بایگانی برچسب‌ها : محمدرضا گلزار

در کنسرت محمدرضا گلزار چه گذشت؟

«۱۵ سال پیش به عنوان گیتاریست گروه آریان روی این استیج بودم و حالا برای اولین بار به عنوان خواننده روی همان استیج ایستاده ام». این جمله ای است که محمدرضا گلزار در انتهای کنسرتش به حاضرین در سالن می گوید.
ظهر روز جمعه به دعوت دو خواننده ای که مهمان ویژه رضا گلزار در کنسرتش هستند، به اجرای او در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی دعوت می شوم. دعوتی که در ابتدا رد می کنم و استدلالم هم این است که محمدرضا گلزار خواننده ای حرفه ای نیست و ترجیحم این است که به رونمایی آلبوم پالت و اجرای زنده شان در سالن پردیس چارسو بروم. اما به هر تریبت شمّ خبرنگاری باعث می شود که بعد از اتمام زودهنگام اجرای گروه پالت تصمیم بگیرم تا سری هم به آن سوی شهر بزنم و از چند و چون اجرای زنده محمدرضا گلزار باخبر شوم.
کنسرت محمدرضا گلزار
کنسرت محمدرضا گلزار
همه چیز در ابتدا برایم بیشتر به یک شوخی شباهت دارد. بازیگر دیگری که قصد دارد مثل  خیل دیگر بازیگران این روزهای سینمای ایران، گریزی به خوانندگی بزند تا شاید در این حوزه هم برایش فرجی حاصل شود. محمدرضا گلزار اما از این اتهام مبرا است. آن قدر شهرت و محبوبیت و ثروت دارد که دنبال نان اضافه نباشد. پس چه چیز باعث شده که او این روزها تصمیم بر این گرفته تا خوانندگی را هم تست کند؟
از در وارد می شوم، اولین نکته ای که توجه ام را جلب می کند عدم حضور سینمایی ها در «وی آی پی» کنسرت گلزار است. مهمانان ویژه کنسرت محمدرضا در سانس دوم، یاسر داوودیان، آرمین زارعی (تو اِی ای، اِم)، بابک جهانبخش، اشوان، سعید اس جی (کارگردان موزیک ویدئو)، فرید صعودی (مدل) و تعدادی از آشنایان خود او هستند.
 در کنسرت «محمدرضا گلزار» چه گذشت؟
گلزار زیادی در «وی آی پی» سر و کله اش پیدا نمی شود. هر از گاهی می آید، با مهمانانش  خوش و بش می کند، عکس می گیرد و می رود تا دوباره چند دقیقه بعد پیدایش شود و همین کارها را تکرار کند. رفتارش گرم و صمیمانه است و لباسهایش آن قدر ساده است که شک می کنی  که آیا واقعا قرار است او با همین لباس هایی که تنش است اجاره کند یا نه؟ اما در هر صورت حقیقتی در نگاهش وجود دارد و آن هم این است که او به خوبی می داند که محمدرضا گلزار است.
بعد از شام نوبت اجرای سانس دوم می شود و بدون استرس خاصی، سالن وی آی پی را با یک «یا علی» ترک می کند و روی استیج می رود. قطعه اول را خوب اجرا نمی کند، اما از قطعه دوم به بعد ماجرا فرق می کند. شاید نتوانیم او را در زمره خواننده های حرفه ای بدانیم، اما حقیقت این است که او چیزی کمتر از دیگر خواننده های پرطرفدار این روزها ندارد و می توان گفت که با احتساب اینکه اولین اجرای شخصی و زنده اش را تجربه می کند پرفورمنس قابل قبولی از خود به نمایش می گذارد که قطعا در آینده بهتر از این نیز خواهدشد.
نورپردازی سالن متفاوت از دیگر اجراهای برگزار شده در همین سالن است و استفاده از ال سی دی های زیادی که روی استیج کار گذاشته شده، مخاطب را در همان لحظه اول متوجه می کند که این یک کنسرت واقعی در تهران است. تصاویر استفاده شده در اجرا با آهنگ های گلزار هارمونی خوبی را به وجود آورده و استقبال بیش از حد مردم هم شور و هیجان خاصی به سالن داده. تمام تصوراتم از گلزار و اجرایش به هم می ریزد. کنسرتی که در ابتدا آن را شوخی قلمداد می کنم، حالا جدی شده و با حضورم در سالن برایم ثابت می شود که این اجرا با تمام کم و کاستی های صدای گلزار، قطعا یکی از بهترین اجراهایی است که در تهران روی صحنه رفته.
نکته جالبی که در استیج گردانی او به چشم می خورد، تسلط بر اجرا با تمام زوایایش است. گلزار مهمانانش را خوب معرفی می کند. از اینکه بگوید فن آرمین زارعی و بابک جهانبخش است ابایی ندارد و حق دوستانش را تمام و کمال ادا می کند. ارتباطش با تماشاچیان هم قوی است. مستقیما با مخاطبانی که با صدایی رساتر از دیگر حاضرین سالن به او ابراز محبت می کنند ارتباط می گیرد و دیالوگ رد و بدل می کند.
 در کنسرت «محمدرضا گلزار» چه گذشت؟
گاهی خاطره هایش را بین آهنگ ها تعریف می کند. خاطرات بامزه ای که در سال های شهرتش برایش پیش آمده. از طرفدارانی که به بهانه عکس گرفتن جیبش را زدند تا خاطراتش با مرتضی پاشایی. در میان اجرا وقتی بعداز دو بار معرفی آرمین زارعی، تماشاچیان ساکت نمی شوند و مجددا اسم «آرمین تو ای اف ام» را صدا می زنند، گلزار برای بار سوم او را از صندلی اش بلند می کندو به شوخی می گوید: «آرمین دفعه دیگر دعوتت نمی کنم.»
رضا گلزار و بندی که تحت عنوان «ریزار» معروف شده، اجرای نسبتا حرفه ای را از خود به نمایش می گذارند. گروه هماهنگی خوبی دارد و خود گلزار هم به غیر از یک بار که یک مصرع از ترانه اش را یادش می رود، نکته منفی دیگری ندارد.
یکی دیگر از آس هایی که محمدرضا در اجرایش رو می کند، نوازندگی چند ساز مختلف است. او در میانه اجرا با شوخی و خنده و نوازندگان گروهش را از پشت سازهایشان بلند می کند تا قدرت نوازندگی اش را به رخ بکشد. یک بار پشت درام می نشیند و یک بار هم با پرکاشن سر مردم را گرم می کند. گیتار بیس و گیتار الکتریک هم دستش می گیرد تا به همه ثابت کند که حتی اگر خواننده پرفکتی نباشد، قطعا نوازنده خوبی است و موسیقی را خوب می شناسد.
اجرای گلزار رو به اتمام است و حالا باید قطعه پایانی اش را اجرا کند. جلوی استیج می آید و می گوید: «۱۵سال پیش به عنوان گیتاریست گروه آریان روی این استیج بودم و حالا برای اولین بار به عنوان خواننده روی همان استیج ایستاده ام.» این را می گوید تا در پس ذهنش چیز دیگری را بخوانی. جواب سوالی که از ابتدای کنسرت در ذهن مانده را حالا می گیرم.
 در کنسرت «محمدرضا گلزار» چه گذشت؟
گلزار ۱۵ سال پیش، پسری که با لباس چرم سیاه در کنسرت گروه آریان گیتار ریتم می زند و نگاهش به دوربین حاکی از خامی و بی تجربگی بود، حالا بعد از فراز و نشیب های زیادی که پیموده روی همان استیج ایستاده و خیلی بهتر از آریایی هایی که آن سال ها شهرت شان چشم خیلی ها را کور می کرد، استیجش را با تسلط و اعتماد به نفس خاصی می گرداند. اعتماد به نفسی که شاید تنها باید محمدرضا گلزار باشیم تا حسش کنیم.

راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!

محمدرضا گلزار تنها بازیگر فعلی سینمای ایران است که حضورش بعد از ۱۴ سال همچنان موفقیت گیشه فیلم ها را تضمین می کند. به بهانه فروش فوق العاده سلام بمبئی با بررسی کارنامه او نسبتش با فروش هر فیلم را بررسی کرده ایم.

سینمای ما فراز و فرود زیاد داشته؛ یک سال فیلم اکشن محبوب گیشه بوده و سالی دیگر کمدی. گاهی شمایل جمشید هاشم پور پای مردم را به سالن سینماها باز می کرده و سالی دیگر جوانان چشم روشن. به هزاران دلیل اما فاکتورهای موفقیت گیشه هیچگاه طول نداشته و بعد از مدتی کارکردش را از دست داده است.

