بایگانی برچسب‌ها : کسب و کار

سادگی کسب و کار در این پیتزا فروشی!

شعبه پیتزافروشی ای به نام «برانکس» در سن دیه گو وجود دارد که کارت اعتباری قبول نمی کند و تحول درب منزل نیز ندارد. خبری از نان سیر یا بال سوخاری نیز نیست. درواقع منوی آنها خیلی ساده است: پیتزا کامل. برش پیتزا و کالزونه. ضمنا فقط یک اندازه پیتزا در آن جا یافت می شود. دیگر ساده تر از این نمی شود! در انتهای منوی پیتزافروشی برانکس نوشته شده است:
«همین و تمام! ما حداکثر تلاشمان را کرده ایم تا همه چیز در اینجا ساده باشد. ساده تر و راحت تر برای شما و برای ما. تمام پیتزاها یک اندازه هستند. ۴۵ سانتی متری هستند و به هشت قسمت تقسیم شده اند. یک پیتزا برای سه تا چهار نفر کافی است. زمانی که می خواهید سفارش خود را ثبت کنید، به نکات زیر توجه داشته باشید:
• فقط پول نقد پذیرفته می شود. کارت خوان نداریم!
• ما روی پیتزاهایمان گوشت مرغ، آناناس، فلفل جالاپنو و بیکن نمی گذاریم.
• آن پنیری که روی پیتزا می بینید، پنیر ریکوتاست، نه پنیر فتا.
• ما سالادهایمان و سس مخصوصشان را به سوپرمارکت سر کوچه سپرده ایم! از آنجا تهیه کنید.
• لطفا تقاضای بال سوخاری نکنید.
• تلفنی سفارش نمی گیریم.»
سادگی کسب و کار در این پیتزا فروشی!
به هوای خوردن پیتزا بیرون رفته بودم که سر از برانکس درآوردم. موقع بازگشت تمام ذهنم درگیر سادگی بی نظیر آنها بود. پیتزافروشی برانکس محصولاتی ساده و خارق العاده ارائه می کند و از این بابت به خود می بالد. همه ما می توانیم درس هایی را از آنها بیاموزیم. همه شنیده ایم که می گویند «کسب و کار خود را ساده نگه دارید»، اما چند نفر از ما واقعا این موضوع را در کسب و کار خود پیاده کرده ایم؟ خیلی ساده ممکن است دچار این تفکر شده باشیم که با پیشرفت کسب و کار باید آن را پیچیده تر نیز بکنیم. اما حقیقت این است که پیچیدگی فقط باعث ایجاد آشفتگی می شود.
به این مثال توجه  کنید: مک دونالد سال ها تلاش کرده است تا منوی خود را با افزودن غذاهایی مثل «مک لابستر» یا «مک اسپاگتی» پر و پیمان تر نشان دهد، اما هیچ کس توقع ندارد که این برند بتواند این غذاها را نیز به اندازه همبرگرهایش مشهور کند و تعجبی نداشت که آنها موفق نشدند. اما اخیرا مک دونالد تصمیم گرفته است که کاری واقعا ساده انجام دهد: تمام روز صبحانه ارائه کند! و حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ میزان فروش آنها از حد تصورشان نیز بالاتر رفت. نیازی نیست که متخصصانی استخدام شوند تا روی یک ایده عجیب، پیچیده و احتمالا ناموفق کار کنند، بلکه ایده ساده ای مطرح و انجام شد و به موفقیت رسید.

چرا ساده گرایی امر مهمی است؟
من به این مشهورم که اغلب سخت ترین راه ممکن را برای انجام دادن کارها انتخاب می کنم. اگر مسئله ای پیش بیاید، من از قبل نقشه و راه حل پیچیده ای برایش دارم! تا این که یک نفر سر برسد و به راه حل ساده تری اشاره کند و با تعجب از من بپرسد که چرا آن کار را انجام ندادم! ساده تر همیشه بهتر است. استراتژی بازاریابی خود را در نظر بگیرید. اگر بخواهید در آن واحد پنج کار انجام دهید، چطور می توانید متوجه شوید که نتایجی که به دست آورده اید، حاصل کدام تاکتیک است؟ و کدام یک شما را از مسیر موفقیت دور می سازد؟
اما اگر در هر بازه زمانی روی یک تغییر متمرکز شوید، می توانید به خوبی آن را بسنجید، ارزیابی کنید و سپس به سراغ تغییر بعدی بروید. ارائه گزینه های بیش از حد به مشتریان باعث کلافه شدن آنها می شود و حتی ممکن است آنها قید خرید از شما را به طور کلی بزنند. این مسئله را «تحلیل فلج کننده» می نامند. فقط کافی است بخواهید چیزی از آمازون بخرید. من می خواستم یک کیف موبایل برای گوشی ام تهیه کنم و به همین خاطر به سراغ آمازون رفتم. در نتیجه جست و جوی من حدود ۱٫۲ میلیون کیف موبایل پیش رویم قرار گرفت. صفحه مرورگر را بستم و به سراغ فروشگاه نزدیک خانه مان رفتم که گزینه های محدودتری داشت.

چه چیزی را می توانید ساده کنید؟
از شما می خواهم که نگاهی به کسب و کار خود بیندازید و از خود بپرسید که چه چیزی بیش از حد و به شکلی غیرضروری پیچیده است. هر بار که می خواهید با این مسائل پیچیده برخورد کنید، چه میزان استرس به خود وارد می کنید؟ فراموش نکنید که همه چیز را از دید مشتری نیز ببینید. شاید مراحل ثبت سفارش بیش از حد طولانی باشد. هیچ دلیلی برای این مسئله وجود ندارد. کوتاه ترش کنید و سوال کمتری از مشتری بپرسید. زمانی که چیزهای بیش از حد پیچیده را شناسایی کردید، روش هایی برای ساده سازی آنها پیشنهاد کنید. شاید کمی سخت باشد، چرا که روش های پیچیده قبلی در ذهنتان خانه کرده اند و ممکن است نتوانید با رویکرد متفاوتی به مسائل نگاه کنید. بنابراین شاید بهتر باشد که از کارمندان، دوستان و همکاران خود نظر بپرسید، سپس بهترین روش را انجام دهید. باید بدانید اگرچه ممکن است ساده سازی مسائل کمی زمان ببرد، اما در طولانی مدت متوجه ارزش این سرمایه گذاری زمانی خواهیدشد.

آیا برای کارمندان‌تان الگو هستید؟

یکی از مهم‌ترین وظایف مدیر، مدیریت با الگو و سرمشق بودن برای کارمندان است. این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا خود ایده‌آل شان را با شبیه شدن به فردی که او را تحسین و تکریم می‌کنند، شکل دهند.
هدایت با الگو، یکی از الزامات قطعی مدیریت و پیش‌نیاز رهبری است. شخصیت و عملکرد کارمندان هرگز نمی‌تواند بهتر و برتر از رفتارها، استانداردها و کمال مدیر، از جمله شما باشد. شما مسئول افزایش روحیه در سازمان نیستید. روحیه از بالا به پایین می‌رسد. روحیه بر پایه ویژگی و شخصیت رهبر یا مدیر شکل می‌گیرد. سخنان و اعمال مدیران مسیر کل بخش را مثبت یا منفی، بهره‌ور یا غیربهره‌ور مشخص می‌کند.
 آیا برای کارمندان‌تان الگو هستید؟
سؤال بزرگ

یکی از بزرگ‌ترین سؤالاتی که باید بپرسید این است که: «اگر همه افرادم مثل من بودند، شرکتم چگونه می‌شد؟»

در کسب‌وکار مرسوم است که کارمندان همان رفتاری را با مشتریان دارند که مدیرانشان با آن‌ها دارند. هرگاه خدمات مشتریان فوق‌العاده‌ای دریافت کردید، بدانید که مدیر فوق‌العاده‌ای پشت صحنه وجود دارد که به خوبی از افرادش مراقبت می‌کند. هرگاه خدمات مشتریان ضعیفی دریافت کردید، می‌فهمید که مدیر ضعیف یا منفی نگری مسئول این افراد است. از آنجا که نمی‌توانند رفتار منفی مدیر را تلافی کنند، آن را سر مشتریان خالی می‌کنند. همیشه این موضوع را می‌بینید.

