بایگانی برچسب‌ها : موسیقی

بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷

در سال ۲۰۱۷ میلادی شاهد گرایشات و ترندهای غیرمرسومی در دنیای موسیقی بودیم. محبوب ترین سبک های موزیک در سال جاری میلادی شامل هیپ‌هاپ، آر اند بی و پاپ بود و بیشتر هنرمندان نامزد شده برای دریافت جایزه گرمی ۲۰۱۸، از میان خواننده های این ژانر موسیقی هستند. از جمله می توان به جی زی، کندریک لامار، برونو مارس، چایلیش گمبینو، SZA و خالید اشاره کرد.

حتی اشخاصی همانند میگوس، سمفا، فیوچر و کِلِلا نیز با آهنگ‌های زیبای خود در سبک R&B و هیپ‌هاپ توانستند جانی تازه به دنیای موسیقی ببخشند. در ژانر پاپ نیز خواننده هایی همچون تیلور سوئیفت، هری استایل، سنت وینست و لرد در صدر توجه ها قرار داشتند. از طرفی دیگر، اشخاصی همچون کریس استپلتون و مارگو پرایس به عنوان صداهای جدید در سبک موسیقی کانتری، فادر جان میستی، واکساتاچی، پرفیوم گینس و سیلوان اسو نیز در سبک های آلترناتیو-راک و در نهایت هنرمندی همچون تیناریون برای آهنگ های سنتی آفریقای جنوبی جزو هنرمندان محبوب موسیقی در سال ۲۰۱۷ میلادی بودند.

در نهم آذرماه، نامزدهای شصتمین دوره جوایز «گرمی» معرفی شدند؛ «جی ـ زی» مجموعا ۸ نامزدی بدست آورد که از جمله آن ها می توان به بهترین ضبط سال، بهترین آلبوم سال، بهترین آهنگ سال و بهترین آلبوم رپ سال اشاره کرد. «کندریک لامار» با ۷ نامزدی در بخش‌هایی همچون بهترین ضبط سال و بهترین آلبوم سال در جایگاه دوم نشست. با این تفاسیر، معلوم است که در شصتمین دوره جوایز «گرمی»، خوانندگان رپ و R&B از دیگر هنرمندان پیشی گرفته اند و صدرنشین خواهند بود.

با این مقدمه، از شما دعوت می کنیم تا در ادامه، با محبوب ترین آلبوم های موسیقی سال ۲۰۱۷ آشنا شوید. همراهمان باشید.

۱- جولین بیکر (Julien Baker) – «چراغ‌ها را خاموش کن» (ماتادور)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
جولین بیکر یک خواننده ۲۱ ساله اهل تنسی است که نخستین اجرا تک‌نفره‌اش در سال ۲۰۱۵ میلادی با نام Sprained Ankle چندان خوشایند نبود اما نوید یک آلبوم خوب با ملودی های آرام را داشت. این هنرمند جوان در جدیدترین آلبوم خود یعنی «چراغ‌ها را خاموش کن»، ملودی های ماندگار را با آواهای یکنواخت و بدون کلام در هم آمیخته و نتیجه‌ای بسیار خوب به دست آورده است. آهنگ‌های این آلبوم کاملا آرام و باشکوه هستند و نوای پیانو یا آکوردهای گیتار در بیشتر قطعات و صدای سرایندگان کر در خلال آن ها باعث شده تا آهنگ های ماندگار و زیبایی ساخته و عرضه شوند. این خواننده جوان با آلبوم جدید خود نشان داده که سبکی بسیار جذاب دارد و می توان به آینده موفق وی امیدوار بود.

۲- فادر جان میستی (Father John Misty) – «کمدی خالص» (ساب پاپ)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
فادر جان میستی با نام اصلی جاش تیلمن در زمان انتشار آلبوم باشکوه و زیبای خود، ریش‌هایش را تراشیده و همانند هنرپیشه های دهه ۷۰ میلادی با سبیل در انظار عمومی ظاهر شد. این هنرمند موفق در آلبوم جدید خود نیز مجموعه ای از آهنگ های پست‌مدرنی و شنیدنی را به طرفدارانش عرضه کرده است. اینکه آهنگ های او شبیه خواننده های دیگری همچون التون جان، جان لنون و یا نیلسون یا تنظیماتشان همانند آثار جیمی وب یا لی هزلوود است را فقط خود تیملن می داند و بس.

۳- فیوچر (Future) – «فیوچر» / «هندریکس» – (فریبندز / A1 / Epic)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
فیوچر، رپر و تهیه‌کننده موسیقی آمریکایی، در اوایل سال ۲۰۱۷ با انتشار دو آلبوم پشت سر هم به نام های «فیوچر» و «هندریکس» در سبک هیپ‌هاپ توانست در صدر توجه‌ها قرار بگیرد. فیوچر آلبوم اول خود با نام پلوتو را در آوریل ۲۰۱۲ و در نوامبر پلوتو ۳D را منتشر کرد. دومین آلبوم استدیویی این خوانند با نام راستگو نیز در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۴ منتشر شد. در حالیکه دریک توانست اشعار غمگین و محزون را به گویش موسیقی هیپ‌هاپ وارد کند، فیوچر نیز یک قدم جلوتر رفته و توانست استایل پوچ‌گرایی را وارد این نوع موسیقی کند. این خواننده آمریکایی با تک‌آهنگ هایی همانند Mask Off که چرخه ای از فلوت مراسم سوگواری است توانست سروصدای زیادی بر پا کند.

۴- جی-زی  – ۴:۴۴ (Roc Nation)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
آلبوم ۴:۴۴، چهاردهمین آلبوم استودیویی و سیزدهمین آلبوم تک نفره رپر آمریکایی، جی زی است. این آلبوم توسط راک نیشن منتشر شده است. در این آلبوم برای نخستین بار است که موسیقی سپرینت و تیدال به طور اختصاصی با هم همکاری می‌کنند. این آلبوم جی زی، نامزد جایزه بهترین آلبوم در گرمی ۲۰۱۸ شده است. البته باید گفت که این هنرمند تاکنون ۲۱ جایزه گرمی برای موسیقیش دریافت کرده‌است و یکی از پرفروش‌ترین موسیقیدانان طول تاریخ بشمار می رود. همچنین در سال ۲۰۰۶ میلادی، ام تی وی او را در رتبه «برترین رپر طول تاریخ» قرار داد. جی-زی همیشه در جایگاه یکی از بهترین رپران تاریخ بوده‌است. او در سال ۲۰۰۸ با خواننده آر اند بی، بیانسه ازدواج کرد.

۵- کِلِلا – آلبوم Take Me Apart – استودیو Warp

بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
آلبوم قبلی Kelela در سبک آلترناتیو- آر اند بی بود اما زیادی فضایی بشمار می رفت. اما آلبوم جدید این خواننده داستانی متفاوت دارد. صدای کِلِلا در این آلبوم نیز همچنان در فضای اتاق خواهد پیچید اما این آلبوم دارای اشعار و ملودی های بسیار بهتری است.

۶- کندریک لامار – آلبوم لعنتی (Top Dawg Entertainment/Aftermath/Interscope)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
کندریک لامار همیشه این استعداد را داشته که به عنوان شخصیتی برجسته سبک هیپ‌هاپ در نسل خود بشمار برود. او اولین آلبوم حرفه‌ای خود را به نام Section.80 را در سال ۲۰۱۱ تحت لیبل Top Dawg منتشر کرد. در سال های گذشته او برنده ۷ جایزه گرمی بوده است. امسال نیز نامزد دریافت این جایزه برای آلبوم DAMN خود شده است.

۷- لرد – آلبوم ملودراما (Lava Music/Republic)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
خواننده و ترانه‌سرای نیوزیلندی که با نام هنری «لُرد» شناخته می شود در ۱۶ ژوئن سال ۲۰۱۷ دومین آلبوم استودیویی خود را  منتشر کرد. نوشتن ترانه های این آلبوم از سال ۲۰۱۳ میلادی شروع شده بود. این هنرمند نخستین آلبوم خود را در سن ۱۶ سالگی منتشر کرده بود. اما در آلبوم جدید خود یعنی ملودراما که نامزد دریافت جایزه گرمی ۲۰۱۸ نیز شده شاهد اشعاری ترکیبی از حس های عاشقانه و شکست های عشقی هستیم. البته از عنوان آلبوم نیز می توان این موضوع را به خوبی متوجه شد.

۸- میگوس – آلبوم فرهنگ (Quality Control Music/300 Entertainment/Atlantic)

 بهترین آلبوم های موسیقی در سال ۲۰۱۷
با اینکه گروه هیپ‌هاپ آمریکایی میگوس همیشه هم موفق نیست و حرف خاصی برای گفتن ندارد، اما در آلبوم کالچر با تک‌آهنگ هایی همانند Bad and Boujee توانسته نظر مخاطبان را به خود جلب نماید. البته میگوس را باید بی تقلیدکننده ترین و موفق ترین رپ استایل در طول سالیان گذشته دانست.

گوش دادن به موسیقی ممنوع ، مضر است !

از آنجایی که  یک هدفون جدید این تعطیلات به من هدیه داده شد، عادت پیدا کردم هنگام کار به موسیقی گوش بدم.
خیلی برایم جالب که چقدر بهره وری و خلاقیتم با گوش دادن به کانال  موتزارت  و گیتار کلاسیک اپ پاندورا (Pandora)، که به آرامی در حال پخشه، بالا رفته.

کنجکاو از اینکه بدونم دقیقا چی تو مغزم هنگام پخش موسیقی اتفاق می افته، با دانیال لِویتن، یک متخصص درک اعصاب  و نوسنده کتاب «این مغز شما  با موسیقی ست» (This is your brain on music)، تماس گرفتم.

اون به من گفت: « نه که بخوام تو ذوقت بزنم» اما اون وقت هایی که به موسیقی گوش می دی به احتمال زیاد بهروریت  رو کم می کنه.
لطفاً صدای جیغ ترمز را در این قسمت متن پخش کنید.

لِویتن، که خود یک موسیقی دان هم هست، در ادامه گفت: «اینقدر داره بهت خوش می گذره  که بهت این «حس» دست می ده که بهره وری بیشتر داری».
اون به مجموعه مقالاتی اشاره کرد  که نشان می دهد که تقریبا در همه ی موارد بهروری شما روی کارهای فکری ( مثل خواندن یا نوشتن) در حین گوش دادن به موسیقی بسیار آسیب می بینه.  به عنوان مثال تحقیقی در ۲۰۱۰ به این نتیجه دست یافت که اشخاص کارهای مربوط به حافظه را وقتی که بطور همزمان در پس زمینه به موسیقی گوش می دهند در مقایسه با زمانی که محیط آرام و ساکت می باشد، بدتر اجرا می کنند.

راه بهتر از نظر لِویتن؟  «قبل» از شروع کار به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه به موسیقی گوش دهید.

او  توضیح داد که گوش دادن به آهنگ هایی که از آنها لذت می برید می تواند شما را در حس بهتری قرار می دهد و شما را آرام کند. مغز شما پیام رسان عصبی دوپامین (neurotransmitter dopamine) را ترشح می کند، که به شما «حس گرمی از لذت» می دهد. ممکن است پیام رسان عصبی سروتونین (neurotransmitter serotonin) نیز دریافت کنید حس شما را بالا می برد و تمرکز کردن را برای شما ساده تر می کند.

متاسفانه لِویتن ابراز کرد که گوش دادن به موسیقی مقداری از ظرفیت های توجه شما را نیز می گیرد، این به این معناست که اگر به آن «در حین» کار کردن گوش بدهید، منابع کمتری دارید که به سمت کار که دارید انجام می دهید هدایت کنید.

استثنا این قضیه  زمانی ست که کارهایی رو انجام می دهید که آهنگی تکراری و یکنواخت دارند، مثل وقتی دارید روی یک خط تولید کار می کنید یا رانندگی در مدت زمان طولانی.
در آن موارد، لِویتن بیان کرد، خسته شدن خیلی راحته، پس موسیقی هوشیاری شما را افزایش می ده و به شما این امکان را می ده که به کار بیشتر توجه کنید.

لِویتن گفت خود او این تحقیقات علمی در زمینه موسیقی و بهره وری را در زندگی خود به کار می برد. وقتی که در حال مطالعه یا نوشتن است در سکوت کار می کند و بین آنها با گوش دادن به موسیقی، ورزش و یا فقط بودن در طبیعت استراحت کوچکی انجام می دهد که تمام اینها می توانند به تجدید قوا کمک کنند.

اما زمانی که دارد یک کار نسبتاً خسته کننده انجام می دهد، مثلا کارا های حسابداری خود، اغلب موسیقی می گذارد ( اونم طرفدار کانال گیتار کلاسیک پاندورا ست)
یکی دیگه از چیزهایی که باعث شد من فکر کنم که گوش دادن به موسیقی به عملکرد من کمک می کنه فقط پوشیدن هدفون بود، خاصه وقتی در یک اتاق خبر شلوغ مثل من کار می کنید، بهتون کمک می کنه که تمرکز کنید.

مصاحبه با هُمای، پسر حاشیه ها

بی هیچ دلیلی، دشمنان زیادی دارد. همیشه و در هر جمعی به محض نام بردن از او قضاوت ها، نقدها و اعتراض ها به آثار و کاراکترش، جوری بالا می گیرد که گویی او از سیاره ای دیگر آمده و جزو هنرمندان ایرانی نیست؛ اما این موضوع در بین مردم و دوستداران موسیقی کاملا برعکس است. «سعید جعفرزاده احمد سرگورابی» با نام هنری «پرواز همای» مخاطبان و دوستداران فراوانی دارد.

جوری که حدود شش هزار بلیت کنسرت ۲۰ و ۲۱ خرداد این خواننده (که البته در روز برگزاری لغو شد)، در کمتر از شش ساعت به فروش رفت تا آرام آرام توجه رسانه ها به این موضوع و این خواننده بیشتر و بیشتر شود.

مصاحبه با هُمای، پسر حاشیه ها

آوازخواندن او آن طور که خودش می گوید زمانی آغاز شد که در ۱۲ سالگی همراه برادرش در شب های نزدیک به نوروز به خانه همسایه ها می رفتند و بنا به رسم گذشتگان نوروزخوانی می کردند و پول می گرفتند، اگرچه در زادگاه او هیچ گاه جایی برای آموختن هنر نبود ولی او همیشه در مدرسه سرگرم تلاش های هنری بود و همراه با دوستانش گروه نمایش راه انداختند و بارها روی صحنه نمایش بازی کردند.

در ۱۵ سالگی به هنرستانی در شهر رشت راه پیدا کرد تا هنرش را علمی دنبال کند و از آنجا بود که توانست به کلاس موسیقی راه پیدا کند و آواز بخواند. پدرش توانایی کمک کردن به او را نداشت، تصمیم گرفت که به تنهایی به پایتخت سفر کند و درسش را در هنر ادامه دهد. به تهران رفت و وارد دانشگاه موسیقی شد و در کنار موسیقی ادبیات را نیز از استادان بزرگ پارسی آموخت.

