بایگانی برچسب‌ها : موفقیت

اگر پاسخ‌تان به این ۷ سوال مثبت است، موفق و خوشحالید

 اعداد می آیند و می روند، ولی احساسات دائمی هستند، به خصوص اگر احساسات شامل این باشد که راجع به خود چه حسی دارید.
بعضی وقت ها مقایسه می تواند مفید باشد… ولی اگر پای حس رضایت و شادی شما در میان باشد، مسلماً مقایسه می تواند نتیجه معکوس به دنبال داشته باشد.
مثل اینکه مدام خود را با بقیه مردم مقایسه کنید. کافی است این کار را انجام دهید، و خواهید دید که چقدر راحت احساس ناموفق بودن به شما دست می دهد. اگر شما کارآفرین باشید و خوتان را با ریچارد برانسون مقایسه کنید، احساس شکست خواهید کرد. اگر خواننده باشید و خودتان را با تیلور سویفت مقایسه کنید، احساس شکست خواهید کرد. اگر هدف شما این باشد که دنیا را تغییر دهید و خودتان را با استیو جابز مقایسه کنید…
 اگر پاسخ شما به هر یک از این 7 سوال مثبت است، پس بسیار موفق تر از چیزی هستید که فکر می کنید
مشکل مقایسه همین است. هر چقدر هم موفق باشید، همیشه کسی وجود دارد که موفق تر از شماست. همیشه کسی بهتر، یا باهوش تر، یا پولدارتر، یا (ظاهراً) خوشحال تر وجود دارد.
پس دست از مقایسه بردارید. فقط روی خودتان تمرکز کنید. سپس به دنبال این نشانه ها باشید که نشان می دهد شما موفق تر، و احتمالاً خوشحال تر، از آن چیزی هستید که فکر می کنید.
۱٫ آیا من دوستان نزدیکی دارم؟
دوستان نزدیک همیشه کمیاب هستند. یک بررسی در این مورد نشان داده که پاسخ دهندگان احساس می کردند تعداد دوستانی که می توانند مسائل مهم خود را با آن ها در میان بگذارند، در بیست سال گذشته به طور میانگین از ۲٫۹۴ به ۲٫۰۸ کاهش پیدا کرده است. اگر شما بیش از دو یا سه دوست نزدیک دارید، خوشحال باشید. نه فقط به خاطر ارتباط اجتماعی، بلکه چون اثر مثبت رابطه دوستی روی طول عمر شما دو برابر بیشتر از چیزی است که از ورزش کردن نصیبتان می شود.
۲٫ آیا من می توانم افراد دور و بر خودم را انتخاب کنم؟
بعضی ها کارکنانی دارند که آن ها را به معنای واقعی دیوانه می کنند. بعضی ها مشتریانی دارند که شدیداً نفرت انگیز هستند. بعضی ها آشنایانی معمولی دارند که بسیار خودخواه و خودپسند هستند. نکته اینجاست که این افراد، خودشان آن آدم ها را انتخاب می کنند. آن آدم ها در زندگی حرفه ای یا شخصی شان هستند چون که به آن ها اجازه می دهند باقی بمانند.
افراد موفق، افراد موفق را جذب می کنند. افراد سخت کوش، افراد سخت کوش را جذب می کنند. افراد مهربان با افراد مهربان در ارتباط هستند. کارکنان خوب می خواهند که برای رییس های خوب کار کنند. اگر آدم های دور و بر شما کسانی هستند که خودتان می خواهید کنارتان باشند، موفق هستید. و اگر این طور نیست، پس وقتش رسیده که تغییراتی به وجود آورید.
 اگر پاسخ شما به هر یک از این 7 سوال مثبت است، پس بسیار موفق تر از چیزی هستید که فکر می کنید
۳٫ آیا من پول کافی برای انتخاب های مثبت دارم؟
خیلی از مردم زندگی خود را با فیش حقوقی ماهانه شان می گذرانند. بدتر از آن، خیلی ها مجبور هستند بین مایحتاج اصلی زندگی خود انتخاب کنند (مثلاً اینکه هزینه نسخه داروخانه برای قرص آنتی بیوتیک را پرداخت کنند یا پول بنزین ماشینشان را.)
اگر پول کافی در می آورید، و خیلی زیاد پول خرج نمی کنید، که بتوانید انتخاب های مثبتی در مورد نحوه خرج کردن مقداری از آن پول داشته باشید (مثلاً سرمایه گذاری، با رفتن به تعطیلات، یا شرکت در کلاسی که علاقمندید… هر کاری که می خواهید انجام دهید و نه اینکه مجبور باشید)، پس موفق هستید.
۴٫ آیا من شکست را فقط به عنوان نوعی تمرین می بینم؟
شکست سخت است، ولی همچنین می تواند بهترین راه برای یادگیری و رشد باشد. همیشه آزمایش، چالش، و موانع وجود دارد، ولی در نهایت پشتکار همیشه برنده می شود. هر انسان موفقی بارها شکست خورده است. (بیشتر آن ها خیلی بیشتر از شما هم شکست خورده اند. به همین خاطر است که حالا بسیار موفق هستند.)
اگر شما از هر شکست استقبال کنید، آن را مال خود بدانید، از آن یاد بگیرید، و مسئولیت کامل قبول کنید که دفعه بعد اوضاع حتماً به شکل متفاوتی پیش برود، پس شما موفق هستید. و به مرور زمان، شما حتی موفق تر هم خواهید بود چرا که هیچ وقت از تلاش برای بهتر شدن از چیزی که امروز هستید متوقف نمی شوید.
۵٫ آیا من بخشنده هستم؟
همه ما این لحظه را تجربه کرده ایم: مکالمه ای خوب با کسی داریم، متوجه نقطه نظرات مشترکی با فرد مقابل می شویم… و ناگهان: آن شخص عبارت «من به چیزی احتیاج دارم» را مطرح می کند. و همه چیز در مورد این تعامل تغییر پیدا می کند. چیزی که در ابتدا دوستانه به نظر می رسید حالا حالت نیاز پیدا می کند… و احتمالاً اگر نتوانید کمک کنید احساس گناه به شما دست می دهد (به خصوص اگر تصمیم بگیرید که نمی خواهید کمک کنید.)
مردم معمولاً به دو دسته تقسیم می شوند: بعضی ها گیرنده هستند، و بعضی ها بخشنده.
و جای تعجب نیست که کسانی که معمولاً بیشتر احساس موفق بودن می کنند، گیرنده ها نیستند. افراد موفق اگر بهشان پیشنهاد کمک شود آن را قبول می کنند، ولی حس نمی کنند که نیاز دارند چیزی را از کسی بخواهند. در واقع، آن ها روی این تمرکز می کنند که چه کاری می توانند برای بقیه انجام دهند.
 اگر پاسخ شما به هر یک از این 7 سوال مثبت است، پس بسیار موفق تر از چیزی هستید که فکر می کنید
۶٫ آیا من دیگران را در معرض دید و توجه قرار می دهم؟
درست است، شاید تمام کار اصلی را شما انجام دادید، شاید شما کوه را جابجا کردید، شاید شما همه رقبا را کنار زدید.
ولی اگر به دنبال تحسین یا تقدیر نیستید، معنیش این است که شما موفق هستید. معنیش این است که شما در درون خودتان احساس افتخار می کنید، که مهم تر از هر چیز دیگری است. معنیش این است که شادی شما از موفقیت دیگران حاصل می شود. شما نیاز به شکوه و افتخار ندارید، خودتان می دانید که به چه چیزی دست پیدا کرده اید. اگر شما از تأیید شدن دیگران لذت می برید ولی به تأیید شدن توسط دیگران نیاز ندارید، شما موفق هستید.
۷٫ آیا من واقعاً حس هدفمندی دارم؟
افراد موفق هدف دارند. در نتیجه، آن ها هیجان زده، متعهد، پر اشتیاق، و بی باک هستند. و آن ها اشتیاق خود را با دیگران به اشتراک می گذرانند. اگر شما هدفی را پیدا کرده اید، اگر شما چیزی را پیدا کرده اید که الهام بخشتان است، به شما انرژی می دهد، شما را هیجان زده می کند که بیدار شوید، بیرون روید و تلاش کنید، پس شما موفق هستید، صرف نظر از اینکه چقدر پول در می آورید یا دیگران چه فکری می کنند.
چرا؟
چرا که شما زندگی را به شیوه خود سپری می کنید، و این بهترین نشانه برای موفقیت است.

افراد موفق هنگام ناهار چه می‌کنند؟

دست یافتن به قله‌های موفقیت زمان‌بر است. خوشبختانه می‌توانید با استفاده بهینه از وقت ناهار این مسیر را کوتاه کنید.

به طور معمول پنج ساعت در هفته وقت ناهار دارید. آن‌چه در ادامه می‌خوانید به شما کمک می‌کند که از این زمان به‌درستی استفاده و آن را مدیریت کنید:

۱- ترک کردن محل کار
این کار یک راه اساسی برای استفاده صحیح از وقت ناهار است. ترک کردن محل کار فرصتی برای شما فراهم می‌کند تا از شلوغی به دور باشید و تجدید قوا کنید. اما اگر در این زمان در اتاق کارتان باشید، همکاران و رئیستان برای کار به شما مراجعه می‌کنند.

۲- مرور کردن کار هفتگی
کنترل کردن و زیر نظر داشتن زندگی کار سختی نیست. به همین علت است که افراد موفق عادت به بازنگری دارند. برای مثال در وقت ناهار می‌توانید ایمیل‌هایی که فرستاده‌اید را مرور کنید تا بدانید اقدامات بعدی چیست.

یا می‌توانید با مراجعه به تقویم به قرارهایی که در طول هفته دارید نگاهی بیاندازید. هر دوی این کارها تمرینی هستند که شما را در زمان جلو می‌برند.

۳- ورزش کردن
افراد موفق می‌دانند که ورزش کردن برای سلامت ذهن و جسم ضروری است. این افراد قسمتی از وقت ناهار را به ورزش کردن اختصاص می‌دهند مثلاً پیاده‌روی می‌کنند و یا چند حرکت نرمشی انجام می‌دهند. ورزش کردن راه مناسبی برای کاهش استرس ناشی از محیط کاری است.

ناهار افراد موفق
ناهار افراد موفق

۴- برقراری دوستی
تقسیم غذا با دیگران یکی از بهترین روش‌ها برای برقراری رابطه دوستانه است. افراد موفق می‌دانند دوستی‌ها از یک ملاقات ساده شروع می‌شود. قدم بعدی، بیشتر وقت گذراندن با آن‌ها است.
دعوت به ناهار، روشی خوب برای مستحکم کردن دوستی‌هاست، زیرا فرصتی‌ست برای صحبت‌های شخصی و دور شدن از مسائل کاری.