درباره محمدرضا گلزار اما اتفاق دیگری رخ داده و بعد از ۱۴ سال هنوز قدرت جذب تماشاچی به سالن ها را دارد. در مطلب حاضر، این ادعا را با مرور فیلم های او توضیح داده ایم.
گلزار سال ۸۱ با سام و نرگس وارد سینما شد؛ سال های ابتدایی نمی دانست سمت و سویش در سینما  کدام است تا این که کما اکران شد و شمایل تازه ای از این بازیگر در ذهن مخاطبان به دست آمد. از آن به بعد گلزار سعی کرد آداب استاربودن را رعایت کند. کم فیلم بازی کرد و فیلم هایی بازی کرد که به مذاق هوادارانش خوش می آمد. گلزار همچنان آقای گیشه است و سهم زیادی از فروش فیلم ها را باید به نام او نوشت.

سلام بمبئی؛ قربان محمدپور

سال اکران: ۱۳۹۵
میزان فروش: ۹ میلیارد و ۹۵۰ میلیارد تومان (تا امروز)
سطح کیفی: سلام بمبئی اولین همکاری مشترک تمام عیار سینمای ایران و هند است و همین را باید برگ برنده آن دانست. فیلم ایرادهای اساسی دارد اما مخاطبانی که قصد سرگرم شدن صرف دارند از تماشای آن راضی می شوند. سخت پسندها اما نه.
محبوبیت محمدرضا گلزار
محبوبیت محمدرضا گلزار
ابزار فروش: همین که سلام بمبئنی عنوان همکاری مشترک ایران و هند را روی پیشانی دارد، اولین عاملی است که ذهن را برای تماشای آن قلقلک می دهد. فاکتورهای دیگر فیلم که به گیشه آن کمک می کند، حضور بازیگران هندی (دیا میرزا و گلشن گروور) است. بنیامین بهادری و همسرش شایلی محمودی که نخستین بار بازیگری را تجربه کرده اند، ابزار دیگری است که به کمک فروش سلام بمبئی آمده است.
سهم گلزار در فروش: به گفته عوامل و کارگردان، سلام بمبئی فیلم محمدرضا گلزار است و بقیه تمهیدات برای کمک به دیده شدن بیشتر او بوده است. بدون شک گلزار با مختصاتی که دارد بهترین انتخاب برای فیلم بوده.

خشکسالی و دروغ؛ پدرام علیزاده

سال اکران: ۱۳۹۵
میزان فروش: دو میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان
سطح کیفی: خشکسالی و دروغ براساس نمایشی محبوب به همین نام ساخته شد اما نسخه سینمایی آن به اندازه تئارت مورد استقبال اهل فن قرار گرفت. عمده مشکل فیلم، به وفاداری زیاد به نسخه نمایش بر می گردد. خشکسالی و دروغ جزو آثار متوسط سینمای  ایران قرار می گیرد.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: نمای بیرونی خشکسالی و دروغ به غیر از محمدرضا گلزار عامل جذب کننده دیگری ندارد. علی سرایی و آیدا کیخایی از بازیگران زبده تئاتر هستند ولی گیشه سینما هرگز نمی تواند به نامشان تکیه کند. پگاه آهنگرانی نیز در زمره بازیگرانی نیست که نامش مخاطب به سالن بکشاند. شاید تنها بازار فیلم برای فروش، موفقیت آن در اجرا است که هر بار روی صحنه رفت با استقبال بالا مواجه شد.
سهم گلزار در فروش: با شرایطی که ذکرش رفت، فیلمی در قواره خشکسالی و دروغ نباید به دو میلیارد و پانصد میلیون تومان فروش برسد اما برای فیلم این اتفاق افتاد. سهم زیادی از فروش را باید به حساب حضور گلزار گذاشت. خاصه آن که چهار سال فیلمی روی پرده نداشت و عطش مواجهه هواداران با او را دوچندان کرده بود.

تو و من؛ محمد بانکی

سال اکران: ۱۳۹۱
میزان فروش: یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان. سال ۹۱ قیمت بلیت در پردیس های سینمایی شش هزار تومان بود.
سطح کیفی: تو و من فقط و فقط به قصد تصرف گیشه ساخته شده و هر انتظار دیگری از آن گزاف است در چینن جغرافیایی، توقع تماشای یک فیلم با چفت و بست داستانی قوی، روابط منطقی علت و معلول، بازی های خیره کننده و مسائلی از این قبیل گزارف است. گلزار نقش پسری را بازی می کند که به خاطر حفظ موقعیت شغلی مجبور است نقش رییس شرکت (الناز شاکردوست) رابازی کند و بعدش ماجرا عشق و عاشقی پیش می آید.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: الناز شاکردوست و بهنوش بختیاری بازیگران محبوب گیشه هستند اما آنقدر قدرت ندارند که فروش بالای فیلم را تضمین کنند. داستان فیلم هم که اشاره شد نه تنها تو نست که از پایه اشکال دارد.
سهم گلزار در فروش: در چنین شرایطی باید موفقیت خیره کننده تو و من در گیشه را به پای محمدرضا گلزار نوشت که از قضا اکت و چهره اش تماما منطبق با تعریف فیلم های گیشه ای است.

شیش و بش؛ بهمن گودرزی

 سال اکران: ۱۳۹۰
میزان فروش: دو میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان. قیمت بلیت سینماهای ممتاز در این سال چهار هزار تومان بود. شیش و بش بعد از اخرجی ها ۳، ورود آقایان ممنوع، جدایی نادر از سیمین در رده چهارم جدول پرفروش های سال ۹۰۰ قرار گرفت، یعنی بالاتر از سعادت آباد و یه حبه قند که محبوب منتقدان بودند.
سطح کیفی: فیلم با الزامات گیشه ساخته شده و از این حیث تکلیفش مشخص است. یعنی مخاطب توقع خاصی از قصه ندارد اما با آن سرگرم می شود و گاه به موقعیت ها و دیالوگ ها می خندد. با این حال دیدگاه های تندی علیه فیلم وجود دارد: «کمدی بی ارزشی است. جنس شوخی ها کوچه بازاری است و انگار کسی را از یک کوچه آورده اند و به او گفته اند تمام جوک هایی که بلد هست را بگوید.»
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: گودرزی بار دیگر امین حیایی و محمدرضا گلزار را کنار هم قرار داده بود تا تجربه موفق کما تکرار شود.
سهم گلزار در فروش: در شرایطی که داستان و موقعیت کمدی شیش و بش مورد نقد است نام گلزار جور ضعف ها را می کشد و خیلی ها به خاطر او به سالن می آیند.

در امتداد شهر؛ علی عطشانی

سال اکران: ۱۳۹۰
میزان فروش: فیلم در تهران نزدیک به چهارصد میلیون تومان فروش داشت. قیمت بلیت سینماهای ممتاز در این سال چهار هزار تومان بود. در امتداد شهر جزو فیلم های شکست خورده گلزار در گیشه است. در این سال اخراجی  ها ۳ (پنج میلیارد و ۹۰۰۰ میلیون)، ورود آقایان ممنوع (پنج میلیارد و ۱۰۰ میلیون) رکورددار بودند.
سطح کیفی: در امتداد شهر از تولیدات ضعیف سینمای ایران است و در کارنامه خود علی عطشانی هم جزو ضعیف ترین ها قرار می گیرد! فیلم بین یک اثر گیشه ای و فیلمی مثلا فرهیخته معلق است؛ یعنی نه می تواند مخاطب سخت پسند را راضی کند نه با تعریف گیشه به طور مطلق همخوانی دارد. فیلمنامه در امتداد شهر گنگ و بی هدف پیش می رود به طوری که مخاطب به راحتی نمی تواند خلاصه داستان یک جمله ای از آن ارائه دهد.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: حضور گلزار در نقش خودش به علاوه استفاده از بازیگران زیاد در فیلم قرار بوده بمب گیشه باشد که نشد.
سهم گلزار در فروش: صفر.

دموکراسی؛ علی عطشانی

سال اکران: ۱۳۸۹
میزان فروش: ششصد میلیون تومان. در این سال ملک سلیمان با یک میلیارد و پانصد میلیون، پرفورش ترین فیلم شد و بعد پوپک و مش ماشاالله با نهصد میلیون و پسر آدم، دختر حوا با صد میلیون تومان کمتر در رده دوم و سوم ایستاد. دموکراسی توی روز روشن در میانه جدول فروش سال ۸۹ ایستاد.
سطح کیفی: حرف دموکراسی توی روز روشن «بزرگ» و «ارزشمند» است اما در اجرا مشکلات اساسی دارد. ورود به داستانی از جنس سرنوشت آدم پس از مرگ، جذاب و کنجکاوی برانگیز است که علی عطشانی نتوانست حق مطلب را درباره آن رعایت کند.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: علاوه بر داستان، فیلم بازیگران مطرح زیادداشت: حمید فرخ نژاد، نیکی کریمی، محمدرضا فروتن و نیوشا ضیغمی. دموکراسی تویش روز روشن از تبلیغات کافی برخوردار بود که این هم ابزار مهمی است برای موفقیت یک فیلم در گیشه. این اتفاق اما برای فیلم رخ نداد.
سهم گلزار در فروش: دموکراسی توی روز روشن فروش معقولی نداشته است که بخواهیم سهمی برای گلزار قائل باشیم.

