال ٩٠ یا ٩١ بود، خدای کشتار پر بیننده‌ترین کار سالن اصلی شد.
در تالار اصلی تئاترشهر یا چهارسو؟
اصلی… ١٢‌هزار نفر کار را دیدند.
اگر بخواهیم سخت‌گیری‌تان را در تئاتر ببینیم چه چیز باعث شد در «خدای کشتار» بازی کنید؟
حالا می‌گویم، ببینید ١٢‌هزار نفر تماشاگر در مقایسه با بیننده ‌میلیونی تنها یک تله‌فیلم یا قسمتی از یک سریال عدد ناچیزی است و این تازه در بهترین شرایط و در بزرگ‌ترین سالن تئاترشهر اتفاق می‌افتد. پس شما در تئاتر صرفا به دنبال دیده‌شدن نیستید حتی اگر بیشترین مخاطب را هم جذب کنید. این تلاش یک سقف محدودی دارد، تازه در بهترین شکلش… بنابراین یک عشق، یک حس خوب شما را به دنبال خود می‌کشد.
خدای کشتار؟
خدای کشتار از بهترین متن‌های خانم یاسمینا رضاست. من متن را بسیار دوست داشتم اما آن شکل اجرا را که از ابتدا هم قرار نبود به آن حد از کمدی برسد، دوست نداشتم بالاخره دوستان کمک کردند و رفته‌رفته از اجرای اول تا آخر، کلا اجراها متفاوت شد.
یعنی کمدی‌تر شد؟
بله… که این کمدی سلیقه من نبود.
درحالی‌که فیلم پولانسکی از خدای کشتار با غالب‌شدن وجه تراژدی همراه می‌شود…
نه به‌طور کامل ولی بله تا حدودی…
اما متن هر دو وجه تراژدی و کمدی را دارد…
بله. متن با ظرافت تمام این دو وجه را در هم تنیده است. بنابراین نیازی نیست که شما بخواهی آن را کمدیِ صرف کنی. اصلا نیازی نیست آن طنزی را که در عمق متن هست، به سطح بکشانی.
همین که در فضای متمدن دچار رفتار غیرمتمدن می‌شوی، خود وضعیت کمیک هست و از آن سو آن بار خشونت باعث می‌شود که در آن تراژدی غالب شود؟
بله… بیرون‌کشیدن شخصیت واقعی آدم‌ها پشت آن جلای ظاهری و پشت آن صورتک‌هایی که برای هم می‌زنند، دقیقا اتفاقی است که اصلا مرز و زمانی ندارد. اتفاقی است که در همه‌جا و در هر شرایطی واقع می‌شود. در آن نمایش من دوست نداشتم به‌خاطر قهقهه‌های بی‌وقفه تماشاگران از دریافتم از اثر فاصله بگیرم، اما من در شرایط ناگزیری قرار گرفته بودم، به‌هرحال باید سعی می‌کردم در آن شرایط بهترین حضورم را نشان بدهم. قطعا نمی‌توانستم در آن سطح از کمدی ظاهر شوم چون اعتقادی به آن نداشتم. بله، جایی هست وارد مرز کمدی می‌شوی که جایش درست هست و زمانش هم… شما در آن لحظه کمدی را به تماشاگر می‌دهی، درواقع پشت آن کمدی حرف‌هایت را می‌زنی. اما آنجا جایش نبود. در آن اجرا آن شکل از کمدی سلیقه من نبود.

عکسهای دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

جاودانگی فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مهدی فردقادری و تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی است که شب گذشته نهم آبان با حضور عوامل فیلم و هنرمندان در سینما فرهنگ اکران خصوصی شد.

ساختار پلان-سکانس ۱۴۵ دقیقه‌ای جاودانگی بر اساس نخستین فیلم کوتاه این فیلمساز با نام «تناوب» است که در سال ۸۴ در یک پلان ۱۱ دقیقه‌ای کارگردانی شده است.

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

دورهمی بازیگران
دورهمی بازیگران

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

تصاویر/ دورهمی بازیگران و لوریس چکناواریان

منبع: میزان

عکس های پرستو صالحی

ادرش خانه‌دار است و پدرش تکنسین مهمات سازی ارتش، که ۹ فروردین ۱۳۸۷ درگذشت. یک برادر به نام امیرشاهین دارد که مهندس کامپیوتر است. پرستو صالحی دانشجوی انصرافی رشته نمایش است. وی در حال حاضر با مادر، برادر و همسر برادرش مارال باغ‌شیرین که مهندس الکترونیک است، یک جا زندگی می‌کند
اسطوره‌هایش محمدعلی فردین، ناصر حجازی، داریوش اقبالی، بهرام بیضایی و … هستند و عاشق گل نرگس، دریا، ماه، شعر و البته سینما است. فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۷۵ با کار تئاتر آغاز نموده و اولین نقش بلندش را در سریال محاکمه به کارگردانی حسن هدایت ایفا کرده‌است. مُعرِفش به آن کار، استاد گریمش زنده‌یاد فرهنگ معیری بوده که دوره گریم را هم نزد خود ایشان گذرانده‌است.

او پس از بازی در سریال تلویزیونی زیر آسمان شهر به شهرت رسید.
وی در مورد کم کاری اش چنین گفته است: «اگه نگم دق می‌کنم!!! همش می‌گن چرا کم‌کاری؟ چرا نیستی؟ چرا مثل سابق پر کار نیستی؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ من چه می‌دونم! کدوم بازیگریه که دلش نخواد بازی کنه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد تو کارهای خوب ظاهر بشه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد با آدم‌های حرفه‌ای و درست درمون کار کنه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد دیده بشه؟»

پرستو صالحی در ادامه نوشته است: «دور از جون تهیه کنندگان و کارگردانان و هنرمندان فرهیخته کشورم که هممون می‌دونیم چه کسانی هستند و چه کسانی نیستند و فقط ادعا و اداشو دارن، به یک تهیه کننده سرشناسی از سره درد دل گفتم: دلم یه کار طولانی می‌خواد گفت: اونی‌ام که بهت کار طولانی بده حال طولانی می‌خواد… به قول مرحوم شکیبایی: وای…

ولی من هنوز ایمان دارم که تو هنر مقدس هفتم، هستند انسان‌هایی که بی‌درخواست و نیاز و… فقط و فقط به کارشون فکر می‌کنن و بس و متاسفم از وجود کسانی که هنر پاک آریایی را رو با ناحیه ۱۰ قدیم تهران اشتباه گرفتن…».