روزها گذشت و او برای آنکه بتواند هزینه دانشگاهش را پرداخت کند کار کرد. زمانی نقاشی هایش را در خیابان می فروخت، زمانی در ساختمان های شهر کارگری می کرد، زمانی در خیابان ها دستفروشی می کرد و گاهی با موتور مسافرکشی می کرد. شب ها در خانه های دوستان و گه گاهی در پارک ها می خوابید و برای رسیدن به هدفش از هیچ چیزی هراس نداشت. سه تارش را در دست می گرفت و در انجمن های ادبی و شب شاعران سروده هایش را با آواز می خواند و همچنان از آنها درس ها می آموخت. سرانجام در ۲۴ سالگی خیلی زود توانست مخاطبان بسیاری را جذب کند. او همیشه آرزویش این بوده که بتواند پیام سروده هایش را به گوش جهانیان برساند.

همای ۳ جولای ۲۰۰۸ با کنسرتی به نام «ملاقات با دوزخیان» در «والت دیزنی کنسرت هال» لس آنجلس، تور آمریکا را آغاز کرد و همزمان سه سی دی (CD) به نام های «ملاقات با دوزخیان»، «این چه جهانیست» و «سرزمین بیکران» از او وارد بازار شد.

استقبال از او در بازار داخلی باورنکردنی بود ولی او اجازه اجرا در ایران را نداشت و با اینکه حدود ۴۰۰ اجرا در سراسر جهان داشته، اوایل امسال بالاخره اجازه برگزاری رسمی برنامه هایش به او داده شد ولی در روز اجرا کنسرت تهرانش لغو و به تاریخ دیگری منتقل شد تا «همای» در آستانه دیدار با دوستدارانش قرار بگیرد. در این گفت و گو درباره همه علامت سوال های «همای» و بحث هایی که درباره او در رسانه ها و در بین مخاطبان و اهالی موسیقی و اساتید هست، به گفت و گو نشسته ایم.

اگر قرار باشد شاخصه های مهم «پرواز همای» را در آثارش نام ببریم، شاید پیش از فاکتورهایی چون شعر و موسیقی، تابوشکنی های گاه تند و تیز اوست که باعث شده آثارش مخاطبان بیشتری را به خود جذب کند. این نوع تابوشکنی ها و عبور از خط قرمزها قرار است چه پیامی به شنونده دهد؟

نمی دانم نامش تابوشکنی ست یا نوآوری یا هر چیز دیگر. من فقط احساس و بینش خودم را بی آنکه قصدی داشته باشم با زبان خودم بیان کرده ام. از نظر من در موسیقی خط قرمزی وجود ندارد. هر کس می تواند سبک موسیقی خودش را داشته باشد؛ اما در ادبیات می بایست بسیار آگاهانه گام برداشت و از این رو پیام های عاشقانه و عارفانه و اجتماعی بیشتر مورد علاقه من است.

تفسیرهای مختلفی هم از برخی آثار شما شده که هرگز پاسخ شفافی به آن نوع تفسیرها از سوی شما داده نشده. این سکوت هم جزیی از همان استراتژی کاری شماست؟

شما دنبال پاسخ ذهن خودتان هستید یا اندیشه های من؟ هر کس می تواند از هر شعر یا آهنگی تعبیر خودش را داشته باشد. اگر حافظ هم زنده بود همین پرسش را از او داشتید؟ تفسیر هر اثر می تواند بنابر شرایط اجتماعی و زمانی متغیر باشد اگر کسانی بنابر دیدگاه خودشان تفسیرهای گوناگون از آثارم داشته اند من پاسخ گوی آنها نیستم و من هرگز در برابر هیچ پرسشی سکوت نکرده ام.

با این تفاسیر از دید خودتان کدام قشر از جامعه کنونی مخاطبان موسیقی ایران را باید مخاطب اصلی آثار «پرواز همای» دانست؟

همه قشرها از دورافتاده ترین روستاها تا پیشرفته ترین شهرها، از کودکان پنج ساله تا جوان و میانسال و جوان های قدیم نود ساله. هم آنهایی که به موسیقی گوش می دادند و هم آنهایی که از موسیقی ایرانی دور شده بودند امروز از مخاطبان من هستند.

مصاحبه با هُمای، پسر حاشیه ها

مفاهیم عمده آثار شما ترکیبی از عرفان، دغدغه های اجتماعی و حتی مقوله های گاه عاشقانه را در خود دارد؛ ولی «همای» همیشه لفظ «خواننده سیاسی» را به خود می بیند. چرا این اتفاق افتاده؟

از آنجایی که جامعه ما در سال های گذشته دستخوش بحران های سیاسی بوده و هر سخنی را می شد به مسایل سیاسی ربط داد و از آنجایی که من گاه گاه بی پرده نیز سخن می گفتم، این لقب را آنهایی شایعه کردند که دوست ندارند من در ایران روی صحنه باشم وگرنه من هیچ علاقه ای به سیاست ندارم.

اما شعر برخی آثار شما مثل؛ ملاقات با دوزخیان، خانه به دوش، عجب آب گل آلودی، بگرد تا بگردی و… مشخصا قابلیت هر نوع برداشتی را از سوی شنونده دارند. این قابلیت برداشت مفاهیم مختلف و چندوجهی، اتفاقی ست که مولف این آثار تعمدا سراغشان رفته؟

این آثاری که نام بردید و بسیاری از آثار دیگر من سرشار از بازی های زبانی، شوخی های ادبی و پیام های گوناگون و به ویژه پیام های ضدریاکارانه است. یکی از ویژگی های شعر خوب چندوجهی بودن زبان و پیام آناست.

موضوع دیگری هم که درباره شما هست، قضاوت و طرز نگاه های نیش دار به آثارتان از سوی اهالی موسیقی ایرانی است. خودتان آثارتان را در کدام ژانر موسیقی رایج در کشور قرار می دهید؟

برای من نظر اهالی موسیقی مهم نیست! نظر مردم مهم است. من موسیقی ایرانی به سبک خودم را اجرا می کنم.

یعنی خود را صاحب سبک می دانید؟

نه  یعنی اینکه موسیقی ایرانی را که من می خوانم، نوعی از موسیقی ست که در آثار من مشهود و مشخص است.

ولی قضاوت ها و اظهارنظرهای مختلفی درباره شما بین اهالی موسیقی موجود دارد. عده ای معتقدند که «پرواز همای» قابلیت های بالایی در موسیقی دارد ولی موسیقی او را نیم توان در شاخه موسیقی ایران طبقه بندی کرد، چرا قضاوت ها درباره شما تا این حد متناقض است؟

نمی دانم شاید موسیقی من سنتی نباشد اما یقینا موسیقی ایرانی ست با طعم موسیقی گیلانی- با این حال هرچه پرکارتر باشم اهالی موسیقی اظهارنظرهای بیشتری خواهند کرد و مهم نیست موسیقی من را در کدام دسته قرار می دهند. موسیقی باید خوب و مردم پسند باشد.

چهره های زیادی بعد از جمله معروف شما که گفتید: «من فقط سعی کردم از استاد شجریان تقلید نکنم و سبک خودم را داشته باشم»، در مقابل شما قرار گرفتند و انتقادهای زیادی هم از شما شد. هنوز هم به آن جمله معروف اعتقاد دارید؟

فکر نمی کنم حرف بدی زده باشم. من خود از شیفتگان صدای استاد بودم. انتقادکنندگان هم همیشه بهانه ای برای انتقادکردن پیدا می کنند.

این جمله را ظاهرا خود استاد شجریان هم شنیده اند و از شما رنجیده اند…

فکر نکنم استاد علاقه ای به خواندن مطلبی درباره من داشته باشند. این حرفه فقط شایعاتی است که از جانب خبرنگارها یا اطرافیان استاد سرچشمه می گیرد تا بهانه ای برای تلخ کردن اوقات ما داشته باشند. وگرنه حرف من آنقدرها هم تلخ نیست که موجب رنجش باشد.

با برخی تغییر قواعد در موسیقی سنتی در سال های اخیر و فضاهای تلفیقی که این روزها به موسیقی ایرانی تزریق شده، باز هم اعتقاد دارید نوآوری و خلاقیت در موسیقی ایران ته کشیده است؟

من اعتقاد ندارم خلاقیت در ایران ته کشیده است. به نظر من آدم های خلاق فرصتی برای عرض اندام ندارند. وگرنه این مملکت سرشار از انسان های خلاق و نوآور است.

هنرمندانی چون همایون شجریان، محمد معتمدی و بسیاری از چهره های جوان حوزه موسیقی سنتی، با تلفیق فضاهای جدید با موسیقی سنتی، این شاخه از موسیقی را وارد دوره ای جدید و یک پوست اندازی قابل توجه کرده اند. این روند ریشه های موسیقی ایرانی را سست نمی کند؟

نه، به نظر من هر دوره از زمان نیازمندی های موسیقی خودش را داراست. از نظر من همه موسیقی دان های امروز که نباید پایبند سنت های تکامل نیافته موسیقی سنتی باشند، بلکه باید موسیقی شان را بنا بر دانش روز و ذائقه شنیداری زمانه خود بنویسند.

اما نبوغ و خلاقیت نسل جدید نگرانی های زیادی را برای اساتید سنت گرای موسیقی ایرانی به وجود آورده. حتی صدای بسیاری از اساتید هم درآمده و اعتراض ها همگانی هم شده. شما در این باره چه نظری دارید؟

اساتید سنت گرا نگران سنت ها در موسیقی نیستند، بیشتر نگران خودشان هستند که گویا این نوع نگرانی خود نیز بخشی از سنت هاست.

حرف زدن با مخاطب این روزهای بازار موسیقی که سلیقه و حوصله کمتری نسبت به نسل های قبلی دارد، بسیار سخت و طاقت فرساست. سطح سلیقه ها پایین آمده و موج موسیقی رپ و اوج گیری پاپ زیرزمینی بزرگترین دغدغه اهالی موسیقی ست. با این مخاطب کم حوصله چطور باید برخورد داشت؟

شما کاملا در اشتباه هستید و اجازه چنین توهین بزرگی به مخاطبان را ندارید. مخاطب این روزها هم سلیقه دارد هم حوصله. سلیقه دارد با استناد به اینکه مجبور نیست موسیقی اش را بنابر سلیقه شما انتخاب کند و همین که سال هاست برای شنیدن موسیقی تازه در انتظار نشسته است یعنی خیلی هم حوصله دارد.

مصاحبه با هُمای، پسر حاشیه ها

سطح سلیقه مردم هم پایین نیامده بلکه بالا رفته و با وجود این همه رسانه و شنیدن موسیقی های گوناگون جهان انتظاری که مردم از موسیقی دارند، بسیار بالاست. دلیل پناه بردن مردم به موسیقی های دیگر ضعف موسیقی سنتی ست نه سطح سلیقه مردم. اینجا موسیقی دان ها دغدغه های مهمتر از این حرف دارند. مانند دخالت کردن در کار یکدیگر، چوب لای چرخ هم کردن و… اگر کاری به کار دیگران نداشته باشند و تنگ نظر نباشند و مانع پیشرفت دیگران نشوند مشکلات موسیقی حل خواهدشد.

شما به خارج از کشور رفتید، کنسرت های مختلف در نقاط مختلف دنیا داشتید و حتی اپرا کار کردید و به نظر نمی رسد نیازی داشته باشید که به ایران برگردید و کارتان را در اینجا ادامه دهید. چرا برگشتید؟

من فقط برای اجرای برنامه به خارج رفتم و حتی امروز که در ایتالیا مشغول تحصیل هستم هر ماه رفت و آمد دارم چون بجز ایران علاقه ای به زندگی در هیچ کشوری را ندارم و ماندم تا برای مردم ایران بخوانم.

حالا و پس از این همه سال قرار است به صورت رسمی در داخل کشور فعالیت داشته باشید و بدون شک باید کمی محتاط تر فعالیت هایتان را ادامه دهید. این محتاط تر شدن و رعایت برخی اصولی که قبلا کمتر دغدغه شما بوده، می تواند رزومه شما را تحت تاثیر قرار دهد…

نه من همان همای هستم و همیشه آهنگ هایی اجرا می کنم که مردم لذت ببرند. مردم نوع بیان مرا دوست دارند. آنچه که من تا امروز برای مردم خوانده ام سرشار از صداقت بوده است و مردم صداقت را دوست دارند.

کنسرت تابستان امسال را به ۱۷۵ غواص شهید تقدیم کردید. کنسرتی که به دلایل مختلف برگزاری اش کمی به تعویق افتاد. این تصمیم شما سر و صداهای زیادی را در جامعه رسانه ای به پا کرد و خیلی ها تناقض های رفتاری و کاری را به شما چسباندند. که به خاطر مجوز چه کارها که نمی کند… این قضاوت ها برای شما ناراحت کننده نبود؟

نه… من آن کار را برای شهدای گمنام خواندم نه برای منتقدان و از ته قلبم. همانکه شهدا راضی باشند کافیست، برگ سبزیست تحفه درویش در برابر بدهکاری من به کسانی که در راه سرزمین جان باخته اند و کسانی که آن آهنگ را شنیده باشند به خودشان اجازه چنین اظهارنظری نمی دهند. آن آهنگ باور من است و شناسنامه من. کسانی که به شعر و موسیقی و خواندن من انتقاد دارند پیشنهاد می کنم این آهنگ را بشنوند.

مصاحبه با هُمای، پسر حاشیه ها

بدون شک هر هنرمندی تا حد زیادی از هنرمندان و چهره های مختلف تاثیرپذیری داشته و به نوعی قهرمان هایی را در عالم خود دارد. این موضوع برای شما درباره کدام چهره ها وجود دارد؟

در آغاز راه کسانی برایم بت بودند که امروز خود شکسته شدند. اما قهرمان من ماهی سیاه کوچولوی داستان های صمد بهرنگی ست.

اولین آلبوم رسمی شما در چه مرحله ای از انتشار است؟

در بخش مجوز. در حال طی مراحل اخذ مجوز است. به زودی اخبار و اطلاعات رسمی آن در رسانه ها منتشر خواهدشد.

درباره آثار این روزهای حوزه موسیقی ایرانی چه نظری دارید؟ آلبومی بوده که بتواند نظر شما را جلب کند؟

نظری ندارم برای یک بار هم که بشود کارها را گوش می کنم.

سوال آخر را درباره آینده کاری شما می پرسم. برای آینده کاری تان در داخل کشور چه برنامه هایی دارید؟

برنامه های زیادی در نظر دارم. فعلا فقط فکر می کنم و در حال بررسی شرایط هستم. اگر هم چیز خوب پیش برود حتما اتفاقات خوبی خواهد افتاد شک نکنید.