دو خواهر؛ محمد بانکی

سال اکران: ۱۳۸۸
میزان فروش: ۹۶۰ میلیون تومان. قیمت بلیت در سینماها در سال ۸۸، ۲۵۰۰ هزار تومان در نظر است. فیلم دو خواهر جزو پرفروش های سال دسته بندی می شود بعد از اخراجی ها ۲۲ و درباره الی… توانست رتبه سوم جدول فروش سال را از آن خود کند.
سطح کیفی: دو خواهر از فیلم های ضعیف کارنامه محمدرضا گلزار به حساب می آید که کپی عین به عین فیلم هالیوودی Two Much (دو تا هم زیاده) است. گلزار در این فیلم در دو نقش بازی کرده اما نه تفاوت چهره را می توان باور کرد و نه موقعیت فرو رفتن در نقش ها را.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: تکیه فیلم بر نام بازیگران است؛ نیکی کریمی، الناز شاکردوست، حامد کمیلی و بهنوش بختیاری، و همان طور که اشاره کردیم به قصه فیلم هرگز نمی توان به عنوان ابزار فروش تکیه کرد. درباره کارگردانی و بازی ها نیز دو خواهر ضعف های اساسی دارد.
سهم گلزار در فروش: محمدرضا گلزار یک سال و نیم فیلمی روی اکران نداشت و همین عامل دوچندانی بود که هواداران این بازیگر برای فیلمش به سینما بیایند فروش دو خواهر را باید به حساب گلزار نوشت.

مجنون لیلی؛ قاسم جعفری

سال اکران: ۱۳۸۷
میزان فروش: نزدیک ۶۰۰ میلیون تومان. بلیت سینماها در سال ۱۳۸۷ دو هزار تومان نرخ گذاری شده بود. در این سال همیشه پای یک زن در میان است، دایره زنگی و چهارچنگولی (دو میلیارد تومان) پرفروش ترین فیلم ها شدند.
سطح کیفی: فیلم اپیزودیک قاسم جعفری جزو تولیدات متوسط سینمای ایران به حساب می آید که سعی کرده نقدی جدی به برخی عادت های اجتماعی داشته باشد. مجنون لیلی جزو انتخاب های غیرکمدی محمدرضا گلزار است که بعد از سه سال، به این جنس فیلم نیاز داشت.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: نام کارگردان و نیز کیفیت مجنون لیلی آنقدر قدرت نداشتند که مخاطب را به سالن سینما بکشانند. سازندگان فیلم برای رونق گیشه به اسم بازیگران امید بسته بودند: محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، حمید گودرزی، حامد بهداد و بهنوش طباطبایی
سهم گلزار در فروش: همین که نام و تصویر محمدرضا گلزار درشت تر از دیگران در تبلیغات فیلم مورد استفاده قرار گرفته بود یعنی تکیه سازندگان به او بوده. اندازه بازی گلزار بیش از دیگران نیست اما تاثیرش در فروش فیلم به وضوح بیش از بقیه است.

کلاغ پر؛ شهرام شاه حسینی

سال اکران: ۱۳۸۶
میزان فروش: ۹۱۰ میلیون تومان. در سال ۱۳۸۶ قیمت بلیت سینماها ۱۵۰۰ تومان بود. در این سال اخراجی ها در تهران ۱٫۳ میلیارد تومان، در شهرستان ها یک میلیارد و در مجموع ۲٫۳ میلیارد تومان فروخت. با این حال کلاغ پر جزو آثار پرفروش به حساب می آید: ۴۲۵۵ میلیون در تهران و ۴۸۵ میلیون تومان در شهرستان.
سطح کیفی: کلاغ پر فقط و فقط برای فتح گیشه ساخته شده و همه ابزار از داستان گویی، انتخاب بازیگر، نوع بازی ها و موسیقی در خدمت این هدف قرار می گیرد. طبیعی است که سخت پسندها تحویلش نگیرند، فیلم اما از طرف عامه مخاطب مورد استقبال واقع شد و خیلی ها برای تماشای آن به سینما رفتند.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: شهرام شاه حسینی در اولین فیلم بلندش، روی موج موفقیت «آتش بس»، محمدرضا گلزار و مهناز افشار را بار دیگر رو به روی هم قرار داد. ترکیب این دو مهم ترین برگ برنده کلاغ پر در گیشه است.
سهم گلزار در فروش: در کلاغ پر موفقیت را نباید تمام به پای گلزار نوشت و این بار مهناز افشار سهم زیادی در رستگاری گیشه فیلم دارد.

توفیق اجباری؛ محمدحسین لطیفی

سال اکران: ۱۳۸۶
میزان فروش: دو میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان. در سال ۱۳۸۶ قیمت بلیت سینماها ۱۵۰۰ تومان بود. توفیق اجباری بعد از اخراجی ها ۱ در رتبه دوم جدول فروش سال ایستاد. فیلم در تهران ۱٫۱۱ میلیارد تومان فروش داشت.
سطح کیفی: توفیق اجباری جزو فیلم های کمدی متوسط سینمای ایران دسته بندی می شود که سعی می کند مخاطب را برای یک تایم مشخص سرگرم کند. فیلم موقعیت های کمدی خوبی دارد و سعی کرده از لودگی فاصله بگیرد.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: گلزار با نام و شخصیت خودش در این فیلم حضور دارد و همین جذابیتی افزوده برای توفیق اجباری است. عطاران هنوز به محبوبیت تام نرسیده بود اما بازی جذابش به موفقیت فیلم کمک کرد. از آن طرف زمانی روی پرده رفت که دیگر پرونده قاچاق فیلم ها و پخش نسخه غیرمجاز و همزمان با اکران بسته شده بود.
سهم گلزار در فروش: توفیق اجباری جزو فیلم هایی است که فروش بالای آن را باید مدیون حضور محمدرضا گلزار دانست.

تله؛ سیروس الوند

سال اکران: ۱۳۸۵
میزان فروش: هرچه گشتیم به عدد فروش تله نرسیدیم. همین قدر می دانیم که فیلم سیروس الوند گیشه موفقی نداشت و سرنوشت این فیلم محمدرضا گلزار کاملا عکس آتش بس بود که در سال ۸۵ یکه تازی می کرد و حتی جزو آثار پرفروش دهه هشتاد لقب گرفت.
سطح کیفی: تله از ساخته های ضعیف سیروس الوند به حساب می آید؛ فیلم شروعی خوب دارد اما خیلی زود دست سازنده رو می شود و بدتر این که قصه از ریتم می افتد.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: تله از زوج محمدرضا گلزار و امین حیایی استفاده کرده و تازه مهناز افشار را به عنوان استار آن سال ها دارد با این حال پیش بینی سازندگان درست از آب در نیامد و همان طور که اشاره کردیم گیشه مطلوبی نداشت.
سهم گلزار در فروش: فیلم اکران موفقی نداشت و پس نمی تان سهمی برای گلزار کنار گذاشت. به قول یکی از منتقدان محمدرضا گلزار، در این فیلم به طرز شگفت آوری پرسوناژ مطلوب نشریات زرد را به بدترین شکل ممکن ارائه داده و در این میان البته که شخصیت پردازی تاسف آور فیلم هم او را یاری کرده است.

آتش بس؛ تهمینه میلانی

سال اکران: ۱۳۸۵
میزان فروش: بیش از یک میلیارد تومان. زمانی که آتش بس اکران شد قیمت بلیت سینماها به یک هزار و ۲۰۰ تومان رسیده بود و با این حساب فیلم تهمینه میلانی جزو آثار پرفروش دهه ۸۰ لقب می گیرد.
سطح کیفی: تهمینه میلانی در آتش بس دست روی لج و لجبازی های زن و شوهری گذاشته و در این قالب مشکلات زوج ها را به چالش کشیده است. فارغ از برخی شعارهای گل درشت، دنیای فانتزی فیلم نقطه قوت آن است و از این منظر می توان آتش بس را اثری موفق دانست.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: علاوه بر داستان سرگرم کننده و استفاده از داستان زن و شوهری، چند فاکتور دیگر در اختیار اـش بس بود که در فروش به کمک آن آمد. مهم ترینش حضور مهناز افشار است که در آن سال هم چنان نامش متضمن گیشه بود. فضای شیک و مدرن عامل دیگری است که به زعم برخی به کمک موفقیت فیلم در گیشه آمد.
سهم گلزار در فروش: تهمینه میلانی در آتش بس استفاده ای بقاعده از گلزار کرد و تصویری متفاوت از او نسبت به فیلم های قبلی اش نشان داد. سهم گلزار از فروش آتش بس بالاست اما مطلقا در اختیار او نیست.