فدهمین روز از ماه مبارک رمضان۹۵، در لحظات منتهی به افطار برنامه «ماه عسل» پنجره‌ی خود را مقابل چشمان مشتاقان خود گشود.بعد از پخش دعای فرج و تیتراژ ابتدایی علیخانی ضمن قبولی طاعات و قدردانی از مخاطبان آنها را به دیدن پشت صحنه برنامه دیروز دعوت کرد.

ماه عسل

احسان علیخانی در واکنش به حادثه تلخی که برای جوانان سرباز إیرانی در جاده سیرجان رخ داد گفت: باید تسلیت بگوییم به خانواده های بچه هایی که مادر و پدرانشان چشم انتظار برگشتشان بودند اما این اتفاق رخ داد. آنها در حالی دچارِ این حادثه شدند که هنوز خاک، پوتین هایشان را هم نگرفته بود و متاسفانه از دستشان دادیم. من از طرف خودم ، رفقام و همه همکارانم تسلیت میگویم این اتفاق را و از خداوند برای بازمانده های آنها صبر میخواهیم.ماجراهای جاده ها هم که خیلی تکراری شده و باید اینقدر آن را تکرار کنیم تا فکری به حالش شود و شاهد ایم فاجعه های تلخ نباشیم.
بیشتر مراقب رانندگی مان باشیم چون حتی اگر ما شوماخر باشیم ماشین کناری ممکن است سیاساکتی باشد!

علیخانی ضمن دعوت مهمان امروز امیر صالحی از مخاطبان خواست تا ثانیه های آخر قضاوت نکنید و فقط امروز شنونده باشید.

امیر صالحی گفت: بچه شرق تهران هستم. متولد ۵۳ پدرم تکنسین ارتش است. خیلی مظلوم بودم و شیطنتی نداشتم.

ماه عسل

در ادامه خواهر امیر که پرستو صالحی بازیگر سینما و تلویزیون در برنامه حاضر شد.

پرستو صالحی ادامه داد: همه چیز در خانواده خوب بود. اسباب بازی هایی داشتیم که همه فامیل حسرت آن را داشتند و هیچ مشکلی نداشتیم. کودکی دلچسبی بود و امیر راست میگه من شیطنت زیادی داشتم حتی به جای آب نفت خوردم.

امیر گفت: خانواده پدری فرهنگی بودند و همه نسبت به ما حساسیت داشتند.

علیخانی از بحران خانواده پرسید و پرستو گفت: از یک منقل و دوست‌های پدرم شروع شد که انتهاش به اینجا ختم شد. سرطانی بود که خوشبختی تموم شد مادرم اولین بار متوجه شد آن موقع من ۸ سالم بود.

امیر ادامه داد: از مرکز توجه پدرم دور شدیم. فقط پدرم با دوستان دور هم بودند و بیشتر در مسافرت‌ها این کار انجام میدادن و میگفتند تفریح است.

پرستو اظهار داشت : من برنامه علیرضا رو دیدم. خیلی گریه گردم بعضی وقتها همه چیز داری بهترین امکانات در اختیارش بود. همه به پدرم  توجه داشتند اما کم کم رفتار پدرم تغییر کرد دعواهای پدر و مادر شکستن ظرف‌ها شروع شد.

صالحی از خانواده و مخاطبان خواست که نیومدم که بگم پدرم بد است آمدم بگم که اعتیاد پدرم را از من گرفت.

ماه عسل

در دوران دبستان ۱۱ مدرسه عوض کردم. حتی غیبت‌های فراوانی در حضور از مدرسه داشتم. پدرم در خیلی از مواقع پشیمون میشد.

تمام خانواده همسایه‌ها متوجه شدند و به خاطر سردی رفتار پدرم ازش دور شدم. کارهاشونو نمیفهمیدم ولی با گریه های مادرم از بحران با خبر شدم.

امیر ادامه داد: همه خانواده تلاش برای ترک اعتیاد پدرم کردند جلسه می گذاشتند حتی یک نفر حدود یک ماه در خانه ما بود.

پرستو صالحی عنوان کرد: با توجه به وضع مالی مجبور به فروختن خانه شدیم. حتی سرکار نمیرفتند تا اینکه اخراج شدند و به خاطر همین مشکلات رفتار پدرم خیلی تغییر کرد.

ماه عسل

سال های قبل اعتیاد خیلی جرم بود و صاحب خونه که متوجه این موضوع شد با ما برخود میکرد و همین ماجرا ها ادامه داشت تا اینکه پدر ارتشی درس خونده یک تاکسی نارنجی گرفت ی روزی اومد جلوی در مدرسه دنبالم به خاطر اینکه دوستانم متوجه نشوند پدرم معتاد است بهش گفتم برو اومدم خونه دیدم مامانم گفت چرا سوار نشدی از آون موقع اومده داره گریه میکنه به خاطر همین موضوع دو ماه برای ترک اعتیاد به بیمارستان رفت.

امیر در دوران دبیرستان بود به نقاشی ساختمان رفت مادرم تولیدی کار میکرد زمانی که از بیمارستان برگشت  همه چیز خوب بود تا اینکه دوباره شروع کرد نمیدونم این مواد چیه که واقعا ترکش سخته برای امثال علیرضا آرزوی موفقیت دارم که تونستند این کار کنند.

یک روزی به همراه دوستم برای امتحانش رفتم مامانم گفت نرو وقتی برگشتم دیدم عمه ام در خونه را باز کرد و تو حیاط قطره های خون ریخته بود مامانم خونه نبود پدرم خوابیده بود رفتم بیدارش کردم گفتم مامان کجاست  مادرم مثل بوکسور هایی که صورتش داغون میشه شده بود وبعد از این ماجرا که  سال ۷۵ بود پدرم به مدت ۱۳ سال رفت.