بیوگرافی فیفتی سنت ۵۰Cent

نام اصلی: کرتیس جیمز جکسون سوم

تولد: ۷ ژوئن ۱۹۷۵ ‏(۴۰ سال) ، جاماییکای جنوبی – کویینز، نیویورک

ملیت: ایالات متحده آمریکا

سبک‌(ها): هیپ هاپ، رپ گانگستری

سال‌های فعالیت: ۱۹۹۷-تاکنون

ناشرین: جی یونیت رکوردز, شیدی رکوردز, افترمث اینترتینمنت, اینتراسکوپ رکوردز

همکاری(‌های) مشترک: جی-یونیت، گیم، دکتر دره، امینم، شا مانی اکس ال، لوید بنکس، تونی یه یو

وب‌سایت: www.50cent.com

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر

کورتیس جیمز جکسون سوم زاده ۶ ژوئیه ۱۹۷۵ (میلادی) که با نام هنری فیفتی سنت شناخته می‌شود رپر و بازیگر آمریکایی می‌باشد.او با انتشار آلبوم هایی چون (پولدار شو یا در این راه بمیر) (۲۰۰۳) Get Rich or Die Tryin و (قتل عام) (۲۰۰۵) The Massacre به شهرت دست یافت. آلبوم Get Rich or Die Tryin از طرف RIAA (انجمن صنعت ضبط امریکا)هشت بار به کسب مدرک پلاتینیم نایل شد (در RIAA هر پلاتینیم معادل فروش ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ نسخه در امریکا است) و این آلبوم ۱۵٫۰۰۰٫۰۰۰ نسخه در جهان به فروش رفت و همچنین آلبوم The Massacre موفق به کسب پنج مدرک پلاتینیم شد و ۱۱٫۰۰۰٫۰۰۰ فروش جهانی داشت.

جکسون در South Jamaica، Queens متولد شد و از سن ۱۲ سالگی به معامله مواد مخدر روی آورد که مصادف با بحران فرا گیر شدن کرک در ایالات متحده در دهه ۸۰ بود. پس از اینکه مواد مخدر را برای روی آوردن به موسیقی رپ رها کرد در حادثه ای در سال ۲۰۰۰ مورد اصابت ۹ گلوله قرار گرفت.[۴] او پس از انتشار آلبوم Guess Who’s Back (اگه گفتی کی اومده) (این آلبوم هیچگاه به صورت استودیویی منتشر نشد و به عنوان یک Mixtape شناخته میشود) مورد توجه امینم قرار گرفت و در Interscope Records (کمپانی که امینم و دکتر دره سابقاً عضو آن بودند) نام نویسی کرد.

با کمک امینم و دکتر دره که اولین آلبوم استودیویی او را تهیه کردند جکسون به یکی از پر فروش ترین رپرها مبدل شد. او در سال ۲۰۰۳ کمپانی موسیقی جی-یونیت را راه اندازی کرد که رپرهای موفقی چون Young Buck، لوید بنکس و Tony Yayo در آن نام نویسی کردند. (فیفتی سنت و لوید بنکس و Tony Yayo از دوران کودکی با هم دوست بودند)

جکسون تا کنون با رپرهایی جون جا رول، فت جو، جدکیس، کم’رون، ریک راس و نیز دو عضو سابق جی-یونیت یعنی یانگ باک و گیم به دشمنی پرداخته است. این اختلافات درونی موجب گشته جی-یونیت چند عضو مهم خود را از دست دهد و در حال حاضر تنها وفاداران به این گروه همان سه دوست صمیمی یعنی فیفتی سنت و لوید بنکس و تونی یایو هستند. اگر چه مدتی پیش چند مورد در گیری لفظی بین فیفتی سنت و لوید بنکس در خرده نویسیهای توییتر رخ داد که فیفتی سنت پای تونی یایو را هم به میان کشید.

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر
Eminem

این خود میتواند شروعی بر پایان این گروه پر فراز و نشیب باشد. او همچنین در فیلم هایی چون (۲۰۰۵) Get Rich or Die Tryin که تا حدی الهام گرفته از زندکی خود اوست و Home of the Brave (خانه شجاعان) (۲۰۰۶) که در آن فیفتی سنت نقش سرباز امریکایی است به تازگی از جنگ عراق بازگشته است و از عذاب وجدان ناشی از کشتن یک زن عراقی رنج میبرد و نیز قتل عادلانه (۲۰۰۸) (در این فیلم فیفتی سنت با اسم رمز Spider در کنار آل پاچینو و رابرت دنیرو درخشید) حرفه بازیگری را پیگیری کرد.اوهمچنین در فیلمآتش در ازاء آتش بازی کرده است. مجله Billboard (که به فروش محصولات موسیقی در امریکا میپردازد) جکسون را در بین پرفروشترین هنرمندان موسیقی سالهای ۲۰۰۰-۲۰۰۹ در رتبه ۶ قرار داد.

این مجله همچنین او را در مقام چهارم به عنوان هنرمند مذکر برتر و در مقام سوم به عنوان بهترین رپر پس از امینم و نلی برگزید و نیز در همین مجله به عنوان نفر اول پرفروش ترین هنرمند ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ در فهرست ۱۰۰ تای برتر (Hot 100) و رپر شماره یک از سال۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ نام برده شد. Billboard آلبومهای Get Rich or Die Tryin’ و The Massacre او را به ترتیب در رتبه ۱۲ و ۳۷ دهه اول قرن ۲۱ قرار داد. فیفتی سنت هم اکنون مشغول کار بر روی پنجمین آلبوم استودیویی است.

حادثه تیراندازی: ۲۰۰۱-۲۰۰۰

در ۲۴ می ۲۰۰۱ جکسون توسط شخصی مسلح به نام داریل باوم (ملقب به “هومو”) مورد اصابت گلوله قرار گرفت. جکسون در زمان وقوع حادثه در خارج محل سکونت مادربزرگش در محله کویینز بود. او وارد اتومبیل دوستش (تونی یایو) شد ولی تونی به او گفت که فراموش کرده جواهرات را بیاورد و از فیفتی خواست تا به خانه بازگردد و جواهرات را بیاورد. پسر فیفتی در خانه و مادربزرگش در حیاط جلویی بود. لحظه ای که فیفتی جواهرات را آورد و در کابین عقب ماشین را باز کرد٬ اتومبیل دیگری در کنار آنان توقف کرد. مردی مسلح به کلت ۹ میلیمتری از آن اتومبیل پیاده شد و از سمت چپ جکسون به او نزدیک شد و اقدام به شلیک ۹ گلوله به سمت جکسون کرد.

محل اصابت آن ۹ گلوله از این قرار بود: دست (ورود گلوله به انگشت شصت دست راست و خروج از انگشت کوچک دست راست) بازو٬ ران٬ هر دو پا٬ سینه٬ گونه چپ. گلوله ای که به سمت چپ صورتش برخورد کرد موجب ورم کردن زبان٬ از دست دادن دندان آسیاب و کلفت تر شدن صدایش شد. یکی از این ۹ گلوله به دست تونی یایو برخورد کرد. این دو را به بیمارستان رساندند و فیفتی ۱۳ روز بستری بود. مرد مسلح که باوم نام داشت و محافظ شخصی و از دوستان نزدیک مایک تایسون (بوکسور سنگین وزن آمریکایی) بود٬ سه هفته بعد به ضرب گلوله به قتل رسید.

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر

جکسون خاطره‌اش از آن حادثه را اینطور بیان کرد: “چنین چیزایی خیلی سریع اتفاق میافتن و شما حتی فرصت شلیک کردن هم ندارین…من تمام مدت ترسیده بودم…به آینه بقل ماشین نگاه میکردم و میگفتم: اوه لعنتی٬ یه نفر تو صورتم شلیک کرده! چقدر میسوزه٬ میسوزه٬ میسوزه.” فیفتی در شرح حال مکتوب خود که از جزء تا کل: روزی روزگاری در پایین شهر٬ کویینز نام دارد٬ مینویسد:” وقتی ۹ بار از فاصله نزدیک تیر خوردم و نمردم٬ با خودم فکر کردم پس زندگی من باید هدفی داشته باشه…مگه من از مرگ چقدر فاصله داشتم؟

یه اینچ دیگه اضافه میشد کارم تموم بود.” فیتی برای شش هفته از صندلی چرخدار استفاده کرد و پس از ۵ ماه کاملاً بهبود یافت. پس از مرخص شدن از بیمارستان فیتی با دوست دختر و پسرش به پوکونوس (نام منطقه ای کوهستانی در پن سیلوانیا) رفت. او توانست با ورزش و تغذیه مناسب اندام خود را بازسازی کند.

جکسون زمانی که در بیمارستان بود با شرکت کلمبیا قراردادی منعقد کرد. ولی پس از مدتی بخاطر ضبط آهنگ محله قرآن (منو ببخش) وارد لیست سیاه صنعت موسیقی شد. سپس فیفتی و پنج دوست با وفایش یعنی لوید بنکس و تونی یایو که در کنار او رپ میکردند و Dj Whoo Kid و Dj Kayslay که آهنگسازی میکردند و Sha Money Xl که تهیه کننده بود، برای ضبط کارهای جدید به کانادا سفر کنند. حاصل کار میکس تیپی بود به نام فیفتی سنت آینده ساز است بود که علاوه بر موفقیت تجاری، به عنوان بهترین میکس تیپ تاریخ در مجله XXL (که به موسیقی رپ و هیپ هاپ میپردازد) ثبت گردد.

دشمنی ها

چگونه دزدی کنیم

فیفتی سنت درسال ۲۰۰۰ از آلبوم Power of the Dollar که هیچ گاه به صورت اداری منتشر نشد تک آهنگی با نام How to Rob (چگونه دزدی کنیم) را منتشر کرد که در آن به شکل توهین آمیزی از دزدی کردن از رپرهای مختلف آن زمان سخن میگوید. در هر حال او اشاره کرده بود که در این آهنگ قصد توهین به کسی را ندارد. Madd Rapper نیز که وی را در ضبط این آهنگ همراهی کرد در ابتداو انتها و نیز در قسمت های کوروس آهنگ به توهین آمیز نبودن آن تاکید کرد. اما تعدادی از رپرها بیانات این دو را توهین آمیز خوانده و به شدت پاسخ دادند. از جمله گروه رپ وو تانگ کلن در چند مرحله فیفتی سنت را مورد توهین و تهدید قرار دادند. که از جمله آن آهنگ Who the F*** Is 50 Cent بود. از جمله دیگر این پاسخهای شدید عبارتند از:

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر

    استیکی فینگاز در آهنگ Jackin’ for Beats:

خدا به فیفتی واقعی۱ که اهل بروکلین بود خیر بده که مدت هاست بازنشسته شده تو فقط یه دلقک تقلبی هستی که تازه پیدات شده و فقط بلدی ادای اونو در بیاری

۱: جکسون نام هنری خود را از “کلوین مارتین” که یک دلال مواد مخدر بود و دارای لقب فیفتی سنت بود برداشت کرده بود.

    بیگ پان در آهنگ My Turn:

به رپری که فیفتی سنت باشه میگم سرتو بدزد چون اگه پاش بیفته همه ما خوب میدونیم که مخت رو با یه گلوله میترکونم. اگه قرار باشه آهنگی بنویسم در مورد داغون کردن جونت خواهد بود و اسم اون آهنگ اینه: “دلیل داغون کردن جونت این بود” با همراهی تونی سان شاین.

فیفتی سنت در How to Rob بیگ پان (Big Pun) را به خاطر وزن زیادش مورد تمسخر قرار داد و اشاره کرد که اگر بیگ پان را مورد غارت قرار دهد او نخواهد توانست برای پس گرفتن پولش دنبال فیفتی بدود.

    وایکلف ژان در آهنگ Low Income:

من گرسنه می مونم و اگه فیفتی سنت بیاد و از من چیزی بدزده من صدقه حسابش میکنم

فیفتی سنت در ورژن اولیه How to Rob به ماریا کری توهین کرد. ماریا کری با شنیدن این توهینات در آهنگ فیفتی کمپانی کلمبیا (columbia) را که مسئول تهیه و فروش این آهنگ بود تهدید کرد که در صورت انتشار آهنگ قرار دادهای خود را با این کمپانی فسخ میکند. کری در آن زمان جزو پرفروش ترین و سودآورترین هنرمندان کلمبیا بود و دارای نفوذ زیادی در این کمپانی بود و به همین علت کلمبیا خواسته او را قبول کرد و فیفتی مجبور شد توهینات خود را در مود کری از این آهنگ پاک کند.

فیفتی سنت در How to Rob که حد اکثر چهارونیم دقیقه زمان پخش آن بود، به حدود پنجاه نفر فحاشی کرد که از این جهت How to Rob از نوادر دنیای موسیقی محسوب میشود. منتقدان دلیل تهیه و انتشار این چنین اثری را وسیله ای برای کسب شهرت و توجه قلمداد کرده‌اند. فیفتی سنت با این آهنگ توانست نگاه های بی شماری را پیش از انتشار اولین آلبومش متوجه خود کند.

جارول

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر

دشمنی بین جارول و فیفتی سنت مدتها در جریان بود. از وقتی این دعوا آغاز شد که جارول در محله Queens (کویینز) (زاد گاه فیفتی و جارول) در حال تهیه موزیک ویدئویی برای یکی از آهنگهایش بود. فیفتی در این مورد گفت: “خوش ندارم این یارو جلو بر و بچه های پایین شهر خودشیرینی کنه.” جارول در جواب پیغام داد: “فیفتی از محبتی که بر و بچه های پایین شهر به من میکنن احساس حسادت میکنه.” اختلاف میان این دو مدتی طولانی و در مراحل مختلف ادامه داشت.

از زمان نام نویسی فیفتی در Shady Records و Aftermath Entertainment (این دو به ترتیب کمپانیهای انتشار موسیقی امینم و دکتر دری هستند) این اختلافات شدت گرفت. جارول معتقد بود که امینم و دکتر دری نباید کسی را که با او دشمنی دارد ثبت نام کنند. در ۱۹ نوامبر جارول و Irv Gotti مهمانان ویژه بزنامه رادیویی صبحگاهی Star and Bucwild در نیویورک سیتی بودند.Irv Gotti از پرونده هایی سخن گفت که جارول جان و مال خود در برابر حملات احتمالی فیفتی سنت بیمه کرده است. جارول تهدید کرد اگر فیفتی هر گونه آهنگی علیه او منتشر کند هم او و هم Irv Gotti را مورد هدف قرار خواهد داد. در هر صورت دکتر دره تهیه کننده آهنگ خشن Back Down (بشین جات) از آلبوم پولدار شو یا در این راه بمیر بود که در آن فیفتی نه تنها به Murder Inc (کمپانی جارول) توهین کرد بلکه با الفاظی شوکه کننده خانواده جارول را نیز مورد حمله قرار داد.

باستا رایمز نیز تصمیم گرفت تا در آهنگ “درود بر حضرت مریم ۲۰۰۳” برای مقابله با جارول به فیفتی سنت و امینم ملحق شود.