گل یخ؛ کیومرث پوراحمد

سال اکران: ۱۳۸۳
میزان فروش: ۱۶۳ میلیون تومان. در سال ۱۳۸۳ قیمت بلیت سینماها حدود ۹۰۰ تومان بوده است. این یعنی گل یخ گیشه موفقی داشته و به رغم انتقادهای زیادی که به کیفیتش شد به مذاق مخاطبان خوش آمده است.
سطح کیفی: گل یخ، ملودرامی ضعیف از کیومرث پوراحمد است که فیلمش خیلی زود با سلطان قلب ها قیاس شد و متهم به این که چرا نتوانسته اثری ارژینال بسازد! داستان رو و قابل پیش بینی گل یخ، بازی های اوراکت و استفاده بی مورد از موسیقی پاشنه آشیل اصلی فیلم به حساب می آید. گل یخ یکی از فیلم های کارنامه پوراحمد است که منتقدان علیه آن متفق القول هستند.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: داستان سوزناک فیلم و پایان خوش، دو تکیه گاه پوراحمد برای ساخت گل یخ بود که در تبلیغات دهان به دهان به کمک فیلم آمد. در ویترین فیلم فقط محمدرضا گلزار توی چشم بود.
سهم گلزار در فروش: گزاف نیست اگر موفقیت گل یخ را به حضور محمدرضا گلزار ربط دهیم. فیلم قابل دفاع نیست و از بازیگری دیگری که توان داغ کردن گیشه را داشته باشد، بی بهره است.

بوتیک؛ حمید نعمت الله

سال اکران: ۱۳۸۲
 میزان فروش: برای اعلام فروش فیلم بوتیک به مراجع موثقی دست پیدا نکردیم. فیلم مورد توجه منتقدان و سخت پسندها بود اما جزء پرفروش های سال قرار نگرفت.
سطح کیفی: بوتیک یکی از معدود فیلم های موفق در تصویر زندگی های مجردی و گروهی جوانان درس خوانده و سرخورده است. نعمت الله در اولین فیلم بلند سینمایی اش نگاهی تازه به جوانان داشت و سعی کرده از نگاه سفید و سیاه دوری کند. این نگرش باعث شد فیلمش مخاطب خاص خود را پیدا کند و جزو فیلم های موفق سینمای ایران لقب گیرد.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: فیلم به قصد گیشه ساخته نشده بود و برای همین حتی محمدرضا گلزار، با تجربیات پیشین به کل تفاوت داشت. درواقع همه اتکا فیلم به کیفیت خودش بود.
سهم گلزار در فروش: اولا همین مقدار فروش بوتیک مدیون محمدرضا گلزار است. دوما در بوتیک متفاوت ترین تجربه بازیگری کارنامه اش را رقم زد و بعد از آن کارگردان های دیگر نتوانستند از این بازیگر چنین استفاده ای بکنند.

سیزده گربه…؛ علی عبدالعلی زاده

سال اکران: ۱۳۸۲
میزان فروش: متاسفانه نتوانستیم میزان فروش سیزده گربه روی شیروانی را پیدا کنیم. این فیلم جزو آثار موفق سال ۸۲ در گیشه به حساب می آید و خیلی از هوداران گلزار برای تماشایش به سینماها رفتند.
سطح کیفی: سیزده گربه روی شیروانی بیشتر از ان که فیلمی، علمی- تخیلی باشد، جزء آثار عامه پسند و معمولی محسوب می شود؛ فیلم هایی که هدفشان جذب مخاطب بیشتر است و می کوشند از طریق تامین نظر و سلیقه مخاطب عام، او را برای دیدن فیلم ترغیب کنند. نکته ویژه فیلم، جلوه های ویژه آن است.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: علی عبدالعلی زاده ویترین فیلمش را کامل چیده بود. به غیر از گلزار، مهناز افشار، محمدرضا شریفی نیا (که در اوج به سر می برد) و مریلا زارعی بازیگران اصلی سیزده گربه روی شیروانی بودند.
سهم گلزار در فروش: سیزده گربه روی شیروانی، هفت ماه بعد از کما اکران عمومی شد و خیلی سخت نیست که بدانیم مخاطبان به خاطر اسم گلزار به سالن ها رفتند. خاصه آن که مهناز افشار هم در این فیلم بازی می کرد.

کما؛ آرش معیریان

سال اکران: ۱۳۸۲
میزان فروش: آمار دقیق فیلم کما در رسانه ای رسمی قابل دسترسی نیست اما چه کسی است که نداند مردم برای دیدن آن جلوی سینماها صف می کشیدند.
سطح کیفی: در میان آثار کمدی دهه هشتاد، کما یک سر و گردن بالاتر می ایستد. تکلیف فیلم روشن است و می داند مخاطبش عامه مردم هستند که می خواهند لحظاتی در سالن سینما خوش باشند. برای همین شوخی ها به اندازه است و برای خنداندن به ابتذال نمی افتد. آن چه کما را در زمان اکران برجسته کرد شوخی های اجتماعی آن در کنار شوخی های عام بود که در زمان خود اتفاقی ویژه محسوب می شد.
 راز محبوبیت محمدرضا گلزار؛ آقای گیشه!
ابزار فروش: فیلم کما سه سوپراستار محبوب آن سال ها (محمدرضا گلزار، امین حیایی و مهناز افشار) را در اختیار داشت و چه ابزاری بهتر از این که گیشه را بترکاند؟
سهم گلزار در فروش: محمدرضا گلزار به اندازه دو دیگر استار یعنی مهناز افشار و امین حیایی در موفقیت کما نقش داشت. نکته ویژه این که بعد از کما مسیر این بازیگر مشخص شد و از بلاتکلیفی سابق به در آمد.

رستوران محمدرضا گلزار افتتاح شد

محمدرضا گلزار نیز مانند برخی ورزشکاران و هنرمندان و چهره های مشهور دیگر، وارد عرصه رستوران داری شده و رستوران تحت مدیریت وی، امروز افتتاح شد.

گفت و گوی نوروزی با محمدرضا گلزار

 وودی آلن زمانی گفته بود پشت سر آدم‌های معروف دو چیز راه می‌افتد؛ پول و طلبکارها! اما این مسئله در مورد همه آدم‌های معروف صدق نمی‌کند؛ دست‌کم در مورد محمدرضا گلزار. قسمت دوم ماجرا شایعه‌پردازها بوده؛ اینکه چطور ستاره‌ای با این حد از شهرت، از دل این همه شایعه جان سالم به ‌در برده و همچنان در اوج قدرت ایستاده خودش نشان از سطح بالایی از هوشمندی دارد که مهر تاییدی بر خاص بودن این هنرمند است.

منتقدان گلزار مدعی هستند که او بی‌جهت به این حد از شهرت و محبوبیت رسیده اما درستش این است که آنها تنها تنگ‌نظرانه و بی‌جهت از در حسادت با او وارد شده‌اند و چشم بر توانایی‌های بالقوه و بالفعل او بسته‌اند. یکی از ویژگی‌های آقای ستاره این است که حاشیه او را رها نمی‌کند اما او حاشیه را رها کرده و گاهی با سکوت و گاهی هم با اثبات توانایی‌های خودش جواب منتقدانش را داده است. در همین مسیر، گلزار خودش را به عنوان یک «اولین»، برند کرده است؛ او اولین سوپراستار سینمای بعد از انقلاب است، اولین بازیگر با دستمزدی نجومی است، اولین چهره پرفروش جلد مجلات است، اولین بازیگر در فیلمی با فروش میلیارد تومانی است، اولین سفیر تبلیغاتی و بازیگر مدل است و البته اولین چهره استاندارد قاب تصویر سینمای ایران از نظر ظاهر و تناسب اندام است حتی می‌توان گفت رواج نشریات پرطرفدار مردمی هم با اوج‌گیری شهرت باورنکردنی او بود که رونق تازه‌ای گرفت.

اگر بخواهیم منصفانه به حضور استارهای مدرن در سینما نگاهی بیندازیم، بی‌شک می‌توان آن را به دو دوره قبل و بعد از حضور گلزار تقسیم کرد؛ حضور او در میان نسل جدید بازیگران، پویایی و تحرکی قابل‌توجه را رواج داد که تلاش برای داشتن استایلی مناسب از دستاوردهای مفید آن در این قشر هنری است.

ادامه حیات حرفه‌ای برای گلزار در این سال‌ها کار راحتی نبوده؛ یعنی فقط باید جای او باشید تا درک کنید حفظ یک جایگاه موفق برای بیش از یک دهه چه تلاش طاقت‌فرسایی است. اگر بخواهیم بدبینانه و از دریچه چشم منتقدان مغرض گلزار به ماجرای موفقیت او نگاه کنیم، می‌توانیم بگوییم برای گلزار شدن به عناصری مانند زیبایی چهره، تناسب اندام، موقعیت مناسب و شانس نیاز داریم اما آیا با دارا بودن جمیع همین ویژگی‌ها می‌توان گلزار ماند و بیش از ۱۰ سال درخشش روزهای اولیه خود را حفظ کرد. آنچه در این فاصله اتفاق افتاده قطعا به عناصری بیش از زیبایی ظاهر و شانس بستگی دارد. کم نبودند در این سال‌ها بازیگران خوش‌سیمایی که آمدند و اتفاقا شانس حضور در کارهای خوبی را هم داشتند اما نتوانستند حتی به یک هزارم محبوبیت گلزار برسند یا به یک‌هزارم دوره سلطه او بر گیشه و جلد مطبوعات دست پیدا کنند.