در این مدت که من بازیگر شدم فقط یک بار جلوی برج میلاد پدرم را از دور دیدم که آقای دهکردی جلوی من بود گفتم میشه راه برید گفتند چرا؟ گفتم بابام.
سیزده سال به واسطه عمه‌هایم از پدرم با خبر بودیم تا اینکه زنگ زدن گفتند پدرم جواب نمیده. من و امیر پشت در خونه پدرم رفتیم امیر در را شکست و رفت داخل. بعد من رفتم دیدم جنازه پدرم افتاده و از شدت درد دستش را گاز گرفته بودو فوت کرده بود. آن زمان از خدا خواستم کاش یک بار دیگر فرصت بهم بده  تا من به پدرم دوباره فرصت بدم اما اینطور نشد.
پرستو صالحی  با اشک‌هایی که از چشمش سرازیر شده بود از همه دختر و پسرهایی که شبیه آنها هستند خواست به پدرشآن فرصت بدهند.
از خدا طلب بخشش میکنم کاش به عنوان بیمار نگاه میکردم و آن زمانی تلخ تر شد که بعد از مراسم خاکسپاری پدرم رفتیم وسایل خانه‌اش را جمع کنیم یک چمدان پر از مصاحبه های خودم را دیدم و خیلی دلم سوخت.
پرستو صالحی در پاسخ به علت دوری سیزده ساله از پدرش گفت: به خاطر ترس از رفتار مادرم و اینکه خیلی عذاب کشیده بودیم به سمت پدرم نرفتیم.
 پایان امیر و پرستو صالحی ابراز پشیمانی کردندو گفتند کاش تلاش می‌کردیم وقفت میگذاشتیم و الان این عذاب وجدان همراه ما نبود به خاطر این موضوع ما هیچ وقت سیگار هم نکشیدیم.

عکس های پرستو صالحی

 

پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس های پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس های پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس های پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس های پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس های پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس های پرستو صالحی
عکس های پرستو صالحی
عکس های پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس های پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس پرستو صالحی
پرستو صالحی, عکس پرستو صالحی ,عکس های پرستو صالحی, پرستو صالحی ماه عسل,عکس جدید پرستو صالحی,تصویر پرستو صالحی,تصاویر پرستو صالحی,بیوگرافی پرستو صالحی ,زندگینامه پرستو صالحی,اشک های پرستو صالحی , خانواده پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی,عکس پرستو صالحی,عکس های پرستو صالحی
عکس پرستو صالحی

 

عکس های شیما محمدی

شیما محمدى  متولد ۱۳۶۴ در تهران میباشد فعالیت هنرى و بازى را در ١٧ سالگى در گروه تى آرت به سرپرستى داوود بنى اردلان شروع کرده است.شیما محمدى فعالیت تصویرى خود را در فیلم خانم افسانه منادى به تهیه کنندگى آقاى نادر مقدس و با بازى در منار استاد جمشید مشایخى شروع کرده و پس از آن در فیلم نوروزى از راه رسیده به کارگردانى آقاى کامران قدکچیان در نقش اصلى به ایفاى نقش پرداخته،در زمستان ٩١ در فیلم تریپ آقاى احمد کیا بازى کرده و فیلم اینجا بهشت وا در پاییز ٩٢ بازی کرده است. شیما محمدى در سریال شاهگوش در کنار امین زندگانى در نقش آزاده پاکباز خبر نگارى جسور در جلوى دوربین  در نقشى طنز و متفاوت بازى کرده است.

کارنامه هنری شیما محمدى
اولین باران پاییزى(افسانه منادى،نادر مقدس) از راه رسیده(کامران قدکچیان ) تریپ(احمد کیا) اینجا بهشت(سلیمان انصار) سریال شاهگوش(داوود میر باقرى) باورم کن (محمد حسین پور) سست٢(تله تئاتر)داوود بنى اردلان تئاتر: شاه پرى جون تو شهرى اى یا جنگلى(داوود بنى اردلان) ساده بگویم (استادصدوقى) سیرک(رفیعى) نیستانه(مجتبى عراقى) چاى داغ داغ سرد(على سلامى) و… از جمله کار های ایشان میباشد.

 

عکس های شیما محمدی

شیما محمدی,عکس شیما محمدی,عکس های شیما محمدی,همسر شیما محمدی,شیما محمدی و همسرش,عکسهای شیما محمدی,تصاویر شیما محمدی,تصویر شیما محمدی,بیوگرافی شیما محمدی,زندگینامه شیما محمدی,عکس شیما محمدی بی حجاب,عکس بی حجاب شیما محمدی,عکس جدید شیما محمدی, عکس های جدید شیما محمدی

عکس های جدید شیما محمدی

   شیما محمدی,عکس شیما محمدی,عکس های شیما محمدی,همسر شیما محمدی,شیما محمدی و همسرش,عکسهای شیما محمدی,تصاویر شیما محمدی,تصویر شیما محمدی,بیوگرافی شیما محمدی,زندگینامه شیما محمدی,عکس شیما محمدی بی حجاب,عکس بی حجاب شیما محمدی,عکس جدید شیما محمدی, عکس های جدید شیما محمدی

 تصاویر شیما محمدی

   شیما محمدی,عکس شیما محمدی,عکس های شیما محمدی,همسر شیما محمدی,شیما محمدی و همسرش,عکسهای شیما محمدی,تصاویر شیما محمدی,تصویر شیما محمدی,بیوگرافی شیما محمدی,زندگینامه شیما محمدی,عکس شیما محمدی بی حجاب,عکس بی حجاب شیما محمدی,عکس جدید شیما محمدی, عکس های جدید شیما محمدی

عکس های شیما محمدی

شیما محمدی,عکس شیما محمدی,عکس های شیما محمدی,همسر شیما محمدی,شیما محمدی و همسرش,عکسهای شیما محمدی,تصاویر شیما محمدی,تصویر شیما محمدی,بیوگرافی شیما محمدی,زندگینامه شیما محمدی,عکس شیما محمدی بی حجاب,عکس بی حجاب شیما محمدی,عکس جدید شیما محمدی, عکس های جدید شیما محمدی

عکس های جدید شیما محمدی

      شیما محمدی,عکس شیما محمدی,عکس های شیما محمدی,همسر شیما محمدی,شیما محمدی و همسرش,عکسهای شیما محمدی,تصاویر شیما محمدی,تصویر شیما محمدی,بیوگرافی شیما محمدی,زندگینامه شیما محمدی,عکس شیما محمدی بی حجاب,عکس بی حجاب شیما محمدی,عکس جدید شیما محمدی, عکس های جدید شیما محمدی

تصاویر جدید شیما محمدی

   شیما محمدی,عکس شیما محمدی,عکس های شیما محمدی,همسر شیما محمدی,شیما محمدی و همسرش,عکسهای شیما محمدی,تصاویر شیما محمدی,تصویر شیما محمدی,بیوگرافی شیما محمدی,زندگینامه شیما محمدی,عکس شیما محمدی بی حجاب,عکس بی حجاب شیما محمدی,عکس جدید شیما محمدی, عکس های جدید شیما محمدی

