بایگانی برچسب‌ها : موزیک

بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷

در سال ۲۰۱۷ میلادی شاهد گرایشات و ترندهای غیرمرسومی در دنیای موسیقی بودیم. محبوب ترین سبک های موزیک در سال جاری میلادی شامل هیپ‌هاپ، آر اند بی و پاپ بود و بیشتر هنرمندان نامزد شده برای دریافت جایزه گرمی ۲۰۱۸، از میان خواننده های این ژانر موسیقی هستند. از جمله می توان به جی زی، کندریک لامار، برونو مارس، چایلیش گمبینو، SZA و خالید اشاره کرد.

حتی اشخاصی همانند میگوس، سمفا، فیوچر و کِلِلا نیز با آهنگ‌های زیبای خود در سبک R&B و هیپ‌هاپ توانستند جانی تازه به دنیای موسیقی ببخشند. در ژانر پاپ نیز خواننده هایی همچون تیلور سوئیفت، هری استایل، سنت وینست و لرد در صدر توجه ها قرار داشتند. از طرفی دیگر، اشخاصی همچون کریس استپلتون و مارگو پرایس به عنوان صداهای جدید در سبک موسیقی کانتری، فادر جان میستی، واکساتاچی، پرفیوم گینس و سیلوان اسو نیز در سبک های آلترناتیو-راک و در نهایت هنرمندی همچون تیناریون برای آهنگ های سنتی آفریقای جنوبی جزو هنرمندان محبوب موسیقی در سال ۲۰۱۷ میلادی بودند.

در نهم آذرماه، نامزدهای شصتمین دوره جوایز «گرمی» معرفی شدند؛ «جی ـ زی» مجموعا ۸ نامزدی بدست آورد که از جمله آن ها می توان به بهترین ضبط سال، بهترین آلبوم سال، بهترین آهنگ سال و بهترین آلبوم رپ سال اشاره کرد. «کندریک لامار» با ۷ نامزدی در بخش‌هایی همچون بهترین ضبط سال و بهترین آلبوم سال در جایگاه دوم نشست. با این تفاسیر، معلوم است که در شصتمین دوره جوایز «گرمی»، خوانندگان رپ و R&B از دیگر هنرمندان پیشی گرفته اند و صدرنشین خواهند بود.

با این مقدمه، از شما دعوت می کنیم تا در ادامه، با محبوب ترین آلبوم های موسیقی سال ۲۰۱۷ آشنا شوید. همراهمان باشید.

۱- جولین بیکر (Julien Baker) – «چراغ‌ها را خاموش کن» (ماتادور)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
جولین بیکر یک خواننده ۲۱ ساله اهل تنسی است که نخستین اجرا تک‌نفره‌اش در سال ۲۰۱۵ میلادی با نام Sprained Ankle چندان خوشایند نبود اما نوید یک آلبوم خوب با ملودی های آرام را داشت. این هنرمند جوان در جدیدترین آلبوم خود یعنی «چراغ‌ها را خاموش کن»، ملودی های ماندگار را با آواهای یکنواخت و بدون کلام در هم آمیخته و نتیجه‌ای بسیار خوب به دست آورده است. آهنگ‌های این آلبوم کاملا آرام و باشکوه هستند و نوای پیانو یا آکوردهای گیتار در بیشتر قطعات و صدای سرایندگان کر در خلال آن ها باعث شده تا آهنگ های ماندگار و زیبایی ساخته و عرضه شوند. این خواننده جوان با آلبوم جدید خود نشان داده که سبکی بسیار جذاب دارد و می توان به آینده موفق وی امیدوار بود.

۲- فادر جان میستی (Father John Misty) – «کمدی خالص» (ساب پاپ)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
فادر جان میستی با نام اصلی جاش تیلمن در زمان انتشار آلبوم باشکوه و زیبای خود، ریش‌هایش را تراشیده و همانند هنرپیشه های دهه ۷۰ میلادی با سبیل در انظار عمومی ظاهر شد. این هنرمند موفق در آلبوم جدید خود نیز مجموعه ای از آهنگ های پست‌مدرنی و شنیدنی را به طرفدارانش عرضه کرده است. اینکه آهنگ های او شبیه خواننده های دیگری همچون التون جان، جان لنون و یا نیلسون یا تنظیماتشان همانند آثار جیمی وب یا لی هزلوود است را فقط خود تیملن می داند و بس.

۳- فیوچر (Future) – «فیوچر» / «هندریکس» – (فریبندز / A1 / Epic)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
فیوچر، رپر و تهیه‌کننده موسیقی آمریکایی، در اوایل سال ۲۰۱۷ با انتشار دو آلبوم پشت سر هم به نام های «فیوچر» و «هندریکس» در سبک هیپ‌هاپ توانست در صدر توجه‌ها قرار بگیرد. فیوچر آلبوم اول خود با نام پلوتو را در آوریل ۲۰۱۲ و در نوامبر پلوتو ۳D را منتشر کرد. دومین آلبوم استدیویی این خوانند با نام راستگو نیز در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۴ منتشر شد. در حالیکه دریک توانست اشعار غمگین و محزون را به گویش موسیقی هیپ‌هاپ وارد کند، فیوچر نیز یک قدم جلوتر رفته و توانست استایل پوچ‌گرایی را وارد این نوع موسیقی کند. این خواننده آمریکایی با تک‌آهنگ هایی همانند Mask Off که چرخه ای از فلوت مراسم سوگواری است توانست سروصدای زیادی بر پا کند.