فت جو، نس و جدکیس

پیش از انتشار آلبوم قتل عام فیفتی آهنگی به نامPiggy Bank (قلک خوکی) را به عنوان پاسخی به آهنگ نیویورک جارول ضبط کرد.جارول در این آهنگ در مورد فیفتی و گروهش جی-یونیت گفته بود: آهنگاتون هیجانی نداره/ کسی دیگه حال شماها رو نداره/پس اون گردنبندای مسخره رو درآرین جاش مفتول بندازین گردنتون. درهرصورت خبر تهیه آهنگ قلک خوکی چندی بعد به بیرون درز کرد. در این اثر فیفتی فت جو (جوچاقه) نس (نصیر جونز) و جدکیس (بوسه یهودا) را مورد هدف قرار داده بود.

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر
فت جو

فت جو با آهنگ My Fofo (هفت تیر من) جواب فیفتی را داد. وی در این آهنگ اعلام کرد که فیفتی برای زیبایی اندام از مواد نیروزایی که در خانه‌اش پنهان کرده استفاده میکند و اینکه او به رپر گیم حسادت میورزد. جدکیس نیز با آهنگ Checkmate (کیش و مات) فیفتی را هدف قرار داد و گفت “فیفتی میخواسته با آهنگ قلک خوکی برای تبلیغ آلبوم جدیدش جنجال به پا کنه”. موزیک ویدئوی آهنگ قلک خوکی شامل تصاویر کاریکاتوری از جدکیس (به صورت لاک پشت نینجا) فت جو (به صورت بوکسور سنگین وزنی که با یک مشت ناک اوت میشود)، نس (به صورت بچه ای که در لباس سوپرمن به دنبال کامیونی که به شکل شیشه شیر است میدود)و گیم (به صورت آقای کله سیب زمینی) میباشد.

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر
نصیر بن اولو دارا جونز

فیفتی همچنین این سه تن را در ورژن جدیدتری از آهنگ *Window Shopper(پنجره خرین) به شکل مستقیم مورد هدف قرارداد. کلیس همسر نس به این اثر فیفتی با آهنگ Bossy (خودسر) پاسخ داد. نس نیز بعداً در آهنگ (Don’t Body Ya Self (MC Burial (خودتو نگیر (تدفین یک رپر)) مورد هدف قرارداد. نس همچنین بعدها با شرکت در میکس تیپ گیم که Brake Lights (چراغ ترمز) نام داشت علیه فیفتی رپ کرد.

Window Shopper اصطلاحی است در مورد افراد فقیر که به ویترین فروشگاه ها خیره میشوند گویی برای خرید شیشه ویترین آمده‌اند.

گیم

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر

گیم پس از مدتی درگیری با فیفتی سنت که به نوعی سر گروه جی-یونیت بود پیدا کرد.فیفتی سنت دلیل اصلی اختلاف با گیم را صادق نبودن گیم با دیگر اعضای گروه اعلام کرد و همین باعث شد گیم از جی-یونیت بیرون برود.درگیری گیم و فیفتی سنت تا آنجایی ادامه پیدا کرد که گلوله ای به سمت یکی از افراد گیم اصابت کرد و از آنجایی که گیم و فیفتی سنت با هم درگیر بودند گیم مقصر این کار را فیفتی سنت دانست. چندی بعد در یک برنامه تلویزیونی این دو آشتی داده شدند اما پس از گذشت چند سال درگیری فیفتی سنت و گیم دوباره آغاز شد.گروه جی-یونیت اعلام کردند که از گیم حمایت نمی‌کنند و او را فردی بی استعداد دانستند که بدون حمایت آنها کاری از پیش نمی‌برد.

ریک راس

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر

در ژانویه ۲۰۰۹ ریک راس دشمنی را با فیفتی سنت آغاز کرد. به گفته راس فیفتی او را در مراسم BET (تلویزیون سرگرمی سیاهپوستان) بد نگاه کرده است. در هر حال فیفتی به منابع خبری گفت که راس را اصلاً در آنجا ندیده است. مدتی بعد در همان ماه آهنگی به اسم Mafia Music به دست راس وارد اینترنت شد و به نظر میرسید او در آن آهنگ چندین بار به فیفتی اعلان جنگ داده است. چند روز بعد فیفتی در جواب آهنگ Officer Ricky (سرکار ریکی) را منتشر ساخت.

فیفتی در این آهنگ شدید ترین الفاظ را نه تنها در مورد خود راس بلکه به دی‌جی خالد که تنظیم کننده آهنگ Mafia Music (موسیقی مافیایی) بود به کار برد. از جمله توهین هایی که به راس کرد.

در هر صورت راس فردای آن روز در برنامه Shade ۴۵ اعلام کرد به فیفتی سنت ۲۴ ساعت وقت میدم تا با یه آهنگ بهتر برگرده. البته این آهنگ تنها جواب جکسون به راس نبود و او در میکس تیپ The City Is Mine راس را با قطعات دیگری چون Ima Hurt You (بهت صدمه میزنم) Shut Your Bloodcolt Mouth (دهن خونیتو ببند) و En God We Trust (ما به خدا ایمان داریم) مورد توهین قرار داد و او را تهدید به قتل در هنگام خواب کرد. جکسون پیش از رفتن به ونزوئلا در آهنگ دیگری به نام شلیک اخطار به راس هشدار داد که “زندگی او را محض خنده نابود میکند.” فیفتی همچنین در کنار این آهنگ اولین سری کارتون های سرکار ریکی رامنتشر ساخت. جکسون در ماه فوریه ویدئویی را در YouTube قرار داد که شامل تصویری از Tia (که مادر یکی از فرزندان راس بود) میشد.

Tia در این ویدئو بیان کرد که “ریکی راس افسر نگهبان بوده و تمام شخصیتی که در دنیای رپ از خود ساخته تقلبی و بر اساس باج گیری است.” در ۵ فوریه ۲۰۰۹، گیم علی‌رغم دشمنی طولانی مدتی که با فیفتی داشت با ایستگاه رادیویی KUBE ۹۳ سیاتل تماس برقرار کرد و با پشتیبانی از جکسون خطاب به راس اعلام کرد اوضاع راس اصلاً خوب نیست و به راس پیشنهاد کرد که به او کمک کند تا از این وضع در بیاید و در ادامه گفت ریک راس، به فکر پسرت باش مرد و اینکه فیفتی تو رو میخوره پسر. راس در آلبوم عمیق تر از رپ در آهنگ In Cold Blood (خونسرد) بار دیگر به رویارویی با جکسون برخاست و نیز ویدئویی برای این آهنگ منتشر کرد که در آن تصویر تشییع جنازه جکسون نمایش داده میشود. در هنگام انتشار این اثر راس اعلام کرد که کار جکسون تمومه.

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر

جکسون در مصاحبه ای گفت ریک راس مثل شخصیت آلبرت* از فیلم CB۴ می مونه. تا حالا این فیلم رو دیدین؟ اون مثل آلبرت می مونه. وی افزود بدتر از این نمیشه، با کسی برخورد میکنین که افسر نگهبان بوده و میخواد در همه کارهاش از سوابق یک دلال مواد مخدر مثل Freeway Ricky Ross تقلید کنه.

آلبرت نام شخصیت اصلی در فیلم CB4 است. به طور اتفاقی یک خلافکار معروف بخاطر دزدی آلبرت اشتباهاً به زندان میفتدو آلبرت از این موقعیت سوءاستفاده کرده و هویت و اعتبار او را به نام خود میزند.

تا پیش از دعوای میان ریکی راس و فیفتی هویت واقعی راس چندان شناخته شده نبود. اما اخیراً در مورد شکایت Freeway Ricky Ross*از Rick Ross اخباری منتشر شد.Freeway Ricky Ross که از دلالان نامدار مواد مخدر میباشد به سبب استفاده “غیر قانونی” Rick Ross از لقبش ابراز نگرانی کرده و در مصاحبه ای گفته است: این نهایت بی ملاحظگی یه کاکاسیاهه. سرکار ریکی با این اسم تقلبی که برای خودش درست کرده اسم و اعتبار منو در طول سال ها خدمات در زمینه حمل و نقل و فروش مواد مخدر خدشه دار کرده!

Freeway Ricky Ross در سال ۱۹۹۶ به جرم حمل صدکیلوگرم کوکائین دستگیر شد و به زندان افتاد و در سال ۲۰۰۹ آزاد شد. وی همچنین واسطه CIA در ماجرای ایران-کنترا بوده است.

لیل وین

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر

پیش از شروع دعوا بین فیفتی و لیل وین متلک هایی از طرف فیفتی نثار وین شده بود. به محض پخش خبر آماده شدن آهنگی علیه فیفتی توسط وین ٬ فیفتی در ۱۷ آگوست ۲۰۰۷ آهنگی با نام Part Time Lover (معشوق بی وفا) را منتشر کرد. اما لیل وین جواب او را نداد اگرچه آهنگی به نام “Louisianimal” علیه فیفتی در تاریخ ۱۷ نوامبر ۲۰۰۸ به دست وین وارد اینترنت شد. فیفتی نیز در ژانویه ۲۰۰۹ آهنگی به نام Play This on the Radio (روی رادیو پخشش کنین) که از میکس تیپ The City Is Mine (نیویورک سیتی مال منه) بود را منتشر کرد.

فیفتی در این آهنگ حدود ۲ دقیقه بدون توقف رکیک ترین کلمات را تحویل لیل وین و همکارانش داد.او در این آهنگ لیل وین را به خاطر استفاده مکرر از اتو-تون (*Auto-tune) برای کلفت کردن صدایش مورد تمسخر قرار داد و به او گفت که همیشه یک سر و گردن از او بالاتر است. تقریباً ۲ سال پس از شروع این دشمنی در تاریخ ۱۴ آگوست ۲۰۰۹ در کمال ناباوری دعوای میان این دو که پیش بینی میشد شدیدتر گردد پایان یافت و در کنسرتی مشترکاً به اجرای آهنگ پرداختند.

اتو-تون (Auto-tune) نرم‌افزاریست که بر روی همه کامپیوترهای شخصی و خانگی قابل نصب میباشد و میتوان با استفاده از این نرم‌افزار و بدون نیاز به مهارت خاص یا آلات موسیقی آهنگ ساخت و صدای خواننده را نیز به طور دلخواه تغییر داد.

فیفتی سنت در سپتامبر ۲۰۱۱ برای بار دیگر لیل وین را در آهنگی جدید به نام “عشق نفرت عشق” مورد توهین قرار داد که بسیاری این حرکت فیفتی را جلب توجه برای آلبوم جدیدش دانستند.

50 cent، از فروش مواد تا معروفترین رَپِر

آلبوم ها

۲۰۰۳: ‘Get Rich or Die Tryin

۲۰۰۵: The Massacre

۲۰۰۷: Curtis

۲۰۰۹: Before I Self Destruct

۲۰۱۲: پنجمین آلبوم استودیویی

۲۰۱۲: ششمین آلبوم استودیویی

Black Magic (منتشر خواهد شد)

Before I Self Destruct II (منتشر خواهد شد)

تاریخچه تالار کنسرت آمستردام

تالار کنسرت آمستردام (در هلندی: Concertgebouw، تلفظ: کُنسرت‌خِباؤ، معنی: ساختمان کنسرت) یکی از مشهورترین تالارهای کنسرت در جهان است. این تالار در آمستردام، پایتخت هلند واقع شده است.

تالار کنسرت آمستردام به دلیل کیفیت آکوستیکی خود، همراه با تالار سمفونی بوستون و تالار موزیک فراین در وین جزو سه تالار برتر موسیقی در جهان به شمار می‌رود.

تالار کنسرت آمستردام در میدان موزه (موزئوم‌پلَین) در قلب آمستردام قرار دارد که موزه دولتی هلند، موزه ونگوگ و موزه هنر ژاپن نیز در همان منطقه است.

تالار کنسرت آمستردام در سال ۲۰۰۶ به عنوان تالاری شناخته شد که بیشترین تعداد جمعیت برای حضور در کنسرت به آن رفته اند.

این تالار دارای یک ارکستر بزرگ به نام “ارکستر سلطنتی کنسرت‌خباو” است که برخی از رهبران دنیا با آن کنسرت داده اند. رهبر کنونی این ارکستر ماریس یانسون است که از سال ۲۰۰۴ رهبری ارکستر را در دست دارد.

گفت‌و‌گو با حافظ ناظری و «ناگفته»اش

از اسفند ۹۲ تا اسفند ۹۳ یک سال زمان لازم بود تا «بُعد یازدهمِ» ۲۰ دقیقه‌ای، در قالب مجموعه کامل «ناگفته» منتشر شود؛ یک سالی که بر «حافظ ناظری» چندان هم هموار نگذشت؛ او در طول این یک سال بارها مجبور شد به منتقدانِ اثرش پاسخ گوید و البته به دفعات هم مجبور شد جوابیه‌ها و توضیحاتی را برای رسانه‌ها ارسال نماید.
فارغ از نوع انتقاد‌ها و لحن پاسخ‌های حافظ ناظری در پاسخ به منتقدان، آنچه بیش از همه برای ناظران بیرونی که از دور صحنه را نظاره می‌کردند، مهم و قابل تأمل به نظر می‌رسید، «قضاوتی» بود که از سوی برخی منتقدان نسبت به اثری که تنها ۲۰ دقیقه از آن منتشر شده بود، روا داشته می‌شد. سؤال اصلی هم همین است؛ چگونه می‌توان درباره یک اثر «ملی» که وجه بین‌المللی هم دارد، تنها با تأمل روی ۲۰ دقیقه از آن کار اظهار نظر و اعلام موضع کرد؟ آیا بهتر نبود با اندکی صبر و تامل، اجازه می‌دادیم تا این اثر به طور کامل منتشر شود و آنگاه دیدگاه‌ها و تأملاتمان را درباره آن بیان می‌کردیم؟

وجه دیگر این موضوع که از وجه اول نیز مهم‌تر است این است که این اثر خوب یا بد، قوی یا ضعیف، اثری بود مانند ده‌ها اثر و کار دیگر که همه روزه منتشر می‌شوند و بسته به نوع واکنش و استقبال مردم و اهالی موسیقی، یا پذیرشی عام می‌یابد یا با  بی‌توجهی مواجه شده و از دایره انتخاب‌های مردم خارج می‌شود؛ پرسش این است که از چه رو با این کار بدین حد پیشداورانه برخورد شد و برخی تلاش کردند تا به هر طریقی که شده آن را زیر سؤال برده و از درجه اعتبار ساقط سازند؟ این ماجرا وجه سومی هم دارد که از هر دو وجه پیشین هم قابل تأمل‌تر است.