بیوگرافی شیما محمدی

  شیما محمدی,عکس شیما محمدی,عکس های شیما محمدی,همسر شیما محمدی,شیما محمدی و همسرش,عکسهای شیما محمدی,تصاویر شیما محمدی,تصویر شیما محمدی,بیوگرافی شیما محمدی,زندگینامه شیما محمدی,عکس شیما محمدی بی حجاب,عکس بی حجاب شیما محمدی,عکس جدید شیما محمدی, عکس های جدید شیما محمدی

عکس های اینستاگرامی شیما محمدی

    شیما محمدی,عکس شیما محمدی,عکس های شیما محمدی,همسر شیما محمدی,شیما محمدی و همسرش,عکسهای شیما محمدی,تصاویر شیما محمدی,تصویر شیما محمدی,بیوگرافی شیما محمدی,زندگینامه شیما محمدی,عکس شیما محمدی بی حجاب,عکس بی حجاب شیما محمدی,عکس جدید شیما محمدی, عکس های جدید شیما محمدی

شیما محمدی

    شیما محمدی,عکس شیما محمدی,عکس های شیما محمدی,همسر شیما محمدی,شیما محمدی و همسرش,عکسهای شیما محمدی,تصاویر شیما محمدی,تصویر شیما محمدی,بیوگرافی شیما محمدی,زندگینامه شیما محمدی,عکس شیما محمدی بی حجاب,عکس بی حجاب شیما محمدی,عکس جدید شیما محمدی, عکس های جدید شیما محمدی

شیما محمدی و همسرش

تیپ جالب الناز شاکر دوست در کوه

الناز شاکر دوست با انتشار عکس زیر در صفحه اجتماعی اش نوشت: خودتان را بردارید و به کوه و طبیعت بروید بهانه گرفتن ممنوع خَرجش فقط همت شماست ، سلامتى و نشاط با نشستن و فکر کردن به خوشبختى بدست نمى آید ، خودتان را دوست بدارید و محبت بخود را در اولویت برنامه هایتان قرار دهید.
الناز شاکردوست در کوه
الناز شاکردوست,عکس الناز شاکردوست,عکس های الناز شاکردوست,تصاویر الناز شاکردوست,تصویر الناز شاکردوست,بیوگرافی الناز شاکردوست,زندگینامه الناز شاکردوست,زندگی الناز شاکردوست,عکس جدید الناز شاکردوست,عکس های جدید الناز شاکردوست,عکسهای الناز شاکردوست,عکسهای دیده نشده الناز شاکردوست,عکس بی حجاب الناز شاکردوست,الناز شاکردوست بی حجاب,فیلم های الناز شاکردوست,تصاویر جدید الناز شاکردوست,عکس جنجالی الناز شاکردوست,الناز شاکردوست و همسرش,همسر الناز شاکردوست
الناز شاکردوست در کوه

عکس های مونا احمدی

اولین فیلم مونا احمدی: مونا احمدی اولین فیلمش را در سن ۱۷ سالگی در فیلم کودک و فرشته بازی کرده است.مونا احمدی با مهارت زیاد در این فیلم نقش دختر خرمشهری را بازی می‌کرد که در وسط جنگ گیر افتاده بود.

قسمتی از گفتگو با مونا احمدی
مونا احمدی می گوید: درباره بازیگر حرفه‌ ای و غیرحرفه‌ ای دیدگاه خاص خودم را دارم. برخی بازیگران سال‌ هاست در نقش‌ های مختلف بازی می‌ کنند، اما هنوز حرفه‌ ای نشده‌ اند. برخی هم هستند که در اولین حضور خود کاملا حرفه‌ ای ظاهر می‌ شوند. من در فیلم کودک و فرشته با بازیگرانی مانند افشین هاشمی و مریم مقدمی همبازی بودم که از آنها خیلی یاد گرفتم.

در آن کار، اصول بازیگری را از بازیگران مقابلم بیشتر یاد گرفتم. در وضعیت سفید هم سعی کردم از همه بازیگرانی که بیشتر با آنها همبازی بودم، اصول بازیگری را بیاموزم.

 چگونه برای بازی در فیلم کودک و فرشته انتخاب شدید؟
مونا احمدی: من قبل از بازی در فیلم کودک و فرشته در هنرستان درس تئاتر می‌خواندم. چند نفری بودیم که از طرف هنرستان برای بازی در این فیلم به خانم مهتاب نصیرپور که از نوجوانان دختر برای بازی در این فیلم تست بازی می‌گرفتند، معرفی شدیم و از میان آنها من برای نقش فرشته انتخاب شدم. قبل از این هم وقتی خیلی بچه بودم در یک اپیزود از سریال پنجره بازی کرده‌ بودم.

 بازی در نقش فرشته برایت سخت نبود؟ چون فیلم کودک و فرشته پر بود از انفجار و آتش و جنگ. در سنی که داشتید از این همه انفجار و صدای گلوله و… نمی‌ترسیدی؟
۱۷ ساله بودم که در این فیلم بازی کردم. اتفاقا در آن سن، ترس زیاد معنایی ندارد چون در این سن خطر کردن جذاب است. بیشتر هیجان‌زده بودم.
 
آن صحنه‌ها و تجربه جنگ از نزدیک باید برایت جالب باشد، چون نسل شما جنگ را از نزدیک تجربه نکرده‌ است و در آن زمان متولد نشده بودید. تجربه صحنه‌هایی که بسیار شبیه جنگ واقعی بود برایت چگونه بود؟
مونا احمدی: درست است که من و همنسلانم سال‌های جنگ را ندیده‌ایم و خاطره شخصی از آن نداریم اما همه ساله در هفته دفاع مقدس ما را با جنگ و تبعات آن آشنا می‌کنند. به همین دلیل چندان با این موضوع بیگانه نیستیم.

وقتی برای بازی در فیلم کودک و فرشته به خرمشهر وارد شدم واقعا جنگ را در همه جای این شهر لمس کردم، از ترکش‌هایی که هنوز اثرات آنها بر در و دیوار شهر دیده می‌شود. حتی در نگاه مردم خرمشهر می‌توان جنگ و اثرات آن را دید. البته این را هم اضافه کنم ما که سال‌های جنگ را تجربه نکرده‌ایم با جنگ از طریق کتاب‌ها، مقالات، فیلم‌ها و سریال‌ها آشنا شده‌ایم. اما فیلم کودک و فرشته مرا با ابعاد گسترده‌تری از جنگ آشنا و اتفاقات آن را برایم ملموس‌تر کرد.