گلزار همیشه با این واقعیت عجیب روبه‌رو بود که عده‌ای دوست نداشتند بپذیرند او دارای شاخصه‌هایی از توانمندی است که به او در مسیر موفقیت کمک می‌کنند و در مواجهه با این نگاه، بهترین انتخاب ممکن را داشت: ادامه مسیر! او بدون توجه به حواشی، کاری را انجام داد که فکر می‌کرد درست است. نتیجه‌اش هم این چیزی است که می‌بینیم؛ حدی از موفقیت که حتی پس از یک دوره رکود کوتاه در عرصه تصویر بازگشتی مقتدرانه دارد و تهیه‌کننده‌ها او را روی دست می‌برند.

آنچه گلزار را از چهره‌های هم‌نسل خودش متمایز می‌کند، جدای از فیزیک و ظاهر مناسب، هوشمندی‌اش در تصمیم‌‌‌گیری‌هاست. او می‌داند کجا پاساژ حرفه‌ای خود را عوض کند و وارد هر فیلد کاری که می‌شود، سعی می‌کند بهترین باشد. در کارهای او نوعی کمال‌گرایی به چشم می‌خورد؛ طوری که می‌توان گفت او یا در کاری و عرصه‌ای هست یا نیست، اگر هم هست، بهترین است و حد متوسطی برای خودش قائل نیست. این را به خوبی در موسیقی و ورزش هم نشان داده و در هر کدام از آنها رزومه خوبی برای خودش دست و پا کرده است.

ایجاد تفاوت به سبک شخصی از دیگر خصوصیات خاص اوست. گلزار به خوبی نقش یک رل‌مدل را ایفا می‌کند. او حتی در نوع پوشش، آرایش موها و پزهای عکاسی، سراغ خلق و بدعت می‌رود البته خلقی که همراه با خلاقیت و حاصل تفکر است؛ نه یک ایده خلق‌الساعه خام. به نظر می‌رسد ویژگی‌های یک کاراکتر الگو و رهبری‌کننده در وجود او خودنمایی می‌کند که به جای دنباله‌روی دیگران بودن، خودش سردمدار اتفاقی برای رقم زدن است. این نکته می‌تواند در شخصیت او تبدیل به مرکز ثقلی شود که همرنگ جماعت نشده و از تکرار خودش یا تقلید دیگران جلوگیری کند. درواقع نکته قابل توجهی که متاثر از همین نگاه خواهد بود این است که گلزار همیشه برای هواداران و مخاطبانش به شکل کل، شخصیتی بکر است که کهنه و تکراری نشده و هر بار چیز جدیدی در آستین دارد. کافی است به سکوت‌های گاه ‌و بیگاهش در مطبوعات نگاه کنید که وقتی هر بار با مصاحبه‌ای بازمی‌گردد، دست پر بوده و چهره تازه‌ای از خودش رو می‌کند. شاید به همین علت بهتر باشد به جای تنها سوپراستار ایران، به او لقب آقای سورپرایز دهیم.

گلزار کارهای مختلفی را برای کارگردان‌های متعددی بازی و سعی کرده طیف مخاطبان متنوعی را از خودش راضی کند. با این حال کاملا محرز است که رویه او در بازگشت و شروع دوباره رنگ ‌و بوی متفاوت‌تری به خودش گرفته و به‌زودی اتفاقات بسیار بهتری را در پرونده بازیگری‌اش شاهد خواهیم بود.

معمولا افرادی که به گلزار توجه دارند، جذب برجستگی‌های خوب این پدیده می‌شوند و تنها نقاط مثبتی که شهرت برایش به دنبال داشته را می‌بینند اما باید گفت زندگی یک نفر مانند گلزار پر از زوایای ناپیدایی است که میزان آسیبش را تنها شخص خود او و گاه اطرافیان بسیار نزدیکش درک می‌کنند. به عبارت ساده‌تر گلزار شدن و گلزار ماندن برای او هزینه‌هایی داشته که شاید من و شما از آن بی‌خبریم. این کاملا مشخص است که شهرت و ثروت تنها یک سوی این قضیه پرماجرا و هزارتو است و سکه به زعم بعضی منتقدان غرض‌ورز، یک روی دیگر هم دارد که شاید اصلا برای هیچ‌کسی خوشایند نباشد. او یک‌بار در فیلم سینمایی «توفیق اجباری» سعی کرد بخشی از مشکلاتی که زندگی او به عنوان نمونه‌ای از چهره‌های معروف و محبوب را مختل می‌کند به تصویر بکشد.

گلزار تلاش بسیاری کرده تا استانداردهای لازم برای یک ستاره سینما را در ایران جابیندازد. استفاده از میک‌آپ آرتیست، عکاس، استایلیست و مدیربرنامه شخصی جزء ملزوماتی است که در فرآیند موفقیت یک چهره نقش دارد و گلزار لزوم آنها را به خوبی درک کرده است. این نشان می‌دهد که او به ضرورت تیم پشتیبانی و اتاق فکری که به حضور بهتر و موثرتر وی کمک کنند، پی برده و سعی دارد این واجب را جابیندازد که یک استار برای استار ماندن نیازمند طراحی و برنامه‌ریزی است تا هر گامی که برمی‌دارد او را اندکی به هدفی که در سر دارد، نزدیک کند.

در مدت دوری‌تان از عرصه هنر مشغول چه کارهایی بودید؟

دقیقا هیچ‌وقت از این عرصه دور نبودم یا مشغول خواندن و انتخاب فیلمنامه‌های پیشنهادی بودم یا به بند موسیقی ریزار می‌رسیدم. البته طبیعی است که به دلیل مسافرت و فاصله کاری که بین کارهایم افتاد این سوال برای شما پیش آمده باشد.

دلیل این دوری چه بود؟

سه سال پیش، بیش از یک‌دهه بود که در سینما فعالیت داشتم. تصمیم گرفتم زمانی را که اکثر همکاران هم از آن به خوبی یاد نمی‌کنند، به خودم استراحت بدهم و برای آینده برنامه‌ریزی کنم. فکر کنم این در انتخاب‌های پس از برگشتنم کاملا مشهود باشد.

شایعات زیادی پیرامون شما مطرح می‌شد، مبنی بر ممنوع‌الکاری، خروج از ایران و اقامت در کشورهای خارجی به‌خصوص امارات، عدم بازگشت‌تان به ایران و. . . خودتان هم از این شایعات باخبر بودید؟

به جرات می‌توانم بگویم متاسفانه در این سال‌ها هیچ‌کس به اندازه من مورد قضاوت غلط قرار نگرفته، در صورتی‌ که همه در ظاهر همدیگر را از این کار منع می‌کنند! به هرحال خودتان هم می‌گویید شایعه. من برای همان ریکاوری و برنامه‌ریزی کارها در امارات ماندم که نزدیک ایران بود و بدون هیچ مشکلی در حال رفت و آمد بودم.

کلا چرا برخی از مردم و برخی از رسانه‌ها برای محمدرضا گلزار تا این اندازه حاشیه‌سازی و شایعه‌سازی می‌کنند؟

خب، این را باید از خودشان بپرسید! البته در حرفه ما بخشی از این جریان در همه جای دنیا به دلایل و شکل‌های مختلف، موضوعی عادی به حساب می‌آید. اما ما به دلایل تربیتی و فرهنگی ویژه، انتظاری دیگر از هم داریم که بیجا هم نیست.

بعد از سال‌ها تجربه چقدر سعی می‌کنید از حواشی دور باشید و چقدر با آنها مقابله می‌کنید؟

من آگاهانه از اول هم مراقب حواشی و شایعات بودم اما تجربه و پختگی چیزی نیست که از آن چشم‌پوشی کنم. من بسیار مراقب هستم.

خانواده در این دوران چطوراز شما حمایت کردند؟

خانواده‌ام همیشه آرامش‌بخش زندگی من بوده و هستند. من هرچه دارم از صدقه‌سری دعاهای پدر و مادرم هست که سلامتی‌شان، دعای هر روز من است.

بعد از بازگشت و شروع مجدد کارهای هنری‌تان، علاوه بر بازیگری، دوباره وارد عرصه موسیقی هم شدید و چند کار انجام دادید، هنوز هم دوست دارید هم بازیگر باشید و هم موزیسین؟
همه می‌دانند که من وارد موسیقی نشدم، من از موسیقی آمدم. موسیقی دغدغه و دلمشغولی من از کودکی بوده و هست. از نوجوانی ساز زدم و سپس گروه آریان را تاسیس کردم و حالا هم که بند ریزار و. . . این موضوع ادامه دارد.