۴- جی-زی  – ۴:۴۴ (Roc Nation)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
آلبوم ۴:۴۴، چهاردهمین آلبوم استودیویی و سیزدهمین آلبوم تک نفره رپر آمریکایی، جی زی است. این آلبوم توسط راک نیشن منتشر شده است. در این آلبوم برای نخستین بار است که موسیقی سپرینت و تیدال به طور اختصاصی با هم همکاری می‌کنند. این آلبوم جی زی، نامزد جایزه بهترین آلبوم در گرمی ۲۰۱۸ شده است. البته باید گفت که این هنرمند تاکنون ۲۱ جایزه گرمی برای موسیقیش دریافت کرده‌است و یکی از پرفروش‌ترین موسیقیدانان طول تاریخ بشمار می رود. همچنین در سال ۲۰۰۶ میلادی، ام تی وی او را در رتبه «برترین رپر طول تاریخ» قرار داد. جی-زی همیشه در جایگاه یکی از بهترین رپران تاریخ بوده‌است. او در سال ۲۰۰۸ با خواننده آر اند بی، بیانسه ازدواج کرد.

۵- کِلِلا – آلبوم Take Me Apart – استودیو Warp

بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
آلبوم قبلی Kelela در سبک آلترناتیو- آر اند بی بود اما زیادی فضایی بشمار می رفت. اما آلبوم جدید این خواننده داستانی متفاوت دارد. صدای کِلِلا در این آلبوم نیز همچنان در فضای اتاق خواهد پیچید اما این آلبوم دارای اشعار و ملودی های بسیار بهتری است.

۶- کندریک لامار – آلبوم لعنتی (Top Dawg Entertainment/Aftermath/Interscope)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
کندریک لامار همیشه این استعداد را داشته که به عنوان شخصیتی برجسته سبک هیپ‌هاپ در نسل خود بشمار برود. او اولین آلبوم حرفه‌ای خود را به نام Section.80 را در سال ۲۰۱۱ تحت لیبل Top Dawg منتشر کرد. در سال های گذشته او برنده ۷ جایزه گرمی بوده است. امسال نیز نامزد دریافت این جایزه برای آلبوم DAMN خود شده است.

۷- لرد – آلبوم ملودراما (Lava Music/Republic)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
خواننده و ترانه‌سرای نیوزیلندی که با نام هنری «لُرد» شناخته می شود در ۱۶ ژوئن سال ۲۰۱۷ دومین آلبوم استودیویی خود را  منتشر کرد. نوشتن ترانه های این آلبوم از سال ۲۰۱۳ میلادی شروع شده بود. این هنرمند نخستین آلبوم خود را در سن ۱۶ سالگی منتشر کرده بود. اما در آلبوم جدید خود یعنی ملودراما که نامزد دریافت جایزه گرمی ۲۰۱۸ نیز شده شاهد اشعاری ترکیبی از حس های عاشقانه و شکست های عشقی هستیم. البته از عنوان آلبوم نیز می توان این موضوع را به خوبی متوجه شد.

۸- میگوس – آلبوم فرهنگ (Quality Control Music/300 Entertainment/Atlantic)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
با اینکه گروه هیپ‌هاپ آمریکایی میگوس همیشه هم موفق نیست و حرف خاصی برای گفتن ندارد، اما در آلبوم کالچر با تک‌آهنگ هایی همانند Bad and Boujee توانسته نظر مخاطبان را به خود جلب نماید. البته میگوس را باید بی تقلیدکننده ترین و موفق ترین رپ استایل در طول سالیان گذشته دانست.

مصباح قمصرى تولید «زیر و بم» را آغاز کرد

«مصباح قمصرى» که در سال‌های اخیر موزیسین‌ پرکاری بوده، امسال آلبوم دیگرى را نیز در دست تولید دارد. او که چندی پیش از هم‌نوازی‌اش با ساز «بنجو» خبر داده بود، این بار با کمانچه‌ى برزو امیرى هم‌نواز می‌شود.

«برزو امیرى» آهنگساز اثر قطعات را براى تکنوازى کمانچه در فضاهایى نو ساخته است. او پیش از این ذهنیت موسیقایى خود را در آلبوم «حکایت» به خوانندگى حسین علیشاپور معرفى کرده بود. برزو امیری علاوه بر موسیقی سنتى، در زمینه موسیقی‌هاى محلى نیز فعال است و کنسرت‌هاى بسیارى در داخل و خارج کشور را در رزومه کارى خود دارد.

«بم‌کمان» ساز ابداعی قمصری، یکى از پر استفاده‌ترین سازهاى ابداعی در چند سال اخیر بوده و به اعتقاد بسیارى، او مشکل خط باس در موسیقی ایرانى را تا حد زیادى حل کرده است. چندی پیش هم‌نوازى او با میلاد درخشانى تحت عنوان «نقطه‌ى پرگار» و همچنین مجموعه‌ای به نام «افق عمودیست» با همنوازى على قمصرى منتشر شد.

قطعات این مجموعه توسط مصباح قمصرى براى بم‌کمان و سازهاى کوبه‌اى تنظیم و اجرا شده‌اند. «زیر و بم» هم اکنون مراحل اخذ مجوز را طی می‌کند.

شهرام شکوهی : مثل من سمت ماهواره ها نروید

شهرام شکوهی این روزها در آمریکا و در حال برگزاری تور کنسرت هایش است و به همراه گروهش پس از انتشار آلبوم جدیدش «تا نفس هست» تور اجرای زنده این آلبوم را به ینگه دنیا برده است.

این خواننده که خود از جمله چهره هایی است که حضورش در یک مسابقه خوانندگی در شبکه های ماهواره ای باعث شد نبوغ و استعدادش در جامعه دیده شود، درباره موج جدید حضور چهره های ایرانی در مسابقات خوانندگی در کانال های ماهواره ای می گوید: «اگر می خواهند تجربه من را ملاک خود قرار دهند و بر این باور باشند که چون شهرام شکوهی رفت و در آن مسابقه شرکت کرد الان معروف شده است پس ما هم همین روند را طی کنیم، به نظر من بهتر است اصلا این کار را انجام ندهند چون اگر من آهنگ «مدارا» را به صورت نماهنگ منتشر می کردم و بدون شرکت در آن مسابقه در فضای مجازی ارائه می دادم، آن اتفاقی که مد نظرم بود حالا نه در کوتاه مدت بلکه در بلندمدت می افتاد.