تصاویر مونا احمدی

یمونا احمدی,بیوگرافی مونا احمدی تصاویر مونا احمدی بازیگر سریال شهرزاد

  فیلم های مونا احمدی,زندگینامه مونا احمدی

مونا احمدی

   یمونا احمدی,بیوگرافی مونا احمدی

تصاویر مونا احمدی

   یمونا احمدی,بیوگرافی مونا احمدی

مونا احمدی در سریال شهرزاد

   یمونا احمدی,بیوگرافی مونا احمدی

عکس جدید مونا احمدی

جشن تولد و عکس محمدعلی کشاورز

محمدعلی کشاورز در این دیدار بر لزوم توجه به هنر تئاتر و پیشرفت آن اشاره کرده و گفت: سینما و تلویزیون پیشرفت نمی‌کنند؛ مگر آن که تئاتر پیشرفت کند.

وی همچنین به نقل چند خاطره از سابقه ایفای نقش در تئاتر پرداخته و در ادامه برای تمامی هنرمندان و بخصوص کسانی که به تازگی خبر کسالت‌شان را شنیده است، آرزوی سلامتی کرد.

این هنرمند همچنین بیان کرد: ما هر چه داریم از مردم است و هنر ما برای مردم و خود ما هم برای مردم هستیم.

کشاورز از زنده‌یاد علی حاتمی، اکبر خواجویی و عباس کیارستمی در این جلسه به نیکی یاد کرد و در تماس تلفنی علی اکبر محلوجیان نویسنده سریال «پدر سالار»؛ تبریک تولدش را به مناسبت ۸۶ ساله‌اش شنید.

سپس فضل الله توکل استاد موسیقی و گروه نوازندگان همراه او قطعه‌ای را به مناسبت سالروز تولد محمد علی کشاورز اجرا کرد و سپس بهروز رضوی به حافظ خوانی پرداخت.

گرفتن عکس یادگاری و خواندن ترانه تولد به طور دسته جمعی پایان بخش این دیدار صمیمانه با پدر سالار سینما و تلویزیون ایران بود.

در این دیدار صمیمانه هنرمندانی همچون محمد بنایی، نویسنده، تهیه کننده، کارگردان و نایب رییس هیات مدیره کانون کارگردانان خانه تئاتر، داریوش اسد زاده بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر تلویزیون، نصرت الله وحدت بازیگر قدیمی سینما، بهروز رضوی گوینده و مجری رادیو و تلویزیون، فرهنگ جولایی تهیه کننده رادیو و تلویزیون، فضل الله توکل نوازنده قدیمی و باسابقه، ناصر خویشتن دار دوبلور و گوینده باسابقه، اسدالله یکتا بازیگران سینما و تلویزیون، ونداد بنایی طراح صحنه و مدیر تولید سینما و تلویزیون، آرمان امام بخش نوازنده، سارا عابدی نماینده کانون کارگردانان خانه تئاتر و… حضور داشتند.

به گزارش ایسنا، در جشن «شب کارگردان» که اردیبهشت ماه سال جاری در خانه هنرمندان ایران توسط کانون کارگردانان خانه تئاتر برگزار خواهد شد برای محمدعلی کشاورز و ولی الله شیر اندامی بزرگداشت برگزار خواهد شد.

 

اخبار فرهنگی,اخبار هنرمندان,محمدعلی کشاورز

جدیدترین عکس های تینا آخوندتبار

تینا آخوند تبار بازیگر جوان کشورمان با حضور موفق در فیلم طلاق به سبک ایرونی و بازی با حامد کمیلی پا به عرصه بازیگری گذاشت. این بازیگر زن کشورمان به علت شباهت ظاهری که با الناز شاکردوست داشت نیز مورد توجه قرار گرفت هر چند که خودش می گوید آدم ها ویژگی های منحصر به فردی دارند و الناز دوست صمیمی من هست. یکی از مواردی که مدت ها تینا آخوند تبار را سوژه رسانه ها کرده بود عکس لو رفته ی او با حامد کمیلی بود که حتی منجر به شایعه ازدواج این دو نیز شد! بعد از این ماجرا نیز سقوط وی از اسب در هنگام تصویربرداری فیلم بی خوابی اسب ها مدتی او را در کانون توجه رسانه ها قرار داد.

جدیدترین عکس های تینا آخوندتبار

 

 

جدیدترین عکس های تینا آخوندتبار,تینا آخوندتبار,عکس تینا آخوندتبار,عکس های تینا آخوندتبار,تصویر تینا آخوندتبار,جدیدترین عکس تینا آخوندتبار,اینستاگرام تینا آخوندتبار,تصاویر تینا آخوندتبار,عکس بی حجاب تینا آخوندتبار,همسر تینا آخوندتبار
عکس جدید تینا آخوندتبار
جدیدترین عکس های تینا آخوندتبار,تینا آخوندتبار,عکس تینا آخوندتبار,عکس های تینا آخوندتبار,تصویر تینا آخوندتبار,جدیدترین عکس تینا آخوندتبار,اینستاگرام تینا آخوندتبار,تصاویر تینا آخوندتبار,عکس بی حجاب تینا آخوندتبار,همسر تینا آخوندتبار
تصاویر تینا آخوند تبار
جدیدترین عکس های تینا آخوندتبار,تینا آخوندتبار,عکس تینا آخوندتبار,عکس های تینا آخوندتبار,تصویر تینا آخوندتبار,جدیدترین عکس تینا آخوندتبار,اینستاگرام تینا آخوندتبار,تصاویر تینا آخوندتبار,عکس بی حجاب تینا آخوندتبار,همسر تینا آخوندتبار
عکس های تینا آخوندتبار
جدیدترین عکس های تینا آخوندتبار,تینا آخوندتبار,عکس تینا آخوندتبار,عکس های تینا آخوندتبار,تصویر تینا آخوندتبار,جدیدترین عکس تینا آخوندتبار,اینستاگرام تینا آخوندتبار,تصاویر تینا آخوندتبار,عکس بی حجاب تینا آخوندتبار,همسر تینا آخوندتبار
تینا آخوندتبار
جدیدترین عکس های تینا آخوندتبار,تینا آخوندتبار,عکس تینا آخوندتبار,عکس های تینا آخوندتبار,تصویر تینا آخوندتبار,جدیدترین عکس تینا آخوندتبار,اینستاگرام تینا آخوندتبار,تصاویر تینا آخوندتبار,عکس بی حجاب تینا آخوندتبار,همسر تینا آخوندتبار
عکس تینا آخوندتبار

عکس های جدید پریناز ایزدیار

پریناز ایزدیار در سال ۱۳۶۴ در بابل بدنیا آمد. خانوادهٔ او موافق تحصیل او در رشتهٔ بازیگری نبودند به خاطر همین در دبیرستان مجبور شد که رشتهٔ تجربی را انتخاب کند ولی سپس در دوران پیش دانشگاهی به رشتهٔ هنر تغییر رشته داد.