کلید کار این است که شخصیتی گرم، دوستانه و حامی برای افرادتان باشید. شما با مثبت، شاد و مطمئن بودن جو سازمانی مثبتی ایجاد می‌کنید. در محیط کار، رئیس (و هر کاری که رئیس انجام می‌دهد) اثری بی‌اندازه بر افکار، احساسات، نگرش‌ و رفتار کارمندان دارد. یک جمله‌ مثبت یا انگیزاننده از سوی رئیس می‌تواند موجب شادی و بهره‌وری بیشتر فرد در طول روز شود. از سوی دیگر، یک نظر منفی یا اخم رئیس موجب نگرانی، عدم اطمینان، و در نهایت بهره‌وری کمتر فرد در طول روز خواهد شد. گفتار و رفتار شما به عنوان مدیر اثر زیادی بر سایر افراد دارد.

همه به شما نگاه می‌کنند

همه افراد همیشه به رئیس نگاه می‌کنند. آن‌ها از گوشه چشمشان نگاه می‌کنند. هر چیزی که به کسی بگویید، به سرعت به گوش همه می‌رسد. همه همه چیز را می‌دانند. هیچ رازی در کسب‌وکار یا سازمان وجود ندارد. اگر نظری مثبت یا منفی درباره کسی دهید، حتی اگر تصادفی باشد، زودتر از آنچه تصور کنید به گوشش می‌رسد، و معمولاً تحریف می‌شود. در جلسات، شما برجسته هستید. همه به شما نگاه می‌کنند. همه از آن چه می‌گویید و انجام می‌دهید و حتی از سخنان و کارهایی که فراموش می‌کنید هم آگاه هستند.

یکی از بهترین روش‌های مدیریت با الگو این است که همیشه مثبت باشید. همیشه از کارمندانتان نزد سایر کارمندان به نیکی یاد کنید. هر وقت پشت سر افراد از آن‌ها تعریف می‌کنید، خیلی سریع به گوششان می‌رسد و اثر مطلوب ارتقای عزت نفس و بهبود تصویرشان از خود را به همراه دارد.

زمان امتحان

مهم‌ترین زمانی که می‌توانید در آن سرمشق باشید، وقتی است که مشکلی پیش می‌آید، وقتی که تحت فشارید، وقتی که مشکل، نقص یا شکست بزرگی در سازمان بروز می‌کند. این شرایط را «زمان امتحان» می‌نامند، یعنی زمان و مکانی که کیفیت واقعی شخصیت خود را نشان می‌دهید. این همان وقتی است که هویت واقعی خود را به همه نشان می‌دهید. در سال ۲۰۱۰، تشخیص دادند که سرطان حنجره دارم. برای کسی که یک کسب‌وکار بیست نفره را با سخنرانی‌های حرفه‌ای، سمینارها و سی.دی‌های صوتی و تصویری من به راه انداخته بود، کشف این موضوع که من به سرطان حنجره مبتلا شده‌ام یک شوک واقعی بود.

در همین زمان، دریافتم که همه کارمندانم مخصوصاً به خاطر نگرانی درباره امنیت شغلی‌شان تحت تأثیر بیماری من قرار خواهند گرفت. مردم همیشه به درآمدشان فکر می‌کنند.

خوشبختانه، تحت نظر پزشکان فوق‌العاده‌ای بودم و سرطانم قابل‌ درمان بود. پزشکانم آن ‌را در مرحله اول متوقف کرده بودند و اگرچه برای مقابله با آن به شیمی‌درمانی، جراحی و رادیوتراپی نیاز داشتم، اما در خطر از دست دادن زندگیم نبودم. به محض اینکه دشواری موقعیتم را درک کردم، عادتی ایجاد کردم که هر هفته به دفترم بروم و با همه حرف بزنم. من همیشه مثبت، خوش‌بین و شاد باقی ماندم. اتفاق پیش‌آمده، فرایند درمان، پیشامدهای احتمالی، زمان احتمالی از دست دادن صدا و مدت آن و همه جزئیات دیگر را برای آن‌ها توضیح دادم.
در نتیجه، اگرچه افرادم نگران بودند، سعی کردند مثبت باقی بمانند و کسب‌وکار شرکت را طوری پیش ببرند گویی همه چیز کاملاً عادی است.

فرصتی برای نشان دادن شخصیت

هر وقت مشکل یا بحرانی در کسب‌وکارتان دارید، به یاد داشته باشید که همه به شما چشم دوخته‌اند. این فرصتی است که می‌توانید قابلیت‌ها و شخصیت خود به عنوان رهبر را نشان دهید. وظیفه شما این نیست که واکنشی منفی یا همراه با ترس به شرایط منفی داشته باشید، بلکه باید آرام و مؤثر واکنش نشان دهید و همه را برای یافتن راه‌حل و انجام کار درست متمرکز کنید.

اگر به عنوان رهبر انتظار دارید که سایر افراد مؤثر، کارا و وقت‌شناس باشند، باید خودتان هم مؤثر، کارا و وقت‌شناس باشید. زمان خود را به خوبی مدیریت کنید. اولویت‌های شفافی تعیین کنید، روی مهم‌ترین وظایفتان کار کنید و در کارتان تلاش و پشتکار نشان دهید تا همه ببینند. نمی‌توانید از دیگران انتظار داشته باشید که در سطحی بالاتر از عملکرد روزانه شما کار کنند.

همچنین، به عنوان مدیر شجاع و قاطع باشید. مشتاق پذیرفتن نقش‌‌های اصولی باشید، از کارمندانتان حمایت کنید، تصمیمات محکمی اتخاذ کنید و توانایی توضیح دلیل کارهایتان را داشته باشید. فقط تجسم کنید که کارمندان هر روز و در هر شرایطی به شما چشم دوخته‌اند و با مشاهده رفتار شما رفتارشان را شکل می‌دهند. سرمشق خوبی برای کارمندان باشید تا اگر همه مثل شما رفتار کردند، شرکتتان به مکانی فوق‌العاده برای کار تبدیل شود.

تمرین‌های عملی

۱. رفتاری که می‌توانید تغییر دهید را انتخاب کنید تا قابلیت و شخصیت شما به عنوان مدیر را نشان دهد؛ رفتاری که انجام آن برای هر کسی مفید باشد (مثل وقت‌شناسی).

۲. از امروز سعی کنید که هرگاه مشکلی پیش آمد، آرام، مثبت و شاد باقی بمانید، زیرا همه به شما چشم دوخته‌اند.

۱۰ شغل پردرآمد برای خانم‌ها

اکثر مردم کار کردن را دوست دارند و خانم‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. در ادامه این تاپ ۱۰ لیستی تهیه کرده‌ایم از ده شغل پر درآمد و جذابی که خانم‌ها فعالیت بیشتری در آن دارند. البته این شغل‌ها نیز با هم تفاوت داشته و برخی از آنها به لحاظ سختی یا درآمد احتمالی با یکدیگر تفاوت‌های چشم گیری دارند. کارهایی که در ادامه می‌بینید اکثرا توسط خانم‌ها انجام می‌شوند، حقوق مناسبی دارند، امکان مشغول شدن در آنها بیشتر است، بین کار و زندگی تعادل خوبی بر قرار می‌کنند و امنیت شغلی بالایی دارند.
۱۰- طراحی لباس

شغل رویایی خیلی از خانم‌ها طراحی لباس برای خود و دیگران است. احتمالا اگر کسی به این شغل وارد شود علاقه زیادی به کار خود خواهد داشت و از انجام آن لذت زیادی خواهد برد. یکی از مزایای این کار عدم احتیاج آن به سرمایه اولیه زیاد است، به نحوی که هرکسی می‌تواند در خانه خود لباس‌هایی که در ذهن دارد را طراحی کرده و حتی تولید کند. به این دلیل پیشنهاد می‌کنیم در صورتی که به دنبال یک کار جدید هستید طراحی لباس را نیز در نظر داشته باشید.

 با ده تا از پردرآمدترین شغل ها برای خانم‌ها آشنا شوید

۹- برنامه نویس کامپیوتری

به صورت کلی کار یک برنامه نویس ساخت و توسعه نرم افزارهای مختلف است. یک برنامه نویس باید توانایی بازنویسی، رفع ایراد، نگهداری و تست کردن اپلیکیشن‌ها و برنامه‌های مختلف در سیستم عامل‌ها و پلتفرم‌های متفاوت را داشته باشد و به برخی از زبان‌های برنامه نویسی مسلط باشد. از مزایای این کار امکان دور کاری و انجام پروژه‌ای کارهاست.

شغل پردرآمد
شغل پردرآمد

۸- وبلاگ نویسی

احتمالا هرکسی دوست دارد که در خانه خود کارهای خلاقانه انجام دهد. یکی از کارهای تقریبا ساده‌ای که هر کس می‌تواند در خانه آن را به انجام برساند وبلاگ نویسی یا فعالیت هدفمند در شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام است. با توجه به اینکه معمولا خانم‌ها در نویسندگی استعداد بهتری دارند، وبلاگ نویسی یا ساخت صفحات در شبکه‌های اجتماعی و ایجاد درآمد از آنها می‌تواند به عنوان یک شغل خوب در نظر گرفته شود.

 با ده تا از پردرآمدترین شغل ها برای خانم‌ها آشنا شوید

۷- مدیر استراتژی

یک مدیر استراتژی باید وضعیت، آمارها و درآمد کمپانی را بررسی کرده و راه‌های مناسب برای دستیابی به اهداف را مشخص کند.

با ده تا از پردرآمدترین شغل ها برای خانم‌ها آشنا شوید

۶- اپتومتریست

اپتومتریست‌ها در زمینه مراقبت‌های بهداشتی فعالیت می‌کنند و کار اصلی آنها مشخص کردن شماره عینک ، پیدا کردن ایرادات مختلف بینایی در افراد و معاینه سرپایی جراحات و ایرادات چشمی است. آنها چشم بیماران را مورد بررسی قرار داده و با انجام تست‌های مخصوص بینایی سنجی مشکل آنها را رفع می‌کنند.

با ده تا از پردرآمدترین شغل ها برای خانم‌ها آشنا شوید

۵- روانشناس

خانم‌ها معمولا روانشناس‌های درجه یکی هستند. آنها نسبت به مردان عموما توانایی بالاتری در درک احساسات و مشکلات افراد دارند. به همین دلیل این شغل یکی از بهترین و محبوبترین حرفه‌ها در میان زنان است.
با ده تا از پردرآمدترین شغل ها برای خانم‌ها آشنا شوید

۴- داروسازی

حتی در سخت ترین شرایط اقتصادی نیز توانایی‌های یک داروساز در درست کردن نسخه‌ها و فروش داروهای درست به بیماران همواره مورد نیاز است. با توجه به نیاز بازار به این افراد و حقوق و درآمد بالایی که در آن وجود دارد، دارو سازی در رتبه چهارم لیست ما قرار گرفته است. هشت درصد از زنان داروساز در آمریکا صاحب یا شریک یک داروخانه بوده و تعداد کمی از آنها نیز به عنوان مشاور در شرکت‌های دارویی به کار گرفته می‌شوند. اما بیشتر آنها در بیمارستانها، مراکز درمانی و یا داروخانه‌ها مشغول به کار هستند.

 با ده تا از پردرآمدترین شغل ها برای خانم‌ها آشنا شوید

۳- متخصص روابط عمومی

یکی از بخش‌های جذاب در شرکت‌ها قسمت روابط عمومی است. افرادی که در این سمت قرار دارند اطلاعات مورد نیاز مشتریان را جمع آوری کرده و در اختیار آنان قرار می‌دهند. افرادی که در این قسمت مشغول به کار هستند عموما درک خوبی از کسب و کار مورد نظر داشته و اطلاعات را به درستی منتقل می‌کنند.

 با ده تا از پردرآمدترین شغل ها برای خانم‌ها آشنا شوید

۲- پرستاری

در حال حاضر بیشتر پرستاران در بیمارستان‌ها مشغول به کار هستند، اما جامعه بزرگ ۲٫۷ میلیونی پرستاران (در آمریکا) به سرعت در حال رشد است و محدوده کاری آنها به بخش‌های تخصصی تری مثل مراقبت از سالمندان و یا حتی انکولوژی نیز رسیده است. یکی از کارهایی که زنان در آن حضور فعالتری نسبت به مردان دارند پرستاری است. این شغل درآمد خیلی خوبی داشته و دوره‌های آموزشی آن در مراکز بسیاری تدریس می‌شود. البته در صورتی که مدرک دانشگاهی پرستاری را داشته باشید بهتر است. همچنین پیشنهاد می‌کنیم قبل از ورود به این رشته دوره‌های تخصصی هر بخش از پرستاری را نیز مورد توجه قرار دهید.

 با ده تا از پردرآمدترین شغل ها برای خانم‌ها آشنا شوید

۱- پزشک عمومی

اولین جایی که یک بیمار برای درمان مریضی خود به آن مراجعه می‌کند پرشک عمومی است. این افراد با معاینه بیماران و انجام آزمایش‌های مختلف روند درمان افراد را شروع کرده و به آنها مراقبت‌های لازم را گوشزد می‌کنند و همچنین در صورت نیاز بیماران را به پزشکان متخصص ارجاع می‌دهند.
 با ده تا از پردرآمدترین شغل ها برای خانم‌ها آشنا شوید

۱۰ توصیه برای مبارزه با اعتیاد به کار

کار بخش مهمی از هویت انسان است. کارکردن فقط وسیله امرار معاش نیست بلکه اغلب مردم تمایل دارند تمام مسائل دیگر زندگی را طبق کارشان برنامه ریزی کنند. براساس نظرسنجی گالوپ در سال ۲۰۱۵، ۴۰ درصد از آمریکایی ها بیشتر از ۵۰ ساعت در هفته کار می کنند.
مخصوصا کارآفرینان به دلیل فشارهای مداوم ناشی از مدیریت یک کسب و کار، اغلب ساعت های زیادی را به کارکردن اختصاص می دهند. ساعت های کاری بالا (بدون در نظر گرفتن دلایل مختلف آن مانند علاقه، ترس یا…) تاثیرات مخربی بر زندگی دارد.
اگر شما فکر می کنید که ممکن است معتاد به پرکاری باشید و می خواهید دوباره اولویت هایتان را ارزیابی کنید، این توصیه های مشاوران فوربس را در نظر داشته باشید:
اعتیاد به کار
اعتیاد به کار

۱٫ با خود فکر کنید که آیا واقعا می خواهم تغییر کنم.

تعادل داشتن در زندگی فکر بسیار خوبی به نظر می رسد، همه دوست دارند تعادل زندگی شان را حفظ کنند اما حقیقت این است که ما اغلب چیزهایی را می خواهیم که در نظر همه خوب است اما آنقدر برایمان اهمیت ندارد که برایش تلاش کنیم. اولین قدم برای کارآفرینان معتاد به پرکاری این است که از خود پرسند: «آیا واقعا می خواهم در زندگی ام تعادل داشته باشم؟» و اگر جواب بله بود: «از چه چیزهایی می توانم برای رسیدن به تعادل صرف نظر کنم؟!»

۲٫ برای تجدید قوا از دسترس خارج شوید

کارآفرینان عاشق کارشان هستند و می دانند تبدیل ایده هایشان به واقعیت نیازمند زمان طولانی و کار زیاد است. با این حال آنها نباید هدف اصلی شان را فراموش کنند، ای میل ها، تماس ها و نگرانی های فراوان این کار را بسیار سخت می کند. زمانی را به خودتان اختصاص دهید و از دسترس خارج شوید تا بتوانید به یاد بیاورید که هدف اصلی این کارها چه بوده است.

۳٫ توازن ایجاد کنید.

افراد زیادی با این مشکل مواجه می شوند و روش من بسیار ساده است. اولویت های زندگی تان (خودتان، خانواده، استراحت، سلامتی، کار) را یادداشت کنید و ببینید که بیشترین و کمترین وقت را به چه مواردی اختصاص داده اید. با این کار شما می توانید برای کارهایی که وقت کمی اختصاص داده اید، راهی پیدا کنید.
10 توصیه برای مبارزه با اعتیاد به کار

۴٫ زمان بندی کنید.

برای هر کاری، زمان خاصی در نظر بگیرید. به طور مثال فکر کنید که شما می خواهید ۳۰ درصد وقتتان را به گسترش و توسعه اختصاص دهید. برای این کار دو ساعت زمان در هر روز در نظر بگیرید. حالا که فقط دو ساعت در روز برای گسترش و توسعه زمان دارید، چه کاری انجام خواهید داد؟ با زمان بندی دقیق شما می توانید آرامش بیشتری داشته باشید و از وقتتان به بهترین شکل استفاده کنید.

۵٫ برنامه ریزی کنید.

برای کارآفرین شدن شما باید عاشق کارتان باشید. اغلب این علاقه زیاد منجر به اعتیاد به پرکاری می شود. کارکردن زیاد نه تنها برای شما مضر است، بلکه باعث آسیب رساندن به کسب و کارتان می شود. با استفاده از این سه راهکار کمتر کار کنید و سود بیشتری ببرید: الف) جملاتی را بخوانید که حاوی پیام هایی هستند که می گویند: استراحت کردن و اختصاص وقت به خانواده منجر به سوددهی بیشتر می شود. ب) زمانتان را مدیریت کنید. ج) با افرادی معاشرت کنید که تعادل کار و زندگی را حفظ کرده اند.

۶٫ هر روز طوری کار کنید که انگار در تعطیلات هستید.

شما باید هم به کارتان علاقه داشته باشید، هم تعادل کار و زندگی تان را حفظ کنید. قبل از انجام هر کاری از خودتان بپرسید: «اگر در تعطیلات بودم این کار را چگونه انجام می دادم؟» به موزیک مورد علاقه خود گوش بدهید، تای چی کار کنید. با این کار موفقیت شما از راهی ساده تر و قابل تحمل تر به دست می آید.
10 توصیه برای مبارزه با اعتیاد به کار

۷٫ آدرنالین خود را کنترل کنید.

کارآفرینان به ساعت های سودمند زیادی نیاز دارند اما استرس و خستگی ناشی از کار باعث کاهش سودمندی کار شما می شود. سلامتی مهم ترین دارایی شماست، چهره و بدن شما نماینده ای برای کسب و کارتان است. مراقب چیزهایی که باعث تحریک حس عصبانیت، اضطراب و خجالت شما می شود باشید. اگر این اتفاق افتاد به سرعت از ابزارهایی مانند یک لبخند ساده یا ریلکس کردن استفاده کنید تا از ترشح زیاد آدرنالین جلوگیری کنید.

۸٫ به خاطر داشته باشید که چرا این کار را شروع کردید.

من به کارآفرینان جوانی که به کار زیاد اعتیاد پیدا کرده اند توصیه می کنم به دلایلی که کارشان را شروع کرده اند فکر کنند. این دلایل می تواند خواستن وقت، پول و اختیارات بیشتر باشند. کسب و کارتان را آن طور که تصور می کردید مدیریت کنید. زیرا اگر این کار را نکنید خسته و از کار افتاده خواهیدشد. وقت آزاد خود به خود به وجود نمی آید، این شما هستید که باید برای آن برنامه ریزی کنید.

۹٫ انگیزه هایتان را ارزیابی کنید.

با بررسی ساعت های کاری خیلی از افراد متوجه می شویم که برچسب معتاد به پرکاری برای اکثر آنها قابل استفاده است. من از کارآفرینان می خواهم که ساعت های کاری شان را بررسی کنند و ببینند که این ساعت کاری طولانی ناشی از ترس از شکست است یا علاقه؟ از کارشان انرژی می گیرند یا خسته می شوند؟ با در نظر گرفتن پاسخ این پرسش ها می توانیم بفهمیم که آیا این فرد اعتیاد به پرکاری دارد یا به طور مثبتی در حال سرمایه گذاری در کسب و کارش است.

۱۰٫ اولویت هایتان را درجه بندی کنید.

شخص معتاد به پرکاری کسی است که به اجبار کار می کند. اگر شما این طور هستید، بهترین توصیه من این است که اولویت های زندگی تان را درجه بندی کنید. عاقلانه و به طور موثر از وقتتان استفاده کنید. همیشه مطمئن شوید که کارتان را دوست دارید و به سلامت جسمی، روحی و احساسی تان توجه کنید. در این صورت من موفقیت شما را تضمین می کنم.

۸ کلمه چهار حرفی که وضعیت مالی تان را دگرگون می‌کنند

چگونه چند کلمه چهار حرفی توانسته اند در میان هزاران کلمه چهار حرفی تا این حد تاثیرگذار ظاهر شوند؟ اگر بتوانید از این چند کلمه به خوبی استفاده کنید، می توانید تغییرات بسیار مثبتی را در زندگی مالی خود ایجاد کنید. این کلمات آسیبی به کسی وارد نمی کنند و حتی می توانید آنها را در برابر والدین خود به کار ببرید. چقدر جالب است نه؟

چرا هشت؟ مقاله ای را درباره این که ما در هنگام اعمال تغییرات، چقدر می توانیم سختگیر باشیم مطالعه می کردم. نویسنده مقاله معتقد بود گاهی اوقات برای این که ما پیامی را دریافت کنیم، باید یک تخته دو در چهار از بالا به سرمان اصابت کند. دو را در چهار ضرب کنید تا به عدد هشت برسید!

وضعیت مالی
وضعیت مالی

کلمات چهارحرفی ضروری اینها هستند:

۱٫ برنامه (Plan)

وقت آن رسیده که هزینه های ناگهانی و بدون برنامه خود را کاهش دهیم. اگر اهداف مهمی در زندگی خود دارید (که امیدوارم این گونه باشد)، با ریختن یک برنامه قبل از هزینه کردن برای آنها می توانید در مدت زمان کمتری به اهداف خود برسید. اگر قصد خرید لباس و مایحتاج روزانه و لوازم اساسی منزل را دارید، قبل از خرید یک فهرست از این اقلام تهیه کنید. در این صورت هر چیزی که واقعا مورد نیازتان است را به دست می آورید و خریدتان به سه بسته بزرگ کره بادام زمینی بی مصرف ختم نمی شود!

۲٫ پخت و پز (Cook)

مطمئنا وقتی به منزل می آیید، سرتان شلوغ است و خسته هستید و آخرین چیزی که به آن فکر می کنید درست کردن یک غذاست. من این را درک می کنم. در زمان بیکاری یا استراحت خود ورقی در میان کتاب های آشپزی بزنید و یک دستور پخت جدید برای خود پیدا کنید. میلیون ها دستور پخت وجود دارد که زمان زیادی را نمی طلبد و مواد اولیه زیادی نیاز ندارد و پس ماند زیادی از آنها باقی نمی ماند. سعی کنید در هر هفته حداقل به اندازه یک وعده بیشتر در خانه غذا بپزید و یک وعده کمتر غذای آماده بخورید.

۳٫ معاوضه (Swap)

آیا از پوشیدن لباس های تکراری خسته شده اید؟ آیا وسوسه می شوید که لباس های تازه بخرید؟ به جای آن می توانید یک مهمانی معاوضه برپا کنید. بسیار ساده است. تعدادی از دوستان خود را دعوت کنید و هر کدام از آنها پنج دست از لباس های خود را که قصد دارند برای مدتی استفاده نکنند یا تعویض کنند همراه بیاورند.

این کار می تواند موقتی یا دائم باشد. به خودتان بستگی دارد. به این ترتیب، بدون این که هزینه ای کرده باشید همگی رنگ و روی تازه ای به کمد لباس خود داده اید. این مسئله لزوما به لباس منتهی نمی شود. کالاهای ورزشی، لوازم خانه، لوازم آشپزخانه و لوازم برقی گزینه های خوبی برای تعویض در این مهمانی ها هستند.

۴٫ ایمنی (Safe)

برای محافظت از آنچه که دارید، از هیچ اقدامی فروگذار نکنید. اگر رمز عبور همه حساب های الکترونیکی شما از ۱۸ سالگی تاکنون تغییری نکرده، زمان آن رسیده که آنها را عوض کنید. مهم نیست که چقدر به عبارت «خلافکاران پشیمان می شوند» علاقه دارید. شما باید یک رمز عبور جدید و سخت برای حساب های خود تعیین کنید. تنها به یک کلمه عبور برای همه حساب های خود اکتفا نکنید. برای حساب های مختلف خود از کلمات عبور متفاوتی استفاده کنید.

۵٫ پس انداز (Save)

حتما می دانستید که به این کلمه اشاره می کنم. درست است؟ مطمئن هستم که شما از پیش در حال پس انداز کردن بوده اید؛ بنابراین پیشنهاد می کنم مقدار پس انداز کردن خود را به اندازه یک درصد افزایش دهید. کمی که پیش بروید از این کار خود خوشحال خواهید شد. افزایش های کوچک منجر به نتایج بزرگی خواهد شد.

۶٫ برنامه بازنشستگی (Roth)

از همین حالا شروع کنید. یک بازنشستگی شخصی برای خود باز کنید و یک انتقال اتوماتیک وار را از حساب پس انداز یا جاری خود به این حساب برای خود تنظیم کنید. از این کار خود بسیار خوشحال خواهید شد. من این را قول می دهم. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا نام آن Roth است؟ دلیلش این است که قانون آن را برای اولین بار فردی به نام سناتور Roth معرفی کرد.

۷٫ بدهی (Debt)

بله درست است. این کلمه می تواند یک چهار حرفی بسیار خوب باشد. اگر شما هر نوعی از بدهی را داشته باشید از این نظر که یک سابقه اعتباری (History Credit) برای خود می سازید، اتفاق خیلی خوبی است. با پرداخت به موقع قسط های خود آن را به یک سابقه خوب تبدیل کنید. شما برای این که بتوانید استحقاق بدهی بیشتری را داشته باشید، باید یک سابقه اعتباری داشته باشید.

می دانم شاید کمی عجیب به نظر بیاید، ولی اگر شما روزی قصد خرید یک خانه را داشته باشید، در صورتی که امتیاز سابقه اعتباری بیشتری داشته باشید، نرخ بهتری به شما تعلق می گیرد. این امتیاز بر اساس این تعیین می شود که شما بدهی های خود را در گذشته تا چه میزان خوب پرداخت کرده اید.

۸٫ بخشش (Give)

تقریبا همه افراد سالم و ثروتمند، زمان و پول یا هر دوی آنها را هزینه می کنند تا جهان را به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنند. اگر تاکنون این کار را نکرده اید آن را امتحان کنید. حتما آن را دوست خواهید داشت. با مقدار کمی شروع کنید و پس از آن، دیگر این کار را رها نخواهید کرد. اگر هم قبلا این کار را کرده اید، خود را به جلو هل داده و به این کار خود ادامه دهید.

این هشت کلمه چهار حرفی را به خاطر داشته باشید و آنها را به قسمتی از زندگی خود تبدیل کنید. مطمئن باشید با این کار، شما از نظر مالی در موقعیت بهتری نسبت به وضعیت کنونی خود قرار خواهید گرفت.

منبع: اکونومیست

۱۲ اصل مهم در طراحی اولیه برند

برندینگ اصولی یکی از مهمترین مواردی است که از روزهای ابتدایی شروع یک کسب و کار باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین توجه به طراحی اولیه برند مقرون به صرفه‌تر از طراحی مجدد و بازبینی آن خواهد بود. اما مطمئنا تمرکز بر روی طراحی مناسب در ابتدای کار بسیار سخت و دشوار خواهد بود. اگر شما هم در ابتدای آغاز به کار کسب و کار خود هستید و دوست دارید تصویر درست و مناسبی از برند خود را در ذهن مردم نهادینه کنید. در این مطلب با ما همراه باشید تا نکات مهمی که در طراحی اولیه برند باید مورد قرار گیرد را با هم بررسی کنیم.
طراحی اولیه برند
طراحی اولیه برند
اصول طراحی اولیه برند
۱) استفاده از طرح کلاسیک

استفاده از طرح‌های کلاسیک در طراحی اولیه برند یکی از مهمترین اصولی است که باید به آن دقت شود. اما توجه داشته باشید که استفاده از طرح‌های کلاسیک به هیچ وجه به معنی طرح‌های خسته کننده و قدیمی نیست. بلکه منظور از طرح کلاسیک توجه به سنت‌های قدیمی و استفاده از رنگ‌های مناسب در طراحی برند است. زیرا این کار سبب عامه پسند شدن برند می‌شود.

۲) طراحی برند بر اساس زمینه فعالیت شرکت

در طراحی لوگوی یک برند باید زمینه فعالیت شرکت نیز به گونه‌ای در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر هنگامی که فردی برای اولین بار با لوگوی یک برند مواجه می‌شود باید بتواند زمینه فعالیت آن را از روی لوگو تشخیص دهد. این امر تاثیر مثبتی بر روی ذهنیت مشتری خواهد داشت.

۳) عدم تشابه طراحی اولیه برند با لوگوی سایر کسب و کارها

هر چند برخی از کسب و کارها به عمد لوگوی خود را مشابه لوگوی سایر کسب و کارها طراحی می‌کنند تا ذهن مخاطب را به چالش بکند. اما در حالت کلی بهتر است از ایده‌های منحصر به فردی در طراحی برند استفاده شود. زیرا در صورت وجود تشابه ممکن است مخاطبان توجهی به جزئیات لوگوی شما نکنند.

۴) مشخص بودن جزئیات لوگو در تمام پلت‌فرم‌ها

توجه داشته باشید که مخاطبان در پلت‌فرم‌های مختلفی با لوگوی برند شما مواجه خواهند شد. بنابراین بهتر است مطمئن باشید که جزئیات لوگوی برندتان در پلت‌فرم‌های مختلف و یا در صورت پرینت گرفته شدن کاملا مشخص است.

۵) استفاده از رنگ‌های متفاوت

هر چند بسیاری از برندها تمایل دارند لوگوی خود را با دو رنگ سیاه و سفید طراحی کنند. اما باید بدانید که استفاده از رنگ‌های مختلف تاثیر بیشتری بر روی ذهن مخاطب می‌گذارد. در صورتی که بتوانید از ۴ رنگ مختلف در طراحی لوگوی خود استفاده کنید می‌توانید با به چالش کشیدن ذهن مشتری تاثیرگذاری را دو برابر کنید. زیرا جلوه‌ی بصری تاثیر فوق‌العاده‌ای بر ذهن مخاطبان دارند.

۶) ایجاد طرح‌های منحصر به فرد

برای ایجاد طرح‌های منحصر به فرد لازم نیست حتما از اشکال پیچیده در طراحی اولیه برند خود استفاده کنید. بلکه به کمک خطوط و رنگ‌ها می‌توانید طراحی فوق‌العاده‌ای را ایجاد کنید. به عنوان مثال لوگوی برند استارباکس مثال مناسبی از به کارگیری خطوط و ریزه کاری در طراحی لوگوی برند است.

۱۲ اصلی که در طراحی اولیه برند باید رعایت شود
طراحی اولیه برند لوگوی برند استارباکس
۷) انتخاب نام مناسب

در هر زمینه‌ای که فعالیت می‌کنید به یاد داشته باشید که انتخاب نام برای برند یکی از مهمترین و اساسی‌ترین گام‌های آغاز کسب و کار است. زیرا نام برند برای همیشه در ذهن‌ها باقی خواهد ماند. بنابراین بهتر است نامی که برای برند انتخاب می‌شود پرمعنا و کوتاه بوده و تلفظ راحتی داشته باشد. همچنین لزومی به وجود ارتباط نام و زمینه فعالیت وجود ندارد. در بسیاری از موارد انتخاب یک نام بی‌ربط ماندگاری بیشتری در ذهن مشتری دارد.

۸) انتخاب شعار تبلیغاتی کوتاه برای برند

هر برندی معمولا یک شعار تبلیغاتی برای خود انتخاب می‌کند. این شعار می‌تواند در طراحی برند یا بسته‌بندی آن مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال برند کیت کت شعار تبلیغاتی خود را به گونه‌ای انتخاب کرده است که همواره مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار دهد.

۱۲ اصلی که در طراحی اولیه برند باید رعایت شود
برند کیت کت

۹) تخصیص فضای خالی سفید به بخشی از لوگو

وجود فضای خالی در لوگو تاثیر مثبتی در ذهن مخاطب دارد. بنابراین سعی کنید حتی در صورت انتخاب یک طراحی پیچیده نیز فضای خالی سفیدی را در بخشی از لوگوی خود در نظر بگیرید. این امر باعث ایجاد انسجام در ذهن مخاطب می‌شود.

۱۰) عدم استفاده از خطوط شکسته

مخاطب در اولین نگاه خود به لوگوی یک برند تجزیه و تحلیلی را در ذهن خود نسبت به ان انجام می‌دهد. از این رو استفاده از خطوط شکسته در طراحی اولیه برند با درگیر کردن ذهن مخاطب تاثیر روانی منفی بر روی آن می‌گذارد. به همین دلیل است که بسیاری از برندها سعی می‌کنند از حروف انگلیسی زاویه دار نیز در طراحی لوگوی خود استفاده نکنند.

۱۱) استفاده از لحنی ملایم و گرم هنگام معرفی برند

استفاده از لحنی گرم و ملایم هنگام معرفی یک برند تاثیر به سزایی در محبوبیت آن برند دارد. اگر قصد معرفی برند خود را دارید بهتر است در ابتدا بر روی لحن و روابط اجتماعی خود کار کنید. زیرا ایجاد یک ذهنیت مثبت در مخاطب در گرو مهارت‌های ارتباطی قوی و استفاده از لحن مناسب است.

۱۲) دخیل کردن علایق صاحبان برند

اگر دوست دارید برند ماندگاری را ایجاد کنید بهتر است علایق و سلایق خود را نیز در طراحی آن دخیل کنید. زیرا در این صورت ارتباط عاطفی بیشتری با مخاطبان خود برقرار می‌کنید. برقراری همین ارتباط عاطفی نیز یکی از رموز موفقیت و محبوبیت برند است.

قبل از راه اندازی کسب و کار این ۷ سوال را از خودتان بپرسید

در روز چند ایده‌ی کسب و کاری به ذهن‌تان خطور می‌کند؟ کارآفرینان معمولا وقتی از خواب بیدار می‌شوند چند ایده‌ی جدید دارند. آن‌ها در طول روز به ایده‌های‌شان علاقه‌مند می‌شوند. در نهایت شب که به رختخواب باز می‌گردند نقشه می‌کشند تا از فردا ایده‌شان را اجرایی کنند و … شکست بخورند! شادی و هیجانی که هنگام یافتن ایده‌ای جدید به سراغ کارآفرینان می‌آید یکی از مهم ترین عوامل شکست آن‌هاست. کارآفرینان با تجربه می‌دانند که هر ایده‌ای ارزش دنبال کردن ندارد. آن‌ها عاشق ایده‌هایی می شوند که از جنس فرصت هستند. و یک فرصت چه زمانی ارزش دارد؟ وقتی که بشود به سودآور بودن آن امید داشت.
راه اندازی کسب و کار
راه اندازی کسب و کار
در ادامه ۷ سوالی را که مایک کوچ، کارآفرین موفق، در مواجهه با ایده‌های کسب و کاری می‌پرسد بیان می کنیم. به عقیده او اگر تعداد پاسخ‌های منفی شما به سوال‌های مطرح شده خیلی زیاد باشد بهتر است قید ایده را بزنید.
۱٫ این کسب و کار با سبک زندگی‌تان تناسب دارد؟
ما زندگی نمی‌کنیم تا کار کنیم، بلکه کار می‌کنیم تا زندگی کنیم. با این حال خیلی از کارآفرینان خلاف این نظر را دارند. آن‌ها عاشق کارشان هستند و به نوعی با آن ازدواج کرده‌اند تا همیشه کنار هم باشند. برای چنین اشخاصی کار همه چیز است. چنین کارآفرینان معمولا کسب و کارهای موفق در سطح ملی و جهانی دارند; مانند فیس‌بوک،اپل،گوگل و امثال آن‌ها. اما خوشبختانه بسیاری از کسب و کارها هستند که به موسس‌شان فرصت زندگی کردن هم می‌دهند. اگر دوست دارید از همه‌ی جنبه‌های زندگی‌تان بهره ببرید، هنگام مواجهه با ایده‌ای جدید از خودتان بپرسید: آیا باید تمام وقت و انرژی خود را صرف اجرایی کردن‌ ایده‌ام بکنم و یا زمانی هم برای استراحت و تفریح باقی می‌ماند؟
۲٫ تقاضایی برای محصول‌تان وجود دارد؟
ایجاد محصول جدید سخت است اما سخت تر از آن ایجاد نیاز برای محصول است. فرآیند ایجاد نیازی که تا قبل از آن وجود نداشته بسیار آهسته، پرهزینه و دشوار است. با این حال گاهی هم ارزشش را دارد. اپل یکی از کمپانی‌هایی است که در این زمینه بسیار موفق عملکرده است. این موضوع به این بستگی دارد که شما چقدر توانایی استیو جابز شدن داشته باشید.
۳٫ ارزش پیشنهادی‌تان منحصر به فرد است؟
این ایده تا به حال به فکر هیچ‌کس نرسیده است؟ خب شاید شما اینطور فکر کنید ولی احتمال چنین چیزی بسیار کم است. یعنی اینکه ایده‌ی تازه نفس‌تان به احتمال زیاد جایی در گوشه‌ای از این کره خاکی در حال اجرایی شدن است. یا اینکه تا به حال اجرایی شده و شما بی‌خبرید. ناراحت نباشید. این افراد سد راه شما نیستند آن‌ها فقط رقیب‌تان هستند. اگر ارزش پیشنهادی منحصر به فردی داشته باشید نیازی نیست نگران رقبا باشید.
۴٫ بازاریابی دیجیتالی می‌تواند به رشد کسب و کارتان کمک کند؟
اینترنت و شبکه‌های اجتماعی فقط برای بازی و سرگرمی نیستند. زمانی که شما در حال خندیدن به جوکی در تلگرام هستید افراد زیادی در تلاشند تا به وسیله همین شبکه‌ها کسب و کارشان را توسعه دهند. این یک صحبت جدی است. اینترنت یکی از ارزان‌ترین و سریع‌ترین کانال‌های تبلیغاتی دنیای امروز است. اکر فکر می‌کنید برای تبلیغات‌تان نمی‌توانید روی کمک اینترنت حساب کنید، در آینده بازاریابی محصول‌تان بسیار دشوار خواهد بود.
 قبل از راه اندازی کسب و کار این 7 سوال را از خودتان بپرسید
۵٫ می‌توانید روی فروش کسب و کارتان حساب کنید؟
کسب و کارهای کوچک و موفق ایجاد می‌شوند، رشد می‌کنند و زمانی که به بلوغ برسند توسط شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ خریداری می‌شوند. فکر می‌کنید ایده‌ی شما هم این قابلیت را دارد؟
۶٫ از اجرایی کردن ایده‌تان لذت می‌برید؟
تا به حال کارمند بوده‌اید؟ کارمند بودن معمولا یکی از کسل کننده‌ترین شغل‌هاست گرچه پول زیادی در بیاورید. دلیلش را همه می‌دانیم; جذاب نبودن کار. در دنیای کسب و کار هم همیشه و همه‌جا حرف بر سر پول درآوردن است. پول محرک مهمی برای راه اندازی هر کسب و کاری است ولی این همه ماجرا نیست. اگر قرار است برای اجرایی کردن ایده‌تان هر روز و هر هفته ساعت‌های زیادی وقت صرف کنید باید از این‌ کار لذت ببرید. کارآفرینی در واقع دنبال کردن علاقه واقعی‌تان است. اگر لذت و هیجانی در کار نباشد بهتر است همان راه بی دردسر کارمندی را در پیش بگیرید.
۷٫ صبرتان زیاد است؟
بیل گیتس همیشه بیل گیتس بوده است اما همیشه ثروتمند نبوده. بیل گیتس و بقیه‌ی کارآفرینان موفق راه دور و درازی را طی کردند تا به این جا رسیدند. بعضی افراد خیلی عجول هستند و اگر در مدت کوتاهی نتیجه‌ی مطلوبی کسب نکنند به سرعت ناامید و دل‌زده می‌شوند. خلاصه اینکه اگر شما هم شش ماهه به دنیا آمده‌اید یا باید تغییر کنید یا قید کارآفرینی را بزنید. بیشتر کسب و کارها سال‌ها به زمان نیاز دارند تا به موفقیت برسند.
فرق کارآفرینان با افراد دیگر چیست؟ شاید بگویید که آن‌ها خیلی کار می‌کنند. درست است. اما مهم‌ترین وجه تمایز کارآفرینان در ویژگی های شخصیتی‌شان است. کارآفرینان ویژگی‌هایی دارند. خلاق، جسور، ریسک پذیر و خیلی چیزهای دیگر. اما علاوه بر این‌ها آن‌ها با خودشان صادق هستند. وقتی که ایده‌ای ارزش دنبال کردن را ندارد هرچند که به آن علاقه‌مند باشند، آن را کنار می‌گذارند و به راه‌شان ادامه می‌دهند.

چگونه استرس کاری را از بین ببریم؟

مگر اینکه ربات باشید تا بتوانید به طور کامل از استرس‌ شغلی پرهیز کنید و قادر باشید از انتقال اینگونه احساسات به محیط منزل جلوگیری نمایید. اوقات فراغت موضوع بسیار مهمی است که با توجه به آن می‌توان اضطراب و ناامیدی بیش‌از حد کاری را کنار گذاشت و با نشاط و روحیه خوب دوباره به محیط شغلی بازگشت. در ادامه به ۵ روش برای دور ماندن از استرس‌ کاری، خشم و اضطراب اشاره می‌کنیم.

بدوید

آخرین چیزی که بعد از یک روز سخت کاری جذاب به نظر می‌آید، یک پیاده روی سریع است. با انجام آن، این موقعیت را در اختیار مغز خود می‌گذارید تا از فشار ذهنی ایجاد شده در طول روز خارج شود و علاوه بر این انرژی اضافی بدن خود را با فعالیت‌ فیزیکی بسوزانید. اگر برای رفتن به سر کار رانندگی می‌کنید، سعی کنید تا محل پارک خود را به گونه‌ای تعیین کنید که برای رسیدن به دفتر یک پیاده‌روی پنج یا ده دقیقه‌ای در پیش داشته باشید و فرصت کافی را برای آمادگی ذهنی فراهم نموده باشید.

چگونه می‌توان استرس‌های کاری را از بین برد؟!
استرس امروز را به فردا بسپارید

مهمترین چالش احساسی که برای دور کردن آن از محل کار نیاز دارید، حذف استرس است. سعی کنید پیش از نشستن روی صندلی و شروع روز کاری مسایل کاری مربوط به روزهای آینده را فراموش کنید. جمله “نگران نباش!” شاید برای برخی از افراد موثر نباشد، اما باید قبول کرد که این نگرانی مربوط به زمان حال نیست و جز مشکلات آینده محسوب می‌شود. این نکته به کاهش تشویش کمک می‌کند و بیش از آن تامدت‌ها نگرانی را از شخص دور می‌نماید.

به فکر دوستان باشید

در صورتی که شریک زندگی یا هم اتاقی دارید، آن‌ها را به عنوان فردی برای گفتن شرایط خسته کننده کاری یا شکایت‌های روزانه در نظر نگیرید. دوستان یا اعضای دیگری از خانواده را برای درد دل کردن انتخاب کنید (و مطمین شوید این اتفاق برای آن‌ها اهمیت ندارد). بدین ترتیب، برای همیشه زمینه را برای تشریح تنش‌های کاری از بین می‌برید و مهم‌تر از آن به کاهش استرس شریک خود نیز کمک می‌نمایید.

چگونه می‌توان استرس‌های کاری را از بین برد؟!
میانه‌رو باشید

اگر شغلی دارید که نیازی به آنلاین بودن یا در دسترس بودن گوشی شما ندارد، باید به شما تبریک بگوییم! از حرفه خود لذت ببرید و آن را با خواندن ایمیل یا تماس‌های غیرضروری بیهوده تلف ننمایید. چنانچه از این مزیت برخوردار نیستید، ازفرد مطمینی مشاوره بگیرید و درباره ایجاد قواعد کاری، تیمی و ارتباط با کارفرمایان صحبت کنید.

برنامه‌ریزی کنید
استرس کاری
استرس کاری
یکی از بهترین روش‌های کاهش استرس در طی یک روز کاری و جلوگیری از بردن آن به محیط خانه این است که منتظر یک اتفاق خوشحال کننده در پایان روز باشید. این مورد به این معنا نیست که باید هر شب بعد از کار بیرون بروید، اما می‌بایست شرایطی را برای خود ایجاد کنید تا بتوانید زمانی را برای تفریح کردن در پایان کار داشته باشید. این تفریح شاید خواندن یک کتاب، صرف یک نوشیدنی یا بازی‌ کردن با کودک‌تان باشد. ایجاد چارچوب، برنامه‌ریزی و همچنین تعیین مرز مشخص بین وقت کاری و عادی نیز به تقویت روحیه شما کمک می‌کنند.
آی تی رسان

چهار عنصر اصلی برای اندازه‌گیری رضایت مشتری

راه‌های مختلفی برای اندازه‌گیری رضایت مشتری وجود دارد. بااین‌وجود، برخی ازاین‌روش‌ها کاملاً ابتدایی و مقدماتی هستند و می‌توانند برای هر نوع کسب‌وکاری مورداستفاده قرار بگیرند، خواه کسب‌وکار موردنظر یک شرکت بزرگ باشد یا یک بنگاه تجاری کوچک یا متوسط باشد. ازآنجایی‌که این معیارها از طریق روش‌های تحلیل داخلی هم مورداستفاده هستند، عموماً باید تا جای ممکن به‌صورت منظم و مرتبط اجرا شوند تا به توسعه رضایت مشتری در سازمان شما کمک کنند. انجام این کار باعث می‌شود تا اطلاعات شما نسبت به نیازهای مشتریآن‌همواره به‌روز باشد.

نظرسنجی‌های دوره‌ای

نظرسنجی‌های دوره‌ای شامل برقراری ارتباط با مشتریان خودتان و دریافت بازخورد به‌صورت مستقیم از خود آن‌هاست. شکل‌های مختلفی ازنظرسنجی‌های دوره‌ای برای اجرا کردن وجود دارند که ازجمله می‌توان به نظرسنجی‌های آنلاین، نظرسنجی‌های ایمیلی و . . . اشاره کرد. حتی می‌توانید گونه‌ای از نظرسنجی را ترتیب دهید که به‌صورت مستقیم از مشتریانی که به‌صورت حضوری به فروشگاه آمده‌اند، در داخل فروشگاه به آن پاسخ دهند. مزیت استفاده از نظرسنجی دوره‌ای این است که شما می‌توانید بازخوردی از مشتریان به‌صورت مستقیم دریافت کنید و درواقع متوجه شوید که ازنظر شاخص رضایت مشتری در چه جایگاهی قرار دارید. علاوه بر این، با مقایسه نتایج حاصل از نظرسنجی فعلی با آخرین نظرسنجی کسب‌شده، به‌راحتی می‌توانید شاهد تغییری در تمایلات مشتریان باشید.

نرخ از دست دادن مشتری

نرخ از دست مشتریان معیاری است که توسط کوچک‌ترین بنگاه‌های اقتصادی به‌منظور اندازه‌گیری میزان رضایت مشتری قابل‌اجراست. البته دلایل مختلفی برای از دست دادن مشتری می‌تواند متصور باشد. مشتری ممکن است از کیفیت محصول، تدارکات، خدمات و یا . . . شما راضی نباشد. حتی ممکن است به دلیل یک تغییر کوچک در محصول شما یا معرفی و عرضه یک محصول جدید توسط رقیب یا قدیمی شدن محصول شما و … خرید از شما را ترک کند.
علاوه بر نرخ از دست مشتریان، شما باید ببینید که مشتریان پس از ترک شما به کجا می‌روند. آیا به سراغ برند دیگری می‌روند یا اینکه به‌طور کل محصول را ترک کرده و نیاز خود را با یک محصول دیگر رفع می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، خریداران دستگاه‌های کامپیوتر رومیزی ممکن است به‌طور کل سراغ استفاده از دستگاه‌های کامپیوتر لپ‌تاپ بروند. بنابراین در یک مورد خاص ممکن خریداران از برندی به برند دیگر منتقل شوند و در یک مورد دیگر ممکن است به‌طور کل از یک محصول به سراغ محصول دیگری بروند.

اندازه گیری رضایت مشتری
اندازه گیری رضایت مشتری

خریداران معماگونه

این روش می‌تواند برای هر نوع خریدی مورداستفاده قرار بگیرد. در این مورد شما باید به‌عنوان نسخه‌ی نمایشی یک خریدار ظاهر شوید و به سراغ محصول رقیب یا حتی محصول خودتان بروید. در این روش به‌خوبی می‌توانید متوجه شوید که محصول شما چگونه به مشتری معرفی می‌شود یا اینکه حتی محصولات رقیب شما نیز چگونه به مشتریان خود آن‌ها معرفی و عرضه می‌شود. بنابراین می‌توانید به تفاوت‌های موجود در بین تعاملات مشتریان پی برده و به این نتیجه برسید که آیا مشتری موردنظر تجربه مثبتی از تعامل با شما دریافت کرده یا خیر. به‌عنوان‌مثال، باید حتماً توجه داشته باشید که گارسون‌ها رفتار فوق‌العاده‌ای با مشتریان داشته باشند. در فروشگاه‌های خرده‌فروشی نیز باید حتماً توجه کنید که فروشنده شما اطلاعات بسیار کامل و دقیق فنی و … در رابطه با هر یک از محصولات در حال عرضه داشته باشد و ازاین‌رو ارزش بسیار بالا و قابل قبولی را به مشتری ارائه کنند.

زیر نظر گرفتن عملکرد رقیب

خرید معماگونه یکی از روش‌هایی است که از طریق آن قادر به نظارت بر عملکرد رقیب هستید که به شما اجازه می‌دهد تا به‌خوبی متوجه شوید چه کسی دارای سطح بالاتری از رضایت مشتری است . به‌منظور درک بهتر زیر نظر داشتن رقبا خودتان و نیز اندازه‌گیری میزان رضایت مشتری، اجازه دهید مثالی را برای شما مطرح کنم. شرکتی را با چندین خط و طول محصول تصور کنید. این شرکت به‌راحتی در برابر هر محصول تولیدی خودش دارای ۵ رقیب مختلف است.
بنابراین این شرکت بدون اطلاع داشتن از تمامی ابعاد وضعیت رقبا خودش قادر به ادامه حضور خود در بازار نیست. تنها با دانستن اینکه رقبا در حال ارائه چه چیزی در بازار هستند، یک شرکت می‌تواند مشتریان خود را حفظ کند و راه آن‌هم درواقع ارائه ارزش بیشتر و بهتر به مشتری و بهتر بودن در همه زمینه‌ها نسبت به رقیب ممکن می‌شود. زیر نظر گرفتن عملکرد رقیب نیازمند در اختیار داشتن یک شبکه بازاریابی قوی و نیز داده‌های پژوهش ثانویه است که به‌طور منظم تهیه‌شده باشند.
چهار گام فوق توسط هر شرکت با هر ابعادی قابل‌اجرا است مهم‌ترین کارهایی است که هر شرکت باید در بازه‌های زمانی مختلف جهت کسب اطمینان از رضایت مشتری نسبت به برند و محصول خودش انجام دهد.
آی بازاریابی

رمز و راز های جهانی شدن

هر کسب‌ و کاری که فعالیت خود را شروع می‌کند، هر چقدر هم که کوچک و محدود باشد، مطمئنا اهداف بلند پروازانه زیادی را پیش روی خود داشته و به دنبال تثبیت و بالا‌بردن نام تجاری خود است‌ اما این اهداف در صورتی امکان تحقق خواهند یافت که مطابق با راهکارهایی مناسب و کاربردی پیاده شوند و تنها به‌صورت جملاتی پرطمطراق و زیبا ‌روی کاغذ باقی نمانند.
برای رسیدن به این منظور نیز باید راهکارها و استراتژی‌های متناسب و کارآمدی را به اجرا درآورد تا بتوان از موقعیت یک کسب‌و‌کار کوچک، به جایگاه یک برند معروف دست یافت. در همین راستا نیز در این گزارش به معرفی چند راهکار عمده خواهیم پرداخت که کسب‌وکارهای کوچک را برای ورود به  به بازارهای بزرگ جهانی آماده خواهند کرد.
جهانی شدن
جهانی شدن
وعده‌های خود را تنها ارائه ندهید، بلکه به آنها حیات ببخشید

اگرچه طراحی و ارائه شعارهای خلاقانه برای انجام فعالیت‌های تبلیغاتی بسیار ضروری است، اما اگر این شعارها در حد یک وعده باقی مانده و تحقق نیابند، به مرور زمان تأثیرگذاری خود را از دست خواهند داد. ناگفته پیداست که تمام شعارهای تبلیغاتی که با توجه به روحیات مخاطبان و نیازهای آنها انتخاب شده باشند، در همان وهله اول، مخاطبان را به سوی خود جلب خواهند کرد، اما اگر این شعارها تحقق نیابند، به وعده‌هایی دروغین تبدیل خواهند شد که به مرور زمان، عدم اعتماد مشتریان را به همراه خواهند داشت، بنابراین یکی از مهم‌ترین راهکارهایی که برای ماندگاری و رشد یک نام تجاری بسیار اهمیت دارد، تحقق وعده‌های آن است، چراکه جلب اعتماد مخاطبان است که می‌تواند یک کسب‌‌وکار کوچک را به مرور زمان به یک برند ماندگار تبدیل کند.

گذر از بازارهای محلی به بازارهای جهانی

اگر رؤیای جهانی‌شدن را در سر دارید، نباید کسب‌و‌کار خود را در همان سطح محلی نگه بدارید، اما عجله‌کردن در این راه نیز به ضرر شما تمام خواهد شد، زیرا برای پا گذاشتن به عرصه بازارهای بزرگ‌تر و یافتن مخاطبان جهانی، در درجه اول باید در بازار محلی خود تثبیت شوید، بعد از این مرحله است که باید به دنبال یافتن استراتژی‌های تازه‌تر باشید. به این معنا که راهکارهایی که جوابگوی مخاطبان محلی شما بود، دیگر کفاف حضور در بازارهای جهانی را نخواهد داد و شما باید به دنبال شناختن مخاطبان جهانی خود باشید که فرهنگ‌هایی مختلف دارند و در نتیجه باید روش‌های تبلیغاتی متفاوتی را در پیش بگیرید.

در همین راستا باید اذعان کرد که ترجمه شعارهای تبلیغاتی در این مرحله کارساز نخواهد بود، بلکه مخاطبان جدید، علایق و خصوصیات جدیدی دارند و شما نیز مطابق با آنها باید به طراحی و ارائه برنامه‌های جدید بازاریابی خود بپردازید.

متخصصان بازاریابی را فراموش نکنید

گسترش یک نام تجاری در سطح بین‌المللی کار چندان راحتی نخواهد بود و نیاز به تخصص و مهارت‌هایی ویژه دارد، در همین راستا باید گفت بعد از حضور در بازارهای جهانی، ضروری‌ترین راهکار، استخدام تیم‌های بازاریابی موفق و کمک‌گرفتن از آژانس‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی است؛ چراکه در این مرحله، کسب‌وکار شما نیاز به گسترش و شناخته‌شدن از سوی مخاطبان جهانی دارد و بنابراین داشتن یک تیم متخصص که تجربه زیادی در این کار دارد، می‌تواند کمک زیادی به روند رشد نام تجاری شما داشته باشد؛ ضمن اینکه فضای دیجیتال و گسترش رسانه‌های اجتماعی نیز به عنوان ابزاری قدرتمند در دست شما خواهند بود تا با کمک راهکارهایی که تیم متخصص انتخابی شما ارائه می‌دهند، حضوری بهینه‌تر و کارآمدتر در سطح جهانی داشته باشید.

لحن خاص کمپین‌های تبلیغاتی خود را بیابید

اگر با کمی دقت به برندهای مشهور جهان و فعالیت‌های تبلیغاتی آنها نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که تمام آن فعالیت‌های بازاریابی، در عین اینکه متفاوت از هم بوده و تکراری نیستند، لحن خاصی را در شعارها، تصاویر، ویدئوها و دیگر راهکارهای بازاریابی خود دارند که به صورتی غیرمستقیم ذهن مخاطب را با آن نام تجاری مرتبط می‌کنند؛ بنابراین برای جهانی‌شدن یک برند، یافتن آن لحن خاص ضروری محسوب می‌شود و رسیدن به این لحن نیز در گرو حرکت درست و همه‌جانبه فعالیت‌های بازاریابی آن است؛ به این معنا که اگر یک کسب‌وکار کوچک در فضای محلی خود به‌درستی تثبیت شود و بعدها نیز بتواند با کمک گرفتن از تیم‌های متخصص، جایگاه خود را در سطح جهانی بیابد، خواه‌نا‌خواه، لحن و صدای خاص خود را پیدا خواهد کرد و مخاطبان جهانی می‌توانند صدای آن را در بین دیگر برندهای رقیب به خوبی تشخیص بدهند.