اگر کسی می خواهد برای او اتفاقی در حوزه موسیقی بیفتد، دنبال متفاوت بودن واقعی باشد. به هر حال من استایل کاری خودم را دارم و در نهایت می توانم با کمی تغییر و تحول در ارائه استایل کاری مدت دیگری را هم باقی بمانم که این مدت هم بستگی به هوش من و کمک دوستان دارد ولی بالاخره این مدت تمام می شود. یعنی یا نمی توانم بخوانم یا مردم دیگر من را نمی خواهند. اگر شخصی بیاید و شبیه من، احسان خواجه امیری، محسن چاووشی، محسن یگانه، بنیامین بهادری، رضا صادقی، بابک جهانبخش، مهدی یراحی یا رضا یزدانی بخواهند مطمئن باشد که هیچ راهی جز شکست ندارد. در حقیقت اگر کسی بیاید و پشت من و امثال من قرار گیرد عملا کاری از پیش نمی برد.»

این خواننده در عین حال از ضعف های گسترده در بحث های تبلیغاتی موسیقی در ایران گلایه دارد و می گوید: «من نزدیک یک ماه و نیم است که با کمترین میزان استراحت و مقابله با حاشیه ها، مشغول کار کردن هستم و در این میان هم خدا را شکر می کنم که با حمایت مردم و طرفداران در شرایط خوبی قرار دارم کما اینکه من همواره شکرگذار پروردگار خودم بوده ام که تا این لحظه، هم به جهات کاری و هم به جهات مالی همراه من بوده و خواهد بود. من به عنوان شهرام شکوهی که در عرصه خوانندگی با در نظر گرفتن تمامی خط قرمزها و ضوابط مشغول فعالیت هستم به درستی می دانم که از چه مرزهایی نباید عبور کنم اما آیا این درست است که اجازه نداشته باشم حتی یک بیلبورد تبلیغاتی ویژه برگزاری کنسرت موسیقی پاپ در شهری که زندگی می کنم یا کنسرت می دهم نصب کنم؟

باور کنید تنها تبلیغی که هم اکنون برای خوانندگان فراهم است همان کادرهای محدود روزنامه همشهری است ضمن اینکه همان دوستانی که در کامنت ها، خواننده را به باد انتقاد می گیرند، از خوانندگان محبوب خودشان یک آلبوم نمی خرند و آلبوم جدید فلان خواننده را که هنوز از پخش بیرون نیامده از سایت های غیرقانونی دانلود می کنند. واقعا این یک دزدی آشکار است.

از سوی دیگر وقتی شما می آیید و اینچنین از کار، دزدی می کنید چطور می توانید در بسیاری از کامنت های از سر حب و بغض از خواننده انتقاد کنید؟ یعنی دقیقا عین این می ماند که من بروم از یک نانوایی نانی بدزدم و از آن استفاده کنم اما بعد با کمال پررویی به سراغ آن نانوا بیایم و بگویم این نان شما چه کیفیت بدی دارد. آیا این نانوا حق ندارد با چوب به دنبال من بیفتد؟»

گفتگوی فوتبالی با مرتضی پاشایی

می گویند مرتضی پاشایی خواننده محبوب مرحوم ناصر حجازی بوده؛ یعنی قبل از زمانی که مجوز آلبوم بگیرد، با خدابیامرز حشر و نشر داشت.

پاشایی که هر چند وقت یک بار باید به خاطر شیطنت رسانه ها و افراد در شبکه های اجتماعی اینترنت، بیانیه بدهد که حالش خوب است؛ یک چهره نسبتا فوتبالی به حساب می آید. کنسرت های او پاتوق بازیکنان مطرح فوتبال است. خودش هم فوتبال بازی می کرده و مدعی است بازی اش شبیه خداداد عزیزی بوده، یعنی ریزنقش و تکنیکی. گفتگوی فوتبالی با این خواننده پاپ را بخوانید:

گفتگوی فوتبالی با مرتضی پاشایی


مرتضی پاشایی طی چند ماه اخیر تقریبا هر شب کنسرت داشته و به اکثر شهرهای ایران سفر کرده است.

این فقط لطف خداست… من برای این سوال شما جواب خاصی ندارم!

ولی این یک رکورد عجیب است!

من دنبال رکورد و اینجور حرف ها نیستم. آنقدر از مردم انرژی می گیرم و آنقدر مردم به من محبت دارند که روی صحنه می روم و برایشان می خوانم. من این انرژی را از مردم می گیرم و به خودشان پس می دهم. حتی برخی وقت ها که قرار است فقط یک سانس اجرا داشته باشیم، هم تعداد شب های اجرا تمدید می شود و هم به جای شبی یک سانس، شبی دو سانس اجرا می دهم.

خب این استقبال و این علاقه مردم برای خودت جالب نیست؟

جالب… من هر بار و بعد از هر اجرا فقط خدا را شکر می کنم و تلاش می کنم که بهتر و پرقدرت تر کارم را دنبال کنم. فقط با انجام کارهای بهتر و قوی تر می شود گوشه ای از این لطف را جبران کرد و تمام هدف من این است که کارهای بهتری را به گوش مردم برسانم.

فکر می کردی که یک روزی مرتضی پاشایی این جور در دل مردم جا باز کند؟

من همیشه عاشق موسیقی بودم و حدود چهارده سال داشتم که کارم را با یک گیتار شروع کردم. حتی در آن زمان مخالفت هایی با من شد ولی من عاشق موسیقی بودم و هدفم را دنبال کردم. من همیشه خودم را مدیون پدرم می دانم و مطمئن هستم که هر چه دارم از دعای خیر او، خانواده ام و مردم است.

بیشتر کارهای آلبوم و قطعاتی که از تو منتشر می شود را خودت انجام داده ای و شاید به همین دلیل است که خیلی زود با مردم ارتباط برقرار کردی و مورد توجه قرار گرفتی؟

من اعتراف می کنم که این کارها و این ملودی ها از کائنات به من رسیده! نه اینکه من آدم خاصی باشم و قصد تعریف کردن از خودم را داشته باشم. حرف من این است که تمام این اتفاق ها فقط از روی لطف خدا برایم آمده و من کاره ای نیستم. فکر می کنم که ماجرا اینجوری بوده و بعضی وقت ها من هیچ نقشی توی کار نداشتم. شاید فکر کنید که من کلیشه ای صحبت می کنم ولی مرتضی پاشایی غیر از اینکه خدا را شکر کند و بگوید که همه چیز از طرف او بوده، چیز دیگری ندارد.

گفتگوی فوتبالی با مرتضی پاشایی


در بین کارهایی که انجام دادی قطعه «نگران منی» که تیتراژ برنامه «ماه عسل» هم بود، در کنسرت ها به شدت مورد توجه هوادارانت قرار گرفت.

این قطعه داستان جالبی دارد… شاید باورتان نشود ولی من فقط در عرض دو روز این کار را تحویل دوست خوبم احسان علیخانی قرار دادم. من در آن زمان به شدت مریض بودم و حتی با آن حال و احوال این کار را خواندم و تحویل احسان دادم. به هر حال این یک اتفاق خوب است که سی شب صدایت به گوش مردم برسد و میهمان آنها باشی.

خیلی از چهره های معروف و ستاره ها به کنسرت های تو حاضر می شوند و استقبال آنها از کنسرت ها و کارهای تو قابل توجه است؟

خب، من همیشه کارهای خوب این عزیزان را در تلویزیون و سینما می بینم. دوستان هنرمند من همیشه بازی های خوبی داشته اند که من با آنها خاطره دارم، مثلا چند شب پیش خانم بهاره رهنما به کنسرت ما آمد و جالب اینکه در میان این همه کارهای خوب و قابل توجهی که ایشان انجام داده بود، من «نان، عشق و موتور هزار» را به یاد داشتم و این اولین چیزی بود که توی ذهن من جرقه زد. در میان ورزشکاران هم همینطور… وقتی من بازی های آنها را می بینم و انرژی می گیرم، خوشحال می شوم که بگویم با صدایم و با خواندن، نقشی در زندگی آنها داشته باشم؛ این یک تعامل و اتفاقا دوطرفه است که من از آن لذت می برم.

یک نکته جالب اینکه آهنگ پیشواز موبایل خیلی از این ستاره ها صدای توست؟

این فقط لطف دوستان است و هر بار که با این موضوع روبرو می شوم فقط خدا را شکر می کنم و به وجود آمدن چنین مسائلی فقط باعث می شود که بار مسئولیت من سنگین تر می شود و بدانم که کارم تا چه حد سخت است.

فکر می کردی که روزی تا این حد محبوب شوی؟

نه؛ من فقط دنبال کار خودم بودم و فکر نمی کردم که داستان به این شکل شود. شک نکنید که شهرت با گذشت زمان برای هر کسی عادی می شود ولی چیزی که باعث ماندگاری می شود، تداوم کارهای خوب و پیشرفت است. من از همان اول با همین نیت کارم را شروع کردم و وقتی خوشحال می شوم که بدانم در این مسیر موفق بوده ام. با تمام این حرف ها من نسبت به این قضیه احساس خوبی دارم. حس خوبی را تجربه می کنم که تعریف کردن آن سخت است و نمی شود در مورد آن به راحتی صحبت کرد. احساسی که هر کسی نمی تواند آن را تجربه کند و اگر این لطف و محبت مردم را می بینید، فقط به خاطر نگاه ویژه خدا به مرتضی است.

پرسپولیسی هستی یا استقلالی؟

راستش را بخواهید من در هر دو تیم دوستان زیادی دارم و دنبال انتخاب رنگ و تیم هم نیستم. من در ماجرای پرسپولیس و استقلال فقط و فقط طرفدار دربی هستم. فقط دوست دارم که بنشینم و دربی ها را تماشا کنم. من عاشق هیجان دربی ها هستم و این مهمترین چیزی است که برای من در مورد قرمز و آبی وجود دارد.

بازی های تیم ملی را هم دنبال می کنی؟

من روی تیم ملی تعصب دارم و بازی های تیم ملی را دنبال می کنم؛ مخصوصا وقتی تیم ملی به جام جهانی می رود، با هیجان و دقت بیشتری بازی ها را دنبال می کنم.

در مورد بازی های تیم ملی در برزیل چه نظری داری؟

به نظر من تیم ملی لیاقت رفتن به جام جهانی را داشت ولی این برای فوتبال ما کافی نبود چون مردم ما و فوتبال ما این خاصیت را دارند که شگفتی ساز و خاطره ساز باشند. به نظر من بازی ایران – آرژانتین در نوع خودش جالب بود ولی من به آن تیمی که در سال ۱۹۹۸ به جام جهانی رفت خیلی علاقه داشتم.

پس تیم ملی مورد علاقه ات همان تیم ۱۹۹۸ است؟

آن تیم توانست خاطره ساز شود و ما در آن تیم بازیکنانی داشتیم که توانستند آن کار بزرگ و به یادماندنی را انجام دهند. تیم ۹۸ بعد از گذشتن از استرالیا به جام جهانی رفت و بازی های خوبی را انجام داد که به یادماندنی ترین آن مقابل آمریکا بود. تیم ۱۹۹۸ جدا از اینکه خاطره ساز شد، توانست اسطوره های بزرگ و خوبی را مثل علی دایی، خداداد عزیزی، افشین پیروانی، حمید استیلی، کریم باقری، مهدوی کیا و عابدزاده و … را برای فوتبال ما به یادگار بگذارد که البته بعد از مدتی علی کریمی هم به جمع این اسطوره ها اضافه شد.


گفتگوی فوتبالی با مرتضی پاشایی

خودت هم فوتبال بازی می کردی؟

(خنده) زیاد… توی یک برهه ای همه اش دنبال توپ و فوتبال بودیم. به هر حال آن وقت ها که بچه بودیم بیشتر فرصت داشتیم و بچه محل ها هم که حسابی پایه بودند.

شبیه کدام بازیکن فوتبال بازی می کردی؟

(خنده) آن موقع که بازی می کردیم من خیلی تکنیکی بودم و دوست داشتم که کارهای عجیب و غریب انجام دهم.

پس برای خودت یک پا علی کریمی بودی؟

نه در آن حد! ولی بچه ها می گفتند که من شبیه خداداد عزیزی بازی می کنم. بچه ها می گفتند که من یکسری ریزه کاری هایی توی فوتبالم دارم که شبیه کارهای خداداد است.

اگر می توانستی از بین فوتبال و هنر یکی را انتخاب کنی چه تصمیمی می گرفتی؟

خیلی ها از همان بچگی مسیرهای مختلفی را امتحان می کنند و بالاخره وارد یک رشته می شوند. یکی دنبال درس و تحصیل می رود و یکی دنبال ورزش و یکی دیگر هنر را انتخاب می کند که من از همان بچگی عاشق هنر بودم و دوست داشتم که دنبال موسیقی بروم. حتی از همان بچگی هم دوستان و نزدیکانم می گفتندکه من توی این مسیر موفق می شوم و خودم هم از اول دنبال موزیک بودم. حتی همان وقتی که می گفتند خداداد عزیزی، فوتبال انتخاب اولم نبود و دوست داشتم که دنبال هدف اصلی و عشق بزرگم بروم.

راستی چرا شما سرود تیم ملی را برای بازی جام جهانی برزیل نخواندی؟

خواندن سرود تیم ملی برای هر کسی یک افتخار بزرگ است ولی در مورد این قضیه قرعه به نام خواننده قدیمی تری به نام احسان خواجه امیری افتاد و این طبیعی بود. احسان تیم خوب و حرفه ای داشت و در مورد آن کار هم بهتر است مردم نظر بدهند. من به سهم خودم این کار را دوست داشتم و برای همه دوستان و همکارانم آرزوی موفقیت و سلامتی می کنم.

می گویند ناصر حجازی هم صدای تو را دوست داشت؟

این باعث افتخار من است که اسطوره ای به نام ناصر حجازی کار مرا دوست داشته باشد. من هم همیشه ایشان را دوست دارم و یادشان را گرامی می دارم.

ضمنا خبر داری که در مورد تو هم حرف و حدیث هایی درست شد؟

(خنده) در مورد من حرف و حدیث هایی درست کردند که حتی گاهی برایم خنده دار بود. بعضی ها گفتند مرتضی معتاد شده و حتی بعضی های دیگر گفتند که من مرده ام! ولی مهدی کُرد، مدیر برنامه هایم می گوید «تو تا وقتی مرا نکشی، نمی میری!»

بستری شدن تو در بیمارستان هم به این شایعه ها دامن زد.

من مشکل گوارشی داشتم و به همین دلیل معده ام را عمل کردم. آنهایی که با این بیماری مواجه شده اند می دانندکه این بیماری به این زودی ها خوب نمی شود و من هم در حال حاضر دوران نقاهت را سپری می کنم.

روحیه خوب و قابل توجه تو باعث شد که با قدرت کارت را پیش ببری.

چیزی در زندگی من تغییر نکرده و با قدرت کارم را انجام می دهم و زندگی ام را ادامه می دهم. من هیچ وقت به هیچ حاشیه ای خودم را نباختم. مردم چنان انرژی و انگیزه ای به من می دهند که هر روز با قدرت و روحیه بهتری کارم را انجام می دهم. این اتفاق ها باعث شد که من بیشتر به فکر خودم باشم و بیشتر خدا را شکر کنم.

کار آلبومت به کجا رسید؟ حتما می دانی که مردم و هوادارانت منتظر انتشار آلبوم تو هستند؟

این بیماری و کنسرت هایی که داشتم باعث شد تا بعضی از کارهایم کمی عقب بیفتد ولی مطمئن باشید که مرتضی پاشایی با قدرت کارش را انجام می دهد و تلاش می کند تا بهتر از قبل صدایش را به گوش مردم برساند. من معتقدم که همه چیز دست خداست. با خواست خدا بود که از بین این همه آدم، فقط یک نفر مرتضی پاشایی شد و شک نکنید که همه چیز دست خداست. من هم می مانم و برای مردمم می خوانم.

«کاوه آفاق» در به در به دنبال مجوز است!

آفاق سرسختانه به دنبال مجوز اولین آلبوم رسمی‌اش است تا بتواند برای طرفدارانش اجرای زنده داشته باشد. او در سال ۹۲ اولین اجرای رسمی‌اش را در جشنواره مقاومت و در برج میلاد برگزار کرد و موفق به دریافت جایزه بهترین اثر شد. اثری با عنوان «ایران» که تاکنون تصمیم به پخش آن نگرفته بود و فقط در همان جشنواره اجرا شده بود. به بهانه تولید قطعاتی با مضامین ملی از سوی خوانندگان رسمی و غیر رسمی با کاوه آفاق گفت‌وگو کردیم تا از انگیزه‌اش درباره ساخت این کار، کار مشترکش با گروه آناتما، گروه the ways  و… بیشتر بدانیم.

چه شد که تصمیم گرفتید قطعه‌ای با مضمون ملی بسازید؟

آهنگسازی این کار را سال ۸۷ انجام داده بودم و در سال ۸۸ ترانه‌اش را گفتم ولی به علت شرایطی که آن زمان پیش آمد، این کار را معلق نگه داشتم. سال ۹۱ با دوست قدیمی دوران دبیرستانم آقای شهاب آفاقی تنظیمش را شروع کردیم و سال ۹۲ هم این کار را در جشنواره مقاومت (با یک گروه فوق‌حرفه‌ای، نوازنده‌ها و رهبر ارکستری که  طبق استانداردهایی که من از موسیقی بین‌المللی این سبک می‌شناختم) اجرا کردیم و اتفاقا به عنوان بهترین قطعه برگزیده شد و جایزه بهترین اجرای زنده به‌خاطر شیوه خاص اجرای کارمون در آن جشنواره به ما تعلق گرفت.

البته یک نکته را باید درباره جشنواره مقاومت بگویم. کارهایی که در جشنواره مقاومت اجرا می‌شود اکثرا مضمون ملی دارد و راجع به ایران است و هرگز ربطی به خط سیاسی مشخص و از پیش تعیین شده‌ای ندارد.

چرا تا امروز تصمیم به پخش این کار نگرفته بودید؟

شرایطش پیش نیامده بود. در حال و هوای جام‌جهانی بهترین موقعیت برای پخش آهنگ ایران بود چون مردم در این ایام خاص چنین کارهایی را بیشتر گوش می‌دهند و روحیه و غلیان ملی بالاتری دارند.

یک روز یکی باید بماند

به نظرتان کارهایی که اخیرا با مضامین ملی یا درباره جام‌جهانی  تولید شده چطور بوده و آیا اصلا آنها را گوش کرده‌اید؟

چندتایی از آنها را گوش کرده‌ام. دو گونه و گروه هنرمند و سبک هستند که این‌گونه کار‌ها را تولید می‌کنند؛ بچه‌هایی که رسمی یا مجاز کار می‌کنند و بچه‌هایی که به صورت رسمی کار نمی‌کنند و به آنها به اشتباه لقب زیرزمینی داده شده است. فکر می‌کنم آنهایی که غیر رسمی یا زیرزمینی کار می‌کنند کارهای بهتری ارائه کرده‌اند. از میان آثاری که شنیده‌ام به غیر از یکی، دوتای‌شان که اسم هم نمی‌برم، باقی‌شان کارهای سفارشی بوده اند .متاسفانه این‌گونه کارها معمولا از دل برنیامده‌اند که بر دل بنشینند. به نظر من به طور کلی سه مدل کار ملی داریم؛

یک مدل کارهایی هستند که به سفارش یک دستگاه یا ارگان ساخته می‌شوند؛ یعنی طرف پول می‌گیرد تا ظرف یک مدت زمانی کاری برای کشورش بسازد. حالا شاید آن خواننده و آهنگساز در آن زمان درگیر هزار جور مشکل شخصی باشد و نتواند احساسش را در قالب کارش به کشورش بیان کند، ولی چون موظف است کار را تحویل دهد، هر طور که شده باید آن را بسازد.

یک مدل دیگر داریم که طرف به خاطر اینکه بعدها بتواند در اعیاد و مراسم سازمانی و ارگانی اجرا داشته باشد و پول بیشتری دربیاورد داوطلب می‌شود و یک کار برای ایران می‌خواند. ولی یکسری از خواننده‌ها یا آهنگسازانی هم هستند که به صورت رسمی فعالیت نمی‌کنند. اینها همان‌هایی هستند که یک روز وقتی در خانه‌شان نشسته‌اند و قرار هم نیست هیچ منفعتی داشته باشند برای کشورشان آهنگی می‌سازند و می‌خوانند. این دسته از کارها چون کاملا احساسی است و از دل برآمده است بر دل هم می‌نشیند.

شاید ۲۰ سال دیگر هیچ‌کس یادش هم نیاید که خیلی از ماها در فلان سال آهنگی برای جام‌جهانی و  ایران خوانده‌‌ایم، اما یک خواننده‌ای که شاید امروز کسی هم او را نشناسد، کاری را که برای کشورش خوانده ۲۰ سال دیگر هم شنیده شود.

البته شاید بعضی از خواننده‌های غیر رسمی هم این کار‌ها را به این امید بسازند که بعدها مجوزدار شوند؛ این‌طور نیست؟

اجازه بدهید مطلبی را بگویم؛ اینجا تنها جای جهان است که وقتی کاری با مضامین ملی می‌خوانی بعضی مردم از دستت ناراحت می‌شوند. به نظرم این یک فاجعه ملی است. طرف یک کار برای وطنش خوانده و از فردای همان روز هزار جور انگ به او زده می‌شود. من واقعا نمی‌فهمم چرا وقتی یک کار برای سرزمین و کشورت تولید می‌کنی باید این‌طور حرف‌ها را بشنوی. واقعا برای این نوع دیدگاه برخی متاسفم.

این حرف‌ها و این بازخوردهای منفی برای شما هم به وجود آمد؟

بله، برای من هم به وجود آمده؛ من روی استیج رفتم و کاری را برای ایران خوانده و از فردایش هزار جور حرف شنیدم. وزارت ارشاد وقتی می‌خواهد به کسی مجوز بدهد اصلا به این کاری ندارد که تو کار ملی خوانده‌ای یا نه. آنها فاکتور‌های دیگری دارند. اخذ مجوز، یکسری ضوابط اداری دارد که مراحل باید طی شود.

شما هم این ضوابط را برای آلبوم‌تان طی کرده‌اید؟

شاید باورتان نشود من این مراحل و ضوابط را حدود ۲۰ بار طی کرده‌ام (می‌خندد). هربار تا می‌خواهیم به جایی برسیم کارها رد می‌شود و دوباره از ابتدا شروع می‌شود. البته کارهایی که اصلاحیه می‌خواهد را من اصلاح نمی‌کنم و کنار می‌گذارم چون اعتقادی به سانسور ندارم.  اگر یک کلمه از کارم هم بخواهند عوض کنم  آن کار را هرگز به سفارش دوستان ادیت نمی‌کنم بنابراین هر بار وقتی کارم رد می‌شود آن را کنار می‌گذارم و دوباره از نو کار جدیدی می‌سازم.

در چند وقت اخیر خیلی از خواننده‌هایی که تا به حال غیر رسمی یا زیرزمینی کار می‌کرده‌اند موفق شده‌اند مجوزدار شوند، فکر می‌کنید چرا تا به حال به آلبوم‌تان مجوز نداده‌اند؟

البته در بسیاری از مواقع، میان آن ضوابطی که گفتم یک‌سری روابطی هم موجود است که کمی هم به اقبال و تقدیر نیک یک هنرمند بستگی دارد .

خیلی‌ها به کارهایی که برای تیم ملی یا برای ایران خوانده شده انتقاد داشتند. توجیهاتی هم از سمت خواننده‌ها آورده شد. برای مثال احسان خواجه‌امیری در جواب گفته بود که من مدت زیادی را صرف تولید کارم کردم. گفته بود، ریتم کار ریتمی جنوبی است که شباهت‌هایی هم با موسیقی برزیل دارد و… می‌خواهم بدانم برای تولید یک کار ملی دقت به چنین مسائلی لازم است؟ یعنی این مسائل چقدر می‌تواند به ماندگاری یک اثر کمک کند؟

یک کار ملی باید فاکتورهایی را داشته باشد که ۱۵۰ سال دیگر، حتی بدون آنکه بدانی این کار برای جام‌جهانی برزیل ساخته شده باز هم بتوانی آن را زمزمه کنی. کار ملی موفق کاری است که مردم بتوانند در استادیوم و بدون موزیک آن را بخوانند. اصلا کار ملی موفق کاری است که هر جمعی بدون موزیک بتواند آن را بخواند؛ کاری که این قابلیت را داشته باشد تبدیل به یک کار ملی خوب می‌شود؛ حالا چه با ریتم برزیلی باشد، چه باریتم فیلیپینی یا مغولستانی یا از شاخ آفریقا آمده باشد.

کمی هم به کارهای خودتان بپردازیم، الان مشغول چه کاری هستید؟

راستش همان‌طور که گفتم الان مشغول ارتقای آهنگ‌های آلبومم هستم. مدام کارها رد می‌شود و من هم دوباره کار جدید می‌سازم. ترانه جدید می‌گویم و با رهبر ارکستر بزرگ «آرمان مهربان» مشغول همکاری هستم. آرمان مهربان هم دوست خوب و هم همکار ایده‌پرداز خوبی است و از همکاری با او خیلی‌خیلی راضی‌ام و فکر می‌کنم بتوانیم کارهای خوبی بسازیم. یک کار مشترک هم با گروه آناتما داشته‌ایم.

این کار در چه مرحله‌ای است؟

مذاکرات‌مان انجام شده و همه‌چیز برای این کار آماده است. آهنگسازی و ترانه این کار برای ماست و کار هم آماده و خوانده شده و با آنها به توافق هم رسیده‌ایم. فقط متاسفانه طبق اصول قوانین کاری خارج از کشور باید این اثر در ایران هم دارای تصویر شود تا در کنسرت‌های بین المللی برای ما مسئله‌ساز شود. هنوز ویزای ایران را نتوانسته‌اند دریافت کنند، ولی ما در حال پیگیری هستیم که بتوانیم این مشکل را حل کنیم.

گفتید به آنها ویزا ندادند که به ایران بیایند. چرا خودتان برای ضبط آلبوم پیش آنها نرفتید؟

ببینید من می‌خواهم کاری کنم که به درد موسیقی ما و شناساندن فرهنگ کشورم بخورد. اگر من هم بروم آنجا پس چه فرقی با بقیه دارم؟

 کاوه آفاق چقدر به گرفتن مجوز امیدوار است؟

کاملا امیدوارم. دیر و زود دارد اما سوخت‌وسوز ندارد.

چقدر هزینه مادی و معنوی برای پیشرفت کارتان کرده‌اید؟

به لحاظ معنوی هزینه‌های زیادی پرداخته‌ام. خیلی‌های دیگر جای من قرار گرفتند و از ایران رفتند. همه می‌دانند از چه کسانی صحبت می‌کنم.

شما چرا نرفتید؟

خب بالاخره روزی یکی هم باید بماند و نرود و ببیند کار به کجا می‌رسد. خیلی سال است که برخی اهالی موسیقی با کمترین فشار مالی یا اداری به جای ایستادن، تعامل مثبت و برد برد و حل مسئله، رفتن  را بر ادامه پیگیری‌ها  ترجیح می‌دهند. البته رفتن پس از تلاش لازم و کافی برای حل مشکل را رد نمی‌کنم.

جالب است که این همه عرق ملی دارید. معمولا راکر‌ها به مرز و محدوده اعتقادی ندارند اما شما از همان ابتدای فعالیت مچ‌بندی با رنگ‌های پرچم ایران داشتید.

یک راکر حرفه‌ای می‌کوشد که به حل بحران‌های فرهنگی جهان کمک کند. این یک ایده کلی است که تمام راکرها به آن معتقدند. ایران هم بخشی از جهان است و مثل هر جای دیگر یکسری دغدغه های فرهنگی دارد. قصد ندارم کل جهان را عوض کنم. آن را واگذار می‌کنم به باقی راکر‌های ایران که از اینگونه نقدها به من دارند (می‌خندد). من فقط می‌خواهم به عنوان یک موزیسین تلاش کرده و به کشورم کمک کنم. حالا چه از لحاظ هنری و چه از لحاظ فرهنگی.

خیلی از کسانی که سبک و سیاق کاری‌شان نزدیک به راک است بعد از مدتی که مجوزدار می‌شوند از این سبک فاصله می‌گیرند، فکر می‌کنید اگر مجوز بگیرید این اتفاق برای شما هم بیفتد؟

راکر‌ها معمولا یا گروهی تمام کارهای‌شان را می‌سازند یا اگر یک نفر باشند تمام کار را خودشان تولید می‌کنند. این تقریبا در سبک راک یک اصل است. من ترانه‌هایم را خودم می‌گویم، آهنگ‌ها را خودم می‌سازم، بسیاری از خطوط هارمونی و کنترپوانیک و نوازندگی چند ساز را خودم برعهده دارم و در تنظیم‌ها هم حداقل

۵۰ درصد با دوستان همکارم سهیم هستم. این اتفاقی که می‌گویی برای کسانی می‌افتد که شعر را از یکی می‌گیرند، آهنگ را یکی دیگر برای‌شان می‌سازد و تنظیم کار را هم می‌سپارند به شخص دیگری و بعد خودشان می‌روند شمال آفتاب می‌گیرند و بعد که برمی‌گردند کارشان را حاضر و آماده تحویل می‌گیرند. معمولا به خاطر اینکه فروش آلبوم‌شان بالاتر برود درگیر این قضایا می‌شوند و از سبک خودشان فاصله می‌گیرند و بیشتر به پاپ نزدیک می‌شوند. برای من فروش بالای یک  آلبوم بی‌کیفیت هنری، هرگز مهم نیست، بنابراین امیدوارم هیچ‌وقت این اتفاق درمورد من نیفتد.

یک روز یکی باید بماند

با تمام این صحبت‌ها چرا همچنان به‌دنبال مجوز هستید؟

من به قول معروف  از عمق وجودم  در تب دیدن هوادارانم و طرفداران سبک موسیقی‌ام می‌سوزم. برای این دنبال مجوز هستم که بتوانم برای‌شان اجرا داشته باشم.

چرا کاوه آفاق دیگر با گروه  the ways  کار نمی‌کند؟

جریان این است که به دلایلی که خواهم گفت از دست برخی اعضای گروه خسته شده‌ام. در کارشان آماتور بودند و کم‌کاری داشتند و اخلاق حرفه‌ای و آداب کار گروهی و مسئولیت‌پذیری را هم رعایت نمی‌کردند و احساس کردم که اینها برای من دردسرساز خواهد شد چون تمام فشار‌ها روی دوش من بود. در اغلب موارد آهنگ را من می‌ساختم، ترانه را من می‌گفتم، ایده ۸۰ درصد تنظیم‌ها را من می‌دادم، از اجاره استودیو تا پیگیری اخذ مجوز را هم دنبال می‌کردم. راستش دیگر خسته شدم.

یعنی بودن در این گروه هیچ سودی برایت نداشته؟

بودن در این گروه معنی ندارد. عملا the ways یعنی کاوه آفاق. در واقع یک جور اسم مستعار برای من بوده است.

قرار است با آناتما در ایران اجرا داشته باشید؟

قاعدتا به آنها مجوز اجرا داده نمی‌شود چون نیاز به یک استادیوم فوتبال است. همان‌طور که به کریس دی برگ و یانی اجازه اجرا داده نشد. فقط من می‌خواستم آنها به عنوان ناظر آلبوم من اینجا باشند. در همه جای دنیا این کار انجام می‌شود و کار روتینی است.

اما این گروه همچنان در حال فعالیت است.

فعلا اولویت‌های کاری من مقولاتی مهم‌تر است. پس از مدتی استراحت و مطالعه روی آلبوم‌های بعدی احتمالا موضوع را از طریق مراجع قانونی پیگیری خواهم کرد چون عملا یک اسم‌دزدی اتفاق افتاده. طبق اصول حقوقی، مجموع کارهایی که من تا به امروز در این گروه انجام دادم، که چیزی حدود ۹۰ درصد کارهای این گروه را شامل می‌شود، به نام من ثبت شده است.

قاعدتا وقتی مراحل حقوقی و دادگاهی طی شود قانون دیگر اجازه نمی‌دهد افراد دیگری از این اسم استفاده کنند و تحت عنوان این نام فعالیت داشته باشند یا این اسم ملغی می‌شود یا اینکه باید با من تسویه‌حساب مالی کنند. در واقع شهرت گروه مدیون آهنگ‌هایی مانند شال، اتاق آبی، قصه زیر زمین، شهر من کو و خواب بازی و… است که شعر، آهنگ، تنظیم و نوازندگی اکثر سازها با شخص من بوده و حتی نامگذاری گروه به نام د. ویز و طراحی آرم پروانه گروه و ادبیات نوشتاری گروه اغلب از سوی من انجام می‌شد. همچنین طراحی و ایده‌پردازی بسیاری از کلیپ‌ها و حتی طراحی لباس و گریم و بازیگردانی اعضا بر دوش من بود.

این مثال‌ها مشتی است نمونه  خروار از مشقاتی که من سال‌ها به‌طور تمام‌وقت و شبانه‌روز و گهگاهی دوستانم  آراد آریا و پویا ثابتی و آرین نایینی تحمل کردیم و دیگران در خانه نشستند و از مواهب این شهرت در راستای اموری غیر از موسیقی استفاده کردند.

محسن چاووشی برای حسین پناهی خواند

در این ترانه که «این بود زندگی » نام دارد زنده‌یاد حسین پناهی ترانه سرا، محسن چاووشی ملودی و خواننده، فرشاد حسامی به عنوان تنظیم‌کننده و نیما رمضان به عنوان نوازنده گیتار الکتریک حضور دارند.

خواننده موسیقی پاپ کشورمان به مناسبت فرا رسیدن یازدهمین سالروز درگذشت حسین پناهی تک آهنگی را در فضای مجازی منتشر کرد.

در این ترانه که «این بود زندگی » نام دارد زنده‌یاد حسین پناهی ترانه سرا، محسن چاووشی ملودی و خواننده، فرشاد حسامی به عنوان تنظیم‌کننده و نیما رمضان به عنوان نوازنده گیتار الکتریک حضور دارند.

خواننده آلبوم «من خود آن سیزدهم …» که طی روزهای آینده آلبوم «پاروی بی قایق» را منتشر خواهد کرد در توضیحاتی به بهانه انتشار این قطعه موسیقایی آورده است: این موزیک و خواندن من مثل شعر استاد و زندگی، کوتاه است. فعلا چیز دیگری برای گفتن ندارم و هر چه بگویم به گزاف گفته شده… انتشار این اثر در این تاریخ، تصویری است که نزدیکی مرگ و زندگی انسان‌ها در آن جریان دارد و برخی اوقات تفکر درباره زندگی و فراز و فرود‌هایش می‌تواند در نوع زندگی آدم‌ها، تاثیرات شگفت انگیزی را باعث شود.

در متن ترانه «این بود زندگی» آمده است:
میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ
این بود زندگی …