عکس های جدید پریناز ایزدیار

 

پریناز ایزدیار ,عکس پریناز ایزدیار ,تصویر پریناز ایزدیار ,تصاویر پریناز ایزدیار ,عکسهای پریناز ایزدیار ,بیوگرافی پریناز ایزدیار ,عکس های پریناز ایزدیار ,زندگینامه پریناز ایزدیار
عکس های پریناز ایزدیار
پریناز ایزدیار ,عکس پریناز ایزدیار ,تصویر پریناز ایزدیار ,تصاویر پریناز ایزدیار ,عکسهای پریناز ایزدیار ,بیوگرافی پریناز ایزدیار ,عکس های پریناز ایزدیار ,زندگینامه پریناز ایزدیار
پریناز ایزدیار
پریناز ایزدیار ,عکس پریناز ایزدیار ,تصویر پریناز ایزدیار ,تصاویر پریناز ایزدیار ,عکسهای پریناز ایزدیار ,بیوگرافی پریناز ایزدیار ,عکس های پریناز ایزدیار ,زندگینامه پریناز ایزدیار
,زندگینامه پریناز ایزدیار
پریناز ایزدیار ,عکس پریناز ایزدیار ,تصویر پریناز ایزدیار ,تصاویر پریناز ایزدیار ,عکسهای پریناز ایزدیار ,بیوگرافی پریناز ایزدیار ,عکس های پریناز ایزدیار ,زندگینامه پریناز ایزدیار
تصویر پریناز ایزدیار

تصویر پریناز ایزدیار پریناز ایزدیار ,عکس پریناز ایزدیار ,تصویر پریناز ایزدیار ,تصاویر پریناز ایزدیار ,عکسهای پریناز ایزدیار ,بیوگرافی پریناز ایزدیار ,عکس های پریناز ایزدیار ,زندگینامه پریناز ایزدیار پریناز ایزدیار ,عکس پریناز ایزدیار ,تصویر پریناز ایزدیار ,تصاویر پریناز ایزدیار ,عکسهای پریناز ایزدیار ,بیوگرافی پریناز ایزدیار ,عکس های پریناز ایزدیار ,زندگینامه پریناز ایزدیار

بیوگرافی آزیتا حاجیان و عکس های آزیتا حاجیان

آزیتا حاجیان فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۸ با فیلم «دزد عروسک‌ها» ساخته محمدرضا هنرمند آغاز کرد. وی در سال ۱۳۷۷ در هفدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای بازی در فیلم روبان قرمز به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در بخش بین‌الملل شد.

آزیتا حاجیان
نام اصلی : هدی حاجیان
زمینه فعالیت : تلویزیون، سینما و تئاتر
تولد : ۲۱ دی ۱۳۳۶
۱۱ ژانویهٔ ۱۹۵۸ : ‏(۵۷ سال)
ملیت : ایرانی
پیشه : بازیگر
سال‌های فعالیت :  سینما از ۱۳۶۸ تا کنون
تئاتر از ۱۳۵۴
همسر(ها)  : محمدرضا شریفی‌نیا (همسر سابق) محمد کریمی هراتی
فرزندان : مهراوه شریفی‌نیا (۱۳۶۰)ملیکا شریفی‌نیا (۱۳۶۵)
مدرک تحصیلی :  لیسانس رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر.
آزیتا حاجیان (زاده ۲۱ دی ۱۳۳۶، تهران) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایرانی است.

زندگی آزیتا حاجیان
حاجیان لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای دراماتیکِ دانشگاه هنر است. آغاز فعالیت هنری او از ۱۳۵۴ با نمایش «خورشید خانم آفتاب کن» بود. از دیگر نمایش‌های آزیتا حاجیان می‌توان به «بهرام چوبینه»، «ژاندارک»، «نسل آواره»، «نمایش بی کلام»، «دایره گچی قفقازی» و … اشاره کرد.

آزیتا حاجیان فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۸ با فیلم «دزد عروسک‌ها» ساخته محمدرضا هنرمند آغاز کرد. وی در سال ۱۳۷۷ در هفدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای بازی در فیلم روبان قرمز به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در بخش بین‌الملل شد.
زندگی شخصی آزیتا حاجیان
آزیتا حاجیان پس از جدایی از محمدرضا شریفی نیا با محمد کریمی هراتی ازدواج کرد. همسر وی در سال ۱۳۵۶ هم دانشگاهی او در دانشکده هنرهای دراماتیک بوده، وی طراح صحنه تئاتر هست و در یکی از نمایش‌ها که حاجیان نقش ژاندارک را بر عهده داشت به عنوان طراح صحنه در کنار گروه حضور داشت. آقای هراتی رشته طراحی داخلی را در کانادا خوانده‌‌است

زندگینامه آزیتا حاجیان

 حاجیان لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای دراماتیکِ دانشگاه هنر است

 

گفتگو با آزیتا حاجبان خانم بی حاشیه

در شرایط پرتنش و پر از اضطراب جامعه ما خیلی از افراد هستند که دنبال راه های مختلف برای رسیدن به آرامش و ثبات می گردند. خیلی ها دوست دارند در این زمینه از تجربه های افرادی که آرامش دارند استفاده کنند و شیوه زندگی آنها را الگو قرار دهند.