از همکاری‌تان با بهمن فرمان‌آرا برای‌مان بگویید. گویا نقش متفاوتی در این کار دارید؟

بهترین اتفاقی بود که در شروع دوره جدید کاری می‌توانست بیفتد و بابتش از پروردگار و آقای فرمان‌آرا شاکرم. همیشه برای آقای فرمان‌آرا احترام بسیاری قائل بوده و هستم. این فیلم فرصت مغتنمی بود و نقش متفاوتی که از دستش ندادم. امیدوارم که باز هم این همکاری تکرار شود.

درباره مادر قلب اتمی برای‌مان بگویید؟ یک کار با گروهی جوان. 

بازیگرها که باوجود جوانی، حرفه‌ای‌هایی همچون خانم‌ها ترانه علیدوستی و پگاه آهنگرانی بودند و اگر منظورتان کار با کارگردان جوان فیلم است که در این موارد من بیشتر به غریزه‌ام اعتماد کردم که خدارا شکر در این مورد به‌خصوص اشتباه نکردم. کار پُرریسکی بود اما نتیجه از آن هم که فکر می‌کردیم بهتر شد. از این فیلم حالاحالا‌ها خواهید شنید. شرکت در جشنواره برلین آغاز کار این فیلم بود.

از حضور فیلم مادر قلب اتمی در جشنواره برلین و حضورتان در این جشنواره بگویید؟

این فیلم در بخش فُروم جشنواره برلین پذیرفته شده بود. استقبال بی‌نظیری از فیلم شد؛ چه توسط منتقدان و چه توسط تماشاگران. برای من هم تجربه لذت‌بخشی بود. امیدوارم با پخش این فیلم در ایران، مخاطبان اصلی و واقعی فیلم هم در این لذت همراه شوند.

سریال عشق تعطیل نیست، چطور برای شما آغاز شد؟ تجربه کار در کارهای مفرح را چطور می‌بینید؟

طبق معمول از دعوت تهیه‌کننده محترم و آقای بیژن بیرنگ، این کار شروع شد. همه ما خاطرات خوشی از مجموعه‌های خاطره‌انگیز خانه‌سبز، همسران، سرزمین‌سبز و دیگر ساخته‌های آقای بیرنگ داریم و خوشحال شدم از اینکه همراه ایشان کار ماندگار دیگری را ثبت می‌کنیم. همیشه اعتقاد داشتم جدا از زبان رسانه‌ای هنر سینما که به دنبال انتقال حرف‌ها و مفاهیم است، از وجه مفرح بودن این هنر نیز نباید غافل بود.

چه اتفاقی برای پروژه «عشق تعطیل نیست» افتاد و چرا متوقف شد؟

پروژه «عشق تعطیل نیست» اصطلاحا در نوع سریال‌های سیت‌کام است که در ایران سابقه نداشته است. مجموعه‌های موفقی در دنیا همچون «دوستان» از این نوع سریال‌ها هستند. حالا برای نمونه ایرانی این نوع ژانر که مسلما مانند هر کار اولی خالی از اشکال هم نیست و بالطبع همراه کردن بینندگان ناآشنا را نیز سخت‌تر می‌کند، گروه سازنده‌ ریسک بزرگ‌تری کرده که البته آگاهانه است. بدون تردید آقای بیرنگ با تجربیات موفق و کارنامه پربارشان، دانسته مسئولیت این کار و تیم را برعهده گرفتند که همراهی گروه حرفه‌ای را نیز، این مهم دربرداشته است. از اول هم قرار بود که پس از آماده‌کردن داستان اول، منتظر پخش و واکنش مخاطبان باشیم و با رفع اشکال‌های احتمالی، بقیه مسیر را هم طی کنیم. این چیزی است که تا امروز می‌دانم.


چقدر با ساخت سریال‌های اینچنینی (شبکه خانگی) موافق هستید؟

کاملا موافقم که سریال‌های مختلف با موضوعات متفاوت در بازار باشد. مطمئنا هر مجموعه‌ای مخاطبان علاقه‌مند خود را پیدا می‌کند.

به نظر شما نقش مردم درباره شکل‌گیری هرچه ‌بیشتر اینگونه سریال‌ها چقدر مهم بوده است چون در سال‌های اخیر تعداد آنها روزبه‌روز بیشتر شده است !؟

مردم که در همه موارد نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. این تعداد از مخاطبان حتما به تنوع بیشتری از این نوع مجموعه‌ها و سریال‌ها نیازمندند که باید برای‌شان فراهم کرد. فقط باید توجه داشته باشیم که ذائقه مخاطبان بسیار تغییر کرده و مجموعه‌هایی در خور شأن و خواست امروز آنان آماده کنیم. باور کنید کار آسانی نیست!

همکاری مجدد با مهناز افشار چطور بود؟

خوب.

قسمت دوم آتش‌بس بدون حضور شما و مهناز افشار ساخته شد، چه نظری دارید؟

اتفاق عجیبی نیست. ما در این سال‌ها با شش جیمزباند مختلف همراه شدیم. در آن مقطع به‌دلیل همزمانی با برنامه‌های شخصی امکان همکاری مجدد با خانم میلانی فراهم نشد و ایشان تشخیص‌شان بود که با بازیگران دیگری فیلم را شروع کنند.

چه چیزی باعث شده تا محمدرضا گلزار باوجود اینکه مدتی در این عرصه حضور نداشته ولی باز هم برای اهالی هنر و مردم محبوب باشد؟

این موهبتی است که هر روز و هر ساعت، بابتش خدا را شکر می‌کنم. امیدوارم این‌طور باشد و بماند. من هرچه بگویم ممکن است که تعبیر اشتباهی شود، فقط سپاسگزارم و با تمام وجود ممنون محبت‌تان.

در بازگشت دوباره‌تان به عرصه بازیگری چه چیزهایی در نظر شما عوض شده و چه تغییراتی را در روند کاری خود ایجاد خواهید کرد؟

اینکه چه می‌خواهیم و سرانجام چه می‌شود، از دست‌مان خارج است اما من تصمیم گرفتم که با توجه به تغییرات تندی که جامعه وسیع مخاطبان را شامل می‌شود، در انتخاب فیلم‌ها دقت بیشتری داشته باشم که همزمان با توجه به خواست طرفداران عزیزم، طیف دیگری از مردم نازنین‌مان را نیز با خود همراه کنم. امیدوارم.

به فکر نگارش فیلمنامه‌های جدید هم هستید؟

من فیلمنامه‌نویس نیستم. اما هر روز در مورد ایده‌های مختلف فکر می‌کنم و این حق را دارم که طرح‌هایی که به ذهنم می‌رسد را با دوستان همکارم در میان بگذارم. شاید بعضی از اینها فیلمنامه‌های آینده باشد.

دوست ندارید کارهای دیگر این عرصه مثل کارگردانی یا حتی تهیه‌کنندگی را تجربه کنید؟

که چه بشود!؟ سوژه‌ بیشتری به دوستان برای گزافه‌گویی بدهم؟ خیر، فعلا که تمرکز اصلی‌ام بازیگری و موسیقی است اما امیدوارم با تجربیاتی که در این سال‌ها به دست آورده‌ام و می‌آورم در آینده اگر لازم شد با دست پر وارد آن عرصه‌ها شوم.

فیلمسازانی که در تمام این سال‌ها با شما کار کرده‌اند به کدام ویژگی شما دقت نکرده‌اند؛ ویژگی که شما می‌توانستید با آن دیگران را خیره کنید؟

کارگردانان محترمی که با آنها همکاری داشتم، دقت کرده‌اند و خصوصیات را می‌شناختند که الان اینجا ایستاده‌ام، اما این علاقه که بازیگران دوست دارند در نقش‌ها و شخصیت‌های مختلف، بازی کنند، قابل کتمان نیست. خیلی دوست داشتم آن ویژگی خاصی که می‌فرمایید توسط کارگردان کاربلد و مسلطی مانند آقای فرمان‌آرا محل بروز پیدا کند که قسمتی از آن در فیلم «دلم می‌خواد» پیش آمده و من باز هم مفتخرم و منتظر.

دورنمای محمدرضا گلزار از آینده خود در بازیگری چیست؟

کاش می‌دانستم دوست داشتن با دانستن فرق می‌کند. در زمینه‌های بسیار ساده‌تر و معمولی‌تری از زندگی این دورنما پیدا نیست چه برسد به حرفه حساس و سخت ما که به خیلی از عوامل دیگر هم بستگی دارد. البته این موضوع هیچ‌وقت مانع تلاش همیشگی من برای ارتقای دانسته‌های خود و فتح هدف‌های مشخصم نبوده و نخواهد بود.

روند حرکتی خودتان را از سام و نرگس تا به امروز چطور ارزیابی می‌کنید؛ راضی هستید؟

من پیش از این هم گفتم که بسیار راضی هستم، این به این معنا نیست که اگر به عقب بازگردیم و من تجربه و نگاه امروزم را داشته ‌باشم و به همه انتخاب‌هایم دوباره سلام کنم. در همه آنها برایم مهم‌ترین ملاک فقط رضایت مردم و عشق متقابل بود که بحمدا… اتفاق هم افتاد.

سینمای ایران در سال‌های اخیر وجهه بین‌المللی بیشتری پیدا کرده است. شما با وجود برازندگی به عنوان یک چهره محبوب و بین‌المللی آیا مایل به حضور در کاری فرامرزی، کارهای بین‌المللی و غیرایرانی نیستید؟

واقع‌بینانه‌اش این است که این وجهه ممتاز بین‌المللی توسط فیلم‌سازان درجه ‌یکی چون آقایان اصغر فرهادی و عباس کیارستمی به دست آمده که همه به وجودشان افتخار می‌کنیم. در مورد بازیگری شرایط بسیار متفاوت است، جرقه‌هایی همچون آقایان پیمان معادی و همایون ارشادی نیز در فیلم‌های کارگردان‌های مذکور بین‌المللی ایجاد شد و می‌دانم که به دلایل بسیار چه انتخاب‌های محدودی برای کارهای فرامرزی دارند. بی‌تردید حضور هرچه بیشتر هنرمندان در کارهای بین‌المللی باعث سرافرازی و سربلندی همه ایرانیان است که من هم دوست دارم سهمی هر چند اندک در این خوشحالی داشته باشم.

آیا هنوز هم در دنیای بازیگری به دنبال کسب تجربه و الگوبرداری هستید؟

نه دیگر همین تجربیات کافی است (خنده). معلوم است که هر کاری با تمامی اشتراکاتی که با تجربه‌های قبلی دارد، اگر آن وسوسه تجربه متفاوت را نداشته باشد، در انسان رغبتی را برنمی‌انگیزد. الان بگویم حرف درمی‌آید، اما می‌گویم زگهواره تا گور دانش بجوی.

کار کدام بازیگران را دنبال می‌کنید و نگاه‌تان به نسل بازیگران تازه‌وارد چگونه است؟

سیر کاری موفق و روبه‌جلوی بازیگرانی چون لئوناردو دی‌کاپریو و رایان گاسلینگ در این سال‌ها جدا تحسین‌برانگیز است. البته این فهرست خیلی می‌تواند مفصل باشد چون من یک فیلم‌بین حرفه‌ای هستم.

حضور در عرصه موسیقی چقدر برای شما حیاتی و جدی است؟

شما بی‌آب چند روز زنده می‌مانید!؟ برای من موسیقی غذای روح است و اگر وجود نداشت، کامل نبودم.

آیا گروه موسیقی ریزار هم به فعالیت خود ادامه خواهد داد؟

بله، حتما. برنامه‌‌هایی داریم که به‌موقع اعلام خواهد شد.

قصد ندارید آلبومی مستقل از خود روانه بازار کنید یا اینکه ترجیح می‌دهید به همان تک‌آهنگ‌های‌تان اکتفا کنید؟

مدتی است که با دوستان حرفه‌ای و کاربلد، در حال جمع‌آوری آلبوم کاملی هستیم.

شما کار هنری‌تان را با موسیقی شروع کردید و سپس وارد بازیگری شدید. بازخورد و برخورد مردم از حضور دوباره شما در عرصه موسیقی چطور بوده است؟

بسیار عالی بود. البته این‌طور نبوده که حضور من در موسیقی دوام نداشته و من دوباره به این عرصه بازگشته‌ام. باید بودید و می‌دیدید که چطور فقط با چهار آهنگ، در چهار اجرا در سیرجان ۱۶هزار نفر مردم دوست‌داشتنی جمع بودند. قدردان همیشگی‌شان هستم.

شما از جمله افرادی هستید که معمولا با دیگر چهره‌های موسیقی و سینما دشمنی و غرض‌ورزی نمی‌کنند ولی مشخصا جایگاه شما بارها و بارها با حسادت‌ها و دشمنی‌های دیگران همراه بوده است، این غرض‌ورزی‌ها و حسادت‌ها چه تاثیری روی شما گذاشته است؟

گاهی ناراحتم کرده و گاهی هم انگیزه مرا برای طی مسیر بیشتر کرده است. به هر حال اینگونه حسادت‌ها جدای از مقایسه اشتباهی در جایگاه‌ها بسیار به فطرت و ذات آدم‌ها بازمی‌گردد که برای اینگونه‌ افراد از صمیم قلب شفای عاجل را طلب می‌کنم.

برای رسیدن به جایگاه و محبوبیت امروزتان چه تاوان‌هایی داده‌اید و آیا ارزشش را داشته است؟

سختی‌ها زیاد بوده اما می‌دانم آرزوی هر کسی می‌تواند این باشد که در کارش مورد توجه و محبوبیت حداقل اطرافیانش باشد، چه برسد به مردم کشورش. این میزان محبتی را که از سوی هم‌میهنان عزیزم به من می‌رسد نمی‌توانید حتی یک لحظه هم تصور کنید. به هیچ‌وجه قیمتی ندارد.

آیا کسب این اندازه از شهرت، شما را تنها نکرده است؟

این سنگین‌ترین هزینه‌ای است که پرداخت می‌کنم. تنهایی. بله، با تمام وجودم این را حس کردم.

پولساز بودن در عرصه هنر برای شما چه معنایی دارد؟

در حیطه کاری من (بازیگری سینما) یکی از شاخصه‌های تعیین‌کننده همین موضوع است. سینما مدت‌هاست که هنر صنعت نامیده می‌شود و جدا صنعت گرانی است. من هم باید به نوبه خود از تمام توانم برای سرپا ماندن این عشق تلاش کنم.

نگاه شما به کارهای اقتصادی خارج از عرصه هنری برای یک هنرمند چیست؟

در شرایط نرمال می‌توانست هیچ‌وقت پیش نیاید. اما متاسفانه من شاهدم که هنرمندان عزیز و به‌نامی که همه عمرشان را وقف اعتلای فرهنگ و ادب این سرزمین کرده‌اند، چگونه سال‌های پیری را می‌گذرانند.  بنابراین حق بدهید به هنرمندانی که نگران می‌شوند و برخلاف میل‌شان دست به کارهای اقتصادی می‌زنند.

درباره سرنوشت کلوپ مردان بگویید؟

پس از بازگشتم، در برنامه کاری جدید، جایی نداشت!

حالا که کارهای تبلیغاتی برای چهره‌های هنری و ورزشی آزاد شده است، آیا شما هم مشغول کارهای تبلیغاتی شده‌اید؟

من جدیدا از بین پیشنهادهایی که داشتم، G. U. M را انتخاب کردم که یکی از شرکت‌های به‌نام و شناخته‌شده در زمینه محصولات بهداشتی دهان و دندان است.

آیا محمدرضا گلزار هنوز هم یک ورزشکار حرفه‌ای است؟

من اسکی و والیبال را در سطح حرفه‌ای تا مدرک مربیگری ادامه دادم و تمرینات ورزشی هر روزه‌ام نیز مرتب برقرار است. ورزش همیشه جزولاینفک زندگی من بوده است.

آیا باز هم با تیم هنرمندان همکاری خواهید داشت؟

حتما این کار را خواهم کرد.

چرا درحالی که باید ورزش اصل مهمی برای یک هنرمند- مخصوصا بازیگران که ویترین یک کار سینمایی هستند- باشد برای بسیاری از هنرمندان ما اتفاقا اهمیت چندانی ندارد اما برای شما اینقدر مهم است که جزیی از برنامه روزمره‌تان است؟

فکر کنم به تربیتی بازمی‌گردد که در طی سالیان تبدیل به یک عادت شده است. البته در مورد خیلی از آقایان بازیگر این اهمیت شکل گرفته است؛ من که اینطور می‌بینم.

فعالیت‌های ورزشی‌تان شخصی شده یا اینکه قصد دارید مثل گذشته با تیم‌های رشته‌های مختلف ورزشی مثل والیبال و اسکی همکاری حرفه‌ای داشته باشید؟

فعلا که برنامه‌ای قطعی برای همکاری ندارم اما همیشه دغدغه‌اش هست.

فکر می‌کنید چه زمانی کتاب زندگینامه محمدرضا گلزار منتشر خواهد شد و آیا از چنین اتفاقی استقبال می‌کنید؟

خیلی زود است که راجع به آن فکر کنیم. امیدوارم با ترتیب دادن چنین برنامه‌هایی برای هنرمندان نامی و فرهیخته‌مان که سال‌هاست بی‌توقع کار می‌کنند، کمی قدردان زحمات‌شان باشیم.
برای رسیدن به تعادل در زندگی‌تان چه چیزهایی را در خود یا در زندگی‌تان تغییر داده‌اید؟

کلا آدم متعادلی بودم و هستم.

اگر به یک ویژگی اخلاقی و روحی‌تان بخواهید اشاره کنید، چه می‌گویید؟

من با اینکه کم صدمه نخوردم اما در مواجهه با افراد همه‌چیز را پاک می‌دانم تا وقتی که خلافش ثابت شود. خدا را شکر می‌کنم که تحت تاثیر حرف‌ها، کسی را به عرش یا زیر فرش نمی‌برم. بهتر است که از اطرافیان این سوال را بکنید.

برای یک هنرمند، مردمی بودن چقدر مهم است و چرا برخی از هنرمندان از مردم فراری هستند؟

ببینید بعضی سوالات جوابش مثل روز روشن است. برای هنرمندان مخصوصا هنرمندان فیلم و سینما، مهم‌ترین رمز موفقیت، این ارتباط مداوم و صمیمی با مردم است چون باید قصه آنها را تعریف کنیم، باید نقش آنها را بازی کنیم، باید حرف آنها را بزنیم و… اگر اینطور باشد، آن‌وقت می‌شوی عضوی از خانواده‌شان و آن‌وقت است که با خوشحالی‌ات شاد می‌شوند و با ناراحتی‌ات غمگین.

چقدر به استفاده از دنیای اینترنت معتقد هستید و آیا در شبکه‌های اجتماعی فعال هستید؟

بله استفاده می‌کنم. می‌شود به هر پدیده‌ای ایراد گرفت اما در دنیای امروز نبود اینترنت حتما فاجعه بود.

سرانه مطالعه در کشورمان به‌شدت پایین است، شما چقدر مطالعه می‌کنید؟

فکر کنم بخشی از آن به همین وسایل ارتباط جمعی متنوعی که در دسترس عموم هست، برمی‌گردد و بخشی هم به نگاه تربیتی و آموزشی در خانواده، مدتی است که فقط کتاب‌هایی را که به من توصیه شده می‌خوانم. البته بعضی‌هایش هم نصفه مانده است.

از دوستان نزدیک‌تان برای‌مان بگویید؟

خب، زیاد هستند که ممنون محبت‌شان هستم. اما یاد می‌کنم از علیرضا شمس، کیوان‌فرد، پوریا صاحبی، حمید حسینی، شاهین مومنی و بردیا برادر عزیزم که در هر حال و زمانی بودند و دوستی کردند. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

آیا در سال آینده تغییراتی در روند حرکتی محمدرضا گلزار خواهیم دید؟

پیشرفت یعنی تغییر و تکامل یعنی تغییر مداوم. البته این جمله را چرچیل گفته است (خنده).

موفقیت از نگاه محمدرضا گلزار چیست؟

تعریف موفقیت، تعبیری به اندازه تک‌تک خوانندگان این مطلب دارد. موفقیت در شرایط اجتماعی، فرهنگی، زیست‌محیطی و خیلی از عوامل دیگر، برای هر فرد، فرق می‌کند. فقط از ته‌دل آرزومندم که تمامی مردم در زمینه کاری و خانوادگی‌شان موفق باشند.

امسال برای شما چطور سپری شد؛ راضی بودید؟

از نظر کاری خوب شروع شد. با فیلم‌های «دلم می‌خواد» آقای بهمن فرمان‌آرا و «مادر قلب اتمی» اما تلخی از دست دادن مرتضی پاشایی هنوز با من هست.

سخت‌ترین چیزی که امسال با آن دست و پنجه نرم کرده‌اید، چه بوده است؟

بدون تردید غم از دست دادن هنرمند دوست‌داشتنی، مرتضی پاشایی.

رابطه‌تان با عید نوروز چطور است؟ حسی ذاتی شما درباره بهار و عید چیست و مهم‌ترین کاری که در ایام نوروز انجام می‌دهید، کدام است؟

بهار را دوست دارم. احساس می‌کنم که با لطف پروردگار دوباره در خط استارت قرار گرفته‌ام و می‌توانم با نگاه به عملکرد سال قبل، این سال را کم‌اشتباه‌تر سپری کنم. ضمن اینکه فصل تولدم است و همه دورم جمع هستند و عید است و خانواده.

یک آرزوی نوروزی برای همه مردم ایران داشته باشید. 

آرزومندم تمامی ایرانیان سالی رؤیایی از هر نظر در پیش‌رو داشته باشند. آرزومندم تمامی ما ایرانیان، اصلاح را در همه امور، اول از خودمان آغاز کنیم. آرزومندم تنبلی‌مان برای بهتر شدن و پیشرفت را با واژه قناعت، ماستمالی نکنیم. آرزومندم دوستی کنیم و طلبکار نباشیم.

محمدرضا گلزار و مهناز افشار همبازی شدند + عکس

تصویربرداری سریال «عشق تعطیل نیست» به کارگردانی بیژن بیرنگ روز گذشته آغاز شد. با تکمیل فهرست بازیگران و پایان ساخت و ساز دکورها، اولین پلان های «عشق تعطیل نیست» روز گذشته در شهرک سینمایی جلوی دوربین رفت. بهرام شاه محمدلو جدیدترین بازیگری است که به جمع عوامل سریال بیرنگ اضافه شده است. او به همراه مائده طهماسبی و زانیار خسروی در روز اول تصویربرداری جلوی دوربین رفتند. از امروز با اضافه شدن محمدرضا گلزار و مهناز افشار به جمع بازیگران، تصویر برداری «عشق تعطیل نیست» ادامه خواهد یافت. مهرانه مهین‌ترابی، شهرام حقیقت‌دوست، علیرضا خمسه، حدیث میرامینی، رضا ناجی و بهنوش بختیاری دیگر بازیگران این سریال هستند که به مرور جلوی دوربین خواهند رفت.

تمام صحنه های سریال جدید بیرنگ در دکورهایی به وسعت ۲۸۰۰ متر در شهرک سینمایی تصویر برداری می شود. این مجموعه که برای پخش از شبکه نمایش خانگی آماده می شود داستان رها (محمدرضا گلزار) و نفس (مهناز افشار) زوجی جوان است که در آستانه هفتمین سالگرد ازدواجشان با اتفاقاتی روبرو می‌شوند که زندگی خود و اطرافیان‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

تهیه‌کنندگی «عشق تعطیل نیست» را محمدرضا شهبازی و بیژن بیرنگ برعهده دارند. در کارنامه بیژن بیرنگ ساخت سریال‌های خاطره‌انگیزی چون «خانه سبز» و «همسران» به چشم می‌خورد. «عشق تعطیل نیست» نیز در حال و هوای کارهای قبلی همین فیلمساز قرار می‌گیرد. این سریال در ۲۶ قسمت برای پخش در شبکه نمایش خانگی تولید می شود.

شوخی جالب بهاره رهنما با محمدرضا گلزار

سه چهره سینمایی و تلویزیونی، چهارشنبه شب گذشته به تماشای نمایش «دور همی زنان شکسپیر» نشستند.بیژن بیرنگ،محمود عزیزی و محمد رضا گلزار با حضور در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر، به تماشای نمایش «دور همی زنان شکسپیر» به کارگردانی بهاره رهنما نشستند.

درپایان نمایش بهاره رهنما از این سه چهره و تماشاگران تشکر کرد.جالب آنکه در بخشی از نمایش که یکی از کاراکترها (مهناز افشار در نقش ژولیت)از نامزدش به عنوان جوانی زیبا روی (رومئو)صحبت می کرد،بهاره رهنما در دیالوگی بداهه به او گفت«در باغ دیدمش او شبیه هنرپیشه زیبای ایرانی،محمد رضا گلزار است!» که این دیالوگ با تشویق و خنده حضار همراه شد.نمایش «دور همی زنان شکسپیر» به نویسندگی و کارگردانی بهار رهنما، هر شب غیر از شنبه‌ها در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود. مهنازافشار، سحر دولتشاهی ، بهنوش بختیاری ، نسیم ادبی ،کمند امیر سلیمانی،سپند امیر سلیمانی و خود بهاره رهنما در این نمایش بازی دارند.این نمایش نگاهی آزاد به نمایشنامه «چارلز جورج» دارد و مریم منظمی مترجم آن و پیمان قاسم خانی مشاور متن است.

دیگر عوامل این پروژه نمایشی به این شرح هستند:طراح لباس و کلاه بهاره رهنما اجرا:الیزابت تجارب(مزون الیزا)، طراح صحنه سیامک احصایی» ،موسیقی :علی بوستان ،کریستف رضایی، برنامه ریز و دستیار کارگردان مریم جلالیان، طراح گریم:امید گلزاده،اجرای گریم :بانوی آرمانی،مدیر تولید:امیر رضا احمدزمردی،روابط عمومی:آزاده مختاری و عکس وتصویر:بابک برزویه.

«دورهمی زنان شکسپیر» ۱۱ مردادماه تا ۱۵ شهریور ماه اجرا خواهد داشت.همچنین بهاره رهنما در سانس بعد همین سالن در نمایش «آرسنیک و تور کهنه» کاری از حسین پارسایی با پژمان جمشیدی، بیژن بنفشه خواه، خسرو احمدی، فرناز رهنما و … روی صحنه می رود.