۵- غذا خوردن برای سلامتی، و نه تفریح
آن‌چه برای ناهار می‌خورید تأثیر بسزایی بر فعالیت‌های شما دارد. به همین دلیل است که افراد موفق از خوردن پاستا و غذای سنگین در ظهر خودداری می‌کنند. برای افزایش انرژی خود بادام، گردو و غذاهای انرژی‌زای دیگری میل کنید.

مصرف زیاد مواد قندی در طول روز خوب نیست. به‌علاوه، از خوردن غذاهای پر ادویه و سس در روزهای کاری خودداری کنید. خوردن تنقلات را به بعد از ساعات کاری و یا آخر هفته موکول کنید.

۶- انجام کارهای شخصی
افراد موفق، اهمیت داشتن تمرکز در کار را درک می‌کنند. به همین دلیل است که از انجام کارهای شخصی در ساعات کاری (مانند تلفن زدن و یا ترک کردن محل کار) خودداری می‌کنند.
اما همگی ما در زندگی گرفتار مسائل مختلفی می‌شویم و نیاز است تا حتی در محل کار خود به برخی از این امور رسیدگی کنیم. بدین منظور می‌توانید از وقت ناهاری خود برای انجام این کارها استفاده کنید.

۷- داشتن چرت کوتاه
افراد موفق ارزش خوب استراحت کردن را می‌دانند. یک چرت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه‌ای باعث افزایش تمرکز و کارایی شما می‌شود. این کار هم‌چنین اثرات مثبتی بر سلامتی قلب دارد.

موفقیت‌تان را جشن بگیرید

تمرکز بر راه‌های رسیدن به موفقیت، امتیازات فراوانی را برای ما در پی خواهد داشت. این تمرکز، انرژی مثبت‌تان را افزایش داده و شما را برای مقابله با چالشی جدید آمده و مهیا می‌سازد. شما در این ارتباط با توانمندی‌های منحصر به فرد خود و همکاری و مشارکت هر چه بیشتر آشنا خواهید شد. توجه داشته باشید تجربیاتی که در این ارتباط کسب کرده‌اید شما را در تداوم هوشمندانه انجام هر چه بیشتر و بهتر کارهای خود یاری می‌دهد. در همین حین که به موفقیت می‌اندیشید، جنبه‌های مختلف زندگی‌تان را نیز تجزیه و تحلیل کنید.

ارتباطات‌تان را بررسی نمایید. چه جنبه‌هایی را در درون خود رشد و گسترش داده‌اید؟ چه ارتباطات دوستانه‌ای داشته‌اید؟ کدام ارتباط بیشترین لذت را برای شما در پی داشت؟ در لحظات سخت و دشوار زندگی، چگونه از علاقه‌مندی‌های خود دفاع و حمایت کردید؟ چه برداشت و شناختی از خصیصه‌های منحصر به فرد دیگران دارید؟

زندگی معنوی‌تان را بررسی کنید سال گذشته چقدر و چطور از لحاظ معنوی رشد پیدا کردید؟ به چه وجوه و جنبه‌هایی دست یافتند؟ از چه طرق با توانمندی‌های روزافزون خود ارتباط برقرار کردید؟ چه تمرینات معنوی‌ای در سال گذشته صورت دادید؟ چقدر در کشف حقایق پشت پرده معنوی خود موفق عمل کردید؟

به زندگی مادی خود بپردازید. امسال چه گام‌هایی در جهت ایجاد یک امنیت مالی و اقتصادی در زندگی برداشتید؟ برای رسیدن به استقلال مالی‌تان به چه موفقیت‌هایی نایل ‌شدید؟ چگونه و به چه طریق، پول‌تان را صرفه‌جویی، سرمایه‌گذاری و یا مصرف کردید؟ امسال در مورد ارتباط با مسایل مالی به چه نتایجی رسیدید؟

شرایط فیزیکی، اجتماع و اطرافیان را کنترل کنید. امسال در شرایط جسمی خود چه بهبودهایی پدید آوردید؟ آیا احساس آرامش خانگی بیشتری داشتید؟ برای ارتباطات مناسب‌ترتان در اجتماع چه کردید؟ چه نکته‌های تازه‌ای در مورد ارتباط با جامعه و محیط اطرافتان آموختید؟ وضع سلامتی‌تان را بررسی کنید. چه گام‌هایی برای سلامتی هر چه بیشتر خود در سال جاری برداشتید؟ چه عادات بهداشتی جدیدی به کار گرفتید؟ توانستید چه کمک‌هایی برای افزایش عادات بهداشتی بیشتر در سال جاری به خود کنید؟ آیا استرس‌ها و فشارهایتان را به درستی کنترل و مدیریت کردید؟ تفریح و سرگرمی‌تان را چک کنید. در سال جاری، چه فعالیت‌هایی بیشترین لذت را برای شما در پی داشت؟ چه مهارت‌های تازه‌ای حاصل کردید؟ آیا ساختار زندگی‌تان به گونه‌ای بوده که زمان کافی برای استراحت و تفریح داشته باشید؟ چه درس‌هایی از نقطه‌نظر سرگرمی آموختید؟

شرایط کارتان را بررسی کنید. چه موفقیت‌هایی در سال گذشته حاصل کردید؟ چگونه خودتان را در ارتباط با کارتان به چالش کشیدید؟ چه مهارت‌های جدیدی کسب کردید؟ چگونه ارزش‌هایتان را در راستا و در حین کارتان بروز دادید؟

حال که موفقیت‌تان را در تمامی جنبه‌های زندگی بررسی کردید، روی این نکته تمرکز و فکر کنید که در مورد شرایط زندگی‌تان چه آموخته‌اید. ببینید که چطور می‌توان این درس‌ها را در آینده به کار بست. شاید جنبه‌هایی در زندگی‌تان وجود داشته باشد که کمتر روی آن‌ها تمرکز کرده‌اید. شاید بخواهید در آینده تمرکز بیشتری روی این حوزه‌ها داشته باشید. حال با این تفاسیر آیا دوست دارید در زندگی موفق‌تر باشید و زمان بیشتری را برای رسیدن به آن داشته باشید؟ توصیه می‌کنم استراتژی موثر و شخصی‌تان را برای نیل به موفقیت در زندگی توسعه و گسترش دهید.

۲۰ استارت آپ موفق جهان را بشناسید

از داخل پارکینگ، در اتاق کوچک یک خانه و حتی از خوابگاه دانشجویی. شاید هیچ کس نتواند فکرش را بکند که ایده های شکل گرفته از همین جاها حالا تبدیل به شرکت های غولی در جهان شده اند که دست برتر را در بازار دارند. این شرکت ها حالا ساختمان های بزرگ و هزاران کارمند دارند، اما همه چیز آنها از یک ایده، فکر و خلاقیت در جایی کوچک شروع شد. آنها استارت کار را زدند و با پشتکار به نقطه کنونی رسیدند.

بزرگ ترین کمپانی های حوزه فناوری و تکنولوژی که حالا در دره سیلیکون هر روز به توسعه کسب و کار خود می اندیشند، رکورد های بی سابقه ای در سرعت رشد درآمد به ثبت رسانده اند. در اعلام ارزش و درآمد این شرکت ها، B به معنی بیلیون یا میلیارد و M به معنی میلیون است.

۱- اپل Apple

20 استارت آپ مشهور جهان

در ابتدا به خاطر ایده بنیانگذارانش برای یک رابط کاربری گرافیکی آسان شکل گرفت. این رابط کاربری به افراد مسن هم اجازه می داد که از رایانه های شخصی استفاده کنند. ایده آنها از پارکینگ خانه جابز خیلی سریع مورد توجه قرار گرفت.

بنیانگذار: استیو وزنیاک و استیو جابز

تاسیس: ۱۹۷۶

درآمد در سال ۲۰۱۳: $۱۵۹٫۹۴B

ارزش شرکت: $۴۸۹٫۷۶B


۲- گوگل  Google

20 استارت آپ مشهور جهان

طراحی یک موتور جست و جو که خیلی سریع در میان مردم پرطرفدار شد و با گسترش اینترنت به یک غول تبدیل شد

بنیانگذار: سرگئی برین و لری پیج

تاسیس: ۱۹۹۸

درآمد در سال ۲۰۱۲: $۴۹٫۹۶B

ارزش شرکت: $۳۶۲٫۹۳B


مایکروسافت Microsoft

20 استارت آپ مشهور جهان

مایکروسافت با سیستم عامل خود یعنی زنیکس در سال ۱۹۸۰ وارد بازار کار سیستم عامل شد. سپس مایکروسافت سیستم عامل MS-DOS را تولید کرد و با ویندوز و آفیس به شهرت بسیاری رسید. رقابت این شرکت با اپل از همان ابتدا وجود داشت.

بنیانگذار: بیل گیست

تاسیس: ۱۹۷۶

درآمد در سال ۲۰۱۳: $۷۳٫۷۵B

ارزش شرکت: $۳۰۲٫۳۲B


۴- آمازون  Amazon

20 استارت آپ مشهور جهان

ایده تاسیس یک فروشگاه اینترنتی کتاب. پس از فروش آنلاین کتاب اقدام به فروش محصولات نو یا دست دوم از طریق اینترنت کرد.

بنیانگذار: جف بروس

تاسیس: ۱۹۹۴

درآمد در سال ۲۰۱۳: $۶۱٫۰۹B

ارزش شرکت: $۱۸۰٫۰۹B


۵- فیس بوک Facebook

20 استارت آپ مشهور جهان

ایده شبکه های اجتماعی و ارتباط آنها با یکدیگر در فضای مجازی، بیشتر از یک میلیارد نفر حالا از این طریق با هم در ارتباط هستند.

بنیانگذار: مارک زاکربرگ

تاسیس: ۲۰۰۴

درآمد در سال ۲۰۱۲: $۵٫۵۹B

ارزش شرکت: $۱۳۵٫۰۳B


۶- تنسنت  Tencent

20 استارت آپ مشهور جهان

ایده تاسیس یک فروشگاه اینترنتی کتاب، پس از فروش آنلاین کتاب اقدام به فروش محصولات نو یا دست دوم از طریق اینترنت کرد.

بنیانگذار: ماهوستنگ، ژانگ ژیدانگ

تاسیس: ۱۹۹۸

درآمد در سال ۲۰۱۲: $۷۰۴۶B

ارزش شرکت: $۱۱۲٫۰۹B


۷- یاهو   Yahoo

20 استارت آپ مشهور جهان

رقیب همیشگی گوگل که هنوز رقابتشان ادامه دارد.

بنیانگذار: جری یانگ، دیوید فیلو

تاسیس: ۱۹۹۴

درآمد در سال ۲۰۱۲: $۴٫۹۹B

ارزش شرکت: $۴۰٫۷B


۸- بایدو  Baidu

20 استارت آپ مشهور جهان

نسخه چینی یاهو که در داخل چین بسیار پرطرفدار است.