سراغ یکی از بازیگرانی رفتیم که به سمبل آرامش معروف است آزیتا حاجیان همیشه به عنوان بازیگری آرام و انرژی مثبت شناخته می شد. چه دوستان و آشنایان این بازیگر و چه کسانی که حتی برای یک بار با او از نزدیک ملاقات داشته اند می دانند که او زنی، متین، آرام و در عین حال پر از انرژی است. او درباره مسائل و حواشی ای که برای زندگی شخصی اش به وجود آمده هم مدیریت درستی داشته و در تمام این مدت هم سعی کرده با غلبه بر مشکلات، آرامش خودش را حفظ کند. اما چگونه؟

خانم حاجیان! خیلی از کسانی که شما را از نزدیک می شناسند می دانند که در زندگی شخصی تان آرام هستید. به نظرتان برای رسیدن به آرامش در زندگی باید چه کار کنیم؟
آزیتا حاجیان – عموما وقتی کسی جهان بینی مخصوص به خودش را داشته باشد، یعنی کل جهان هستی برای یک مفهوم مشخص داشته باشد در مواقعی که در زندگی دچار اضطراب و گمگشتگی می شود، می تواند با توجه به آن جهان بینی آرامش خودش را حفظ کند. وقتی اتفاقی ناخوشایند برای ما می افتد، اگر قرار باشد تمام مدت درگیر عمل ها و عکس العمل های زندگی روزمره شویم قطعا باید خیلی قوی باشیم تا بتوانیم آرامشمان را حفظ کنیم.

درواقع خیلی بعید است که زندگی روزمره بتواند به ما آرامش دهد چون خصوصا در کشور ما مدام دچار اضطراب و بی ثباتی از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هستیم و این مساله ما را به هم می ریزد. بنابراین اگر هرکسی با توجه به نوع نگرشش به جهان هستی یا همان جهان بینی ای که به آن اعتقاد دارد به معضل یا مشکلی که برایش پیش آمده نگاه کند، می تواند با تکیه به آن آرامشش را به دست آورد.

به نظرتان چطور می توان به این جهان بینی رسید؟
آزیتا حاجیان – به نظرم هم مطالعه در این زمینه دخیل است و هم فرهنگی که در آن بزرگ می شوید. البته تفکر هم در این زمینه نقش زیادی دارد. فردی که لحظه تولد تا مرگ را فقط در تفریح، لذت و فراموشی می بیند بعید است به جهان بینی جدی ای برسد، البته شاید هم برسد و راهکار دیگری پیدا کند. اما من معتقدم مسائل مختلف باید برای افراد دغدغه باشد و دنبال آنها بگردند. مگر می شود صبح که از خواب بیدار می شوی به آسمان نگاه کنی و به فکر نیفتی؟ چطور ممکن است گل هزار رنگ را ببینی و به آن فکر نکنی؟

کشور ما کشوری مذهبی است و زمینه این نوع جهان بینی در آن تقویت شده، در نهایت این جهان بینی ها در فضایی که زندگی می کنیم جهت پیدا می کند. من کاری به این ندارم که کدام درست است یا کدام غلط، حرف من این است آرامش فردی که جهان بینی قوی ای دارد خیلی بیشتر از آدمی است که هیچ گونه اعتقادی به این قضیه و مسائل جهان هستی ندارد.

خانم حاجیان به نظر شما برای رسیدن به آرامش و در ادامه حفظ آن چه راهکارهای علمی و عملی ای وجود دارد؟
آزیتا حاجیان – از نظر علم روان شناسی اخیرا برخی راهکارها برای به آرامش رسیدن پیشنهاد می شود. راه هایی مثل یوگا. همین طور مدیتیشن که راه دیگری است برای به آرامش رسیدن. به نظرم این روش ها ما را از اضطراب های روزمره زندگی دور می کند و به عمق می برد، عمقی که خیلی سنگین است و با هر طوفانی تکان نمی خورد.

آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان

 آغاز فعالیت هنری آزیتا حاجیان از ۱۳۵۴ با نمایش «خورشید خانم آفتاب کن» بود
درواقع منظورتان این است که اعتقادداشتن به شیوه ای که برای به آرامش رسیدن انتخاب می کنیم تاثیر مهمی در نتیجه ای که از آن کار می گیریم، دارد؟
آزیتا حاجیان –  بله، همین طور است. کسانی که اعتقاد جدی به موضوعی دارند آرامش پرثبات تری در زندگی شان دارند. اما در مقابل کسانی که به هیچ جریانی در زندگی باور ندارند، ممکن است زودتر دستخوش اضطراب ها و نوسان ها شوند. به هرحال قرار است در این دنیا از نقطه A به نقطه B برسیم، از تولد تا مرگ، وقتی قرار است این مسیر را طی کنیم من ترجیح می دهم با آرامش بیشتری آن را پشت سر بگذرانیم.

آرامش داشتن در زندگی برای خودتان چقدر اهمیت دارد؟ اینکه بحران ها، مسائل و مشکلات را با صبوری و آرامش طی کنید.
آزیتا حاجیان – این موضوع برای خودم خیلی اهمیت دارد و از راهکارهای مختلفی از جمله مواردی که گفتم برای آرامش داشتن استفاده می کنم. من مدیتیشن انجام می دهم، علاوه بر آن ما به دلیل شغلی که داریم خیلی بیشتر از مردم عادی یا شاغلان مشاغل دیگر دستخوش اضطراب می شویم. درواقع شغل ما چه از نظر تخصصی و چه از لحاظ ارتباط اجتماعی اضطراب زاست و من سعی می کنم از راه های مختلف این اضطراب را به حداقل برسانم.

ما ناچاریم حداقل برای حفظ سلامت روانی مان حواسمان به جریان های مختلف باشد و آسیب پذیری های خودمان را بشناسیم. به نظرم شناخت آسیب پذیری هر فرد یکی از مهم ترین کمک هایی است که او می تواند به خودش کند. وقتی از آسیب پذیری ات باخبر شوی می توانی از آن مراقبت کنی، مثل زمانی که بدن فردی بیمار است، مثلا کلسترولش بالاست و پزشک به او می گوید گوشت قرمز مصرف نکند و او هم مراعات می کند، درد مورد روح و روان هم خودش را در شرایط استرس، اضطراب و آشفتگی قرار نمی دهد.

شما چقدر سعی کردید خودتان را از این آشفتگی ها دور نگه دارید؟
آزیتا حاجیان –  چون شغل من سینماست راجع به آن حرف می زنم و قضاوت می کنم. من در سینما اهل حاشیه نیستم. به نظرم حاشیه در این حرفه بسیار اضطراب برانگیز است. یکی از راهکارهای من برای اینکه بتوانم آرامشم را به دست بیاورم این است که مطلقا در حاشیه سینما نیستم و خودم را از این قضیه دور می کنم.