گفت‌و‌گو با حافظ ناظری، خواننده و آهنگساز

«ناگفته» اثری است که با توجه به مشارکت هنرمندان طراز اول بین‌المللی در آن، می‌توانست و هنوز هم می‌تواند نام و جایگاه ایران را در سپهر موسیقایی جهان اعتباری دیگر بخشد و اتفاقاً از نقطه نظرِ همین وجهِ «ملی» بودن هم هست که نوع برخوردها و واکنش‌ها را می‌بایست رنگی دیگر بخشید.

این کار به عنوان اثری ملی که بیش از نام «حافظ ناظری» نام «ایران» را با خود همراه دارد، افتخاری برای ایران و ایرانی است؛ وقتی در اثری، افرادی که هر کدام از ملیت‌های مختلف با حافظ ناظری مشارکت داشته‌اند، مجموعاً برنده ۳۸ جایزه گِرمی هستند، همین، اعتبار این کارِ متفاوت را می‌رساند؛ اعتباری که بی‌شک به نام ایران و به کام موسیقی ایران فارغ از نوع و محتوای آن خواهد بود. نیک می‌دانید و می‌دانیم که بجز موسیقی اصیل و دستگاهی ایران که از قدیم برای ما به یادگار مانده و امروز یکی از جلوه‌های «هویتی» ایران در جهان است، موسیقی امروز و موسیقی دانان امروز ایران جایگاهی مهم را در جهان در اختیار ندارند و اینکه حال یک ایرانی که اتفاقاً فرزند یکی از قله‌های موسیقی ایرانی یعنی استاد شهرام ناظری هم هست و توانسته است در «ناگفته»با تعداد زیادی موسیقی دان برجسته جهانی کار کند و اثری متفاوت در طراز جهانی را منتشر سازد، بی‌شک باعث غرور و فخر هر ایرانی است؛ ایرانیانی که عاشق و دوستدار موسیقی‌اند و موسیقی عجین شده با زندگی روزمره آنهاست.

«ناگفته‌» که در دسته آثار کلاسیک در کمپانی سونی معرفی شده است و نخستین بار در میان آثار ارائه شده از کشورهای خاورمیانه، در صدر آثار کلاسیک موسیقی جهان قرار گرفته است، یک ویژگی مهم دارد؛ ویژگی ای که این روزها کیمیاست و گمشده روزگار. در عرصه‌ای که «تقلید» و «تکرار» حرف اول را می‌زند، «ناگفته»‌ توانسته است با ارائه یک کار بدیع، تازه و غیر تقلیدی، عرصه تازه‌ای را فرا رویمان بگشاید؛ عرصه‌ای که به نظر می‌رسد مخاطب عام از آن استقبال می‌کند و مخاطب خاص آن را می‌پسندد.

اینک اما فرصتی مناسب برای ارزیابی و داوری است: «ناگفته» به طور کامل منتشر شده است و روزها و هفته‌های آینده زمان مناسبی هم برای نقد و بررسی این اثر از سوی کارشناسان و هم برای محک زدن بازار و نوع سلیقه مخاطب ایرانی در مواجهه با این اثر است؛ تازه بعد از عبور از هفته‌های پیش روست که می‌توان به ارزیابی دقیق تری از استقبال مردم و کارشناسان از این اثر دست یافت؛ تا آن زمان منتظر می‌مانیم…

در دوره‌ای که هنرمندان آواز ایران، عمدتاً در یک حال و هوای نسبتاً یکسان، هنر خود را عرضه می‌کنند، حافظ ناظری مدعی است که می‌خواهد خودش باشد و از شخصیت درونی خود صحبت کند و با حرکت از ناگفته‌ها و نشدنی‌ها، موسیقی ایرانی را به روایت خودش به دنیا معرفی کند. او می‌گوید در جامعه سنتی ایران حتی اگر بزرگ و بزرگتر شوم بازهم من را به عنوان پسر شهرام ناظری می‌شناسند اما می‌خواهم با حفظ سنت‌ها، به تلفیق نوای شرق و غرب برسم و با «ناگفته»‌ها فرهنگ ایران را به دنیا بشناسانم. گفت‌وگوی حافظ ناظری را در ادامه می‌خوانید:

با توجه به اینکه در سنین نوجوانی در خارج از ایران زندگی می‌کردید، چطور شد به سمت موسیقی سنتی گرایش پیدا کردید؟

تحصیلات من در رشته آهنگسازی و رهبری ارکستر از دانشگاه نیویورک است. درواقع از سه سالگی در کلاس‌های آواز پدرم شرکت می‌کردم و ردیف آوازی را از ایشان یاد گرفتم. از همان دوران کودکی به ساز و آواز علاقه‌مند بودم. در کنار آن آموزش تنبور و سه‌تار را نیز شروع کردم و در ۹ سالگی با پدرم در جشنواره avenueکنسرت برگزار کردیم و برای نخستین‌بار روی صحنه رفتم. بعد از آن هم در ۱۳-۱۲ سالگی به مدت چند هفته در کلاس‌های آقای صدیف و آقای ناصح‌پور آموزش موسیقی دیدم. به این علت که همیشه پدرم علاقه‌مند بود با شیوه‌های مختلف آوازی آشنا شوم.

از همان دوران نوجوانی همیشه علاقه‌مند بودم یک شخصیت متفاوت با دیگران داشته باشم البته  روحیه نوجویی به‌صورت ناخودآگاه و ژنتیک در وجود من  وجود داشته  و همین مسأله شاید یکی از دلایل اصلی حاشیه‌ها در زندگی من باشد. من به هیچ عنوان زیر بار حرف کسی نمی‌روم، دنباله‌رو کسی نیستم. ‌سازی که می‌نوازم و شخصیتم، همیشه خاص خودم بوده و هست. به همین علت می‌گویم آلبوم «ناگفته» نخستین کار متفاوت در عرصه موسیقی خاورمیانه است.

بعد از این کار نیز تصمیم دارم یک آلبوم از آوازهای سنتی مخصوص قدما را که از صد سال گذشته تاکنون این نوع آواز‌خوانی منقرض شده است منتشر کنم. البته شاید به نظر افرادی که معتقد هستند که من تنها می‌توانم کارهای مدرن بخوانم این اتفاق کمی غیر‌قابل باور باشد، من از سن کم با بزرگان آواز بزرگ شدم و روی سبک‌های آوازی اساتیدی چون سلیمان امیر‌قاسمی، طاهرزاده، نکیسا و… تمرین کرده‌ام.

چرا امریکا را برای تحصیل انتخاب کردید؟ در صورتی که در ایران امکانات نسبتاً خوبی برای یادگیری وجود دارد؟

به این علت که تفکر من یک تفکر متفاوت بود. من در ۱۲ سالگی به تمام ردیف‌های موسیقی احاطه کامل داشتم و می‌توانستم چهار ساز متفاوت را بنوازم. افرادی چون من و همایون شجریان در خانواده‌های خاصی بزرگ شده‌ایم که موسیقی از کودکی در آن جریان داشت. به همین علت در ۱۸ سالگی این نیاز را حس کردم که باید دنیای خود را بزرگتر کنم.

به اعتقاد من، در ۵۰-۴۰ سال اخیر گوشه‌های آوازی بسیار عادی شده و به تکرار افتاده است، چون آواز ایرانی تمام پستی و بلندی‌های خود را از دست داده و به‌صورت صاف و بدون هیچ تغییری خوانده می‌شود.

دیدگاه شما در مورد سطح کیفی آثار موسیقی نسبت به قبل از انقلاب و امروزه چگونه است؟

دوران پیش از انقلاب شروعی برای موسیقی اصیل ایرانی و اوایل انقلاب را می‌توان شکوفایی موسیقی ایرانی نامگذاری کرد. در آن دوران گروه نوازی کم کم رونق پیدا کرد و حس و شور حال بسیار خاصی وجود داشت اما شاید از لحاظ پیچیدگی و ارکستراسیون مانند چاووش‌ها و ارکسترهایی که وجود داشتند نسبت به امروز خیلی پیش پا افتاده باشد. امروزه آثار موسیقیایی و سازهایی که نواخته می‌شود نیز متفاوت شده است و این یعنی دنیا در حال پیشرفت است.

گفت‌و‌گو با حافظ ناظری، خواننده و آهنگساز

بی‌توجهی به موسیقی سنتی و موسیقی ایرانی و ادعای تکامل در عرصه آهنگسازی مسأله‌ای است که این روزها بسیار دیده می‌شود. آیا این طرز تفکر برای آینده موسیقی ما تبعات منفی ندارد؟

برای به‌دست آوردن تجربه باید اول سنت را شناخت. اگر ساز‌سازی، شناخت درستی از بهترین استادان موسیقی نداشته باشد، هیچگاه نمی‌تواند یک ساز خوب بسازد یا اگر نوازنده‌ای به‌صورت کامل به ردیف‌های موسیقی سنتی اشراف نداشته باشد، هرگز نمی‌تواند موسیقی تازه‌ای خلق کند. به این علت که خلاقیت و نو‌گرایی همیشه از درون سنت نشأت می‌گیرد و کسی که سنت را نشناسد حتی اگر نابغه هم باشد آثارش ماندگار نخواهد بود.

با توجه به اینکه می‌گویید کارهایتان متفاوت از دیگران است وجه تمایز آلبوم‌تان را چه مواردی می‌دانید‌؟

به این دلیل که شناخت کافی از جوان‌های ایرانی و موسیقی آنها ندارم خیلی نمی‌توانم در این مورد قضاو ت کنم. اما من راهی را انتخاب کرده‌ام که فکر می‌کنم فرد دیگری این مسیر را نرفته است. در واقع هدف من همیشه این بوده است که موسیقی‌ای به وجود بیاورم که بتواند فرهنگ‌ها را با هم در آمیزد و محصول آن موجود تازه‌ای باشد. در صورتی که اگر به تاریخ موسیقی توجه داشته باشید، خواهید دید که در قرن ۱۹-۱۸ در موسیقی کلاسیک آهنگسازان بزرگی وجود داشتند که سعی‌شان پیوند موسیقی فولکلور خودشان با موسیقی کلاسیک غربی بود اما کاری که من کرده‌ام آمیختن موسیقی فولکلور ایران ‌با موسیقی غربی نبوده، بلکه یک موسیقی تازه ایرانی خلق کرده‌ام و آن را با موسیقی کلاسیک غربی آمیخته‌ام.

هدف من از این کار به وجود آوردن زبان مشترکی است که بتواند برای هر دو فرهنگ قابل درک باشد. شاید موفقیت کار من در این باشد که اثری تولید کنم که بسیار مورد استقبال غیر ایرانی‌ها قرار گیرد در صورتی که به‌خوبی می‌دانیم با وجود آنکه بیش از ۳۵ سال است که موسیقی ایرانی به دنیای غرب ورود پیدا کرده اما تا به امروز نتوانسته جایگاه خوبی را برای خود پیدا کند و این برای نخستین‌بار است که یک اثر موسیقی ایرانی از لحاظ عام به این موفقیت دست پیدا کرده است.

باید بعد از گذشتن یک ماه از زمان پخش این اثر در مورد آن قضاوت کرد تا ببینیم اجتماع با آن چگونه برخورد می‌کند، اما استقبال یا عدم استقبال جامعه یک قسمت دیگر از ماجراست، چون ‌آثار موسیقی‌ای بوده‌اند که تاریخ موسیقی را عوض کرده‌اند اما وقتی به بازار موسیقی راه یافته‌اند گوجه فرنگی و تخم مرغ حواله صاحب اثر شده است. به همین علت باید صبر کرد. به اعتقاد من آلبوم «ناگفته» موسیقی تازه‌ای است که برای قابل درک بودن آن قالب‌های بسیاری را شکسته‌ام. از طرف دیگر به دلیل اینکه جوانان ایران به دنیای بیرون راه پیدا کرده‌اند، به خوبی می‌بینند و می‌شنوند شاید شنوایی آنها تغییر کرده باشد و راحت‌تر این تفاوت را بپذیرند.

آلبوم شما به لحاظ محتوایی قدری با موسیقی مرسوم ایرانی متفاوت است. آیا قبول دارید که این تفاوت‌ها همیشه هم نمی‌تواند مثبت باشد؟

بله. کاری که من کرده‌ام جرأت بسیاری می‌خواست یعنی شاید یکی از تاریخی‌ترین اتفاقاتی باشد که اگر صد سال دیگر در مورد آن حرفی گفته شود بگویند یک ایرانی جرأت این را داشت که یک نوع جدید از موسیقی ایرانی ارائه دهد. در واقع ما اطلاعات کافی از موسیقی ایرانی در ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ سال گذشته نداشته‌ایم و تنها یک تصوراست اما آنچه می‌دانیم این است که موسیقی ایرانی از ادبیات ما نشأت گرفته است. موسیقی این آلبوم هم طبق همین ویژگی به وجود آمده به طوری‌که ۲۱ دقیقه‌ آن به آواز سولو و گروه کر اختصاص دارد که هر دو سمبل آواز و شعر هستند اما یک لغت شعر در آن وجود ندارد.

یکی از اهداف من این بوده که به‌جای برقراری ارتباط کلامی با شنونده در مورد اصوات صحبت شود و شاید بزرگترین اشتباه من در ایران این بوده که فکر می‌کردم قطعاتی که با ملودی شروع می‌شود گیرایی و تأثیر مثبتی دارد، در صورتی که اگر قطعه نخستین این آلبوم با یک قطعه با کلام و شعری که پدرم خوانده بود شروع می‌شد، نتیجه بهتری داشت.

اما من بر این باور بودم که بتوانم موسیقی خلق کنم که بدون شعر بتواند با هارمونی، ریتم و صدا با شنونده ارتباط برقرار کند مخصوصاً شنونده جهانی‌. فراموش نکنید که این کار برای شرکت سونی ساخته شده است‌ و قرار بود اگر لیاقت آن را داشته باشد نماینده موسیقی ایرانی در جهان باشد و بتواند راهی ‌برای موسیقی ایرانی باز کند به این علت که وقتی فردی در اروپا این موسیقی را با شعر فارسی می‌شنود، نا‌خودآگاه احساس بیگانگی می‌کند در صورتی که دیدگاه من در یک مجموعه‌ ۶۱ دقیقه‌ای شنیدن یک موسیقی جهانی بود که برای کسی مشکلی وجود نداشته باشد.

در این آلبوم‌ از آهنگسازان اروپایی‌ استفاده کرده‌اید. بهتر نبود از یک نوازنده یا استاد مطرح ایرانی برای آهنگسازی سازهای ایرانی استفاده می‌شد؟

به نظر من چندان تفاوتی نداشت. به این علت که اگر موسیقی ایرانی چند سمبل بزرگ داشته باشد من از شهرام ناظری به عنوان سمبل موسیقی ایرانی استفاده کرده‌ام و البته خود بنده نیز در این کار ساز می‌نوازم. البته این کلیشه‌ها بیشتر حرف‌های اجتماع است و ما تنها جامعه‌ای هستیم که همیشه درگیر این حرف‌ها بوده‌ایم.

حال که صحبت از اجتماع شد به نظر شما تنها پسر شهرام ناظری بودن در دیده شدن این کار اثر خواهد داشت یا اینکه این اثر به تنهایی می‌تواند راه خود را باز کند؟

بستگی دارد که نسبت به ایران صحبت می‌کنیم یا جهان یا اینکه جلو رفتن را چگونه ببینید. به این علت که همه اینها مانند یک نظرگاه است که خب دید شما با من تفاوت دارد. من و همایون شجریان تا ابد پسر این دو هنرمند بزرگ هستیم و فکر نمی‌کنم حتی اگر آدم‌های خیلی بزرگتر هم در جامعه به وجود بیایند هیچگاه نمی‌توانند به لحاظ هنری مانند این دونفر باشند.

شاید اگر فردی باشد که بسیار بهتر از محمدرضا شجریان یا شهرام ناظری کار کند هیچگاه نتواند جایگاهی را که این دو هنرمند در این برهه تاریخ پیدا کرده‌اند به دست آورد. این است که در جامعه سنتی ایران حتی اگر ما کاری صد برابر و بزرگتر از این انجام بدهیم بازهم ‌من پسر شهرام ناظری‌ام. بنده‌ اگر ۱۰ جایزه جهانی هم بگیرم، شاید هیچ‌کس من را نشناسد و بگویند حافظ دیگر کیست؟! و این برچسب پسر شهرام ناظری هیچوقت برداشته نشود.ولی خب طبیعتاً من باید راه خود را بروم و این تجربه است که نشان می‌دهد که آیا من می‌توانم راه خود را بیابم یا خیر!

در «ناگفته» از نوازنده های شهیری همچون ذاکر حسین و دیوید فراست استفاده کردید. می‌توان گفت که بخش زیادی از ادعای شما درخصوص تمایز کارتان وابسته به حضور این بزرگان است؟

خیر. مانند این است که اسم شهرام ناظری و سابقه ایشان باعث شود همه تصور کنند اثرایشان از یک کیفیت خوبی برخوردار است. اما چطور ممکن است بزرگترین نوازنده پرکاشن قرن ‌(ذاکر حسین) در اثر من حضور داشته باشد اما تأثیر نداشته باشد؟! البته ممکن است در قسمت پاپ این اتفاق افتاده باشد اما در شاخه کلاسیک هیچگاه این اتفاق نمی‌افتد چون در این شاخه نام‌هایی که می‌شناسیم و شنیده‌ایم کسانی هستند که به عنوان نوابغ تاریخ به حساب می‌آیند.

چیزی که دوستان توجه نمی‌کنند این است که شما نمی‌توانید یک نابغه تاریح را با پول بخرید. به طورمثال دیوید فراست که چهارده جایزه گرمی دریافت کرده و تمام چشم‌ها روی آن است در کاری شرکت کند که اعتبار هنری ندارد و برای پول تمام رزومه خود را یک شبه خراب کند. این حرف‌هایی که گفته می‌شود مشخص است که از روی حسادت است و به دنبال این هستند که وصله‌ای به کار من ببندند.

گفت‌و‌گو با حافظ ناظری، خواننده و آهنگساز

کمی هم در مورد ساز «حافظ» صحبت کنید. به نظر شما این ساز چقدر توانسته اتفاق جدیدی در موسیقی ما به وجود آورد؟

طبیعتاً باید از یک روند علمی به آن نگاه کرد به این علت که تمامی سازهای موسیقی کلاسیک در قرن دهم و یازدهم تکامل پیدا کرده‌اند. آن ویلونی که امروز از آن استفاده می‌کنیم در قرن دهم تنها دو سیم داشته اما به مرور زمان و در این هشتصد سال دائماً در حال تغییر بوده و به آن سیم اضافه شده و تکامل پیدا کرده است. در گذشته بجز گروه سه تار‌نوازی، از سه‌تار کمتر در گروه نوازی استفاده می‌شد، اما ساز حافظ یک سه‌تار تکامل یافته است که با افزودن دو سیم و بزرگتر شدن کاسه آن راحت‌تر کوک می‌شود و امکانات بهتر و تازه‌تری به نوازنده‌ها می‌دهد و سعی کردم که یکسری از محدودیت‌های آن را حل‌کنم.

البته بنده به شخصه معتقدم احتیاجی به ساز جدید وجود ندارد و بسیار زود است به این علت که درحال حاضر درصد بسیاری از قابلیت سازهای ما استفاده نشده است تا اینکه ‌به‌حد انتها رسیده باشد و بیاییم یک ساز تازه خلق کنیم.

دست بردن به سازهای اصیل ایرانی مانند تار و سه‌تار سنت‌شکنی به حساب نمی‌آید؟

‌خیر. اگر پایه بر اساس سنت باشد و شما سنت را بشناسید و تغییر بدهید نا‌خودآگاه این سنت در آن وجود دارد. در آواز پدر من هیچ‌کدام از فرمول‌های موسیقی سنتی که آقای شجریان می‌خوانند، وجود ندارد ولی شما اصالت صددرصد را در آن حس می‌کنید چون این فرد با سنت آشنایی داشته است.

حرف آخر…

درحال حاضر مشغول آماده کردن اثر شماره دو سمفونی رومی هستم و فکر می‌کنم تأثیر بسیاری روی جوان‌ها داشته باشد اما به خاطر داشته باشید که من هر‌کاری می‌کنم شبیه هیچ‌کس و هیچ‌چیز نخواهد بود.

روزنامه ایران

لوریس چکناواریان:زیباترین نوروزم وقتی بود که عاشق شدم

نشسته ام اینجا و منتظرم. احساس می کنم داخل یک لوکیشن از فیلم های قدیمی هستم. اینجا زمان به طرز جالبی کش می آید و همه چیز انگار در گذشته جریان دارد. هر بار که در باز می شود فکر می کنم الان یکی از نویسنده ها یا هنرمندان محبوبم وارد می شود.

 وقتی برای گفتگو با لوریس چکناواریان تماس گرفتم و گفتم قرار است یک گپ و گفت بهاری داشته باشیم بلافاصله کافه هتل نادری نو را پیشنهاد کرد و گفت می توانیم بنشینیم در حیاط و هوای خوب بهاری هم جریان پیدا کند لابه لای حرف هایمان.

از در که داخل آمد، فضای نوستالژیک لوکیشن کامل شد. مردی با موهایی به رنگ برف و قلبی که بهار در هر تپش آن شکوفه می زند.

آنچه می خوانید یک مصاحبه رسمی نیست گپ و گفتی است صمیمی با لوریس چکناواریان موسیقیدانی که بهار را می فهمد، جهان را در صلح و آرامش می خواهد و نگران ماهی گلی های سفره هفت سین است.

* چقدر این فضا ساده و قشنگ است ممنون از پیشنهادتان. شما  همیشه می آیید اینجا؟

– اینجا یکی از بهترین هتل های زمان خودش بود و من از خیلی قدیم می آیم می نشینم چای می خورم، فکر می کنم و از فضا لذت می برم.

* تنها؟

– من معمولا اگر کافه ای می روم یا تنها هستم یا با کسی که حرف مشترکی داشته باشیم. خیلی حوصله آدم های زیاد را که حرف های روزمره می زنند، ندارم به همین دلیل مهمانی هم خیلی کم می روم.

* پس این فرهنگ کافه نشینی که از قدیم بین هنرمندها وجود داشته می تواند به خاطر این حس مشترک باشد؟

– بله حتما همینطور است. بیشتر کسانی که اهل نویسندگی و هنر هستند ترجیح می دهند تنها باشند و خیلی زندگی اجتماعی ندارند. اما به هر حال لازم است با مردم در ارتباط باشند و حس و حالشان را ببینند تا بتوانند برای خلق اثر الهام بگیرند یه همین دلیل نشستن در کافه بهترین انتخاب است زیرا با دوستانشان گپ می زنند و مردم را هم تماشا می کنند.

* حالا هم که نوروز آمده و حال و فال حسابی برای نشستن و گپ زدن با دوستان مناسب است. ارامنه هم نوروز را جشن می گیرند؟

– بله در ارمنستان هم نوروز را که آغاز بهار هست جشن می گیرند، اما آنجا دو نوروز دارند. دیگری اول مرداد است. چون منطقه سردسیر است اول مرداد برایشان حالتی شبیه آغاز بهار دارد به همین دلیل نوروز را ابتدای مرداد ماه قرار داده اند. شنیده ام که بعضی زرتشتی ها هم آغاز مرداد را جشن نوروز می دانند.

* تمام مسیحیان جهان سال نو میلادی را جشن می گیرند و سالشان با تاریخ میلادی نو می شود، سال نو قلبی شما کدام است نوروز یا تاریخ میلادی؟

– بدون هیچ تردیدی  سال من با نوروز باستانی، نو می شود. تا ۲۰۰۰ سال پیش ارامنه خودمان هم نوروز را جشن می گرفتند در آن صورت تاریخ  ما امسال حدود ۴۵۵۵ ساله می شد ولی چون تاریخ میلادی را قبول کردند، به رقم ۲۰۱۵ رسیده ایم در حالی که این عدد مفهومی برای ارامنه ندارد، تاریخ واقعی ما همان تاریخی است که مال اشکانیان و کوروش کبیر است. ما ایرانی هستیم.

* اما به هرحال هر دینی فرهنگ و مراسم خودش را دارد و هرکس مذهبی را برمی گزیند در واقع  مجموعه از رفتارهای فرهنگی را هم انتخاب کرده است شما اینطور فکر نمی کنید؟

– البته این واقعیت است که هر ملتی با هر دینی فرهنگ خاص خودشان را دارند اما فرهنگ ارامنه ایرانی است و فرهنگ دین مسیحیت را هم ایرانی کرده اند. در اصل ارمنستان بخشی از ایران بوده که به دلیل نادانی دو پادشاه از این مملکت جدا شده است و همه ارمنی هایی که در سراسر دنیا پخش شده اند ایرانی الاصل هستند و فرهنگ پاک آریایی دارند.

* وقتی درباره نوروز و فرهنگ ایرانی حرف می زدید، طوری  به هیجان آمدید که انگار مشغول رهبری ارکستر هستید. می خواهم بدانم اگر قرار باشد برای نوروز یک اثر را اجرا کنید کدامیک از ساخته های خودتان انتخاب شماست؟

– سوئیت «آرارات» را اجرا می کنم چون داستان زندگی حضرت نوح (ع) است که کشتی ایشان روی کوه آرارات فرود می آید و از آن لحظه یک تمدن جدید آغاز می شود. در کتاب مقدس آمده است که چهل روز بارندگی شدید شد و همه چیز از بین رفت اما با فرود آمدن کشتی حضرت نوح (ع)، نسل های جدید از فرزندان ایشان که در سراسر دنیا پخش شدند به وجود آمد و این یک تولد دوباره و شروعی تازه بود به همین دلیل برای اجرا در عید نوروز مناسب است.

* از موسیقی های فولکلور نوروزی چه چیزی را همیشه به یاد دارید و گاهی با خودتان زمزمه می کنید؟

– «حاجی فیروزه سالی یه روزه…». البته چیزهای دیگر هم بود اما من این را که حاجی فیروزها در خیابان می خواندند و برای آمدن بهار شادی می کردند خیلی دوست داشتم.

موسیقی های بومی و منطقه ای خیلی فرهنگ جالب و دوست داشتنی داشتند. امیدوارم کسی بیاید آنها را جمع آوری و مرتب کند تا برای نسل های آینده باقی بمانند.

* از خیابان ها حرف زدید کدام خیابان تهران را بیشتر دوست دارید؟

– من از ۲ سالگی که به تهران آمدم در همین منطقه زندگی می کنم. لاله زار، نادری و جمهوری را دوست دارم. من اینجا قد کشیدم و بزرگ شدم . امکان ندارد جای دیگری را برای زندگی انتخاب کنم. تمام ساختمان ها و خیابان های این محله را می شناسم و دوست دارم. سر همین خیابان استانبول برای اولین بار عاشق موسیقی شدم. یک گروه ارمنی آمده بود و برنامه اجرا می کرد. من با دیدن آن ها فهمیدم چقدر موسیقی را دوست دارم. جهان من همین چند خیابان است.

* با توجه به این که شما اوقات زیادی را در سفر می گذرانید اگر بخواهید اثری خلق کنید ترجیح می دهید کجای دنیا باشید؟

– ایران. من گاهی اوقات یکسال یا ۶ ماه خارج از کشور هستم و خدا را شکر سفرهای زیادی دارم اما اگر بخوام اثری را بنویسم و بسازم باید در ایران باشم چون در فرهنگ خودم بهتر می توانم کار کنم و در فرهنگ کشور های دیگر راحت نیستم.

تمام خاطرات شیرین من در ایران است.

* اولین خاطره ای که از عید نوروز به ذهنتان می رسد مربوط به چه زمانی است؟

– وقتی خیلی کودک بودم. عید ها خیلی خوش می گذشت با دوستانمان بودیم و حسابی عیدی می گرفتیم. پدربزرگم دکتر کاراکاشیان که مهاجر بود البته در واقع به وطن خودش برگشته بود، مدیر بیمارستان فخرالدوله در ده کهریزک بود. همیشه عید نوروز من را با خودش به آنجا می برد و همه اهالی ده می آمدند عید دیدنی. کاسه های بزرگ روی میز می گذاشتند و داخلش پر بود از سکه های نو و براق و به همه عیدی می دادند. خیلی با صفا بود. بعدش همه با هم جشن می گرفتند. البته کهریزک زمان کودکی من با امروزش خیلی متفاوت بود. به هرحال در جشن های کهریزک که خیلی باشکوه و در عین حال مردمی بود به ما خوش می گذشت، هم عیدی می گرفتیم و هم شادی می کردیم.

* حالا که بزرگ شده اید خودتان هم عیدی می دهید؟

 – سعی می کنم بیشتر بگیرم. (می خندد)

* من که باور نمی کنم …

– شوخی کردم. از نظر من بهترین و بالاترین مفهوم زندگی دریافت کردن نیست، اهدا کردن است. عیدی و هدیه گرفتن آنقدر جالب نیست که دادنش جالب است. خداوند هر آنچه احتیاج داریم به ما می بخشد اما به این معنی نیست که مال ما باشد بلکه ما هم با بخشیدن داشته هایمان به دیگران  این چرخه را ادامه می دهیم. تقسیم کردن آنچه که داری، بزرگترین  زیبایی زندگی است؛ بخشیدن به کسانی که نمی شناسیم بدون هیچ توقع و چشمداشت.

قرار نیست اگر ما به کسی هدیه می دهیم توقع تلافی داشته باشیم. خوبی کردن و عشق جاده یک طرفه است. عیدی دادن هم در همین جهت یک کار خوب محسوب می شود.

* تمام خاطرات خوبتان از نوروز، مربوط به دوران کودکی است؟

– نه خاطرات خوب دیگر هم دارم اما آدم هرچه بزرگتر می شود خاطراتش گرد و غبار می گیرد. در زمان کودکی و جوانی خاطره ها شفاف تر هستند. زندگی ما هم به مرور غبار می گیرد باید مواظب باشیم آن را  تمیز نگه داریم. همیشه ببخشیم و فراموش کنیم.

* شما در جایگاه یک پدر و پدر بزرگ برای زنده نگهداشتن سنت ها و به ویژه عید نوروز چه توصیه ای به جوان های مدرن امروزی می کنید؟

– سنت ها را باید حفظ کنیم و یادمان باشد زندگی آنقدر سخت هست که اگر در سال چند دلیل برای شادی وجود دارد باید حفظش کنیم و به معنای واقعی شاد باشیم چون روزهای غم همیشه بیشتر از شادی است. سنت های های قدیمی چون پایه و اساس محکم تری دارند شادی های عمیق تری را هم به دنبال می آورند پس به همین بهانه شادی کنیم، به هم محبت کنیم و تبریک بگوییم.

* هنوز هم برای تبریک سال نو به دوستانتان کارت تبریک می فرستید یا شما هم دیگر دچار تبریک های اینترنتی و موبایلی شده اید؟

– من هنوزم کارت پستال می فرستم چون به نظرم خیلی مهربان تر و شخصی تر است. پارسال احساس کردم همه فقط با اینترنت تبریک می گویند اما بهتر است کارت پستال بفرستیم زیرا حس و حال را قشنگ تر القا می کند البته اگر اول عید به دست طرف برسد نه سیزده بدر. (می خندد)

* بهترین عید نوروزی که داشتید چه اتفاقی افتاد؟

– آنقدر عید های خوبی داشته ام که نمی توانم انتخاب کنم اما شاید بهترینشان عید نوروزی بود که عاشق شدم و همیشه در خاطرم هست. عشق خیلی اتفاق ارزشمندی است.

* من فکر می کنم  پدر و مادرتان هم خیلی عاشق هم بودند و شما هم فرزند خلف عشق هستید که اینطور در تمام وجودتان عشق و محبت جاری است.

– بله. مادر من به همراه پدرش در بروجرد زندگی می کرد. پدر بزرگم آن زمان رییس بهداری بروجرد و پزشک شخصی آیت الله بروجردی بود. پدرم از ارمنستان شرقی با پای برهنه فرار کرده و آمده بود بروجرد. ۱۵ سال هم از مادرم بزرگتر بود. او عاشق مادرم می شود و می رود خواستگاری و پدربزرگم قبول نمی کند اما مادرم آنقدر رمانتیک بوده که با پدرم فرار می کند و حتی وقتی در تهران دستگیر می شوند به پدربزرگم نامه می نویسد که اگر هایکاز (پدرم) را آزاد نکنید خودم را می کشم.

اتفاقا من آن نامه را دیده بودم. به هرحال این دو ازدواج می کنند. مادرم خیلی رمانتیک بود و من هم به مادرم کشیده ام. پدرم به دلیل سختی ها و رنج هایی که کشیده بود خیلی نمی توانست عشقش را ابراز کند اما در درون قلبش عاشق بود. در هر قلبی عشقی هست.

* می شود در زنگی چیزی را جایگزین عشق دانست؟

– نه. کسی که عشق ندارد لازم نیست اصلا زندگی کند چون با مرده فرقی ندارد. من همیشه به همه توصیه میکنم دو چیز را تا آخرین روز زندگی تان از دست ندهید: عشق و امید. حتی اگر تک و تنها بالای کوه دماوند نشسته باشید و هیچ کس دور و برتان نباشد باز هم نباید عشق و امید را از دست بدهید.

* به بهترین خاطره نوروزی تان اشاره کردید حالا بگویید بدترین خاطره تان چه بوده؟

– نوروزی که عاشق نبودم.

* لوریس چکناواریان به جز آثار ارزشمندش به یک چیز دیگر هم شهرت دارد آن هم خوش اخلاقی و فروتنی و محبتش است. راز این خوش خلقی را به ما هم بگویید؟

– من همانطور که گفتم می بخشم و فراموش می کنم. سعی نمی کنم هیچ بدی را تلافی کنم چون معتقدم با این کار یک بدی جدید در خودم به وجود می آورم. انتقام بدترین چیز در دنیا و جنگ بزرگترین گناه دنیاست. باید خوبی ها و بدی های دنیا را با هم بشناسیم و دوست بداریم. روز بدون شب معنی ندارد. زندگی ما هم مثل دنیا باید هم روز داشته باشد و هم شب.

حرص مال دنیا را هم نمی خورم چون می دانم آخرش سهم من یک متر در دو متر است. همه دنیا را هم که داشته باشم باید بگذارم و بروم.

قبلا هم گفته ام صورت من دو قسمت دارد یکی گریه و یکی خنده. یکی غم و دیگری شادی. به نظر من همه انسان ها همینطور هستند. هیچ کس فقط یک بعد شادی و یا ناراحتی ندارد اما باید خودمان مدیریت کنیم تا شادی را به دیگران انتقال دهیم نه غم را. باید خودمان را با هم برابر و یکدل بدانیم.

* شما مدرک دکترای موسیقی دارید اما نمی گذارید را با این عنوان خطابتان کنند، چرا؟

– بله من مدرک دکترای موسیقی ام را از امریکا دارم. استاد دانشگاه های معتبر بوده ام و نشان درجه یک موسیقی هم دارم اما هیچ وقت دوست ندارم مرا با این عناوین دست و پا گیر صدا بزنند. من فقط لوریس هستم. وقتی مدام به آدم بگویند دکتر، فکر می کند کسی شده و دیگر نمی تواند با آرامش موسیقی بسازد.

انسان باید همیشه از خودش بپرسد آیا در خدمت مردم هستم یا نه؟ فقط همین مهم است. وقتی در خدمت مردم باشم یعنی در مسیر الهی قدم برمی دارم. یک مثل قدیمی هست که من همیشه و همه جا می گویم: اگر می خواهی خوشحال و آرام باشی باید همسایه ات از تو بهتر زندگی کند.

* راستی شما سفره هفت سین می چینید؟

– بله من هر سال هفت سین دارم. خیلی رسم قشنگی است. نماد زندگی و نو شدن.

* ماهی قرمز هم می گیرید؟

– بله ماهی هم می گذارم اما مدام نگرانشان هستم که نمیرند. البته الان دو سالی هست که ماهی های سفره هفت سینم نمرده اند. خیلی مواظبشان بودم به آن ها  غذا می دادم و ظرفشان را تمیز می کردم. دوستم داشتند و نمی خواستند از پیش من بروند اما چون باید می رفتم سفر بردمشان در استخر پارک شهر رهایشان کردم و دیگر نمی دانم چه سرنوشتی پیدا کردند.

* دوست دارید سر سفره هفت سینتان چه چیز دیگری داشته باشید؟

– فقط کسی را که دوستش دارم همین.

* هر سال در لحظات تحویل سال چه دعایی می کنید؟

– آرزو می کنم بچه های من و تمام بچه های دنیا با صلح زندگی کنند. صلح جهانی آرزوی قلبی و همیشگی من است.

 * چرا یک اثر برای صلح نمی سازید، البته سرود بوسه آرامش و صلح در شیار سمفونی  life if chrise هم مرتبط با صلح هست اما به یک سمفونی برای صلح اشاره می کنم؟

– خیلی ها به من می گویند یک اثر درباره صلح بساز اما من می گویم که نمی توانم چون نمی دانم صلح چیست. از روز اول آفرینش جنگ با پسران حضرت آدم شروع شد و تا این لحظه هیچ زمانی در طول تاریخ بشریت نبوده است که جنگ نباشد. نمی توانم موسیقی بنویسم ولی می توانم آرزوی صلح جهانی داشته باشم و می دانم یک روز صلح جهانی اتفاق می افتد.

* از نظر شما صلح جهانی به غیر از نجنگیدن، مفهوم دیگری هم دارد؟

– اگر هر کسی بفهمد مفهوم زندگی چیست آرامش و صلح برقرار می شود. زندگی هر کسی سفری است به سوی خداوند. انسان متولد می شود و زندگی می کند و به سوی خداوند باز می گردد. اگر انسان ها از زندگی شناخت بهتری داشته باشند و فراموش نکنند که زندگی سفر به سوی خدا است همه در آرامش و صلح خواهند بود.

موسیقی چقدر می تواند در ایجاد این شناخت کمک کند؟

– موسیقی زبان خداوند است و از اول خلقت وجود داشته و می تواند به عنوان بالابرنده دعا عمل کند. تا به حال دقت کرده اید که تمام کتاب های خداوند با موسیقی برای پیروان آن دین خوانده می شود؟ فکر می کنید چرا اینطور است؛ چون کلام به تنهایی احساس و روح کافی ندارد. وقتی موسیقی وارد می شود این قدرت را به کلام می دهد که به زیبایی و سرعت بیشتری به آسمان برسد. موسیقی که هنگام ساخت آن به فکر خداوند باشیم به انسان ها کمک می کند به یاد خدا برسند و مسیر الهی را فراموش نکنند.

به عنوان آخرین سوال می خواهم بپرسم چه برنامه های کاری در سال جدید خواهید داشت؟

– با توجه به این که دیگر سن و سالی از من گذشته بیشتر دوست دارم روی کار آهنگسازی تمرکز داشته باشم تا اجرا. خلق اثر همیشه حال مرا خوب می کند. امیدوارم بتوانم در سال جدید هم آثاری بسازم که هم خودم و هم مردم دوستشان داشته باشیم.

مهر

نواختن پیانو با پلک زدن

دانشمندان ژاپنی عینکی توسعه داده‌اند که افراد معلولی که نمی‌توانند از دست‌های خود استفاده کنند از طریق این عینک مجازی قادر به نواختن پیانو هستند. 

نواختن پیانو با پلک زدن+تصاویر

یک تیم دانشمندان از دانشگاه تسوکوبا در ژاپن با همکاری شرکت «فاو» که در ساخت دستگاه‌های مجازی متخصص است یک عینک مجازی ساخته‌اند؛ این دستگاه نوعی بازی با چشم است و قادر به ردیابی چشم‌هاست، به زبان انگلیسی آشناست و حرکت چشم را می‌خواند. هدف اصلی این سیستم، فعال کردن افراد معلول به نواختن پیانو است، مخصوصاً افرادی که نمی‌توانند از دست‌های خود استفاده کنند. 

نواختن پیانو با پلک زدن+تصاویر

کاربر برای دسترسی به یک رابط مجازی باید عینک را به چشم بزند، بر روی صفحه نمایش نت‌ها نمایش داده می‌شوند و از طریق مشاهده در آن در دسترس کاربر است، در مسیری که چشم حرکت می‌کند و بر روی هر نقطه که نت وجود دارد کاربر نگاه می‌کند و پلک می‌زند یک سیگنال MIDI از طریق کامپیوتری به شکل دگمه که سمت راست عینک وجود دارد فرستاده می‌شود. 

نواختن پیانو با پلک زدن+تصاویر

Yuja Kojima سرپرست و رئیس شرکت «فاو» گفت: این فناوری می‌تواند فرصت‌های جدید برای هر انسانی کمک کند. سازندگان این عینک تصمیم دارند عینک را در سراسر جهان و مدارس مخصوص معلولین پخش کنند. 

نواختن پیانو با پلک زدن+تصاویر

نواختن پیانو با پلک زدن+تصاویر

نواختن پیانو با پلک زدن+تصاویر

کنسرت های زمستانی چهره های موسیقی

گروه‌های مختلف موسیقایی با پایان گرفتن ایام سوگواری محرم و صفر در تالارهای مختلف پایتخت و دیگر شهرها کنسرت های خود را برگزار می کنند.

با پایان گرفتن ایام سوگواری محرم و صفر حالا خوانندگان و گروه‌های مختلف موسیقایی خود را برای برگزاری اجراهای زنده در تهران و شهرستان ها آماده می کنند.

انتشار اخباری مبنی بر صادر نشدن مجوز اداره اماکن عمومی نیروی انتظامی برای کنسرت اجراهای پاپ و به میان آمدن اجرای شیوه نامه ای مشترک میان دفتر موسیقی وزارت ارشاد و نیروی انتظامی، موجی از نگرانی را میان تهیه‌کنندگان و صاحبان آثار موسیقایی راه انداخت؛ نگرانی‌ای که اگر چه بنا به دلایل مختلف پنهانی بود اما اتفاقی بود که به شدت افراد مرتبط با آثار موسیقایی به ویژه تولیدکنندگان پاپ را در تکاپو انداخت که هر چه زودتر چاره ای برای عبور از این بحران بیندیشند که البته در نهایت این مشکلات مرتفع شد و کنسرت ها طبق روال قدیم برگزار می شوند.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

به هر ترتیب تا قبل از آغاز جشنواره بین المللی موسیقی فجر و ایام فاطمیه چند هفته ای فرصت هست که گروه‌های موسیقایی در قالب برنامه های مختلف کنسرت‌های خود را اجرا کنند.

«شیپور صلح» ارکستر مجلسی در تالار وحدت

کنسرت «شیپور صلح» به آهنگسازی علی قمصری، رهبری ارکستر بردیا کیارس و خوانندگی محمد معتمدی بعد از استقبالی که در دور اول اجرای خود داشت مجددا در تالار وحدت میزبان علاقه مندان است.

این کنسرت موسیقایی که نوازندگان آن را اعضای ارکستر مجلسی تهران و تعدادی نوازنده میهمان تشکیل می دهند طی روزهای ۳، ۴ و ۱۷ دی ماه در تالار وحدت اجرای برنامه خواهند داشت.

در این اجرا گروه آوازى تهران به سرپرستى میلاد عمرانلو و تکنوازانى چون شروین مهاجر، پاشا هنجنى، پویا سرایی، همایون نصیرى و على قمصرى نیز حضور دارند.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

نغمه های عاشورایی حسام الدین سراج این بار در طرقبه

حسام الدین سراج خواننده موسیقی ایرانی که طی ماه‌های گذشته حضور پر رنگ تری در عرصه تولید و اجرای آثار موسیقایی دارد، در طرقبه میزبان دوستداران خود خواهد بود.

این خواننده که چند سالی است آلبوم «وداع» به آهنگسازی خود و سید محمد میرزمانی را به صورت زنده در برج میلاد اجرا می کند، این بار در تاریخ ۳ دی‌ماه میزبان علاقه مندان موسیقی ایرانی در شهرستان طرقبه خواهد بود.

سراج که اخیرا دبیری هنری جشنواره موسیقی بسطامی را به عهده دارد در این کنسرت قطعاتی از آلبوم عاشورایی «وداع» را در سالن هتل ثامن شهرستان طرقبه اجرا می کند.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

ارکستر مجلسی «رسا» و اجرای قطعاتی از باخ و بیضایی

ارکستر مجلسی «رسا»  به رهبری رامیار بهزادی هم از جمله مجموعه های غیر دولتی موسیقی است که چهارشنبه ۳ دی ماه کنسرتی را در تالار رودکی برگزار می کند.

در این کنسرت موسیقایی که اولین کنسرت مستقل ارکستر مجلسی رسا خواهد بود قطعاتی از تلمان و باخ مربوط به دوره‌ باروک و قطعاتی از دبوسی و سیاوش بیضایی آهنگساز ایرانی برای علاقه مندان اجرا می‌شود.

رامیار بهزادی رهبر ارکستر، مظفر نبیلی مدیر ارکستر، میثم ترکیان کنسرت مایستر، امیرحسین نوروز ناصری و پوریا کیانی سولیست ویولن، فرهود بیگلری سولیست ریکوردر و مسعود ملکی مقدم سولیست پیانو این کنسرت موسیقایی هستند.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

رسیتال پیانو خانم نوازنده برای ۱۰۰ سال موسیقی ایران

لیلا رمضان هنرمند پیانیست مقیم سوییس هم طی روزهای ۴ و ۵ دی‌ماه امسال با همکاری انجمن موسیقی ایران پروژه «صد سال موسیقی ایران برای پیانو» را اجرا می کند.

در این کنسرت موسیقایی که طی روزهای یاد شده در تالار رودکی برگزار می شود، این نوازنده ۲۱ اثر از آهنگسازان ایرانی سراسر جهان را با سبک‌ها و نسل‌های مختلف اجرا خواهد کرد.

در این پروژه موسیقایی آثاری چون «شهرزاد» از علیرضا مشایخی، «پارساوا» از احمد پژمان، «گفتگو» از فوزیه مجد، «باگاتل» از هرمز فرهت، «۵ قطعه براى پیانو» از محمد رضا درویشى، «مشق» از نادر مشایخی، «فولک انوانسیون» از ایرج صهبایی، «نوکتورن» از بهزاد رنجبران، «پروانه» از امانوئل ملیک اصلانیان، Danse d extase» » از لوریس چکنواریان، «رقص پریان» از مصطفی کمال پورتراب، «رقص غمگین» از مهران روحانی، «پروانه» از حمیدرضا دیبازر، » روى جاده نمناک» از کارن کیهانی، «موسیقی –هایکو» از احسان صبوحی و «راوى خیال» از هوشیار خیام، «زخمهاى یک سایه» از علیرضا فرهنگ، «تم و واریاسیون» از آرش عباسى، «نیمروز پروانه» از اشکان خمسه‌پور را در قالب رسیتال پیانو برای اولین بار به علاقه مندان عرضه می شود.

جلوه ای از آیین و سنت در کنسرت بانوان رز


گروه موسیقی تازه تاسیس «رز» به سرپرستی نازلی بخشایش نیز طی روزهای ۴ و  ۵ دی ماه کنسرتی را در فرهنگسرای نیاوران ویژه بانوان اجرا می کند.

این کنسرت موسیقی با همراهی حرکات آیینی سنتی اقوام ایران به سرپرستی سهیلا عزیزی است که بخش اول با موسیقی و حرکات آذری همراه خواهد بود، ضمن اینکه اجرای قطعاتی از آثار حسین علیزاده، چند قطعه خراسانی و قطعات خاطره انگیز دیگر با محوریت ترکیب سازهای ایرانی و غربی در کنار هم از جمله برنامه های دیگر کنسرت است.

کنسرت «دستاس» در فرهنگسرای نیاوران

کنسرت سه نوازی تار به آهنگسازی و سرپرستی پیام جهان مانی از گروه موسیقی «راه» نیز طی روزهای ۵ و ۶ دی‌ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران اجرا می شود.

در این اجرای زنده موسیقایی پیام جهان مانی، کیارش روزیهانی و امیر حسین نجفی به عنوان نوازنده حضور دارند.

بر اساس گزارش مهر، کنسرت دیگری از موسیقی هنر با عنوان «رسیتال سازندگی و طبلا» هفتم دی ماه امسال در تالار وحدت برگزار می شود که طی آن تعدادی از نوازندگان ایرانی و هندی در قالب یک اجرای زنده قطعاتی از موسیقی هندی را برای علاقه مندان خود اجرا می کنند.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

اولین اجرای زنده خواننده پاپ در سالن میلاد

مسعود امامی خواننده موسیقی پاپ هم پنجم دی ماه در اولین کنسرت موسیقایی خود بعد از تولید آلبوم «همیشگی» میزبان علاقه مندان موسیقی پاپ در سالن میلادخواهد بود.

در این کنسرت موسیقایی مسعود امامی گلچینی از قطعات عاشقانه و خاطره انگیز خود  از آلبوم «همیشگی» را اجرا می کند. آلبومی که در مهرماه سال جاری به بازار عرضه شد و بازخورد خوبی هم در میان طرفداران او داشت.

آخرین کنسرت امامی اسفند ۹۲ در اریکه ایرانیان برگزار شد.

ضیافت موسیقایی لرستانی ها در خرم آباد


گروه موسیقی سنتی فلک الافلاک استان لرستان هم روزهای سوم، چهارم و پنجم دی ماه با حمایت انجمن موسیقی لرستان کنسرتی را در تالار شهید آوینی شهر خرم آباد برگزار می کند.

در گروه موسیقی «فلک‌الافلاک» فرشاد سیفی کمانچه، محسن زهتاب شورانگیز، مهدی مرتضایی سنتور، احمد رنجبر عود، محمد موسوی تار، بابک پیمانی سازهای کوبه‌ای و بردیا مهر‌آرا خواننده هنرنمایی می کنند.

رسیتال بین المللی ایران و یونان در تالار وحدت


ارکستر زهی فارابی متشکل از نوازندگان ممتاز دانشکده موسیقی دانشگاه هنر به سرپرستی آریا باستانی نژاد نیز در روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم دی ماه کنسرت مشترکی را همراه با نوازندگان یونانی اجرا خواهند کرد.

در این کنسرت که طی روزهای یاد شده در تالار وحدت برگزار می شود علاوه بر حضور نوازندگان ایرانی و هنرنمایی مروارید ناظمی نیا پیانیست نابغه، آریا باستانی نژادسولیست فلوت و سرپرست گروه، الکسندروس هالاپسیس سولیست ویولن و رهبر ارکستر مجلسی زهی ایرانی فارابی و کوارتت زهی یونانی «کواترو المنتی»، النا کریستودولو پیانو، رسا سیملیونیته ویولن، آنتیلوهوس ترنوس ویولا،   الکسندروس هارالامپوس ویولنسل به عنوان هنرمندان بین المللی حضور خواهند داشت.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

ارکستر گیتار کلاسیک زمان و اجرای قطعاتی متفاوت

ارکستر گیتار کلاسیک زمان به سرپرستی فرزاد دانشمند هم طی روزهای هفتم و هشتم دی ماه در تالار رودکی کنسرتی را برگزار می کند.

در این کنسرت موسیقایی که تمامی قطعات آن برای گیتار تنظیم شده است، ارکستری متشکل از ۲۲ نفر نوازنده آثاری از موتسارت، لئو برابر، برامس، ژرژ بیزه و مانوئل آلبسنونی را برای علاقه مندان اجرا می کنند.

این ارکستر گیتار کلاسیک تا پایان سال جاری نیز دو اجرای دیگر در حمایت از انجمن بیماران سرطانی برگزار خواهد کرد.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

مازیار فلاحی با مهر هفتم در میلاد

مازیار فلاحی خواننده موسیقی پاپ کشورمان که مدتی است آلبوم «مهر هفتم» را در بازار موسیقی منتشر کرده است دوشنبه هشتم دی ماه کنسرتی را در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار می کند.

این خواننده موسیقی پاپ کشورمان که کنسرتش قبل از ایام محرم و صفر توسط مدیران سالن میلاد لغو شده بود، این بار برای علاقه مندان خود قطعاتی منتخب از آلبوم «مهر هفتم» را به همراه دیگر قطعات پرطرفدار خود اجرا می کند.

رسیتال پیانوی فریدون ناصحی با اجرای آثار کلاسیک


فریدون ناصحی آهنگساز و نوازنده با سابقه موسیقی کشورمان نیز روز ۱۳ دی ماه در فرهنگسرای نیاوران تهران رسیتال پیانویی را برگزار می کند.

در این کنسرت موسیقایی قطعاتی از موتسارت، شوبرت، شوپن راخمانیف و لیست اجرا می‌شود.

ناصحی از جمله هنرمندانی است که سابقه همکاری با هنرمندانی چون نادر مشایخی، ایرج صهبایی و دیگر هنرمندان را در کارنامه کاری خود دارد.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

رضا یزدانی و احتمال اجرای زنده سلول شخصی

رضا یزدانی دیگر خواننده موسیقی پاپ هم که این روزها در تدارک انتشار تازه ترین آلبوم موسیقایی خود «سلول شخصی» است دوشنبه ۱۵ دی ماه کنسرتی را در سالن میلاد نمایشگاه برگزار می کند.

وی در این کنسرت به احتمال فراوان قطعات منتخب تازه ترین آلبوم خود را برای طرفداران خود اجرا خواهد کرد. این در حالی است که اجرای قطعاتی از آلبوم های قبلی این خواننده از جمله «ساعت فراموشی»، «خاطرات مبهم» و «ساعتا خوابن» از جمله برنامه این خواننده در کنسرتش خواهد بود.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

علاقه مندان موسیقی کلاسیک و اجرایی تازه از ارکستر فیلارمونیک تهران

ارکستر فیلارمونیک تهران به رهبری آرش گوران نیز در روزهای ۱۵ و ۱۶ دی ماه امسال هم بعد از مدت ها دوری از اجراهای زنده تازه ترین قطعات آماده شده خود را در تالار وحدت اجرا می کنند.

در این اجرای زنده پدرام فریوسفی کنسرت مایستر، امین غفاری کنسرت مایستر دوم، پانیذ فر یوسفی مدیر اجرایی، امیر باروچی، فوژان غریب نژاد، پوریا اوصانلو، علیرضا چهره قانی، امین عطایی، امیر پاشا فاطمی، آذین نصرتی، سروناز گلکار ویولن یک، نیلوفر محبی مایستر ویولن دو، عرفان شریف زاده، فرمهر بیگلو، برهان نعمتی، الناز پگاه، مهسا زرندی، ترگل کریمی مقدم، کیوان ربیعی ویولن دو، دانیال جورابچی، پیمان ابوالحسنی، پرنیان آقایانی، نسیم دارا آلتو، سالار غفار بجویی مایستر ویولنسل، یاسمن کوزه گر، هانیه کازرونی، سهراب ملک زاده ویولنسل، فرشید پاتینیان مایستر کنتر باس به عنوان نوازنده حضور دارند.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

محمد علیزاده با سورپرایزهای همیشگی در سالن میلاد

محمد علیزاده خواننده موسیقی پاپ کشورمان هم در تازه ترین کنسرت خود طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی میزبان طرفداران خواهد بود.

این خواننده در تازه ترین کنسرت خود که به نظر می آید با حال و هوایی متفاوت برگزار شود علاوه بر اجرای قطعاتی منتخب از آلبوم های «هم خونه»، «سورپرایز» و «دلت با منه»، قطعات جدیدی را نیز اجرا می کند.

علیزاده طی ماه‌های اخیر بیشتر تمرکز خود را بر روی اجرای تک آهنگ ها معطوف کرده است.

بانوی خواننده و اجرای همیشگی گل گلدون من

سیمین غانم بانوی خواننده موسیقی ایرانی نیز طی روزهای هفدهم، هجدهم، نوزدهم و بیست و پنجم دی ماه نیز کنسرتی را در تالار وحدت برگزار می کند.

این هنرمند که چندی پیش در جشن سالانه موسیقی ما به عنوان هنرمند پیشکسوت مورد تقدیر قرار گرفت در این کنسرت قطعاتی منتخب از کارهای خود از جمله قطعه پرطرفدار «گل گلدون من» به آهنگسازی فریدون شهبازیان را اجرا می کند.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

طرفداران سون هم منتظر یک کنسرت دیگر باشند

گروه موسیقی سون هم طی روزهای ۲۳ و ۲۴ دی ماه امسال در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران میزبان علاقه مندان موسیقی پاپ خواهد بود.

این گروه موسیقایی که بعد از انتشار تک آهنگ «ادعا» فعالیت چندانی در عرصه موسیقی پاپ نداشتند این روزها مشغول تدارک تولید تازه ترین آلبوم خود هستند که هنوز نامی برای آن مشخص نشده است.

گروه سون در کنسرت پیش رو قطعاتی از آلبوم های «دوست دارم» و «واست می میرم» را برای طرفداران اجرا می کنند.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

علاقه مندان موسیقی نواحی به تالار رودکی بیایند

کنسرت گروه موسیقی آوای پارسیان به سرپرستی و خوانندگی سامان علی پور نیز با عنوان «آوای خاک» ۲۵ دی ماه سال جاری در سالن رودکی برگزار می شود.

در این کنسرت موسیقایی قطعاتی بر اساس موسیقی محلی لرستان، کردستان و منطقه بختیاری نشین و با نگرشی نو به موسیقی محلی و در قالب ردیف های موسیقی ایرانی و تنظیم های ارکسترال ایرانی در قالب دستگاههای چهارگاه، همایون، ماهور و شور به اجرا در خواهند آمد.

استفاده از سازهای سنتی و محلی خاص هر منطقه، تنوع سازهای کوبه ای، اجرای قطعات بر اساس ملودی های کهن و بازخوانی و باز آفرینی آثار فاخر محلی که همگی در این کنسرت از ساخته های سامان علی پورند از ویژگی های کنسرت «آوای خاک» است.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

شلیک فرزاد فرزین به طرفداران

فرزاد فرزین دیگر خواننده موسیقی پاپ کشورمان هم روزهای ۲۵ و ۲۶ دی ماه تازه ترین کنسرت خود را در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار می کنند.

این خواننده در کنسرت خود طبق معمول قطعاتی از آلبوم های «شخصی»، «شلیک»، «شانس»، «شوک» و «تعقیب» را برای طرفداران خود اجرا می کند.

فرزین طی ماه‌های گذشته غیر از انتشار چند تک آهنگ فعالیت دیگری نداشته است.

استقبال از زمستان با کنسرت چهره های موسیقی

امید حاجیلی در تازه ترین کنسرت خود چه می خواند

امید حاجیلی نوازنده و آهنگساز موسیقی نیز در روز ۲۹ دی ماه امسال تازه ترین کنسرت خود را در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار می کند.

این نوازنده ترومپت که این روزها مشغول آماده سازی نهایی تازه ترین آلبوم خود است، در کنسرت خود ضمن اجرای تک آهنگ های معروف خود که بیشتر از فضایی ریتمیک برخوردارند، قطعاتی از آلبوم «آلگرو» و چند قطعه تازه را نیز به علاقه مندان خود ارائه خواهد کرد.

مهر