بنیانگذار: رابین لی

تاسیس: ۲۰۰۰

درآمد در سال ۲۰۱۲: $۳٫۵۸B

ارزش شرکت: $۵۹٫۶B


۹- ای بی Ebay

20 استارت آپ مشهور جهان

فروشگاه آنلاین اجناس دست دوم که از یک گاراژ کارش را شروع کرده و جهانی شد.

بنیانگذار: پیر امیدیار

تاسیس: ۱۹۹۵

درآمد در سال ۲۰۱۲: $۱۴٫۰۳B

ارزش شرکت: $۶۷٫۷۸B


۱۰- هیولت پاکارد Hewlett- Packard

20 استارت آپ مشهور جهان

از استارت آپ های الگو در دره سیلیکون که کارشان را با تولید سخت افزار و نرم افزار در یک گاراژ شروع کردند.

بنیانگذار: بیل هیولت، دیو پاکارد

تاسیس: ۱۹۳۹

درآمد در سال ۲۰۱۳: $۱۱۹٫۹۳B

ارزش شرکت: $۵۲٫۸۷B


۱۱- لینکدین Linkedin

20 استارت آپ مشهور جهان

شبکه اجتماعی با هدف کاریابی و فعالیت تجاری

بنیانگذار: رید هافمن

تاسیس: ۲۰۰۳

درآمد در سال ۲۰۱۳: $۹۷۲٫۳۱M

ارزش شرکت: $۲۶٫۱۳B


۱۲- توییتر Twitter

20 استارت آپ مشهور جهان

شبکه اجتماعی میکروبلاگینگ با محدودیت ۱۴۴ کاراکتری پیام ها

بنیانگذار: جک دارسی، اوان ویلیامز، بیز استون، نوح گلس

تاسیس: ۲۰۰۶

درآمد در سال ۲۰۱۲: $۳۱۵٫۹۳M

ارزش شرکت: $۳۱٫۳۵B


۱۳- دراپ باکس Drop Box

20 استارت آپ مشهور جهان

معرفی فضای ابری (آنلاین) برای ذخیره فایل و اطلاعات

بنیانگذار: دریو هوستون

تاسیس: ۲۰۰۷


۱۴- گروپان Groupon

20 استارت آپ مشهور جهان

بزرگ ترین و موفق ترین سایت در ارائه تخفیف های روزانه

بنیانگذار: جف بزوس

تاسیس: ۲۰۰۸


۱۵- کریگزلیست  Craigslist

20 استارت آپ مشهور جهان

دسته بندی روزنامه ها و تبلیغات دسته بندی شده در یک سایت

بنیانگذار: کریگ نیومارک

تاسیس: ۱۹۹۵


۱۶- پالانتیر  Palantir

20 استارت آپ مشهور جهان

الگوریتم و برنامه تحلیل اطلاعات

بنیانگذار: الکس کارپ

تاسیس: ۲۰۰۴


۱۷- نتفلیکس Netflxi

20 استارت آپ مشهور جهان

روش انقلابی در پخش تلویزیون اینترنتی و ویدئوهای آنلاین

بنیانگذار: رید هاستینگز

تاسیس: ۱۹۹۷


۱۸- اسکویر  Square

20 استارت آپ مشهور جهان

روش خلاقانه برای پرداخت آنلاین به جای پول نقد

بنیانگذار: جیم مک کلوی

تاسیس: ۲۰۰۹


۱۹- زینگا Zynga

20 استارت آپ مشهور جهان

بازی برای بستر شبکه های اجتماعی

بنیانگذار: مارک پینکس

تاسیس: ۲۰۰۷


۲۰- رویو  Rovio

20 استارت آپ مشهور جهان

به خاطر بازی انگری بردز مشهور شد و حالا همچنان از آن سود می برد.

بنیانگذار: نیکلاس هد

تاسیس: ۲۰۰۳

پنج نفر اول شرکت اپل را بشناسید

اپل بر خلاف سایر شرکت های تکنولوژی از یک ویژگی خاص برخوردار است و آن، پیوند خوردن ماهیت و هویت آن با نام استیو جابز است، اما تنها جابز نبوده که در توسعه این شرکت نقش به سزایی داشته است.

نشریه بیزینس اینسایدر این موضوع را مد نظر قرار داده و اقدام به معرفی اولین نیروهای انسانی پشت سر شرکت اپل کرده است. تیمی از با استعدادترین افراد که در کنار استیو جابز، شرکت اپل را به جایگاه فعلی رساندند؛ اما در حال حاضر بسیاری از آنها فراموش شده اند.

در اینجا فهرستی از پنج شخصیت برجسته نخستین روزهای اپل را از نظر می گذرانیم.

استیو وازنیاک

وی هیچ گاه عضو اپل نبوده، ولی شخصیتی است که در کنار جابز و همراه با وی پایه های اولیه اپل را بنیان گذاشت و سهم بزرگی در موفقیت این شرکت و البته استیو جابز داشت. وی یک شغل رسمی در شرکت HP بر عهده گرفت و هیچ گاه رسما در اپل جایگاهی به خود اختصاص نداد.

پنج نفر اول شرکت اپل را بشناسید+تصاویر

 


استیو جابز، مرد شماره دو!

مایکل اسکات، مورخ تکنولوژی بر این باور است، استیو جابز مرد شماره دو اپل باید تلقی شود. استدلال او برای این جایگاه آن است که وی یک بار از شرکت اپل اخراج شده و دوباره بازگشته است و البته در بازگشت خود، سهم بسزایی در بزرگ شدن این شرکت ایفا کرده است. در فاصله اخراج و بازگشت به اپل استیو جابز، وی مدیریت شرکت Pixar را بر عهده داشت.

پنج نفر اول شرکت اپل را بشناسید+تصاویر

 


مایک مارکولا، پولدار اپل

مایک مارکولا در واقع تغذیه کننده اصلی استیو جابز و وازنیاک در بنیان گذاری اپل و اوج گیری آن بود. وی برای اولین بار اقدام به سرمایه گذاری به ارزش ۲۵۰ هزار دلار در این شرکت کرد و در ازای این سرمایه گذاری، ۳۰ درصد از سهام شرکت را از آن خود کرد. وی همچنین نقش مهمی در مدیریت اپل و طراحی مدل کسب و کار اولیه آن داشت.

پنج نفر اول شرکت اپل را بشناسید+تصاویر

 


بیل فرناندز، اولین کارمند اپل

بیل فرناندز برای اولین بار استیو جابز را در دبیرستان کاپرتینو ملاقات کرد و همچنین همسایه و دوست صمیمی استیو وازنیاک بود. وقتی جابز و وازنیاک اپل را بنیان گذاشتند، فرناندز را به عنوان اولین کارمند این شرکت به استخدام درآوردند. وی تا سال ۱۹۹۳ در اپل ماند و بعد از آن به شرکت Ingres رفت.

پنج نفر اول شرکت اپل را بشناسید+تصاویر

 


راد هالت، مهره مهم در توسعه اپل ۲

راد هالت که اساسا برای پیوستن به اپل در ابتدا بسیار بدبین بود، یک طراح معتبر و محترم به حساب می آمد؛ اما خود در خاطراتش می نویسد، به رغم این بدبینی، استیو جابز وی را قانع کرد که شغل مورد نظرش در اپل را قبول کند. وی در دوران موفقیت اپل ۲ نقش بسزایی داشت اما خود می گوید، بعد از آنکه مدیریت جدید بر سر کار آمد، وی را با بی اعتنایی کنار گذاشتند.

پنج نفر اول شرکت اپل را بشناسید+تصاویر

اولین شغل افراد مطرح چهان چه بوده؟

شکی نیست که شرایط مالی مناسب و حمایت والدین می‌توانند نقش به‌سزایی در پیشرفت و موفقیت افراد داشته باشند. نمونه‌ی افراد موفقی که از همان کودکی هم از وضع مالی مناسب و حمایت والدین برخوردار بوده‌اند (مانند بیل گیتس) زیاد است؛ اما در ادامه با ۱۸ نفری آشنا خواهیم شد که ثابت کرده‌اند مسیر موفقیت همیشه هم مستقیم و هموار نیست.

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

شاید با نگاه به افراد موفق و تاثیرگذار با خود بگوییم که شرایط نابرابر موجب پیشرفت آن‌ها شده‌ است و اگر شرایط طور دیگری رقم می‌خورد، چه بسا الان ما جای آن‌ها نشسته بودیم.

اما بسیاری از موفق‌ترین افراد دنیا دوران کودکی و نوجوانی معمولی و یا سختی را گذرانده و برای کسب درآمد دست به انجام کارهای عجیبی زده‌اند. در ادامه با  اولین مشاغل باورنکردی ۱۸ نفر از موفق‌ترین و تأثیرگذارترین افراد دنیا آشنا می‌شویم.


مارک کوبان کیسه زباله می‌فروخت

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

مارک کوبان، کار آفرین و مالک تیم بسکتبال دالاس ماوریکس، در کودکی  یک جفت کفش گران قیمت اسنیکرز از پدرش درخواست می‌کند. پدرش در پاسخ به او می‌گوید که اگر کفش‌ها را می‌خواهی، باید برای خودت کاری دست و پا کرده و با پول خودت آن‌ها را بخری. او هم به توصیه‌ی پدر گوش کرده و رو به فروش کیسه‌ زباله به صورت خانه به خانه می‌آورد.

کوبان که در آن زمان ۱۲ سال سن بیشتر نداشت، با راهنمایی دوست پدرش کیسه‌های زباله را ۳ دلار بیشتر از قیمت خرید می‌فروخت.


لوید بلنکفاین در استادیوم تنقلات می‌فروخت

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

لوید بلنکفاین که سمت مدیرعاملی شرکت تامین سرمایه‌ی گلدمن ساکس را بر عهده دارد، یکی از تأثیرگذارترین افراد وال‌استریت است. او هم راه موفقیت را از زمین خاکی (و البته بدون توپ پلاستیکی!) شروع کرد.

طبق کتاب بیوگرافی‌اش “پول و قدرت: چگونه گلدمن ساکس به فرمانروایی رسید؟”، بلنکفاین در خانه‌های ارزان قیمت ساخت دولت در بروکلین نیویورک بزرگ شد و به عنوان اولین شغل خود در استادیوم یانکی‌های نیویورک تنقلات می‌فروخت.


ریچارد برانسون تکثیر کننده‌ی آماتور پرنده بود

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

برانسون، موسس میلیاردر گروه ویرجین، از همان روز اول برای خودش کار می‌کرد. طبق پستی در لینکداین، برانسون در سن ۱۱ سالگی به همراه بهترین دوستش نیک پاول شروع به پرورش طوطی‌سانان کردند تا آن‌ها را به همکلاسی‌هایشان بفروشند.

پرنده‌ها سریع‌تر از آن‌که بتوانند بفروشندشان تکثیر می‌شدند، پس آن‌ها مجبور شدند شانس خود را در بازار دیگری بیازمایند.

از آنجا که کریسمس نزدیک بود، آن‌ها درختان صنوبر کوچکی خریده، امیدوار بودند وقتی درخت‌ها بزرگ شدند با فروش آن‌ها پول خوبی به جیب بزنند. اما متاسفانه تعدادی خرگوش‌ درخت‌ها را قبل از بزرگ شدن خوردند!


مریسا میر در یک خواربارفروشی کار می‌کرد

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

مریسا میر، مدیرعامل یاهو، در مصاحبه با فورچون می‌گوید زمانی که ۱۶ سال سن داشته، به عنوان شغل تابستانی در فروشگاهی در ویسکانسین فروشندگی می‌کرده است.

او در ادامه می‌گوید آنجا بود که برای اولین بار ارزش اخلاق کاری را خودش به چشم دیده است. همچنین این شغل به او چیزهای زیادی راجع به اقتصاد خانواده، مبادلات تجاری روزانه‌ی افراد و سبک سنگین کردن ارزش خرید یاد داده است.


بث کامستاک در کارخانه‌ی تولید لوازم آشپزخانه کار می‌کرد

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

کامستاک مدیر ارشد بازاریابی جنرال الکتریک است و بر ایجاد سرویس استریم ویدئوی هولو (Hulu) نیز نظارت داشته است. اما قبل از اینکه وارد دنیای حرفه‌ای شود، در کارخانه‌ی رابرمید که وسایل آشپزخانه تولید می‌کند، ارزش کار سخت را آموخت.

او در یک پست لینکداین توضیح می‌دهد که تابستان بعد از سال اول کالج، برای فاصله گرفتن از محیط آکادمیک و استراحت از کار دانشگاهی، به عنوان شغل تابستانی این کار را انتخاب کرد؛ اما تا به خودش آمد دید که در این کار غرق شده است. او هنوز هم به اینکه به واسطه‌ی شغل اولش نحوه‌ی کار کردن گروهی برای غلبه بر دوران سخت کاری را آموخته است افتخار می‌کند.


کت کول پیشخدمت رستوران‌ بود

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

قبل از اینکه کول رئیس فروشگاه‌های زنجیره‌ای کیک و شیرینی سینابون شود، ۱۵ سال در رستوران‌های هوترز کار می‌کرد.

کولز در ۱۷ سالگی به عنوان یک پیشخدمت معمولی در رستوران‌های زنجیره‌ای هوترز (که ملاکش برای استخدام افراد ظاهر آن‌ها است) شروع به کار کرد، اما با گذشت زمان نشان داد که قابلیت‌هایی فراتر از یک پیشخدمت ساده دارد و بالاخره در ۲۶ سالگی به مقام معاون ریاست رسید.

به گزارش فورچون، او بیشتر دهه‌ی سوم زندگی خود را صرف آموزش کارمندان و مدیران کرده است.


وارن بافت روزنامه فروش بود

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

بافِت از زمان کودکی به پول درآوردن و پس انداز کردن علاقه داشت. امروز، بنا به گزارش فوربز، رئیس و مدیر عامل برکشایر هاتاوی ۶۱.۲ میلیارد دلار سرمایه دارد که او را به یکی از ثروتمندترین افراد دنیا تبدیل می‌کند.

طبق بیوگرافی‌اش، بافت در سن ۱۳ سالگی صبح‌هایش را با رساندن روزنامه‌ی واشینگتن پست به مشترکین می‌گذراند. در همان سال، او ۱۲۰۰ دلار از پس‌اندازش را بر روی یک زمین کشاورزی ۴۰ جریبی سرمایه‌گذاری کرد.


اوباما بستنی می‌فروخت

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

حتی رئیس جمهور آمریکا و یکی از قدرتمندترین رهبران حال حاضر جهان هم در نوجوانی شغل پاره وقت ساده‌ای داشته است.

به گزارش تایمز، اوبامای نوجوان اولین شغل خود را در بستنی فروشی زنجیره‌ای بسکین-رابینز در هونولولو پیدا کرد.


اپرا وینفری در فروشگاه مواد غذایی کار می‌کرد

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

امپراطوری رسانه‌ای اپرا وینفری او را به اولین زن سیاه‌پوست میلیاردر جهان تبدیل کرد. (طبق گزارش فوربز او ثروتی حدود ۳ میلیارد دلار دارد.) اما اپرا قبل از رسیدن به موقعیت فعلی، دوران کودکی سختی را گذرانده و با فقر دست و پنجه نرم می‌کرده است.

به گزارش فوربز اپرا هنگامی که در دوران نوجوانی با پدرش در نشویل زندگی می‌کرد، در یک فروشگاه مواد غذایی، درست کنار آرایشگاه پدرش، مشغول به کار بوده است.


مایکل دل در رستوران ظرف می‌شست

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

مایکل دل، بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت دل، از روزهای اوج و دوران شکوفایی PC استفاده کرد و به قدرت رسید. امروز ثروتِ وی حدود ۱۸.۷ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.

اما قبل از اینکه دل به پر و بال گرفتن صنعت کامپیوترهای شخصی کمک کند، بنا به بیوگرافی‌اش، به عنوان اولین شغل در سن ۱۲ سالگی در یک رستوران‎‌ چینی ظرف می‌شست.


دیوید مورداک در پمپ بنزین کار می‌کرد

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

مورداک، رئیس و مدیر عامل ۹۱ ساله‌ی صنایع غذایی Dole، شرکتش را به بزرگ‌ترین تولید کننده و فروشنده‌ی میوه و سبزیجات در سطح جهان تبدیل کرد. او که امروزه ثروتی حدود ۲.۹ میلیارد دلار دارد، دوران کودکی را با فقر گذرانده و تحصیل در دبیرستان را کنار گذاشت.

بعد از ترک تحصیل، مورداک در یک پمپ بنزین کار می‌کرد تا اینکه در سال ۱۹۴۳ به عنوان سرباز وظیفه به ارتش پیوست.


جکی زنر در مسابقات هاکی هات داگ می‌فروخت

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

زنر مدیرعامل شرکت خیریه‌ی Women Moving Millions است و در سال ۱۹۹۶ موفق شد تا اولین زنی باشد که شریک تجاری گلدمن ساکس لقب می‌گیرد.

او دوران نوجوانی خود را با فروش تنقلات در مسابقات هاکی استادیوم محل زندگی‌شان در کانادا می‌گذراند. خود او در پستی در لینکداین می‌گوید که اداره‌ی یک دکه‌ی شلوغ و انجام سریع معاملات، بهترین تمرین برای انجام معاملات در طبقه‌ی تجاری وال استریت است.


تی. بون پیکنز روزنامه به دست مشترکان می‌رساند

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

پیکنز که رئیس شرکت پوشش سرمایه‌ی BP است، شم اقتصادی تهاجمی خود را در سنین نوجوانی نشان داد.

درست مثل وارن بافت، پیکنز هم روزنامه‌ رسان بود. در سن ۱۲ سالگی با از میدان به در کردن رقبا توانست تعداد خانه‌های تحت پوشش خود را از ۲۸ به ۱۵۶ افزایش دهد. او می‌گوید این کار ارزش گسترش کسب و کار از طریق خریدن شرکت‌های رقیب را به او آموخت.


جف بزوس در مک دونالدز همبرگر درست می‌کرد

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

بر اساس کتاب “فرصت طلایی: مشاغل قابل توجهی که در مک دونالدز شروع شدند” موسس و مدیرعامل آمازون، غول خرده فروشی‌های اینترنی، اولین کارش (که شغلی تابستانی بود) را با کباب کردن همبرگر در آشپزخانه‌های مک دونالدز به دست آورد.

بزوس می‌گوید:

“چالش برانگیزترین چیز ادامه به کار با سرعت مناسب در زمان شلوغی بود. مدیر مک دونالدز ما عالی بود. نوجوانان زیادی زیر دست او کار می‌کردند و او همه‌ی ما را حتی هنگام خوش گذراندن و تفریح متمرکز بر روی کار نگه می‌داشت.”


دونالد ترامپ بطری خالی جمع می‌کرد

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

دونالد ترامپ میلیاردر، غول بازار املاک و مسکن و شخصیت جنجالی این روزهای دنیای سیاست، هرچند در خانواده‌ای ثروتمند بزرگ شد اما پدرش همواره می‌خواست ارزش پول را به او بفهماند.

وقتی که کودک بود پدرش او و برادرش را به محل ساخت و ساز املاک می‌برد و مجبورشان می‌کرد تا بطری‌های خالی نوشابه را جمع کرده و با پس دادن آن‌ها پول جمع کنند. او می‌گوید از این راه پول چندانی عایدش نمی‌شد، اما این کار به او آموخت که برای پول درآوردن باید کار کرد.


مایکل بلومبرگ ماشین پارک می‌کرد

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

شهردار سابق نیویورک که حالا ثروتی تقریباً برابر با ۳۸.۱ میلیارد دلار دارد؛ از یک خانواده‌ی طبقه‌ی متوسط می‌آید.

او هنگامی که در دانشگاه جان هاپکینزدانشجو بود، به عنوان خدمه‌ی پارکینگ کار می‌کرد تا بتواند از عهده‌ی بازپرداخت وام کمک درسی خود برآید.


مادلین آلبرایت لباس زیر می‌فروخت

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

آلبرایت اولین زنی بود که توانست به مقام وزارت امور خارجه‌ی آمریکا دست پیدا کند. طبق بیوگرافی‌اش خانواده‌ی ضد شوروی او از طرف حزب کمونیست در خطر بودند و به همین دلیل به عنوان پناهنده‌ی سیاسی از چکسلواکی به آمریکا پناه آورده بودند.

در مصاحبه با فوربز می‌گوید که اولین شغل او فروش لباس زیر در یک فروشگاه در دنور بوده است. او همچنین می‌گوید با وجود اینکه تقریباً درآمدی نداشت، اما این شغل به او آموخت که چگونه در شرایط سخت با مردم برخورد کند.


چارلز شواب گردو و مرغ می‌فروخت

اولین شغل ۱۸ نفر از افراد بسیار موفق دنیا

شواب، بنیان‌گذار شرکت کارگزاری و بانکی چارلز شواب، طبق اطلاعات فوربز ثروتی حدود ۶ میلیارد دلار دارد. او در مصاحبه با مجله‌ی فارق التحصیلان دانشگاه استنفورد می‌گوید از سنین جوانی روحیه‌ی کارآفرینی داشته است.

شواب در یک خانواده‌ی متوسط در ساکرامنتوی کالیفرنیا بزرگ شد. وقتی بچه بود گردو بسته بندی می‌کرد و می‌فروخت و در حیاط پشتی خانه شان مرغ پرورش می‌داد.

آیا شما هم در دوران کودکی و نوجوانی دست به چنین کارهایی برای کسب درآمد زده‌اید؟

منبع: زومیت

بازاریابی ترویجی

رئیستان با عصبانیت شما را صدا می‌زند. درحالی‌که وارد دومین فصل فروش شده‌اید و قرار بود همه چیز به خوبی پیش برود، فروش ۱۵ درصد کاهش یافته است. رئیستان انتظار دارد همه چیز را به سرعت به حالت اول برگردانید. راه حل این کار استفاده از بازاریابی ترویجی است که قبلاً به نام «فروش فوق‌العاده» شناخته شده بود.

بسیاری از مدیران فکر می‌کنند فروش فوق‌العاده یعنی کاهش قیمت‌ها برای فروش بیشتر. ولی بازاریابی ترویجی می‌تواند شامل تعدادی از اهداف استراتژیک مانند هدف‌گیری بخش‌های بازاری خاص، گسترش تصاویر برند، پشتیبانی از ابتکارات استراتژیک و افزایش فروش باشد.

بازاریابی ترویجی

از تاکتیک‌های انگیزشی، برای افزایش فعالیت‌های توزیع‌کنندگان کالا، نمایندگان فروش و مشتریان یا مصرف‌کنندگان نهایی استفاده می‌کند. زیبایی ترویج فروش در این است که این روش‌ها نتایج سریع و اغلب قابل اندازه‌گیری ایجاد می‌کنند. ترویج به طور ذاتی با تشویق افراد برای خرید کالا، شرکت در قرعه‌کشی‌ها یا بریدن کوپن گره خورده است.

قبل از آنکه به رئیس خود پاسخ بدهید و راه‌حلی برای خروج از پریشانی سازمان ارائه دهید، به خاطر داشته باشید که موفقیت هر ترویجی به کیفیت اجرای آن بستگی دارد. اگر فروشندگان نهایی شما درک نکنند که راهکار نقطه فروش چطور کار می‌کند بهترین تلاش‌های شما می‌تواند بیهوده باشد. در یک طرح مناسب ترویج فروش مواردی مانند تولید، عملیات، توزیع، فروش و غیره در نظر گرفته می‌شوند. گام اول، درک اهداف برند، کالاها، پیشنهاد فروش منحصربه‌فرد و مشتریان شما می‌باشد.

شما برنده‌ شده‌اید! قرعه‌کشی و مسابقات

مسابقات هنوز ابزار ترویج مهمی هستند، حتی اگر استفاده از آن‌ها با وجود جوایز بزرگ یک میلیون دلاری، بخت‌آزمایی‌های بی‌ارزشی به نظر برسد. این مسابقات برنامه‌هایی نظیر مشخص شدن سریع برندگان با باز کردن بسته‌بندی محصول، مقایسه دو عدد که یکی توسط فروشنده اعلام‌شده و دیگری در محصول درج‌شده، جمع کردن چند مورد از داخل جعبه محصولات در خریدهای مکرر، برنامه‌های داخل فروشگاهی، مسابقات تلفنی رادیویی، شماره کدهای اینترنتی و موارد دیگری از این قبیل را در بر می‌گیرد.

بازاریابی ترویجی

می‌توانید جوایزی بسیار کوچک یا یک جایزه بزرگ داشته باشید. به طور ایده آل، می‌توانید تعدادی جایزه کوچک‌تر و یک جایزه اصلی داشته باشید. برای ارزش ترویجی می‌توانید، بر یک جایزه چشمگیر به جای تعداد زیادی از جوایز کوچک تمرکز کنید. فست فودها استثناء هستند؛ بسیاری از افراد در قرعه‌کشی‌های فست فود شرکت می‌کنند تا برنده یک وعده غذا شوند.

قرعه‌کشی‌ها و مسابقات می‌توانند زمانی که شما هیچ‌چیز جدیدی برای تبلیغ ندارید، توجه افراد را به محصول جلب کنند. در صورت مدیریت مناسب، این روش‌ها می‌توانند تلاش‌های برند سازی استراتژیک شما را تقویت کنند. قرعه‌کشی‌ها و مسابقات می‌تواند به ساخت فهرستی از علاقه‌مندان کمک کند. از این فهرست می‌توان در برنامه‌های بازاریابی بعدی استفاده کرد.

جلب افراد در محل فروش محصولات

ترویج در محل فروش، می‌تواند با به نمایش گذاشتن اطلاعات طراحی‌شده انجام شود و توجه مشتری را جلب کند. این نمایش‌های خارق‌العاده می‌تواند مسابقه‌ای در ارتباط با یک واقعه ورزشی مهم یا پیشنهاد ترویجی برای تقویت تصویر کالا در ذهن مشتری باشد.

بازاریابی ترویجی

این نوع ترویج بر فروشندگان متکی است و آن‌ها هستند که باید اعلامیه را در مکان مناسبی از فروشگاه در معرض دید قرار دهند. با تبلیغات مناسب، فروشندگان را ترغیب کنید تا از برنامه ترویجی حمایت کنند.

پس دادن: بازگرداندان بخشی از مبلغ خرید یا استرداد وجه

خرده‌فروشان اتومبیل بازگرداندان بخشی از مبلغ خرید را دوست دارند زیرا مشتریان را جلب می‌کند و به مدیریت مازاد انبار کمک می‌کنند. بجز در صنعت اتومبیل، مصرف‌کنندگان دیگر ممکن است علاقه‌ای به این موضوع نداشته باشند. مشتریان امروز به دنبال لذت آنی هستند و اغلب صبر لازم برای انجام مراحل دریافت بخشی از مبلغ خرید را ندارند. در صورتی که پیشنهاد استرداد وجه یا کاهش قیمت مبتنی بر عملکرد گذشته را بدهید ممکن است از «فروش هدایت‌شده به وسیله کاهش قیمت» که مشتریان هرگز آن را دریافت نمی‌کنند، سود ببرید.

این روش می‌تواند هزینه‌های برنامه را کاهش دهد. این کار را به کمک کاهش دفعات ارائه پیشنهاد کاهش قیمت، اجرای آن هر بار فقط در یک منطقه، تنظیم تاریخ انقضاء زودهنگام، درخواست خریدهای چندگانه و تنظیم محدودیت یک عرضه به هر خانواده، انجام داد. برخی خرده‌فروشان در برابر استرداد وجوه به دلایل مختلف مقاومت می‌کنند. برخی احساس می‌کنند که این کار با برند سازی قیمت‌های پایین متناقض است درحالی‌که بقیه باور دارند که استرداد وجوه از ارزش تصویر ذهنی سطح بالا می‌کاهد.

در صورتی که هر کسی بازپرداخت ۵ دلاری ویدئو چاپ‌شده بر روی جعبه غلات صبحانه را بازخرید کند، مدیر برند ممکن است اخراج شود و ترویج منجر به ورشکستگی گردد.

بازاریابی ترویجی

بازپرداخت وجه توسط تولیدکننده و خرده‌فروش مثل حبوبات در بازی گل یا پوچ می‌تواند به هم بریزد. این دو ممکن است به نیروهایی برای ارائه پیشنهادات مختلف به طور همزمان تبدیل شوند.

سؤال این است که چطور کالاها یا خدمات خود را به صورتی جذاب برای مشتریان، کانال‌های توزیع، دلالان یا هر کسی که شما می‌خواهید محصولات خود را بدون اختلال در فرایند به آن‌ها بفروشید، تخفیف بدهید.

هر کسی می‌تواند قیمت را بشکند. سؤال این است که چطور این کار را انجام دهیم که فروش کالای بیشتر و سود بالاتری را در پی داشته باشد.

پیشنهادهای تخفیف

هر شرکتی می‌تواند با ارائه تخفیف نامناسب به درماندگی برسد. سؤال این است که چطور تخفیف بدهیم که باعث فروش شده و سود بالاتری ایجاد کند. خریداران به تخفیفات، به سه روش پاسخ می‌دهند:

• ممکن است استفاده بیشتر از محصول را انتخاب کنند.

• ممکن است راه‌های جدیدی برای استفاده از محصول بیابند.

• ممکن است کالا را برای استفاده آتی ذخیره کنند.

تخفیفات ممکن است علاقه‌مندان را تشویق کند تا اولین خرید خود را انجام دهند. فرض نکنید که هزینه‌های تخفیف را با حجم بیشتر فروش جبران خواهید کرد. در استفاده از تخفیف‌ها دقت کافی به خرج دهید از آن‌ها به طور متعادل استفاده کنید.

وفادار ساختن مشتریان

برنامه‌های وفادار یکی از روش‌های بازاریابی ترویجی است که به شدت در حال رشد است. مطالعات نشان داده است که خریداران وفادار برای کسب‌وکار شما سود بیشتری ایجاد می‌کنند. برنامه‌های وفادارسازی از ۴ مرحله تشکیل‌شده‌اند: ثبت‌نام از مشتریان، جمع‌آوری و پردازش داده‌ها، برقراری ارتباط با آن‌ها برای ایجاد روابط و در نهایت ارزیابی و تقویت برنامه وفادار سازی. جایگزینی مشتریان قدیمی با جدید هزینه‌بر است اما برنامه‌های وفادار سازی هم به همین ترتیب است. وقتی برنامه وفادار سازی را شروع می‌کنید، پایان دادن به آن بسیار دشوار خواهد بود. این توصیه‌ها را به خاطر داشته باشید:

• با درگیر کردن افراد در تست محصولات جدید و فروش‌های مختص اعضا، کاری کنید تا شرکت‌کنندگان در برنامه احساس خاص بودن کنند.

• در هنگام انتخاب میان جوایز یا پرداخت نقدی، به خاطر داشته باشید که جوایز از ارزش درک شده بالاتری نسبت به پول نقد برخوردار می‌باشند.

بازاریابی ترویجی

• برنامه‌هایی با پاداش‌های خوشایند و به دست آوردنی خلق کنید. هر هدفی باید جذاب و به طور محسوس قابل دستیابی باشد.

• بر جوایزی تمرکز کنید که برای مشتریان جذاب است، ولی بعید است خودشان آن را بخرند.

• با تولیدکنندگان، خرده‌فروشان، شرکت پست مستقیم یا بازاریاب اینترنتی متحد شوید تا بتوانید جوایز را بیشتر کرده و منابع خود را تکمیل کنید.

ارائه نمونه محصولات

در گذشته زمانی که به خوار و بار فروشی می‌رفتید، ممکن بود یک آب نبات نعناعی یا مقداری ترشی تازه دریافت کنید. فروشنده می‌دانست که ارائه نمونه، شانس او را در فروش افزایش خواهد داد. امروز، بازاریاب‌ها می‌دانند که یکی از بهترین راه‌ها برای ترغیب افراد به استفاده از محصولی جدید، این است که اجازه بدهند آن را امتحان کنند. بنابراین ارائه نمونه محصول به دلیل کارآمد بودن، رو به افزایش است.

به عنوان مثال قهوه استارباکس تنها یک برند منطقه‌ای بشمار می‌رفت تا اینکه برنامه ارائه نمونه محصول در شرکت هواپیمایی یونایتد ایرلاینز آغاز شد. استارباکس به سرعت محبوب شد. همانند استارباکس، ارائه نمونه محصول، مخصوصاً زمانی که کالای شما جدید یا بهبود یافته است به طوری که مشتری تفاوت محسوسی را تشخیص می‌دهد، بسیار کارآمد است. در صورتی که محصول شما نظیر برخی پمادهای پوستی، قبل از اینکه فواید آن کاملاً احساس شود واقعاً لازم است چند بار استفاده شود، از ارائه نمونه محصول بپرهیزید.

همچنین ارائه نمونه محصول کمک می‌کند دریابید که چه مشتریانی به آن علاقه‌مند خواهند شد. اجازه دهید مشتریان بگویند که محصول مناسب آن‌ها هست یا نه. از ارائه نمونه محصول برای از بین بردن بدنامی یا ضربه زدن به رقیبی مشهور استفاده کنید. ترغیب افراد به امتحان کردن محصول، می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

بازاریابی رویدادی

برخی برنامه‌های ترویجی به رویدادهای عمده یا مناسبت‌های خاصی که مورد علاقه عموم می‌باشد نظیر المپیک، مسابقات جهانی یا قهرمانی، وصل می‌شوند. تبلیغات در مسابقات نظیر ترویج شرکت اینتل اینساید، آگاهی را از طریق تلاش‌های تلفیقی برنامه‌سازان و بازاریابان افزایش داد.

زمانی که شما با استفاده از یک مکان خاص محصول خود را عرضه می‌کنید، از علاقه مشتری به آن مکان تکیه استفاده می‌کنید، مثل تبلیغات در زمین‌های فوتبال. این کار مفید است به شرطی که قبول کنید برند شما نقش دوم را در این رویداد ایفا کند. برای صرفه‌جویی مالی لازم نیست یک حامی مالی رسمی باشید. می‌توانید با استفاده محصولات خود، یک تأمین‌کننده رسمی احتیاجات شرکت‌کنندگان در رویداد باشید.

اندازه‌گیری عملکرد برنامه ترویج

روش‌های گوناگون به شما اجازه می‌دهد تا عملکرد برنامه‌های ترویج فروش خود را اندازه‌گیری کنید. نتایج خود را در مقایسه با سطح فروش معمول در طول یک بازه زمانی چند هفته‌ای قبل و بعد از ترویج اندازه بگیرید. تعیین کنید که آیا پیشرفتی واقعی داشته‌اید یا دستاورد حاصل از ترویج، به وسیله کاهش در طول دوره بدون ترویج، خنثی شده است، یعنی یک بازی بی‌نتیجه.

ترفندهای تجارت

شماری از سایر توصیه‌های مهم بازاریابی برای دارندگان فروشگاه:

• در جستجوی مخاطبان در بند باشید:افراد در صف، آسانسور و دست‌شویی فرصت فکر کردن به پیام تبلیغ‌کنندگان را دارند.

• کنترل جریان:خرده‌فروشان مکان محصولات محبوب و سود ده نظیر لوازم آرایش را نزدیک در ورودی تعبیه می‌کنند درحالی‌که قسمت‌هایی را که خریداران به دنبال آن‌ها می‌گردند نظیر پوشاک را در بخش‌های داخلی‌تر فروشگاه قرار می‌دهند. به طور مشابه خواربارفروشان دوست دارند مشتریان ابتدا از میان بخش محصول عبور کنند زیرا آن‌ها می‌دانند خریداران به خرید سایر اقلام حتی پس از انتخاب سبزیجات خود ادامه خواهند داد. کیفیت محصول پارامتر اصلی مد نظر خریداران برای محک زدن خواربارفروشان می‌باشد.

• از ویترین بهترین استفاده را ببرید:برای اینکه جنسی سطح بالاتر به نظر بیاید آن را در یک محفظه شیشه‌ای قرار بدهید. برچسب قیمت را بچرخانید در نتیجه خریداران در وهله اول با دیدن قیمت، رانده نمی‌شوند.

• پیام ضمنی خود را کنترل کنید:

شما می‌توانید با استفاده از قفسه‌های حراجی یا نشانه‌ای بزرگ به طور ضمنی به حراج اشاره‌کنید بدون اینکه واقعاً آن را پیشنهاد دهید.

حتی با وجود کسب سود کامل، اعلام قیمتی بسیار بالا به سادگی به خریداران این احساس را می‌دهد که این قیمت فروش است.

در چند سال گذشته برنامه‌های ارتباط پیوسته یا وفادار سازی همان طور که گاهی به این نام خوانده می‌شوند، یکی از اشکال به شدت رو به رشد در ترویج فروش بوده‌اند.

در صورتی که چیزی بهتر از یک مشتری وجود داشته باشد، همانا یک مشتری تکراری است. یک حساب سرانگشتی نشان می‌دهد که به دست آوردن یک مشتری جدید ۵ برابر نگه‌داشتن مشتری فعلی هزینه دارد.

ریسک حساب شده که منجر به موفقیت استارتاپ‌ ها می‌شود

یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: وکلا از خطر کردن می‌گریزند، اما تجار حرفه‌ای اهل خطر کردن هستند‌. خطر نکردن یعنی پاداش نگرفتن‌. در واقعیت‌، خطر کردن همیشه یکسان نیست‌. بسیاری از خطرات می‌تواند محاسبه و مدیریت شده و موجب رشد و پیشرفت شود، در حالی که برخی دیگر مثل کنترل نکردن کیفیت محصولات برای ذخیره‌ پول، می‌تواند مسیری به سوی شکست باشد‌.

چالش حقیقی، دوری از خطر کردن‌های بد و در پی خطر کردن سودمند بودن است‌. در تجارت هیچ تضمینی وجود ندارد‌، اما می‌توان از تجربیات بزرگان این راه که پیش از شما آن را پیموده‌اند، درس گرفت‌. به عنوان یک راهنمای اقتصادی با تجربه، این خطر‌هاییست که من و سرمایه گذاران در پروژه‌های نوپا به دنبال آن هستیم:

۱٫ در ‌پی رفع مشکل مشتریان باشید‌، نه اختراع یک فنآوری جالب‌

سرمایه گذاران دوست ندارند اول یک فناوری جدید پیدا کنند، سپس به دنبال راهی برای استفاده از آن بگردند‌؛ زیرا احتمال عدم وجود مشتری برای آن زیاد است‌. اگر نیاز مشتری واضح و عظیم است‌، میزان خطری که با آن رو به رو هستید، بستگی به کیفیت راهکار‌، گروه و بازاریابی شما دارد‌. با داشتن منابع صحیح‌، این خطرات قابل پیشگیری می‌باشند‌.

۲‌. راهکار‌های خود را مرتبا بروز کنید‌ تا نرخ رشد خود را حفظ کنید‌

این تفکر که پس از زمین خوردن توسط رقیبان‌، خیلی زود می‌توانید مجددا روی پای خود بایستید‌، خطر هوشمندانه‌ای نیست‌. شما باید مرتبا روش‌ها و خدمات خود را با نوآوری همراه کنید تا مشتریانتان از شما شکایت نکنند. از بین بردن تصویری لکه‌دار ازخود سخت است‌.

۳٫ سعی کنید خانواده‌ای از محصولات ارائه کنید‌، نه یک محصول مقطعی‌

حتی اگر یک محصول فوق‌العاده اما تک ارائه کنید‌، باز هم رقیبان پس از مدتی به شما می‌رسند. ریسک هوشمندانه این است که یک نقشه بکشید تا بتوانید با استفاده از منابع بهتر‌، خط تولید خود را گسترش دهید و یک قدم از رقیبانتان جلو بزنید‌.

۴٫ از الگو‌های نوین تجارت استفاده کنید‌

ارائه خدمات رایگان و رشد روزافزون مصرف‌کننده‌ در طی سال‌ها، مانند کاری که فیس‌بوک و توییتر انجام می‌دهند‌، کاری پر‌خطر و پرهزینه است‌. این خطر با استفاده از عضویت و ارائه پیشنهادات ویژه عضویت به مشترکین‌، قابل کنترل‌تر است‌. حتی فعالیت‌های رایگان هم نیازمند در‌آمدی برای تامین هزینه‌های خود هستند‌.

 

۵٫ یک شریک تجاری برای سرعت بخشیدن به رشد خود پیدا کنید‌

همه می‌خواهند راه را تنها طی کنند و همه‌ رقیبان را از پا در بیاورند‌. رقابت برای دسترسی به مشتری‌ها‌، مقیاس اقتصادی‌ و منابع مشترک جدید‌، همیشه با خطرات همراه است‌. پیدا کردن یک معامله‌ برد‌-‌برد نسبت به یک مبارزه برای برد به تنهایی‌،خطری قابل مدیریت است‌.

۶٫ نتایج ابتکارات اقتصادی خود را در کوتاه مدت بررسی کنید‌

بسیاری از شرکت‌ها تمام منابع خود را صرف رسیدن به هدفی بزرگ و غیر‌قابل اندازه‌گیری کرده یا روی ایده‌های مقطعی و شفاهی سرمایه‌ گذاری می‌کنند‌؛ کاری که اصلا قابل پیش‌بینی نیست‌. من طرفدار برنامه‌های اقتصادی با قاعده و بی‌قاعده‌ای هستم که قابل اندازه گیری و مرحله به مرحله باشند‌.

۷٫ بهترین تیم را جمع کرده و ایجاد انگیزه کنید‌

استفاده از اعضای خانواده برای صرفه جویی در هزینه‌ها یا استخدام کار‌آموزان خطر بدیست‌. شاید جمع کردن یک تیم قوی زمان‌بر و پر‌هزینه باشد‌، اما یک تیم متخصص و با انگیزه که بودجه‌ شما را زیادتر کند‌، خطری حساب شده و صحیح است‌.

۸٫ کار خود را با حداقل سرمایه خارجی شروع کنید‌

پول بیشتر‌، حلال مشکلات و کاهش دهنده‌ خطرات نیست‌. سرمایه گذاران می‌دانند که میزان شکست پروژه‌های نوپایی که با پول زیاد آغاز به کار می‌کنند فرقی با پروژه‌های کم خرج ندارد‌. در حقیقت برای بقا در طول مراحل رشد‌، نیازمند یک نقشه‌ مناسب و سرمایه‌ خارجی برای ثمربخشیدن آن است.

۹‌. از پیش‌بینی‌های محافظه‌کارانه برای کاهش خطرات اجتناب کنید‌‌

سرمایه‌گزاران برای پرو‌ژه‌های محافظه‌کارانه و یا بیش از حد خوش‌بینانه وقت نمی‌گذاراند‌، زیرا هردو نشانه‌ عدم تعهد و تخصص است‌. بررسی فرصت‌ها و در‌آمد‌ها براساس بررسی عمیق بازار و مشتریان‌، خطری هوشمندانه است‌. اندازه‌گیری و هوش اقتصادی هم موجب کاهش خطرات می‌شوند‌.

۱۰٫ به جای پا گذاشتن در جای پای دیگران‌، خودتان رهبر باشید‌

بسیاری از شرکت‌ها فکر می‌کنند که با استفاده از روش‌های سایر شرکت‌های موفق مثل گوگل و توییتر‌، می‌توانند خطرات احتمالی را کمتر یا پیش‌بینی کنند‌. اما وارد یک بازار شلوغ شدن و دزدیدن مشتریان‌، خطرناک‌تر از جذب مشتریان جدید با راهکار‌های جدید است‌. مشتریان به دنبال پیشگامان هستند‌، نه پیروان‌.

خطراتی که مایل به پذیرش آنها هستید، خطراتی هستند که برایشان منابعی اختصاص داده‌اید و برنامه‌ریزی کردید‌. برای این کار شاخص‌هایی برای سنجش و مدیریت‌ بطور مدوام قرار دهید. مابقی، ریسکهای بدی خواهند بود، مثل مشکلات و رقیبان پیش‌بینی نشده و توقعاتی در مشتریان که قابل برآورده شدن نباشد‌.
یک روش قدیمی برای سنجش سلامت تجاری ، بررسی مقدار زمانیست که تجار بزرگ برای مقابله با خطرات بد در مقابل کاوش برای خطرات فرصت‌ساز صرف میکنند. اگر تمام زمان شما صرف بهبود مشکلات میشود، شروع کارتان خطری بد است.

منبع : فوربس

۹ اشتباه رایج که جلو موفقیت شما را میگیرد

اگر هیچ مانعی بر سر راه موفقیت وجود نداشت، رسیدن به اهداف و موفق شدن چقدر ساده می‌شد. خیلی ساده هدف‌گذاری می‌کردید و با کمی تلاش و پشتکار به اهداف خود می‌رسیدید.

اما در واقعیت چنین نیست. همیشه دیوارها، موانع و مشکلاتی بر سر راه شما وجود دارد که شما را از رسیدن به خواسته‌هایتان بازمی‌دارد. قدم اول برای گذر از این موانع شناخت آن‌هاست.

آنچه در ادامه آمده، شرح موانع رایج و مرسومی است که ما را از رسیدن به موفقیتی که آرزوی آن را داریم بازمی‌دارد:

۱-در مورد آنچه می‌خواهید به دست آورید فاقد دیدگاهی شفاف هستید

ساختار ذهن شما هدف جوست و بهترین پاسخ را به تصاویر و اهدافی می‌دهد که واضح و مشخص باشد. آرزوهای مبهم در مورد داشتن یک ” شغل راضی‌کننده ” یا به دست آوردن ” پول کلان ” اثربخش نیست. شما باید قادر باشید نتیجه‌ی پایانی دلخواه را مجسم کنید.

۲-سعی می‌کنید همزمان به دستاوردهای متعدد برسید

داشتن اهداف بسیار، افراطی دیگر است. اگر سعی کنید همزمان از پس پنج کار مهم برآیید، به احتمال قریب به یقین در هیچ یک از آن‌ها موفق نخواهید شد. این که خود را وقف کارهای مختلف کنید انرژی شما را پخش می‌کند و نیرویتان را تحلیل می‌برد. سعی کنید هر بار تنها بر یک هدف مهم متمرکز شوید. تمرکز همچون لیزر، عنصر لازم برای موفقیت است.

۳-به اندازه کافی اقدام نمی‌کنید

بیشتر موفقیت‌های چشمگیر، تلاش چشمگیر می‌طلبد. شما نمی‌توانید کنار گود بنشینید و امیدوار باشید موفقیت خودش به طرف شما بیاید.

۴-مصرانه سیاست محکوم به شکست را ادامه می‌دهید

بیایید فرض کنیم شما تصمیم دارید محصول یا خدمات خود را به فروش برسانید و برای این کار طرح و نقشه‌ی الف را به اجرا درمی‌آورید. بعد از سه ماه متوجه می‌شوید پیامد اجرای طرح و نقشه‌ی الف ناامیدکننده است و هیچ پیشرفتی در آن دیده نمی‌شود. بررسی کنید که به چه دلیل نقشه‌ی الف مؤثر نیست و طرح و نقشه‌ی جدیدی بریزید. این کار روشن و واضح به نظر می‌رسد، اما با وجود این، بسیاری به سیاست‌های محکوم به شکست خود ادامه می‌دهند.

۵-از دانش افراد صاحب صلاحیت استفاده نمی‌کنید

در حالی که گاهی در کاری که انجام می‌دهید ” آزمون و خطا ” مؤثر است، چه بسا وقت و سرمایه‌ی هنگفتی را در حین انجام کار به هدر می‌دهید. در عوض، شما می‌توانید از دیگران درخواست کمک و راهنمایی کنید؛ به عنوان مثال، از کسی که پیش تر آنچه را شما می‌خواهید به دست آورید به دست آورده، کمک بخواهید و با این کار به سرعت به مسیر برگردید. به خاطر داشته باشید که از افراد با صلاحیت درخواست کمک کنید، نه دوست یا خویشاوندی که راجع به مشکل خاص شما دانش اندکی دارد یا از آن هیچ نمی‌داند.

۶-در محاصره‌ی باورهای محدودکننده قرار دارید

اگر افکار منفی بر شما غالب شده است، به احتمال قریب به یقین نمی‌توانید از لحاظ منطقی نتایج مثبت کسب کنید. چه کسی آنچه را شما درباره‌اش فکر می‌کنید تعیین می‌کند؟ خود شما. این ذهنیت را که شما توقف‌ناپذیر هستید پرورش دهید!

۷-فاقد داده‌های مثبت هستید پس بی خیال موفقیت شوید

برای این که باورهای مثبت خود را حفظ کنید، به نیروی تقویتی فراوانی احتیاج دارید؛ بنابراین کتاب‌های الهام‌بخش بخوانید، به برنامه‌های شنیداری انگیزشی گوش بدهید و خود را میان خیل افراد پرشور و نشاط‌بخش جای دهید. این فضایی است که در آن خوش‌بینی‌تان را حفظ و به بهترین نحوی که می‌توانید عمل خواهید کرد.

۸-از رو به رو شدن با مشکل اجتناب می‌کنید

شما پنج سال آزگار صبر کرده‌اید اما مشکلتان خود به خود حل نشده است. آیا پنج سال دیگر را هم با امید به این که همه چیز جور دیگری از آب در بیایند صبر خواهید کرد؟ هیچ چیز تغییر نمی‌کند مگر این که شما تغییر کنید. این تغییر ممکن است این باشد که مجبور شوید بی‌تعارف با وضعیت و جایگاه کنونی‌تان رو به رو شوید؛ حتی اگر این انتخاب درد و رنج موقت را موجب شود. البته انتخاب دیگری نیز می‌توانید بکنید و آن این است که دست روی دست بگذارید و به زندگی همراه با مشکلتان ادامه دهید.

۹-اگر میخواهید موفقیت کسب کنید سعی می‌کنید پله‌های نردبان را دو تا یکی بالا بروید

گاهی به دلیل شور و هیجان زیادی که برای رسیدن به اهداف برجسته‌مان داریم، خودمان را با این باور که دیگر مجبور نخواهیم بود از نردبان موفقیت پله پله بالا برویم فریب می‌دهیم و در عوض خیال می‌کنیم که می‌توانیم به سرعت از پله‌ها گذر کنیم و به مرتبه‌ی بعدی برسیم؛ اما وقتی چنین اتفاقی نمی‌افتد، مأیوس و سرخورده می‌شویم. شما همیشه باید گفته‌ی زیگ زیگلار را به خاطر داشته باشید: ” آسانسور موفقیت خراب است. باید از پله‌ها بالا بروید.” بنابراین، صبور باشید و اهدافی واقع‌بینانه در نظر بگیرید و مطمئن باشید موفقیت قدم به قدم به دست می‌آید.

منطقی نیست که همیشه و هر روز کارهای مشابهی انجام دهید و انتظار داشته باشید نتایج تغییر کند. زندگی‌تان را خودآگاهانه و هوشیارانه سپری کنید. بررسی کنید که چه چیزی برایتان مؤثر است و چه چیزی مؤثر نیست. سپس تنظیمات لازم را انجام دهید.

در اینجا پیشنهادی برایتان دارم: چرا هم اکنون یک وقت استراحت نمی‌گیرید؟ یک وقت استراحت برای خود بگیرید. سپس، با سیاست‌های جدید و اثرگذار برای دستیابی به اهدافتان به زمین بازگردید!

افراد موفق چگونه روابط حرفه‌ای ایجاد می‌کنند؟

موفقیت برای هر کسی مهم است، اما هنوز هم، موفقیت برای افراد متفاوت معانی مختلفی می تواند داشته باشد(و باید هم اینگونه باشد). اما یک حقیقت جهانی این است که موفقیت حقیقی، همان نوعی که دارای سطوح چندگانه است، بدون خلق روابط عظیم غیر ممکن است. بدست آوردن موفقیت واقعی بدون رفتار محبت آمیز و سرشار از احترام و توجه با دیگران امکان پذیر نیست.

بعد از همه این ها، ممکن است یک نادان ثروتمند باشید اما یقینا نادانی تنها نیز خواهید بود.

در زیر به توضیح این پرداختیم که چگونه افراد موفق به صورت غیرمعمول روابط تجاری موفقی را بنا می نهند:

۱) لازم نیست کمک بخواهید تا به کمکتان بیایند.

اینکه از شما بخواهند و سپس کمک کنید کار آسانی است، اکثر افراد نیز این چنین اند، اما هستند کسانی که پیش از اینکه از آنان درخواست شود به دیگران کمک می کنند و اغلب این کمک به گونه ایست که یک کمک کوچک بیشترین تاثیر را دارد.

افرادی که روابط عظیمی را بنا می نهند به دقت توجه دارند از این رو می دانند که چه هنگام دیگران علی رغم تلاش بسیار در حال شکست اند و آن گاه است که پیشنهاد کمک می دهند اما نه به شیوه ی عمومی مثل اینکه بگویند:”کاری هست که برای کمک به شما انجام دهم؟” بلکه آنان با شیوه های خاصی که می توانند به کمک می آیند، و این گونه کسی نمی تواند در مقابل پیشنهاد آنان پاسخ تدافعی مثل ” نه… مشکلی نیست” بدهد و بعد آستین بالا می زنند تا تغییری در زندگی فرد ایجاد کنند.

آنان این کار را نه به خاطر ایجاد روابط بهتر بلکه صرفا به این دلیل که برایشان مهم است انجام می دهند(اگرچه نتیجه این کار نیز روابط بهتر خواهد بود).

۲) آن ها تقصیری را به گردن می گیرند که شایسته اش نیستند.

ممکن است گاهی یک خریدار عصبانی شود، فروشنده ای به خاطر خدمات ضعیف شاکی باشد، یا یک دوست مشترک احساس حقارت کند. گاهی افرادی هستند که صرف نظر از اینکه موضوع چیست و تقصیر از جانب چه کسی است، قدم پیش می نهند تا تقصیر را به گردن بگیرند. چنین فردی انتقاد یا توهین را به جان می خرد چون می داند که می تواند از پس آن برآید و می داند که شاید (و فقط شاید) کسی که واقعا مسئول است نتواند از عهده آن برآید.

کمتر کاری است که به اندازه پذیرفتن اشتباهی که شایسته اش نیستید فداکارانه باشد و کمتر کاری است که بهتر از این کار بتواند روابط محکمی ایجاد کند.

۳)آنان به سوالاتی پاسخ می دهند که پرسیده نشده است.

وقتی پای روابط در میان باشد معمولا ارزش اسمی فاقد هرگونه ارزشی است. اغلب افراد سوالاتی از شما می پرسند که با سوالی که واقعا می خواهند پاسخ داده شود متفاوت است.

ممکن است همکارتان از شما بپرسد آیا به نظر شما در یک دانشکده محلی تدریس کنم یا نه؟ چیزی که او واقعا می خواهد در موردش گفتگو کنید این است که چگونه می تواند مسیر زندگی اش را عوض کند، یا ممکن است شریکتان از شما بپرسد که نظرتان در مورد  ایده ای که در جلسه قبلی هیئت مدیره ارائه کردم چیست؟ چیزی که او واقعا می خواهد در موردش گفتگو کنید جایگاه نتزل یافته او در اداره شرکت است.

ممکن است کارمندتان از شما بپرسد که چگونه یک تجارت موفق ایجاد کرده اید؟ او در حقیقت به دنبال توصیه هایی ( و تشویق هایی) است که به او در رسیدن به رویاهایش کمک کند.

در پشت بسیاری از سوالات ساده اغلب سوالات بزرگتری است که پرسیده نمی شود. افرادی که روابط بزرگی را ایجاد می کنند به دقت گوش می دهند تا لایه ی زیرین را کشف کنند و بتوانند به آن سوال نیز پاسخ دهند.

۴) آنان به راستی به فکر دیگران هستند.

افرادی که روابط عظیمی را بنا می کنند به فکر کردن در مورد افراد اکتفا نمی کنند، آنان بر روی آن افکار کار می کنند و براساس آن عمل می کنند.

یک راه ساده اش این است که به صورت غیر منتظره ای تمجید کنید. هر کسی عاشق تمجیدهای غیر منتظره است، درست مثل آن که به کسی گل بدهید نه به خاطر این که ولنتاین است بلکه صرفا به این دلیل که تمجید از دیگران باعث می شود احساس بهتری در مورد خودشان داشته باشند و به آنان این فرصت را می دهید که بدانند به فکر آن ها هستید( که اگر بخواهید فکرش را بکنید به خودی خود تملق است).

هر روز اندکی وقت بگذارید تا کار مثبتی برای افرادی می شناسید انجام دهید نه به این خاطر که از شما چنین انتظاری می رود بلکه صرفا به این دلیل که شما می توانید این کار را انجام دهید. وقتی این کار را انجام دهید روابطتان تقریبا به میزان غیرقابل وصفی بهبود می یابد.

افراد موفق چگونه روابط حرفه ای استثنایی ایجاد می کنند؟

۵) آن ها وقتی که ضعیف عمل می کنند بر تلاش خود می افزایند.

اغلب افراد وقتی عذرخواهی می کنند که رفتارها یا گفتارهایشان زیر سوال باشد. تنها افراد اندکی هستند که پیش از آن که از آنان انتظار برود یا حتی قبل از آن که کسی به لزوم عذرخواهی آن ها توجه کرده باشد عذرخواهی می کنند.

مسئولیت پذیری نقش کلیدی در ایجاد روابط بزرگ دارد. افرادی که تقصیر را به گردن می گیرند، آنانی که ابراز تاسف می کنند و دلیل تاسفشان را نیز توضیح می دهند، آن هایی که سعی نمی کنند هیچ تقصیری را به گردن دیگر افراد بیاندازند، آن ها هستند که هر کسی در زندگی اش جایی برای آنان باز می کند، زیرا آنان بلافاصله اشتباهی که می تواند باعث ایجاد یک راه بندان و مانع دائمی شود را به یک دست انداز تبدیل می کنند.

۶) آن ها می دانند چه هنگام تغییر رویه دهند.

افراد برون گرا و کاریزماتیک (جذاب) معمولا شوخ طبعی بالایی دارند و فقط تا زمانی که لازم باشد شوخ طبع اند. وقتی یک چالش بزرگ بوجود می آید یا موقعیتی شدیدا استرس زا می شود باز هم افرادی هستند که نمی توانند از اظهار شخصیتشان دست بردارند.(بپذیرید که: شما حداقل یک نفر را می شناسید که آنقدر عاشق شخصیت خودش است که هرگز نمی تواند رویه اش را تغییر دهد.)

افرادی که روابط عظیمی را بنا می نهند می دانند که چه موقع شوخ طبع و چه موقع جدی باشند، چه موقع اظهار وجود کنند و چه موقع در پس پرده باشند، چه موقع دستور دهند و چه موقع پیرو باشند.

روابط بزرگ چند بعدی هستند و افراد چند بعدی را می طلبند که در پی تطبیق دادن خود با موقعیت و افراد حاضر در آن موقعیت باشند.

۷) آن ها همواره می بخشند و در عین حال فقط گاهی بدست می آورند.

یک رابطه عمیق، رابطه ای است که هر دو طرف از آن سود می برند. در ادبیات تجاری، داشتن رابطه عمیق به معنی ارتباط داشتن با افرادی است که می توانند الگوی دیگران باشند، افرادی که بتوانند اطلاعات داده شده به آنان را با دیگران به اشتراک بگذارند، بتوانند زمینه ارتباط افراد دیگری را نیز با شما ایجاد کنند و خلاصه اینکه داشتن ارتباط عمیق به معنای ورود به رابطه ای است که به دنبال بدست آوردن هدفی باشید.

فردی که رابطه عمیقی را بنا می کند به این فکر نمی کند که خودش چه می خواهد؛ او نخست با این فکر آغاز می کند که چه چیزی را می تواند به دیگران بدهد. او عطا کردن را به عنوان بهترین شیوه برای ساختن یک ارتباط واقعی و با دوام می شناسد. او ارتباط را آنگونه ایجاد می کند که گویی هدف دیگران هستند و نه  خود او، و در این فرآیند با افرادی ارتباط ایجاد می کند که آنان نیز همین رویکرد را داشته باشند. در گذر زمان آنان ارتباطات واقعی را ایجاد می کنند و در گذر زمان دوستان واقعی بدست می آورند.

۸) آن ها همواره با بها دادن به گوینده، سخنش را ارزش می بخشند.

هنگامی که فردی از جایگاه قدرت، اقتدار یا شهرت سخن می گوید همواره توجه بیشتری به آنچه که ارائه می دهد یا توصیه ها و عقایدش نشان می دهیم. ما به حرف های Tony Hsieh گوش می دهیم، به حرف های Malcom Gladwell گوش می دهیم، به حرف های Seth Godin گوش می دهیم، ولی به حرف های کسی که چمن ها را کوتاه می کند گوش نمی دهیم شاید خیلی به حرف های او توجهی نداشته باشیم (هر چند روشن است که باید توجه داشته باشیم).

آدم های باهوش چارچوب فکری ای که همراه با منبع می آید را درهم می شکنند چه مثبت باشد چه منفی؛ و اطلاعات و توصیه ها یا عقاید را صرفا بر اساس شایستگی خود آن اطلاعات و توصیه ها در نظر می گیرند.

افرادی که روابط عظیمی را ایجاد می کنند هرگز صرفا به دلیل اینکه ارزش کمی برای یک فرد قائل اند، حرف هایش را نیز دست کم نمی گیرند. آن ها می دانند توصیه خوب، توصیه خوب است فرقی نمی کند از کجا آمده باشد و می دانند که انسان های خوب، انسان های خوب هستند صرف نظر از اینکه چه برداشتی از جایگاه آن ها داریم.

۹) آن ها با روابط کوچک آغاز می کنند… و گاهی نیز داشتن این روابط کوچک باعث خوشحالی آن ها می شود.

من گاهی گرمکن هواداری باشگاهی ورزشی را می پوشم. این کار من مورد توجه کارگر فروشگاهی واقع شده بود و یک روز به من گفت: اوه… شما هم هوادار تیم فوتبال هستید؟ تیم من منچستر یونایتد است.

از آنجایی که من نسبتا خجالتی هستم معمولا سری تکان می دهم و چیزی می گویم که به جایی برنخورد اما بنا به دلایلی آن روز در جواب او گفتم: فکر می کنید منچستر یونایتد بتواند هفته آینده رئال مادرید را ببرد؟

او در پاسخ با لبخندی گفت: بله… البته ما آن ها را له می کنیم ( که البته متاسفانه سخت در اشتباه بود).

از آن روز هر موقع که او را می بینم اغلب از این سر فروشگاه تا آن سر فروشگاه برایم دست تکان می دهد. من اغلب با او قدم می زنم و در مورد فوتبال گپ می زنیم. احتمالا تا زمانی که رابطه ما وجود داشته باشد رویه اینگونه خواهد بود و این چیز خوبی است.

برای دقایقی ما از رابطه فروشنده- خریدار خارج می شویم و تبدیل به افرادی می شویم که می توانند روزشان را برای یکدیگر دلچسب کنند و همین قدر کافی است چرا که هر رابطه ای هر چقدر هم کوچک و احتمالا زودگذر باشد ارزشمند است.

افرادی که روابط عظیمی را بنا می نهند با هر کسی که ارتباط دارند این گونه رفتار می کنند.(این درسی است که باید همواره بخاطر داشته باشم).