خودم به این نکته پی برده ام که حواشی شغلم می تواند آسیب پذیری ام را تشدید کند به همین دلیل معتقدم آدم ها باید روی روحیات خودشان و شناخت آنها متمرکز باشند. اگر هرکسی ضعف های خودش را بشناسد قطعا بیشتر مراقب آنها خواهد بود و با تمرین می تواند آسیب پذیری هایش را در معرض هجوم قرار ندهد.

آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان

آزیتا حاجیان فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۸ با فیلم «دزد عروسک‌ها» ساخته محمدرضا هنرمند آغاز کرد
حواشی ای که در زندگی افراد وجود دارد، باید به نحو درستی مدیریت شود تا در نهایت همه چیز آرامش ختم شود. شما چگونه این مسائل را مدیریت می کنید؟
آزیتا حاجیان – صددرصد همین طور است. مسائلی که پیش می آید باید مدیریت شوند. سینما شغل جذابی است که خیلی توی چشم است. درواقع عالم سینما مثل یک چراغ شبرنگ و ویترین است که روی شما زوم می شود و لحظاتی برای شما لذت بخش و گاهی اوقات هم آزاردهنده می شود. به همین دلیل حاشیه آن هم زیاد است.

راستش نباید به آن لحظات شیرین خیلی دل خوش کرد چون زودگذر است و آسیب هایی هم که در ادامه می تواند در پی داشته باشد به لحظات شادی ساز و بقیه مسائلش نمی ارزد. بنابراین هرچه کنار زندگی خودت آشفتگی و شلوغی ایجاد کنی می توانی زندگی ات را با آرامش بیشتری طی کنی.

به جز این راه هایی که اشاره کردید، چقدر کتاب خواندن در این زمینه را به کسانی که دنبال کسب آرامش هستند توصیه می کنید؟
آزیتا حاجیان –  کتاب خواندن و فیلم دیدن به نظرم عالی هستند که مباحث آنها درباره روان شناسی فردی است که آنها هم خیلی می توانند موثر و کمک کننده باشند. با توجه به شخصیت و نوع علاقه مندی افراد حتی کتاب های فلسفی و اجتماعی و حتی بعضی رمان ها هم می توانند تاثیر زیادی روی افراد بگذارند. گاهی اوقات پیش می آید رمانی می خوانی و آنقدر با آن درگیری که ناخودآگاه آرامش در تو به وجود می آید. این اتفاق درباره فیلم و سریال ها هم می افتد، البته فیلم های قوی و خوب که تو را به شدت درگیر می کنند و علاوه بر آن آموزش های زیادی هم از لحاظ رفتاری و انسانی به شما می دهند.

از بین کتاب هایی که خودتان خوانده اید نمونه خاصی مد نظرتان هست که به آن اشاره کنید؟
آزیتا حاجیان –  اخیرا کتابی از موراکامی به نام «کافکا در کرانه» خواندم که به نظرم خیلی قشنگ بود. سال ها پیش هم کتابی خواندم که خیلی به نظرم قشنگ بود و تاثیر خوبی روی من داشت به نام «وقتی نیچه گریه کرد» زمانی که ۱۶ ساله بودم «ابله» داستایوفسکی را هم خواندم و به نظرم آنقدر عالی بود که هیچ وقت فراموشش نمی کنم. شاید آن زمان آن کتاب برایم سنگین بود اما خیلی دوستش داشتم و برایم موثر بود. در زمینه سریال هم وقتی «آناتومی» را می بینم خیلی برایم خوب است و از آن نکات زیادی یاد می گیرم.

 

آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان

عکس های آزیتا حاجیان

 

فیلم شناسی  آزیتا جاجیان

سال نام فیلم نقش کارگردان
۱۳۹۲ لاله اسدالله نیک‌نژاد
۱۳۸۷ کیمیا و خاک عباس رافعی
۱۳۸۷ تاکسی نارنجی ابراهیم وحیدزاده
۱۳۸۶ خواب زمستانی سیامک شایقی
۱۳۸۶ دیوار مادر محمدعلی طالبی
۱۳۸۶ محیا اکبر خواجویی
۱۳۸۴ باغ فردوس، پنج بعدازظهر سیامک شایقی
۱۳۸۲ شمعی در باد پوران درخشنده
۱۳۸۲ معادله ابراهیم وحیدزاده
۱۳۷۹ موج مرده فاطمه ابراهیم حاتمی‌کیا
۱۳۷۷ روبان قرمز محبوبه ابراهیم حاتمی‌کیا
۱۳۷۵ ابر و آفتاب محمود کلاری
۱۳۷۳ آدم برفی داوود میرباقری
۱۳۷۳ راه افتخار داریوش فرهنگ
۱۳۷۲ راز گل شب بو سعید خورشیدیان
۱۳۷۱ دایان باخ فرهاد پوراعظم
۱۳۷۱ هنرپیشه محسن مخملباف
۱۳۷۰ اوینار شهرام اسدی
۱۳۶۹ سفر جادویی ابوالحسن داوودی
۱۳۶۸ دزد عروسک‌ها عجوز / مادر محمدرضا هنرمند

 

مجموعه تلویزیونی

نام مجموعه سال کارگردان
۱۳۷۳ آپارتمان اصغر هاشمی
۱۳۷۳ آوای فاخته بهمن زرین‌پور
۱۳۷۰–۱۳۷۵ امام علی سید داود میرباقری
۱۳۷۴–۱۳۷۵ دبیرستان خضراء اکبر خواجویی
۱۳۷۵ دومین انفجار نادر مقدس
۱۳۸۰ سفر سبز محمدحسین لطیفی
۱۳۸۶ ساعت شنی محمد بهرامیان
۱۳۸۷ دومین انفجار جواد اردکانی
۱۳۸۷ آینه‌های نشکن جواد اردکانی
۱۳۹۰ تا ثریا سیروس مقدم
۱۳۹۴ کیمیا جواد افشار

 

تصاویر آزیتا حاجیان

     آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان

 آزیتا حاجیان و دخترش مهراوه شریفی نیا

       عکس جدید آزیتا حاجیان,تصاویر جدید آزیتا حاجیان

   آزیتا حاجیان

       آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان